پست فطرت‌های میان سیاره‌ای! | بررسی بازی Void Bastards

زندانی‌هایی که جز مهره‌ای برای یک هدف نیستند

در طول سال‌های نه چندان زیادی که از عمر بازی‌های ویدئویی می‌گذرد، شاهد محصولات میان رشته‌ای زیادی بوده‌ایم. البته شاید لفظ میان رسانه‌ای کلمه‌ی بهتری باشد زیرا می‌خواهیم از تبدیل شدن فیلم‌ها، سریال‌ها یا داستان‌های محبوب به بازی‌های ویدئویی و برعکس حرف بزنیم. این روزها همه‌ی ما فیلم‌ها و سریال‌هایی دیده‌ایم یا در جریان آن‌ها هستیم که براساس بازی‌ها ساخته شده‌اند و از آن طرف نیز بازی‌های زیادی را دیده‌ایم که بر اساس فیلم‌ها یا سریال‌ها و اکثرا در قالب نوعی ابزار بازاریابی بیشتر برای کمک به فروش محصول اصلی تولید شده‌اند. نتیجه‌ی این تبادلات میان رسانه‌ی سینما و تلویزیون با بازی‌های ویدئویی خیلی به ندرت منجر به خلق اثری ارزشمند و فاخر چه در حوزه بازی‌ها و چه در فیلم و سریال شده است. با این حال نمی‌توان این حرف را به سادگی در مورد ارتباطات میان رسانه‌ای کامیک و کامیک استریپ با بازی‌ها زد. بله شاید این به اصطلاح مجله‌های مصور در فرهنگ و سبک زندگی ما محبوبیت و مقبولیت کمتری نسبت به کشورهای غربی و خصوصا آمریکا داشته باشد اما نمی‌توان منکر آن شد که بسیاری از شخصیت‌های و چه بسا داستان‌های پر طرفدار بازی‌های ویدئویی از همین مجله‌های مصور سرچشم گرفته‌اند. مرد عنکبوتی، بتمن، لاک‌پشت‌های نینجا و غیره تنها مثال‌هایی ساده از این موضوع هستند تا برای ما یادآوری هم باشند که سری بازی‌های بتمن شرکت Rocksteady یا اسپایدرمن Insomniac Games چگونه مورد تحسین و تمجید منتقدان و مخاطبان قرار گرفتند.

با این وجود در طول تمام این سال‌ها کمتر بازی‌ای شاهد بوده‌ایم که این الهام گرفتن از دنیای کامیک‌ها را به صورت بصری‌ و عیان‌تری نیز به تصویر بکشد. شاید یکی از نمونه‌های مشهور این موضوع Comix Zone باشد، بازیی برای کنسول سگا جنسیس که در مورد نویسنده‌ی کامیکی بود که طی اتفاقی اسیر در دنیای داستان‌های خود می‌شود. اگرچه بازی از نظر ساختار گیم‌پلی Beat ‘em up بود و خب تفاوت چندانی با بازی‌های آن دوره که نسل طلایی این ژانر بود نداشت اما گرافیک هنری و سبک کامیک‌گونه‌ی بازی آن را در ذهن‌ها ماندگار کرد. بعید می‌دانم کسی آن انیمیشن‌های کاراکتر برای حرکت بین قاب‌های مختلف کامیک را فراموش کرده باشد!

پس از سال‌ها حالا بازی دیگری به اسم Void Bastards منتشر شده که اگرچه دنیای کامیک آن نمودی در مکانیک‌های گیم‌پلی ندارد ولی از نظر هنری و جلوه‌های بصری بسیار به این موضوع پایبند بوده و یک قدم مثبت دیگر در تولید بازی‌هایی با این ساختار برداشته است.

بخش عمده‌ای از مدیریت کلی و برنامه‌ریزی شما این‌جا شکل می‌گیرد

زندانی‌های جسور

همان طور که در کامیک‌ها نمی‌توان به راحتی سر و کله‌ی داستان‌های عمیق یا پیچیده را پیدا کرد، داشتن چنین انتظاری از بازیی که از نظر فرم بصری شباهت بسیار زیادی به یک کامیک دارد نیز چندان معقول نیست. در چنین فضاهایی داستان یک کلیتی از شروع ماجرا، درگیری با نیروهای مخالف و جمع‌بندی است و معمولا روایت‌های مستقیم و خطی کار پیشبرد قصه را جلو می‌برند. علاوه بر تمام این‌ها، در نظر داشته باشید که سبک بازی روگ-لایت است یعنی به صورت کلی گیم‌پلی قرار است اولویت و ارجحیت بالاتری نسبت به داستان داشته باشد. با این حال از آنجا که طی سال‌های اخیر قصه و داستان‌سرایی در بازی‌های ویدئویی بسیار محبوبیت یافته، تیم مستقل Blue Mancho نیز تلاشی در این زمینه انجام داده است.

ماجرای بازی در مورد یک ایستگاه فضایی/زندان فضایی یا آزمایشگاه فضایی در آینده‌ای دور است که علاوه بر نژاد انسان، نژادهای عجیب غریب دیگری نیز در دنیای فانتزی آن وجود دارند. انسان‌ها به دنبال جمع‌آوری اطلاعات و داده‌هایی هستند که در بخش‌های مختلف کهکشان پراکنده شده‌اند. بازی یک شخصیت ثابت ندارد اما شما قصه را در نقش کاراکتری آغاز می‌کنید و ماموریت دارید به دنبال یافتن آیتم‌های درخواستی، در فضا و میان سیارات سفر کرده، به ایستگاه‌های فضایی مختلف رفته و به جستجو بپردازید تا زمانی که کشته شوید. پس از آن نفر بعدی جایگزین کاراکتر کشته شده می‌شود تا ماموریت را ادامه دهد و این ساختار همین‌طور تکرار می‌شود تا قصه را تمام کنید. شخصیت‌ها طی یک سیستم به صورت تصادفی تولید می‌شوند ولی بعضی از آن‌ها ویژگی‌های جذاب‌تری دارند که آن‌ها را باحال‌تر می‌کند. اگر احیانا به چنین شخصیتی دست یافتید باید حسابی مواظب باشید که کشته نشوید!

کاراکترهای بازی لباس‌هایی شبیه به زندانی‌ها به تن داشته و به نظر می‌رسد انجام این ماموریت سخت پیشنهادی است که در ازای آزادی دریافت می‌کنند. بهرحال با وجود شباهت‌های ظاهری، هر کدام از آن‌ها پارامترها و خصیصه‌های مختلفی دارند که در واقع به شخصیت‌پردازی آن‌ها کمک می‌کند. مثلا می‌توانم از کاراکتری سیگاری یاد کنم که هر چند ثانیه سرفه می‌کند یا شخصیت دیگری که حواس‌پرت است و بعضا آیتم‌هایی که جمع کرده را روی زمین می‌اندازد و بسیاری از ویژگی‌های این چنینی که در شخصیت‌ها بروز می‌کند. نکته‌ی جالب اینجاست که این ویژگی‌ها در گیم‌پلی تاثیر مستقیم دارند یعنی مثلا همان سرفه کردن ناگهانی کاراکتر می‌تواند در محیط‌هایی از مرحله که مخفی‌کاری می‌کنید تولید صدا کرده و دشمنان را نسبت به موقعیت‌تان آگاه سازد یا دست و پا چلفتی بودن کاراکتر به هنگام فرارهای سریع در مرحله باعث شود که کلی آیتمی که جمع کرده بودید را روی زمین رها کنید.

در Void Bastard داستان صرفا کلیتی است که شما را به دل ماجرا پرتاب کند و اگرچه تلاش‌های تیم سازنده که ردپای کارکنان سابق Irrational Games نیز در آن‌ها دیده می‌شود برای جذاب‌تر کردن روایت و عمق دادن به شخصیت‌ها قابل تقدیر است اما در نهایت وجه تمایز بازی نمی‌باشد.  

آیتم‌های به دست آمده را می‌توان ارتقا داد یا آیتم‌های جدید ساخت. بازی به شما در پیدا کردن قطعات مورد نیاز یک وسیله نیز کمک می‌کند

روگ لایک یا روگ لایت؟

شاید تعریفی که از Void Bastards در جاهای دیگر خوانده باشید در مورد روگ لایک بودن آن گفته باشند ولی به نظرم روگ-لایت نامیدن آن بهتر است. چرا؟ خب یکی از تفاوت‌های عمده‌ی این دو سبک بازی در برخورد آن‌ها به مقوله‌ی مجازات بازیکن بازمی‌گردد. در هر دو سبک چیزی موسوم به Permadeath وجود دارد، یعنی خبری از چک پوینت و لود کردن از مرحله‌ی قبلی و اینا نیست، اگر در بازی کشته شوید باید آن را تماما از ابتدا آغاز کنید. در روگ-لایک‌ها با کشته شدن تمام آنچه که به دست آورده بودید را از دست داده و به جز تجربه‌ی بیشتر بازیکن توشه‌ی جدیدی در شروع مجدد بازی نخواهید داشت ولی در روگ-لایت‌ها معمولا ساختار این گونه است که جدا از پیشبرد مراحل بازیکن به سلاح‌ها، آیتم‌ها یا تجهیزات بیشتری دست پیدا می‌کند یا همچون Void Bastards از ترکیب آن‌ها می‌تواند به آیتم‌های جدیدتری نیز برسد. در این سبک بازی‌ها با کشته شدن کاراکتر، این جنس دستاوردها و به نوعی میراث گیم‌پلی او نیز به کاراکتر بعدی منتقل می‌شود و در واقع اگرچه از لحاظ شماره‌ی مرحله به نقطه‌ی صفر بازمی‌گردید ولی از نظر امکانات و دارایی‌ها پیشرفت‌های قبلی را به همراه داشته و در نتیجه مراحل ابتدایی ساده‌تر و سریع‌تر پشت سر گذاشته می‌شوند.

تولید تصادفی مراحل به صورت کاملا سیستماتیک همچون خود بازی اصلی Rogue یا انتخاب از میان مجموعه‌ای از الگوهای از قبل طراحی شده مثل همین Void Bastards از دیگر خصیصه‌های این ژانر بازی‌هاست. در این میان به نوعی خلاقیت و یکی از ویژگی‌های بارز گیم‌پلی بازی این است که بخش اعظمی از آن تیراندازی اول شخص کلاسیک است. کلاسیک یعنی چه؟ یعنی خبری از سیستم‌های سنگرگیری یا سرک کشیدن از گوشه‌ها نیست بلکه با تغییر موقعیت کاراکتر باید از گلوله‌ها یا سایر خطرها جاخالی دهید. دارایی‌های اصلی کاراکتر دو سلاح و یک گجت است که در اوایل بازی حق انتخاب چندانی ندارید ولی به مرور که در بازی پیشرفت می‌کنید و به آیتم‌های بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید، می‌توانید سلاح‌ها و گجت‌های متفاوتی ساخته و بسته به نوع مرحله‌ای که قصد ورود به آن را دارید، از بین تجهیزات خود بهترین‌ها را انتخاب کنید.

سیستم انتخاب مرحله‌ی بازی شباهت بسیار زیادی به عنوان جذاب و عالی Bad North دارد. یعنی یک نقشه‌ی کلی در بازی وجود دارد که شما همین‌طور در آن جلو می‌روید و در هر نقطه بین حداقل دو مرحله، حق انتخاب دارید ولی باید بدانید مراحلی که از آن‌ها گذر می‌کنید دیگر قابل برگشت و بازی کردن نخواهند بود. به لطف این ویژگی مقدار قابل توجهی استراتژی به گیم‌پلی وارد می‌شود چرا که قبل از شروع مرحله بازی یک کلیتی از اینکه چه نوع دشمنانی با چه کثرتی در مرحله حضور دارند و حدودا چه آیتم‌های اصلی و فرعی‌ای می‌توانید در آن پیدا کنید به شما می‌دهد. حالا در این نقطه است که بسته به میزان سلامتی کاراکتر و آیتم‌های قوی‌تری که قصد رسیدن به آن‌ها را دارید، باید استراتژی خود را انتخاب کنید. همچنین شاید مورد تاثیرگذار دیگر در این انتخاب، شرایط خاص مرحله باشد. بعضی از مراحل قوانین منحصر به فردی دارند مثلا کلا برق ایستگاه رفته و همه‌جا تاریک است یا اینکه هیچ‌کدام از درها قفل نمی‌شوند یا اکسیژن کم است و مواردی از این دست که باز بسته به وضعیت قبلی کاراکتر ممکن است این قوانین خاص مراحل به نفع یا به ضرر شما باشد.

با پیدا کردن اتاق فرماندهی هر مرحله می‌توانید به جزئیات نقشه‌ی محیط دسترسی داشته باشید

لوت بازی با کمبود اکسیژن

جنس کاری که در گیم‌پلی Void Bastards انجام می‌دهید خیلی هماهنگ با کلیت قصه و شخصیت کلی کاراکترها که یک مشت دله دزد هستند طراحی شده است. لوت کردن یا غارت کردن اساسا تمام کاری است که در تمام مراحل بازی باید انجام دهید و حتی دشمنان صرفا مانعی برای سخت‌تر کردن این موضوع هستند و نه هدفی برای کشتن. علاوه بر سیستم سلامتی کاراکتر، سه نوع منبع دیگه حائر اهمیت هستند. میزان اکسیژن، تعداد غذا و مقدار سوخت شاتل فضایی شما که با آن در طول کهکشان به سفر می‌پردازید. برای ورود به مراحل به جز در مواقعی خاص که امکان وارپ کردن یا تلپورت پیدا می‌کنید، تنها می‌توانید مراحلی که در مجاورت موقعیت شاتل فضایی شما قرار دارند را انتخاب کنید. برای هر بار رفتن به موقعیت ایستگاه‌های فضایی یا مراحل دیگر، شما باید سوخت و غذا هزینه کنید. همچنین از آنجا که سلامتی کاراکتر به صورت عادی بازیابی نمی‌شود، گاهی بهتر است به جای سفر کردن به استراحت کردن بپردازید که با این کار ضمن مصرف وعده‌ی غذایی، مقداری از سلامتی کاراکتر نیز بازیابی می‌گردد. سوخت و غذا تقریبا در هر مرحله پیدا می‌شوند و در طول چند ساعتی که من بازی را تجربه کرده‌ام، هیچ‌گاه کمبودشان مشکل جدی و اساسی برایم ایجاد نکرده که خب تا حدی مقداری ضعف در طراحی بازی به شمار می‌رود.

منبع اصلی دیگر شما اکسیژن است. با ورود به هر مرحله به مرور از میزان آن کاسته می‌شود و اگر اکسیژن تمام شود، از میزان سلامتی کم می‌گردد تا نهایتا کشته شوید. برای اجتناب از خفگی، در اکثر مراحل یک ایستگاه پر کردن اکسیژن وجود دارد. علاوه بر ایستگاه اکسیژن ممکن است با ایستگاه بازیابی سلامتی، پاکسازی آلودگی‌های بیولوژیگی یا ایستگاه تغییرات ژنتیکی نیز مواجه شوید که هر کدام بسته به شرایط ممکن است اولویت بالاتری برای شما داشته باشند. همچنین قفل و باز کردن درها یکی از استراتژی‌ها و مکانیک‌های اصلی بازی است چراکه راه غافلگیر شدن توسط دشمنان را مسدود می‌کند.

سلاح‌ها و تفنگ‌های متفاوتی نیز برای غلبه بر دشمنان گوناگون بازی به مرور در دسترس‌تان قرار خواهد گرفت. گاهی بهتر است از سلاح‌های مخفی استفاده کرده و گاهی منفجر کردن راهکار بهتری است. همچنین دوربین‌ها و تجهیزات امنیتی نیز می‌توانند به ضرر یا به نفع شما باشند. با داشتن توانایی مربوطه و پرداخت مقداری هزینه از واحد پولی بازی می‌توانید آن‌ها را هک کنید ولی بیشتر اوقات بهتر است با غیرفعال کردن موقت یا منفجر کردن آن‌ها به دنبال کارهای خودتان بروید.

حرف آخر

Void Bastards با گرافیک خاص و کامیک‌گونه‌ی خود و حتی استفاده از جلوه‌های بصری کامیکی مثل نمایش خط‌های صدای پای کاراکتر یا نمایش آواها روی صفحه موفق شده تا حس خوبی از یک تیراندازی اول شخص و روگ لایت خاص به مخاطب ارائه دهد. بازی از آن دست تجربه‌هایی است که به قصد نیم ساعت وارد آن می‌شوید و چند ساعت درگیرش خواهید بود. تجربه‌ی این بازی را حتما به شما توصیه می‌کنیم.

Void Bastards

گرافیک خاص و کامیک‌گونه، گیم‌پلی درگیرکننده
رنگ‌بندی مرده و به مرور ملال‌آور، سخت شدن ناگهانی روند پیشرفت
پلتفرم: PC, PS4, Switch, XOne
سازنده: Blue Mancho
ناشر: Humble Bundle
تاریخ عرضه: خرداد ۹۸
نسخه‌ی بررسی شده: PC
سبک: تیراندازی اول‌شخص، روگ لایت

حتما بخوانید