مشعلی کم‌فروغ | بررسی بازی Torchlight 3

سومین بازی از سری Torchlight همه چیز دارد، ولی ناقص!

در تاریخ بازی‌های ویدئویی، بازی‌هایی هستند که این تاریخ پنجاه و اندی ساله را به قبل و بعد از خود تقسیم می‌کنند. بازی‌هایی که ژانر تعریف می‌کنند، استاندارد می‌سازند و مرزها را جابه‌جا می‌کنند. دیابلو، اکشن نقش‌آفرینی درخشان استودیو Blizzard چنین جایگاهی در صنعت بازی‌های ویدئویی دارد. جایگاه دیابلو به قدری بلند است که در زمان انتشار هر بازی اکشن نقش‌آفرینی با دوربین ایزومتریک، با دیابلو قیاس می‌شود و ارزش آن در مقایسه با دیابلو سنجیده می‌شود. یکی از این بازی‌ها که بعد از موفقیت دیابلو ۲ به بازار آمد و توانست طرفدارانی برای خود دست و پا کند Torchlight بود. بازی‌ای که اتفاقاً توسط تعدادی از توسعه‌دهندگان دیابلو ساخته شده بود. چند سال بعد، نسخه‌ی دوم توانست ویژگی‌های خوب بازی اول را ارتقا دهد و مشکلات آن را رفع کند و حسابی به دل افرادی که سال‌ها در انتظار نسخه‌ی جدیدی از دیابلو بودند بنشیند. حالا و چندین و چند سال پس انتشار نسخه‌ی دوم، Torchlight 3 منتشر شده. این بازی اما وارد بازاری شده که Diablo 3 و بازی درخشانی مثل Path of Exile در آن حاضر هستند و سوال مهم این است که آیا Torchlight 3 می‌تواند سهمی از این بازار برای خود داشته باشد؟

آغاز یک سفر نسبتاً طولانی

وقتی که آب سربالا می‌رفت!

داستان Torchlight 3 به شدت ساده و سر راست است. نیرویی پلید قصد تسخیر و نابودی جهان را دارد و قهرمانان داستان باید به جنگ این نیرو بروند و مانع او شوند. بازی به قدری خالی از داستان و روایت است که حتی خود سازندگان هم تلاشی برای پررنگ کردن آن ندارند. تمام بار روایت بر دوش ۸ دقیقه و اندی تصویر ثابت صداگذاری‌شده است. قصد ندارم این تصاویر متکلم را با سینماتیک‌های پر زرق و برق Diablo 3 مقایسه کنم، ولی تیم مستقل و کوچک Echtra می‌توانست از همین ابزار استفاده‌های بیشتری ببرد، داستان بهتری بنویسد و آن را بهتر روایت کند. حتی بازی رایگان Path of Exile هم بدون کات‌سین‌های پرخرج، در امر داستان‌سرایی به مراتب موفق‌تر عمل می‌کند. ولی خب در نهایت، داستان بازی تبدیل به بهانه‌ای می‌شود که بازیکنان را به درون جهان خود بکشد و از آن‌ها بخواهد ده‌ها ساعت در آن وقت بگذرانند.

فقط چند مورد از ساختمان‌های قابل ساخت، کاربردی هستند

لذت بی‌پایان

گیم‌پلی بازی بهترین بخش آن است. همانطور که در نسخه‌ی دوم هم شاهد گیم‌پلی فوق‌العاده سرگرم‌کننده‌ای بودیم.  در بازی سوم هم با همان قوانین و اصول همیشگی این شکل از بازی‌ها طرف هستیم که هنوز هم به خوبی روز اول، می‌توانند مخاطبان خود را سرگرم کنند. در این بازی هم مثل بقیه بازی‌های اکشن نقش‌آفرینی، می‌توانید از بین کلاس‌های موجود، یکی را انتخاب کنید. در این بازی چهار کلاس وجود دارد که غیر از کلاس Railmaster باقی را در بقیه بازی‌ها دیده‌اید. کلاس‌هایی با تمرکز روی مبارزات نزدیک، دور، جادو و… همچنین در ابتدای بازی می‌توانید در کنار کلاس قهرمان خود، یک Relic از موارد ۵‌گانه را انتخاب کنید. این Relicها که هر کدام روی عنصری خاص مانند آب یا آتش متمرکز هستند، قابلیت‌های منحصر به فردی در اخیار قهرمان داستان قرار می‌دهند که در کنار ویژگی‌های خاص هر کلاس ترکیب‌های متنوعی می‌سازند. همین سیستم ساخت شخصیت که شامل ۴ کلاس و ۵ Relic می‌شود، ترکیبات متنوع زیادی را ساخته که باعث می‌شود ارزش تکرار بازی بسیار زیاد شود.  البته این تفاوت کلاس‌ها محدودیتی در انتخاب سلاح ایجاد نمی‌کند و شما با هر کلاسی که انتخاب کرده‌اید، می‌توانید به همه‌ی سلاح‌ها و همه‌ی زر‌ه‌ها دسترسی داشته باشید. مثل بازی قبلی هم یک حیوان دست‌آموز همراه شماست. در بازی قبلی، این یار همراه در حد یک کوله پشتی اضافه عمل می‌کرد و وظیفه حمل و فروش آیتم‌های اضافی بازیکن را داشت. در این نسخه، ویژگی بالا حفظ شده و در کنار آن، هر حیوان دارای ویژگی‌ها و پرک‌های منحصر به فردی است. یکی می‌تواند دشمنان را مسوم کند ودیگری می‌تواند در مبارزات باعث از کار افتادن موقت دشمنان شود.

طراحی‌های هنری بازی با اینکه به بازی دوم شبیه است، ولی همچنان زیباست

این حیوانات تنوع بسیار خوبی دارند و بازی هم خساستی در اهدای این حیوانات به بازیکنان ندارد و بعد از شکست هر باس اصلی، یک حیوان جدید به بازیکن می‌دهد. این تنوع و گستردگی برای سلاح‌ها و زره‌های بازی هم صدق می‌کند. در بازی تعداد بسیار زیادی از سلاح‌های مختلف وجود دارد که با توجه به میزان کم‌یاب بودن آن‌ها، دارای پرک‌های مختلفی هستند و ویژگی‌های خاص خود را دارند. برخی از زره‌های ویژه بازی، قطعات بیشتری دارند و ست هستند که با پوشیدن تمام قطعات آن می‌توانید از پرک‌های ویژه‌ای استفاده کنید.

بازی بعد از تمام شدن مراحل داستانی هم محتوای ویژه‌ای برای بازیکنان دارد. در این بخش که می‌توانید از قلعه خود به آن دسترسی داشته باشید، به تمام مراحل داستانی قبلی دسترسی پیدا می‌کنید که با ویژگی‌های خاصی تغییر کرده‌اند و تجربه‌ی متفاوتی به بازیکنان هدیه می‌کنند که می‌تواند ساعت‌های زیادی سرگرمی در خود داشته باشد.

بهترین بخش مبارزات بازی همچنان باس‌فایت‌ها هستند

مفید و مختصر

یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر بازی نقش‌آفرینی، ارتقا شخصیت است. در این بازی برای هر شخصیت درخت مهارت منحصربه‌فردی دارد که با توجه به کلاس و Relic انتخابی شکل می‌گیرد. این درخت مهارت در مختصرترین و کوچک‌ترین حالتی است که می‌توان تصور کرد. یعنی نه خبری از قابلیت‌های چندگانه‌ی Diablo 3 است و نه خبری از درخت مهارت بی‌انتهای Path of Exile. این مفید و مختصر بودن درخت مهارت، اصلا و ابداً چیز بدی نیست. این ویژگی باعث می‌شود حتی افرادی که آشنایی خاصی با این ژانر از بازی‌ها ندارند هم بتوانند به راحتی قهرمان مورد علاقه‌ی خود را بسازند و از قابلیت‌های ویژه‌ی آن لذت ببرند.

همانطور که گفته شد، در بازی شما صاحب یک قلعه هستید، می‌توانید آن را شخصی‌سازی کنید و متناسب با سلیقه‌ی خود آن را بسازید. البته این ساخت و ساز، غیر از مواردی محدود، هیچ تاثیری در بازی ندارد. به این شکل که شما امکان ساخت چند ساختمان مشخص برای تغییر حیوان همراه، صفر کردن روند ارتقا و … می‌سازید که کارکرد مشخصی دارند، باقی موارد موجود در این قلعه که به شدت پرجزئیات هستند، تماما جنبه‌ی ظاهری دارند و در نهایت می‌توانند برای نمایش به بازیکنان دیگر مورد استفاده قرار گیرند. البته ساخت و چیدن این قلعه هم مثل دیگر بخش‌های بازی، به شدت ساده و در دسترس طراحی شده و همه به راحتی می‌توانند از آن استفاده کنند.

این مفید و مختصر بودن بازی در تمام بخش‌های آن دیده می‌شود. استفاده از جادوها و ویژگی‌های قهرمانان بسیار ساده است، هر کسی می‌تواند به سادگی به سیستم مبارزات بازی مسلط شود و از آن لذت ببرد.

این مورد که در بازی دوم هم وجود داشت، Torchlight 3 را تبدیل به بهترین گزینه برای ورود تازه‌کاران به این شکل از بازی‌ها می‌کند.

بعد از هر باس، صندوق جوایز در انتظار بازیکن است

محدودیت‌های عجیب

بازی از نظر جنبه‌های صوتی وضعیت استانداردی دارد. موسیقی و صداگذاری بازی نه مورد به یادماندنی‌ای در خود دارد و نه مشکلی دارد که تجربه‌ی شما را خدشه‌دار کند. بازی در بخش بصری اما مشکل عجیبی دارد. بازی همزمان با رایانه‌های شخصی، برای کنسول‌های خانگی هم عرضه شده. گرافیک بازی به هیچ وجه به یک بازی محصول سال ۲۰۲۰ شبیه نیست. کیفیت بافت‌ها، انیمیشن‌ها، مدل‌ها و … همگی در معمولی‌ترین حالت ممکن قرار دارند. اما عجیب‌ترین بخش گرافیک فنی بازی، قفل بودن نرخ فریم آن روی ۳۰ فریم بر ثانیه است. این در حالی است که Diablo 3 که در ابتدا در سال ۲۰۱۲ و برای کنسول‌های نسل هفتم عرضه شد هم به شکل ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می‌شد. بازی‌ای که هنوز هم گرافیک بهتری را نسبت به Torchlight 3 ارائه می‌دهد.

در نهایت اگر به ژانر اکشن نقش‌آفرینی با دوربین ایزومتریک علاقه دارید و به دنبال بهانه‌ای برای ورود به جهان این سبک از بازی‌ها هستید، Torchlight 3 می‌تواند مدخل بسیار خوبی برای شما باشد. ولی اگر از طرفداران قدیمی‌تر این ژانر هستید، احتمالا Torchlight 3 چیز جدید برای ارائه به شما نخواهد داشت.

Torchlight 3

سادگی و در دسترس بودن بازی برای همه‌ی بازیکنان، هسته‌ی گیم‌پلی هنوز می‌تواند سرگرم‌کننده باشد
وضعیت فنی عجیب، تکراری و خالی از خلاقیت، داستان آبکی و روایت بد آن
پلتفرم: PC, PS4, PS5, Switch, Xone, X Series X|S
سازنده: Echtra Games
ناشر: Perfect World Entertainment
تاریخ عرضه: تیر ۹۹
نسخه‌ی بررسی شده: XBOX Series X|S
سبک: اکشن، نقش‌آفرینی

حتما بخوانید