ماموریت غیرممکن | بررسی بازی This is The Police 2

آیا مدیریت کردن یک پاسگاه پلیس همین‌قدر سخت و طاقت‌فرساست؟

در زمان‌های نه‌چندان دور، تجربه‌ی اکثر بازی‌های ویدیویی نیاز به مقادیر فراوانی صبر، حوصله، دقت و هوش داشت. یک بازیکن نمی‌توانست بدون آن که تمام توجه و حواس خود را معطوف یک بازی کند، ذره‌ای در بازی جلوتر برود. این فرآیند گرچه گاهی بسیار وقت‌گیر و طاقت‌فرسا بود، اما پس از موفقیت در بازی به یک تجربه خوش و لذت‌بخش می‌انجامید. اما کم‌کم با تغییراتی که در صنعت بازی‌ پیش آمد و نیاز به جلب مخاطبان بیشتر احساس شد، لازم بود که از درجه سختی بازی‌ها نیز کاسته شود تا آنجا که اکنون اکثر بازی‌های AAA دارای انواع و اقسام مکانیزم‌های کمک و راهنمایی پیش و در حین بازی به بازیکنان مبتدی هستند. خوشبختانه چند سالی است که با پیگیری و درخواست بازیکنان کارکشته‌تر، بازی‌هایی ساخته شده‌اند که نسبت به بازی‌های هم‌رده خود بسیار سخت‌تر بوده و احتیاج به تمرین و دقت بالاتری نیز دا‌رند. این امر در مورد سازنده‌های مستقل، نمود بسیار بیشتری دارد و آن‌ها اغلب سعی می‌کنند که بازی‌هایی برای بزرگسالان بسازند که نسبت به عموم دیگر بازی‌ها سخت‌تر باشد که البته بسیار هم عالی و قابل تقدیر است. اما یک نکته بسیار مهم در این‌باره وجود دارد که متأسفانه نمی‌توان چرایی آن را به درستی توضیح داد؛ طراحی یک بازی سخت، راه رفتن روی یک لبه تیغ بسیار برنده است و عدم موفقیت در متوازن ساختن بازی و جذاب نمودن آن برای بازیکن، باعث می‌شود که او به هیچ‌وجه درگیر بازی نشود و پس از سرخوردگی، عطای آن را به لقایش ببخشد. حال باید گفت متاسفانه This is the Police 2 دقیقا مشخصات چنین عنوانی را دارا است!

حل کردن معماهای قتل، یکی از وظایف اصلی شماست

شهر خلافکاران

داستان بازی، ادامه‌ی روایت قسمت قبل آن است. جک بوید رئیس پلیس شهر Freeburg در انتهای قسمت اول مجبور شد از دست مافیای شهر و مامورین فدرال بگریزد و به شهر کوچک و برفی Sharpwood پناه بیاورد. پس از وقوع ماجراهایی او به زندان می‌افتد. در آنجا جک متعهد می‌شود که در ازای تحویل نداده شدنش به مامورین فدرال، به لیلی رید کلانتر جدید شهر کمک کند تا اوضاع به هم ریخته پلیس شهر را سر و سامان دهد. داستان بازی از طریق کات‌سین‌هایی روایت می‌شود که سبک هنری جالبی برای یک بازی مستقل دارد. صداپیشگان نیز کار خود را به نحو احسن انجام داده‌اند و به روایت بازی حس و حال مناسبی بخشیده‌اند. اما نکته منفی این است که اغلب کات‌سین‌ها زمانی بسیار طولانی دارند که پس از مدتی باعث خستگی بازیکن شده و ناچار از دیدن آن‌ها صرف نظر می‌کنید. پس از تمام شدن کات‌سین‌هایی که در ابتدای هر روز نمایش داده می‌شود، فعالیت اصلی شما در بازی شروع شده و به عنوان معاون کلانتر، مسئولیت مدیریت پاسگاه پلیس شهر Sharpwood را برعهده می‌گیرید. شهری که با وجود آن که بسیار کوچک است، اما نرخ جرم و جنایت بسیار بالایی دارد که در واقع آن را به مامن خلافکاران ریز و درشت تبدیل کرده است!

اغلب مدت زمان بازی روی نقشه شهر می‌گذرد، اینجاست که باید افسران پلیس مورد نظر خود را انتخاب کنید و به هر یک از آن‌ها تجهیزات مورد نیاز را تخصیص دهید. در طول روز از طرف مردم درخواست‌های کمکی ارسال می‌شود که شما باید طی زمان محدودی (در حدود چند ثانیه) به آن پاسخ دهید در غیر این صورت، امتیاز منفی خواهید گرفت. برای پاسخ دادن به هر درخواست باید افسران پلیسی را انتخاب کنید که ویژگی مناسبی برای آن ماموریت داشته باشد؛ مثلا هوش، سرعت، قدرت، مهارت در تیراندازی و یا مهارت در مذاکره … . همچنین پس از رسیدن افسران پلیس به محل وقوع جرم، سه گزینه در اختیار شما قرار می‌گیرد که باید به دقت از میان آن‌ها روش درست را برای حل ماجرا و دستگیری مجرم انتخاب کنید، در غیر این صورت ممکن است باعث فرار مجرم و‌ یا بدتر از آن باعث کشته شدن افراد بی‌گناه و یا مامورین پلیس شوید که بالطبع امتیاز منفی فراوانی نصیب شما خواهد کرد.

علاوه بر این، ماموریت‌های دیگری نیز برای شما تعریف می‌شود که محدودیت زمانی ندارند و می‌توانید طی چند روز آن‌ها را انجام دهید، مانند بررسی پرونده‌های قتل و دزدی. در این ماموریت‌ها باید یکی از افسران خود را به سراغ جمع‌آوری شواهد، یافتن سرنخ‌ها و پیدا کردن مظنونین بفرستید و در نهایت خودتان با جمع‌بندی این شواهد و مدارک، مجرم واقعی را بیابید. همچنین در طول بازی ‌پیشنهادهای مشکوکی از طرف شهروندان به شما می‌شود که اغلب از لحاظ مادی سودمند هستند، اما عواقب آن بر شما نامشخص است. یکی از نوآوری‌های جالب بازی، اضافه کردن ماموریت‌های استراتژیک نوبتی به سبک بازی XCOM است. اگر چه تعداد این ماموریت‌ها متاسفانه بالا نیست، اما در هر صورت یک امتیاز مثبت برای بازی به حساب می‌آید. در هر کدام از این ماموریت‌ها وظیفه خاصی به عهده شما گذاشته می‌شود، نظیر؛ خنثی کردن بمب، نجات دادن یک گروگان، حمله به مخفیگاه خلافکاران و درگیری و یا کشتن آن‌ها و … . در حین این عملیات‌ها گزینه‌های مختلفی پیش روی شماست، از قبیل پنهان‌کاری، استفاده از محیط برای مخفی شدن، استفاده از تجهیزات مختلف افراد پلیس (اسپری فلفل، شوکر برقی، باتوم و …) و یا بهره‌برداری از قابلیت‌های مختلف هر یک از نیروهای ‌پلیس (بازکردن قفل‌ها، پریدن از موانع، شکستن درها و …)

بیشتر زمان شما در بازی روی این نقشه می‌گذرد و باید به مشکلات شهروندان رسیدگی کنید

ولی افتاد مشکل‌ها…

ملاحظه می‌کنید که تعداد عوامل و مکانیزم‌های موثر در بازی بسیار بالاست. اگرچه بازی در ابتدا تمامی این مکانیزم‌ها را به خوبی در بخش Tutorial خود آموزش می‌دهد، اما در عمل، این آموزش‌ها فقط جنبه آشنایی دارند و کمک چندانی به حل مشکلات واقعی در طول بازی نخواهند کرد. در واقع در طول بازی خواهید فهمید که مدیریت هم‌زمان این مکانیزم‌ها چقدر دشوار و مهلک است. دقیقا در همین نقطه است که This is Police 2 در آزمون بزرگ خود، نمره مردودی می‌گیرد. شاید بهتر باشد این موضوع را کمی بیشتر واکاوی کنیم؛ بطور کلی سختی یک بازی، یکی از امتیازهای مثبت آن به شمار می‌آید مشروط به این که بازیکن احساس از پشت خنجر خوردن نکند. گاهی یک بازی نظیر سری Dark Souls بازیکن را در شرایطی قرار می‌دهد که اگر چندین و چندبار هم توسط یک غول کشته شود، این کشته شدن‌ها با توجه به قدرت دشمن و اتمسفر محیط بازی کاملا منطقی و قابل درک است. پس بازیکن نه تنها از سختی بازی احساس سرخوردگی نمی‌کند، بلکه پس از پیروزی بر آن غول، حس عجیبی از لذت و موفقیت او را در بر می‌گیرد. در واقع باید گفت که چنین بازی‌ای، علی‌رغم سختی وحشتناک خود، با بازیکن خود کاملا جوانمردانه رفتار می‌کند. اما سختی بعضی از بازی‌ها به گونه‌ای است که بازیکن احساس می‌کند ناجوانمردانه در حق او خیانت شده است؛ مثلا در بازی شرایط معمول و عادی حکم‌فرما است، شما تمامی روش‌های ارائه شده در بخش آموزشی را به خوبی فراگرفته‌اید، به اندازه کافی هوش و حواس خود را معطوف بازی کرده‌اید و از دقت در کوچکترین نکته آن دریغ نکرده‌اید، اما باز هم بازی شرایطی را به جبر بر شما تحکیم می‌کند که ناچار به باختن می‌شوید. عنوان This is Police 2 دقیقا چنین رفتار ناجوانمردانه‌ای با بازیکن خود دارد.

در طول بازی هزاران مشکل عجیب و غریب (آن هم دقیقا از روز اول) برای شما پیش می‌آید که شما را وادار به باخت می‌کند؛ از اعتیاد افسران پلیس به الکل گرفته تا غیبت‌های غیر موجه، ناگهانی و بدون دلیل آن‌ها. همچنین نمونه‌های دیگری نظیر این که افراد شما بسیار زود و پس از دو روز کار کردن خسته می‌شوند، بعضی بدون دلیل در یک ماموریت خاص شرکت نمی‌کنند، بهترین افسر شما حاضر نیست با زن‌ها کار کند و افسر دوم شما که یک زن است، حاضر نیست با زیردستان خود به ماموریت برود! تازه پس از این که با وجود تمام این مشکلات، افراد شما سر صحنه جرم حاضر می‌شوند و در حالی که با محاسبات خود به نظر می‌رسد تصمیم درستی گرفته‌اید، ناگهان متوجه می‌شوید که انتخاب نابجایی داشته‌اید مثلا این که اصلا این درخواست کمک، اشتباه بوده است. یا این که در اثر تصمیمات شما مجرم فرار کرده است، یکی از افراد پلیس کشته شده است و یا مردم بی‌گناه صدمه دیده‌اند. در نتیجه نه تنها امتیازی نمی‌گیرید، بلکه امتیاز منفی هم نصیب شما خواهد شد. اگر مجموع امتیازات شما در طول روز مثبت باشد می‌توانید تجهیزات جدیدی بخرید و یا افراد پلیس جدید استخدام کنید. اما اگر در طول روز امتیاز شما منفی شود با کاهش پول خود روبرو خواهید شد و تازه اگر سه روز پیاپی امتیاز منفی کسب کنید، مامورین فدرال به سراغ شما خواهند آمد و بازی تمام خواهد شد.

دشواری بازی در طی ماموریت‌های استراتژیک نوبتی بیشتر خود را نمایان می‌کند، چرا که تقریبا هر یک از این ماموریت‌ها منجر به کشته شدن یک یا چند نفر از نیروهای شما خواهد شد. جالب آن که بعضی از مامورین پلیس که وفاداری کمتری نسبت به شما دارند، در این ماموریت‌ها بصورت کاملا سرخود عمل می‌کنند و باعث به هم ریخته شدن اوضاع می‌شوند. در نتیجه این ماموریت‌ها که می‌توانست نقطه قوتی برای بازی باشد، خود تبدیل به یکی از نقاط دردسرساز بازی برای بازیکن شده است.

ای کاش تعداد ماموریت‌های استراتژیک نوبتی بازی، بیش از این‌ها بود

مظنون همیشگی

از آنجا که جریمه‌هایی که بازی برای حتی کوچکترین اشتباه بازیکن در نظر می‌گیرد، بسیار بالاست و نیز از آنجا که در بازی سیستم سیو/ لود دستی درنظر گرفته نشده است، شما مجبور خواهید بود که در صورت بروز مشکل، از ابتدای هر روز، بازی را دوباره لود کنید و بطور مداوم، آن روز (و یا حتی شاید روزهای قبل) را آنقدر بازی کنید تا بتوانید راهی برای غلبه بر این مشکلات بیابید. در غیر این صورت اگر با مشکلات کنار بیایید، خواهید دید که This is Police 2 به شما ثابت خواهد کرد که ماموریت مدیریت یک پاسگاه پلیس ولو کوچک، کاری عبث و ناشدنی و ماموریتی ناممکن است.

This is The Police 2

امکان انتخاب‌های گسترده در بازی، صداپیشگی خوب، سبک روایی مناسب، اضافه شدن ماموریت‌های استراتژیک نوبتی به بازی
سختی وحشتناک بازی و ناجوانمردانه بودن آن، نبود امکان سیو/ لود دستی
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: Weappy Studio
ناشر: THQ Nordic
تاریخ عرضه: مرداد ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده: PC
سبک: شبیه‌ساز، استراتژیک

حتما بخوانید