طعنه‌ای به بشریت | بررسی بازی Ni no Kuni II Revenant Kingdom

دنیا را متحد کن تا دشمنی برای جنگیدن نباشد

ساخت یک بازی نقش‌آفرینی واقعا سخت است؛ یا بهتر است بگوییم که ساخت بازی‌های نقش‌آفرینی که بتوانند نظر تعداد زیادی از مخاطبان را جلب کند خیلی سخت است. استودیو Level-5 در سال 2011  شاهکاری در سبک نقش‌آفرینی خلق کرد که با بازخورد خوب مخاطبان و تمجید رسانه‌ها رو‌به‌رو شد. طراحی المان‌های جذاب و نقش و نگار رنگارنگ بازی نظر هر مخاطبی را به خود جلب می‌کرد. هفت سال از انتشار اولین نسخه از سری Ni no Kuni به نام The Wrath of the White Witch می‌گذرد و بار دیگر Level-5 نشان داد که برای ساخت یک نقش‌آفرینی جذاب هنوز چند حقه‌ی جدید در آستین خود دارد.

همان ماجرای همیشگی

مانند قسمت اول، Ni no Kuni II شروعی عجیب و سورئال را تجربه می‌کند. رولند که رئیس جمهور یک کشور است در حالی وارد پایتخت می‌شود که شاهد انفجار یک موشک بر فراز آن است. رولند بعد از انفجار به طرز عجیبی وارد دنیای دیگری می‌شود؛ دنیایی که Ding Dong Dell نام دارد. در ادامه او روبه‌روی پسری به نام Evan ظاهر می‌شود که ادعا کرده پسر پادشاه DDD است و او را تهدید به مرگ می‌کند. اما Evan جوان از اطراف خود بی‌خبر است و نمی داند که Mausinger که دستیار پادشاه یعنی پدرش است، او را مسموم کرده و به قتل رسانده و حالا با حمله به قصر پادشاهی و کشتن Evan می‌خواهد پادشاهی را از آن خود کند. رولند قصد دارد تا با کمک کردن به Evan و فرار کردن از قصر، بار دیگر پادشاهی را به او برگرداند.

اگر قسمت اول را بازی نکرده باشید، مطمئن باشید که سلسله اتفاقات و روند کلی بازی شما را غافل‌گیر می‌کنند. هرچند که در نگاه اول ممکن است این اتفاقات احمقانه به‌نظر برسند اما منطق کلی بازی همین بی‌اساس بودن آن است. اما این ماجراها تماما به فرم کلی بازی مربوط هستند و از همان ابتدا بازی به شما نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از اتفاقاتی که در طول بازی می‌افتند دارای هیچ منطقی نیستند. حتی اگر به شما بگویند چندین قرن قبل از اختراع اسلحه برتا و تنها با کمک یک انگشتر جادویی می‌توانید تیر خشاب خود را پر کنید. البته باید گفت که شروع بازی کشش و پیاده‌سازی خیلی خوبی نداشته و فرم بی‌کیفیتی دارد. طوری که احتمال دارد قید بازی را از همان دقایق ابتدایی بزنید و سراغ بازی دیگری بروید. حتی بعد از گذشت یک ساعت، معرفی جامعی از شخصیت‌های بازی ارائه نشده و بازی فقط به معرفی آن‌ها به اسم اکتفا می‌کند.

از شخصیت‌پردازی کاراکترهای فرعی نیز نمی‌توان به‌راحتی گذشت. در طول مسیر با شخصیت‌هایی برخورد می‌کنید که گاهی اوقات حتی از چهار شخصیت اصلی نیز جذابیت بیشتری دارند و دوست دارید در طول بازی دائما با آن‌ها در تعامل باشید. البته خیلی از شخصیت‌های فرعی حضور خیلی کوتاهی دارند اما به وضوح تاثیر خاص خودشان را روی خط داستانی می‌گذارند. مثلا در کنار تمامی عناصر فرعی و اصلی، Lofty از جمله شخصیت‌هایی است که در تمامی داستان از کنار او بودن لذت خواهید برد. یک شخصیت زردرنگ و بامزه که با دیالوگ‌های ساختگی ساده اما خنده‌دار، حس جالبی به روایت داستان داده است.

یکی از بهترین خاصیت‌های Ni no Kuni II ، پیام‌های ضدجنگی است که در روایت آن نهادینه شده‌اند. ماجرا همان ماجرای همیشگی است؛ افرادی که به‌خاطر قدرت دست به هر کاری زده و قتل‌های خون‌سردانه انجام می‌دهند. این پیام‌های ضدجنگ در طول بازی پراکنده است و مشهودترین آن در پایان بازی قابل فهم است. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. با این که بازی در دنیایی خیالی در حال جریان است، اما اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد بی‌شباهت به اتفاقاتی که اطرافمان می‌بینیم و در روزمرگی با آن‌ها مواجه می‌شویم نیستند. نژادپرستی، تفاوت میان جنسیت‌‎ها، ظلم و مفاهیم دیگری که در داستان گنجانده شده‌اند. المان‌های نمادین دیگری نیز وجود دارد که به خودی خود جالبند. مثلا دنیای Ding Dong Dell دنیایی‌ست که گربه‌ها و موش‌ها در آن زندگی می کنند. البته گربه‌ها و موش‌هایی که به‌شکل انسان‌ها هستند! شخصیت Evan که جانشین پادشاه است از نژاد گربه‌هاست و Mausinger که قصد کشتن Evan و تصرف پادشاهی را دارد یک موش است؛ همان ماجرای همیشگی دعوای موش و گربه!

در کنار تمامی المان‌های داستان – چه خوب و چه بد – تنها نکته‌ای که از ابتدا نگران‌کننده به نظر می‌رسد، پایان‌بندی آن است که از ابتدا می‌توان بخش زیادی از داستان را پیش‌بینی کرد. سازنده‌ها در طراحی گره‌های داستانی خیلی موفق نبوده‌اند و مخاطب را با فرضیه‌ای رها می‌کنند که این فرضیه با نزدیک‌تر شدن به پایان قوی‌تر شده و نهایتا به همان شکل دیده می‌شود. شاید پایان‌بندی جنجالی و غافل‌گیرکننده چیزی بود که ما از Ni no Kuni II انتظار داشتیم.

مبارزات حالت Real-Time به خود گرفته‌اند که بزرگترین تغییر بازی نسبت به قسمت اول است

از این‌جا به دنیایی بدتر!

اولین موضوعی که در گیم‌پلی بازی نظر مخاطبان قدیمی را به خودش جلب می‌کند، اضافه شدن المان‌های مختلف اکشن است که به بازی سرعت و هیجان بیشتری بخشیده است. استفاده از انواع سلاح‌، تکنیک و جادوهای مختلف باعث شده‌اند تا ریتم بازی نسبت به بازی قبلی سریع‌تر بوده و هیجان آن بیشتر شود.

در طول بازی شما هدایت چند شخصیت را برعهده دارید که حین مبارزات می‌توان از قدرت و ویژگی‌های به‌خصوص این شخصیت‌ها استفاده کرد. البته در ابتدای بازی تنها کنترل رولند را در اختیارتان قرار می‌دهد و به مرور شخصیت‌های دیگر نیز به لیست کاراکترهای قابل کنترل اضافه می‌شوند. تنوع دشمن‌ها در بازی به‌طرز عجیبی بالا است و بازی مخاطب را به سمتی سوق می‌دهد تا مجبور شود از تمام کاراکترهای خودش در جای مناسب استفاده کند. به عنوان مثال برای مقابله با یک سری از دشمنان که باید از راه دور و یا بالاتر از سطح زمین مهار شوند، رولند می‌تواند با کمک برتای خود این کار را انجام دهد. شخصیت‌های دیگر نیز برای مهار دشمن‌هایی که از جادو استفاده می‌کنند و یا به قدرت زیادی برای مهار شدن احتیاج دارند، می‌توانند به کمک‌تان بیایند. تمامی این‌ها بستگی به انتخاب شما برای جمع کردن تیمی مناسب و بالانس از شخصیت‌هایتان بر می‌گردد.

در هر بازی که شما با چندین کاراکتر همراه هستید، چیزی که بسیار نگران‌کننده است، هوش مصنوعی همراهان شماست که خوشبختانه پس از مدتی این نگرانی در Ni no Kuni II از بین می‌رود. تمامی شخصیت‌ها به‌خوبی وظایفشان را می دانند و در راستای رسیدن به هدف و گذشتن از سد دشمنان، به خوبی کار خود را انجام داده و مزاحم کار و روش پیش‌برد شما در بازی نمی‌شوند. این وضعیت از سوی دیگر و برای هوش مصنوعی بازی هم به نحو قابل قبولی رعایت شده تا از راه‌هایی که فکرش را نمی‌کنید شما را به چالش بکشند.

همان‌طور که انتظار هم می‌رفت، اکشن بازی در Ni no Kuni به طرز قابل توجهی نقش بیشتری را ایفا می‌کند و اکثرا خودتان را در میانه‌ یک مبارزه‌ی دیگر پیدا می‌کند. هر چند که جوانب یک JRPG درست در این بازی رعایت شده‌اند تا به امتداد روایت بازی، با شخصیت‌ها به مراحل جدیدی از خودباوری برسید. به این معنی که به شخصیت‌ها کمک کنید تا بیشتر به اتفاقاتی که برایشان افتاده پی ببرند. به Evan شیوه‌ی ساخت و اداره‌ی یک امپراطوری بزرگ را بیاموزید و به رولند در درک حقیقتی که در حال دست و پنجه نرم کردن با آن است، کمک کنید.

بخش نقش‌آفرینی بازی حالت کلاسیک خود را حفظ کرده اما در میان نقش‌آفرینی‌های ژاپنی این بازی یکی از معدود عناوینی است که دست به ریسک‌های ملموسی در ساختار کلی ژانر زده و با نوآوری در استفاده از المان‌های جدید، گستره‌ی روند بازی را افزایش داده است. در طول بازی با بازدید از شهر‌ها و مکان‌های مختلف، می‌توانید مقدمه‌ای برای دیدن تغییرات دلخواهتان در آن محیط را بسازید. این تغییرات خود حاوی سلسله‌ انتخاب‌هایی است که اگر با حوصله به آن‌ها بپردازیدف می‌توان از تمام جنبه‌های نقش‌آفرینی این بازی لذت ببرید.

آیتم های بی‌شماری برای Ni no Kuni II طراحی شده‌اند که هر کدام کار خاصی انجام می‌دهند و جالب اینجاست که در طول بازی حداقل یک بار به آن‌ها نیاز پیدا می‌کنید. این آیتم‌ها را در طول بازی از شخصیت‌های مختلفی می‌گیرید، از صندوقچه‌های جادویی و یا دشمنانی به دست می‌آورید که هر کدام اسم مخصوص به خود را دارند. البته می‌توان این انتقاد را از تنوع آیتم‌های داخل بازی کرد که بعضی از آن‌ها شباهت بسیار زیادی نسبت به یکدیگر دارند و با یک یا دو فرق کوچک و با نام دیگر در Inventory دیده می‌شوند.

همان‌طور که گفتیم، شما با دنیایی بزرگ سر و کار دارید که باید آن را مدیریت کرده و به سلیقه‌ی خود آن را از نو بسازید. برای این کار مسلما باید هزینه بپردازید و از افراد مورد اعتماد خود برای مدیریت آن استفاده کنید. برای به دست آوردن این منابع باید ماموریت‌های فرعی مختلفی را انجام دهید. یکی از مشکلاتی که اکثر بازی های نقش‌آفرینی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، طراحی ضعیف ماموریت‌های فرعی است که باعث می‌شوند مخاطب رغبت انجام آن‌ها را نداشته و همه‌چیز در چرخه‌ی تکرار می‌افتند؛ اما در Ni no Kuni II چنین اتفاقی نمی‌افتد و انجام دادن ماموریت های فرعی بخشی از پروسه‌ی بازی هستند و صرفا برای پر کردن جای خالی‌شان طراحی نشده‌اند.

ارتقا شخصیت نسبت به قسمت قبل تغییرات زیادی به خود دیده که اکثر این تغییرات مثبت هستند. با به دست آوردن XP در طول بازی می‌توان قابلیت‌های زیادی را گسترش داد؛ هر چند که این قابلیت‌ها مانند قسمت قبلی حالت کلی ندارند. سیستم کلی بسته به قابلیت‌های دشمنان تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال شما قابلیتی برای رولند آزاد می‌کنید که نسبت به ضربات یک نوع دشمن خاص آسیب بیشتری را تحمل می‌کند. ارتقا دادن این قابلیت‌ها همگی به جایی که در بازی هستید ارتباط دارد پس سعی کنید بهترین استفاده را از امتیاز تجربه‌‌ی خود داشته باشید. البته ارتقا فقط شامل قابلیت شخصیت‌های بازی نمی‌شود بلکه می‌توانید آیتم‌های مختلف مانند سلاح‌ها و آیتم‌های جادویی را از جهات مختلفی شخصی‌سازی کنید.

در کنار مبارزات داخل بازی، بخش Skirmish نیز برای تمرین مبارزات وجود دارد. هر چند که به شخصه تجربه‌ی لذت‌بخشی از آن نداشتم و به نظر می‌رسد که سازندگان نیز اهمیت چندانی به آن نداده‌اند و تنها برای خالی نبودن عریضه دست به طراحی چنین بخشی زده‌اند. البته باز هم باید ذکر کرد که مورد استفاده‌ی اصلی این بخش را تمرین و امتحان کردن آیتم‌های مختلف شکل داده است.

بازی در حالت کلی از پرسپکتیو سوم شخص بهره می‌برد اما با ورود به فضاهای بزرگ، دوربین بازی حالت ایزومتریک به خود می‌گیرد که هدف آن القای تجربه‌ی بهتر از مبارزات است. به‌نظر من بزرگ‌ترین اشکال Ni no Kuni II، تعریف نشدن یک درجه‌ی سختی معین برای آن است. بازی ساده شروع می‌شود و با پیشروی بیشتر و به دست آوردن قدرت‌های بیشتر، چالش‌برانگیز بودن خود را از دست می‌دهد. شاید بزرگترین چالشی که بازی مخاطب را با آن مواجه می‌کند، پیدا کردن آیتم‌هایی باشد که هیچ راهنمایی خاصی برای پیدا کردن‌شان نخواهید داشت. بازی مشکل سخت بودن در گذر از مراحل را ندارد، بلکه مشکل زیاد بودن زمانی است که روی آن صرف می‌شود. به عنوان مثال در در اواخر بازی، برای پیشبرد داستان باید پادشاهی خود را به سطح خاصی رسانده باشید، اما سطح مورد نیاز با پروسه‌ی احتمالی شما در بازی تطبیق داده نشده و این زمان زیادی برای رسیدن به سطح بازی را می‌طلبد.

طراحی محیط خلاقانه و جذاب است و گشت و گذار در آن لذت‌بخش

بر پهنای اِوِرمور

مشهودترین تغییراتی که در بازی دیده می‌شوند، به‌طور قطع در جلوه‌های بصری به چشم می‌خورند. جلوه‌های ویژه در یک بازی نقش‌آفرینی و آن هم جهان‌باز مشخصا از آن دست ویژگی‌هایی‌ست که سازندگان تمرکز زیادی روی آن می‌گذارند و در Revenant Kingdom  نیز چنین جریانی برقرار است. طراحی محیط‌های بازی خارق‌العاده است. تنوعی که طراحان در طراحی محیط‌ها داشته‌اند به‌قدری زیاد است که در طول بازی فستیوالی از رنگ آمیزی‌ها و دسته رنگ‌های مختلفی را می‌بینید. این محیط‌ها از جنگل‌ها، محیط‌های کوهستانی تا قلعه‌های مدرن (در زمان خود) و بیابان‌های بی آب و علف را شامل می‌شود.

در طراحی شخصیت‌های بازی به خصوص باس‌ها، خلاقیت موج می‌زند. ساده‌ترین طراحی یک باس در بازی متعلق به شخصیت The Thogg است که حتی در سادگی آن هم ظرافت خاصی پیاده شده است. کاراکتر های بازی طراحی پیچیدگی عناوین همتای خود را ندارند اما با حالت انیمه/ کارتونی خاصی همراهند.

موسیقی بازی مثل قبل فراموش‌نشدنی و غیرقابل وصف است. آهنگ‌ساز معروف آقای Joe Hisaishi بار دیگر دست به خلق آلبومی شاهکار زده است. او پیش از این ساخت موسیقی قسمت قبل این سری و انیمیشن معروف Spirited Away و چندین انیمیشن دیگری را بر عهده داشته است. استفاده از المان‌های فولک شرقی جذابیت Ni no Kuni II را دوچندان کرده و ریشه‌ی خاصی به بازی داده است. همین موضوع باعث شده تا روند متغیر بازی که با موسیقی همراه می‌شود، جذاب‌تر از قبل تداعی کند. نکته‌ی خاصی در مورد صداگذاری بازی باقی نمی‌ماند. صداگذاری‌ها تاثیر بزرگ خود را در میان‌پرده‌ها باقی می‌گذارند و در اوقات دیگر بداهه‌گویی میان شخصیت‌ها شنیدنی است. با این که قسمت اول ک موفقیت تجاری بود و بازخورد خوبی را از رسانه‌ها گرفت، اما سازندگان نخواستند بار دیگر تکرار مکررات را دستور کار خود قرار دهند و Ni no Kuni II را با پذیرفتن ریسک بالا در خلق‌ المان‌های جدید ساختند. به‌طور کل می‌توان Ni no Kuni II را یک اکشن نقش‌آفرینی موفق و کم‌اشکال دانست که مخاطبان بازی‌های JRPG می‌توانند ساعت‌ها با آن درگیر شده و از ماجراجویی در آن لذت ببرند.

Ni no Kuni II Revenant Kingdom

ریل‌تایم شدن مبارزات، طراحی محی طهای جذاب، ارزش بالای مراحل فرعی
مشکلات داستانی، شخصیت‌پردازی نه چندان قوی کرکترهای فرعی، آسان بودن بازی
پلتفرم: PC, PS4
سازنده: Level-5
ناشر: Bandai Namco
تاریخ عرضه: فروردین ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده: PlayStation 4
سبک: اکشن، نقش‌آفرینی

حتما بخوانید