خوراکی لذیذ از استراتژی نوبتی | بررسی بازی Mutant Year Zero: Road to Eden

مقدمه ای دوستداشتنی که نوید بازی‌های بزرگ‌تری را می دهد

قبل از تجربه‌ی Mutant Year Zero: Road to Eden انتظار عجیب و غریبی از این عنوان نداشتم. پس از دیدن تریلر بازی جذب فضای آن و اتمسفر پساآخرالزمانی آن، شخصیت‌های خاص و منحصر به فرد و نبردهای تاکتیکالی که از دور بسیار جذاب جلوه می‌کردند، شده بودم. برای شروع دوربین بازی جزئیات محیط را به شما نشان می‌دهد و دو کاراکتر ابتدایی یعنی Dux و Bormin چراغ قوه به دست وارد قاب می‌شوند. کنترل این دو به شما سپرده شده است و باید به گشت و گذار در محیط بپردازید. ترکیب نور شب و محیط جنگلی آرام و پرجزئیات، نور چراغ قوه‌ای که زرد و با نور مهتاب در جنگل کاملا متفاوت است، باعث می‌شود برای یکی-دو دقیقه شما از مسیر اصلی دور و غرق در محیط شوید. پس از درخشیدن چند آیتم در گوشه و کنار و جمع کردنشان می‌فهمید که قرار است بازی پر از این آیتم‌ها و گشت و گذارها باشد. کمی جلوتر اولین مواجهه با دشمنان بازی رقم می‌خورد. بازی به شما می‌گوید که با خاموش کردن چراغ قوه وارد حالت مخفی‌کاری می‌شوید. پس از خاموش کردن چراغ قوه، شعاع دایره‌ای که دور دشمنان است کم می‌شود و سرعت حرکت کاراکترها آرام‌تر. تنها نکته‌ای که باید رعایت شود وارد نشدن به دایره است و به راحتی می‌توانید در هر نقطه‌ای از محیط که برای درگیر شدن پسندیدید، به دایره نزدیک شوید و شروع به کشتن دشمنان کنید.

کشتن Shaman به‌عنوان اولین هدف، اولویت بالایی دارد.

یک آخرالزمان دوست‌داشتنی

در ابتدای بازی Dux دارای سلاحی مناسب برای مخفی‌کاری است و می‌تواند یک نفر را بدون شناسایی شدن از پا درآورد؛ اما Bormin که گرازی با سلاح‌های سنگین‌تر است می‌تواند از فواصل نزدیک‌ با قدرت بیش‌تری به هدف شلیک کند. اهمیت حرکت کردن برای داشتن دید مناسب به نقاط استراتژیک و سنگر گرفتن پشت المان‌های محیطی اولین چیزی است که باتوجه به تغییر دائمی شرایط دشمنان، خودنمایی می‌کند. بازی به شدت در این موقعیت‌ها شبیه‌به XCOM است و از عناصر مختلف آن به‌خوبی استفاده کرده که تجربه‌ی بازی را از همان درگیری اول لذت‌بخش می‌کند.

 بعد از کشتن دشمنان اگر به سطح بالاتری رسیده باشید، می‌توانید هرکدام از شخصیت‌ها را آپگرید کنید و برای آن‌ها قابلیت‌های Active و به قول بازی یک جهش که Passive است را انتخاب کنید. برای مثال Bormin دارای حالتی به نام Run and Gun است که برای طرفداران XCOM  نیز مقوله‌ی آشنایی به شمار می‌آید. شما در هر نوبت توانایی انجام دو کار را دارید. برای مثال حرکت جابه‌جایی به اندازه‌ی تعداد محدودی خانه یکی از اکشن پوینت‌های شما را مصرف می‌کند؛ ولی اگر بخواهید میزان مسافت بیش‌تری را طی کنید، باید هر دو اکشن‌پوینت خود را استفاده کنید. با فعال کردن قابلیت Run and Gun می‌توانید پس از طی کردن مسافت زیادی که دو اکشن پوینت مصرف می‌کرد، یک اکشن پوینت مصرف کنید و دیگری را مثلا برای شلیک کردن به حریف در جیب‌تان داشته باشید. یکی از قابلیت‌های جالب Dux فعال‌سازی دو بال برای اوست که با پرواز کردن دید بسیار خوبی نسبت به محیط پیدا می‌کند و استفاده‌ی استراتژیک از آن نسبت به محیط، می‌تواند ورق را به نفع شما برگرداند.

بازی دارای تنوع محیطی بالایی‌ست و به خوبی شما را به جست‌وجو در مکان‌های مختلف ترغیب می‌کند. چرخیدن در محیط فقط محدود به پیدا کردن اسلحه و آیتم‌های مورد نیاز برای آپگرید آن‌ها نیست؛ پیدا کردن نوت‌های مختلف داستان را بیش‌تر برای شما باز می‌کند و از طرف دیگر پیدا کردن بسته‌های سلامتی برای بقا حیاتی‌ است. بعضا ممکن است به یک آیتم کم‌یاب نیز بربخورید و دیالوگ‌های بامزه‌ای بشنوید‌. برای مثال جایی با یک Boom Box روبه‌رو می‌شوید و Dux با ترس خنده‌داری به Bormin در مورد این‌که شاید اگر دکمه‌ی قرمز را فشار بدهند دستگاه منفجر شود و این‌که قطعا خطرناک است، هشدار می‌دهد.

در ابتدای بازی در هر مقطع دشمنانی به شما نشان داده می‌شود که نسبت به شما در سطح بالاتری هستند یا مکان‌هایی که پر از دشمنان با لول بالاتر انتظارتان را می‌کشند. بازی به شما گوش‌زد می‌کند که هم از مکان‌ها و دشمنان نشانه‌گذاری شده با جمجمه‌ی قرمز دوری کنید؛ اما پیشنهاد ما این است که توصیه‌ی بازی را در مورد مکان‌ها نادیده بگیرید. برای مثال رفتن به لوکیشن شمال شرقی نقشه در دقایق ابتدایی و کشف آن، فقط برای گشت و گذار و نه درگیر شدن با دشمنان می‌تواند پیدا کردن سلاح قدرتمندی را در پی داشته باشد یا در نقطه‌ای دیگر می‌توانید زره خوبی پیدا کنید. نکته‌ی دیگری که باید به آن دقت کنید زمان‌بندی درست برای رفتن به لوکیشن‌ها به‌خصوص  Arkاست. مهم‌ترین قسمت Ark بخش خرید و فروش و ارتقاء بخشیدن است. از آن‌جا که بازی در مقاطعی واقعا سخت می‌شود، داشتن بسته‌های سلامتی و سلاح‌های قوی، بسیار به پیش‌روی شما کمک می‌کند؛ پس در خرید آیتم‌ها عجله‌ای نکنید. با جلو رفتن بیش‌تر خواهید فهمید که براساس نیاز اولویت‌بندی خریدتان باید چگونه باشد.

بخش‌های مختلف Ark که در طول بازی زیاد به آن مراجعه خواهید کرد.

آخرین امید حفظ تمدن

محیط بازی دارای المان‌های پساآخرالزمانی است و به‌خوبی بستر را برای داستان و پیش‌روی آن فراهم می‌کند. پس از جنگ‌های هسته‌ای، نسل بشریت رو به انقراض است و آن‌هایی هم که باقی مانده‌اند هم دچار جهش شده‌اند. موجودات بسیار خطرناکی در سرتاسر کره‌ی زمین پخش شده‌اند و شخصی به نام Elder در Ark برای زنده نگه‌داشتن آخرین امید‌های بقای تمدن تلاش می‌کند. در پی این اتفاقات Dux و Bormin از سوی Elder برای پیدا کردن شخصی به نامHammon  که دارای مهارت‌های ضروری برای ادامه‌ی حیات Ark است، برگزیده می‌شوند. آن‌ها راهی شمال می‌شوند، بلکه بتوانند سرنخی پیدا کنند و با دیدن فضاپیمایی که سقوط کرده، گمان می‌کنند که شاید حاوی کلیدی از بهشت موعود باشد. در ادامه با ایجاد چند گره و برخورد با شخصیت‌های جدید داستان و روایتش دچار تغییر و تحولاتی هستند که در این متن به آن اشاره‌ی دقیق نمی‌کنم؛ اما کلیت داستان را به عنوان شروع این سری دوست داشتم. پرداخت کلی داستان قابل قبول است، وگرنه عملا بازی فرقی با Mario + Rabbids به‌ علاوه‌ی یک اردک بامزه نداشت. اگر بخواهیم سخت‌گیر باشیم می‌توانیم بگوییم که طنز بازی در مقاطعی شاید افت کند و اتفاقاتی که در داستان بولد و بزرگ می‌شوند به آن صورت پرداخت شده نیستند؛ اما در کل اتفاقات و به‌خصوص پایان بندی جذاب آن، به عنوان مقدمه و بستری برای گیم‌پلی قابل قبول هستند.

برای دوست‌داران عناوین تاکتیکال

گیم‌پلی بازی نقطه‌ی قوت آن است. ترکیب مخفی‌کاری و مبارزات بسیار چالشی و جذاب هستند. در هر لوکیشن چند دسته از دشمنان با خصوصیات مختلف قرار دارند. با توجه به صفحه‌ی نمایش می‌توانید در بعضی مناطق آیکون دیالوگی را ببینید که محل اختفای آنان را نشان می‌دهد. در بعضی از این مکالمه‌ها خودشان به تعداد و خصوصیاتشان نیز اشاره می‌کنند. برای مثالPyro ها با مواد آتش‌زا مثل مولوتف سر و کار دارند. دشمنی به نام Shaman اگر در همان نوبت ابتدایی کشته نشود نیروهای دیگری را فرامی‌خواند و معادلات را به کلی عوض می‌کند. روبات‌ها نسبت بهEMP ها آسیب‌پذیرند و تعدادی می‌توانند یارانشان را زنده کنند. از این‌رو شناخت نسبت به خصوصیات، موقعیت و تعداد دشمنان در هر منطقه بسیار حائز اهمیت است. برای شناخت اصلا نباید عجله کنید و باید باحوصله به تماشای رفتار دشمنان و رفت و آمدشان بنشینید. گروه‌های بزرگ و برتری عددی دشمنان کار شما را سخت خواهند کرد؛ پس برای شروع، بهتر است افرادی که ممکن است برای مراقبت و دیدبانی از گروه جدا می‌شوند را مخفیانه بکشید و سپس سراغ بقیه بروید. در درگیری اصلی هم باید هدف اولیه را به درستی انتخاب کنید. مثلا در گروهی که یکی از اعضای آن Shaman است باید با دو شخصیتی که دارای اسلحه‌ی مناسب برای مخفی‌کاری هستند به او شلیک و بعد با Bormin کار او را یک‌سره کنید که اگر بقیه هم با شنیدن صدا متوجه حضورتان شدند، بتوانید از پس ادامه‌ی مبارزه بربیایید. البته که در اواسط بازی یک سلاح دارای صداخفه‌کن دیگر نیز پیدا می‌کنید که به راحتی می‌توانید هر کدام از سلاح‌ها را بین شخصیت‌ها سوئیچ کنید.

 فاصله نسبت به دشمنان نیز یکی از نکات مهم است. مثلا Bormin دارای سلاح‌های نزدیک‌زن با قدرت بالاست. می‌توانید در میان درگیری با استفاده از قابلیت Run and Gun به نقطه‌ی دورتری که قبلا در فاصله‌ی لازم برای تیراندازی نبود بروید و معادلات دشمن را به هم بزنید. شناخت نسبت به قابلیت‌های هر شخصیت و استفاده‌ی به‌جای آن‌ها یکی از ابزار‌های اصلی شما برای پیروزی در نبردهای سخت بازی‌ است. طبعا این سختی شما را وادار خواهد کرد که قبل از هر درگیری بازی را ذخیره کنید و شاید مجبور شوید که چندبار آن را لود هم بکنید. در هربار لود کردن چینش شخصیت‌های خود را تغییر دهید و دوباره امتحان کنید یا امیدوار به شانس خود باشید که این‌دفعه ضربه‌ای به خطا نرود و برنامه‌ها مطابق انتظار پیش برود‌. بعضی اوقات شاید بهتر باشد که هر سه شخصیت خود را از یک سو به دشمنان نزدیک نکنید و هر کدام را در منطقه‌ای متفاوت بچینید یا برای شروع تصمیم بگیرید که از نارنجک استفاده کنید. به همراه داشتن حداقل ۳ بسته‌ی سلامتی و زره و آیتم‌های مورد نیاز نیز چیزی است که با تجربه متوجه آن خواهید شد.

نماها و جزئیات بصری جذابیت مبارزات را دو چندان می‌کنند.

سخن پایانی

نقاط قوت و درخشش بازی در پیاده‌سازی عناصر مختلف به‌قدری است که بتوانیم از نقاط ضعف آن چشم‌پوشی کنیم. یک سری مشکلات فنی در لود شدن آبجکت‌ها در نسخه‌ی اولیه‌ی بازی وجود دارد که طبعا در روزهای پیش رو رفع می‌شوند و بعضا تکراری شدن مبارزات در کنار سخت بودنشان، چیزی است که احتمالا در نسخه‌های بعدی دچار تنوع می‌شود و بسیار امیدوارم که بدنه‌ی اصلی داستان قوی و جان‌دار باشد. این روز‌ها و در سیل بارش عناوین بزرگ با بودجه‌های سرسام آور، تجربه‌ی چنین عنوانی برای مخاطبان بازی‌های تاکتیکال نوبتی مثل XCOM می‌تواند بسیار لذت‌بخش و حتی اعتیادآور باشد.

The Bearded Ladies

مکانیک‌های جذاب گیم‌پلی، دشمن‌های متنوع، چرخش در فضا و درگیری تاکتیکال در محیط و اتمسفر پساآخرالزمانی
ایرادات فنی در ورژن اولیه، تکراری شدن درگیری‌ها با توجه به تعدادشان
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: The Bearded Ladies
ناشر: Funcom
تاریخ عرضه: آذر ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک: استراتژی نوبتی، نقش‌آفرینی، تاکتیکال

حتما بخوانید