سورا در سرزمین عجایب | بررسی بازی Kingdom Hearts 3

انتظار برای Kingdom Hearts 3 همان حس گمشده‌ای است که برای لذت بردن از این بازی لازم دارید

مثل دو خط موربی که همدیگر را در یک نقطه قطع می‌کنند، مفهوم کراس‌اُور در بازی‌های ویدئویی هم همین‌قدر ناگهانی، دور از انتظار و گاها هیجان‌انگیز است. مجموعه‌ی Kingdom Hearts یکی از قدیمی‌ترین سری‌‌هایی به حساب می‌آید که موفق به گردهم آوردن چند دنیای مختلف در یک عنوان مشترک شده و حالا پس از غیبتی طولانی بازگشته تا سرفصل جدیدی را برای ماجراجویی در دنیای قهرمانان دیزنی و پیکسار رقم بزند. هر چند که Kingdom Hearts 3 مسیر عجیبی را برای تولید و توسعه طی کرده تا این روز را به چشم ببینیم، اما محصول نهایی ارزش تکرار بالا و محتوایی به شدت جذاب دارد که می‌تواند نظر مخاطبان قدیمی این سری – و البته تازه‌واردهای آن – را به خودش جلب کند.

پسر کوچک دنیای بزرگ

پس از KH2 این اولین بازی شماره‌دار مجموعه بعد از 12 سال است. در این مدت هواداران Kingdom Hearts شاهد عرضه‌ی یک پیش‌درآمد و چند نسخه‌ی فرعی بوده‌اند که در نوع خودشان عناوین عجیب -و البته با نام‌گذاری عجیب‌تر- تلقی می‌شوند. در واقع KH3 حس و حال سفری را برای من تداعی می‌کرد که انگار برای سازندگان و مخاطبان به یک اندازه‌ ارزشمند است و یک نقطه‌ی شروع دوباره به حساب می‌آید. این بازی هنوز هم یک نقش‌آفرینی ژاپنی خاص با بالا و پایین‌های خودش است که دنبال رضایت هر مخاطبی نیست، اما اشک کسانی که 17 سال با تمام اوج و فرودهای آن همراه بوده‌اند را در می‌آورد و گاهی هم آن‌ها را می‌خنداند.

دنیای Toy Story یکی از دوست‌داشتنی‌ترین برخوردهای بازی است و مثل همیشه احساسات‌تان را قلقلک می‌دهد

همان‌طور که تتسویا نومورا در مصاحبه‌هایش گفته بود، نقطه‌ی عطف KH3 در ظرافت چینش دنیاهای مختلف کنار یکدیگر است. سورا مثل بازی‌های قبلی مجموعه، با گوفی و دانلد داک همراه می‌شود تا این دنیاهای مختلف که اغلب از خانواده‌ی دیزنی هستند را به دنبال Keybladeهای گمشده بگردند. کی‌بلیدها در واقع همان سلاح‌های اصلی مجموعه هستند که سورا از قسمت اول برای مقابله با دشمنانش از آن‌ها استفاده می‌کرد. حالا و با رسیدن به قسمت سوم، سورا تقریبا تمام قدرت‌هایش را از بازی‌های قبلی از دست داده است. با فتح دنیاهای جدید و مقابله با دشمن اصلی همان دنیا، سورا هم به شخصیت‌های آشنایی که ما از انیمیشن‌های دیزنی و پیکسار می‌شناسیم کمک می‌کند و هم یک قدم به مقابله با دشمن واحد و اصلی مجموعه یعنی Xehanort نزدیک‌تر می‌شود.

افتتاحیه‌ی KH3 با دنیای Olympus و برخورد دوباره‌ی سورا با هرکول رقم می‌خورد. از آن جایی که هرکول هم قبلا یک بار قدرت‌هایش را از دست داده، سورا فکر می‌کند الان زمان مناسبی برای کمک گرفتن از دوست قدیمی‌اش است. در واقع دو دنیایی که سورا برای اولین بار به آن‌ها قدم می‌گذارد، بخش‌های آموزشی بازی به حساب می‌آیند و در نهایت به شما نحوه‌ی جا به جا شدن بین دنیاهای مختلف و اصول اولیه‌ی مبارزه را آموزش می‌دهد.

لطفا رنگی نشوید!

برخورد سورا با شخصیت‌هایی که با انیمیشن‌ها و فیلم‌هایشان در کودکی خاطره داریم، در نوع خود خاص و البته منحصر به فرد است. از هرکول و دنیای الیمپوس گرفته تا باز لایتر و وودی از Toy Story، راپونزل و یوجین از Tangled، مایک وزاوسکی و سالیوان از Monsters Inc. همگی تنها بخش کوچکی از جاذبه‌های دنیای Kingdom Hearts را تشکیل می‌دهند. دنیای هر کدام از این انیمیشن‌ها منحصر به فرد است و سازندگان مطمئن شده‌اند تا سورا، دانلد داک و گوفی با شاکله‌ی آن دنیا هم‌خوانی داشته باشند.

هر 8 دنیای KH3 جذابیت و هماهنگی خاصی با داستان سری دارند، اما به وضوح همگی در یک سطح نیستند. این موضوع بیش از پیش در دنیای Arendelle یا همان دنیای مربوط به انیمیشن Frozen دیده می‌شود. با این که این دنیا در نیمه‌ی دوم بازی در دسترس قرار می‌گیرد، اما اوج و فرود دنیاهای دیگر در آن دیده نمی‌شود.راستش را بخواهید، بهترین دنیاهای بازی آن‌هایی هستند که داستانی اوریجینال و فضایی متفاوت نسبت به انیمیشن‌های اصلی‌شان دارند.اما در دنیای Frozen، مواجهه‌ی سورا با دغدغه‌هایی که السا و اولاف دارند، مثل دیگر دنیاها جذاب نیستند.

مشابه همین اتفاق در نیمه‌ی اول بازی و با دنیای Kingdom of Corona یا همان دنیای انیمیشن Tangled رخ می‌دهد. با این که داستان زوج فلین رایدر و راپونزل در قالب انیمیشن به شدت جذاب بود، اما اینجا آن پسر آب زیرکاه و دختر جسور از پس تعریف یک داستان جذاب بر نیامده‌اند و از آن جایی که بار روایی بازی در واقع روی دوش سورا و همراهانش است، این شخصیت‌ها فرصت کافی برای ارتباط گرفتن با قهرمانان KH پیدا نمی‌کنند. از سویی ما تنها بخش‌هایی از انیمیشن‌ را در بازی می‌بینیم و استثنائا برای این دنیا، تقریبا تمام چیزی که در کات‌سین‌ها می‌بینیم همان قاب‌های انیمیشن‌‎ اصلی هستند. با وجود این که بعضی از صحنه‌ها مثل سکانس به‌یادماندنی رقص از انیمیشن اصلی به خوبی در بازی پیاده شده‌اند، اما این دنیا برای کسانی که انیمیشن را ندیده‌اند شبیه به یک هشدار اسپویلر بزرگ است و برای کسانی هم که آن را دیده‌اند، جذابیت به خصوصی ندارد.

مینی‌گیم‌هایی که به طور اختصاصی برای هر دنیا طراحی شده‌اند از همیشه خاص‌تر هستند و گل سرسبد آن‌ها، بازسازی صحنه‌ی رقص از دنیای Tangled است

در این بین دو دنیای Toy Box و Monstropolis ارزش تکرار بالا و هویتی تکرارنشدنی برای خودشان دارند. اول از همه در دنیای Toy Story، ما داستانی کاملا متفاوت را نسبت به سه‌گانه‌ی اصلی می‌بینیم. باز لایتر و وودی، باند خیلی خوبی با سورا و دیگر شخصیت‌ها می‌سازند که باعث می‌شود این دنیا عملا تبدیل به یکی از بهترین کراس‌اورهای بازی شود. علاوه بر هویت مستقل این دنیا نسبت به انیمیشن‌های اصلی، شخصیت‌های دیگر هم با دنیای مجموعه ارتباط برقرار می‌کند تا جایی که تی‌رکس به محض این که می‌فهمد سورا از یک بازی ویدئویی-انیمه‌ای به دنیایشان آمده، خیلی سریع از او خوشش می‌آید.

دنیای انیمیشن Monsters Inc. هم حساب‌شده و به‌شدت غیرقابل ‌پیش‌بینی است. دقیقا همان حس ترس از ناشناخته‌ها و تکیه کردن به بزرگترها را که در کودکی با این انیمیشن تجربه کرده بودیم را دوباره در بازسازی KH3 از این دنیا حس می‌کنیم و البته می‌توان گفت که این دنیا در واقع دنباله‌ی جمع و جوری از انیمیشن اصلی است که حالا می‌توانیم آن را در قالب یک بازی ویدئویی تجربه کنیم.

با این که جانی دپ احتمالا دوباره برای نقش جک اسپارو قرارداد امضا نمی‌کند و سه فیلم اخیر مجموعه هم نتوانستند مثل قبل هواداران را هیجان‌زده‌ کنند، اما دنیای Pirates در KH3 به شدت متفاوت و پر از اتفاقات هیجان‌انگیز است. شاید Pirates متفاوت‌ترین دنیای بازی است و گیم‌پلی را به طور کلی از مبارزات هک ان اسلش جدا کرده و به هدایت کشتی و فتح کشتی‌ها و جزایر می‌کشاند. چه هوادار این سری باشید یا نباشید، ناخودآگاه با شخصیت‌ کاریزماتیک جک اسپارو همراه می‌شوید. به عقیده‌ی نگارنده و پس از Black Flag، شاید این اولین باری است که می‌توان در دنیایی کامل و ملموس از زندگی یک دزد دریایی لذت برد.

زیبایی در نهایت سادگی

گیم‌پلی KH3 ساده‌نگری بازی‌های پیشین مجموعه بوده را دنبال می‌کند، اما هنوز هم به شدت جذاب و اعتیادآور است. کمبوها که اینجا با نام Aerial Wave شناخته می‌شوند، به سادگی هر چه تمام‌تر در بازی پیاده شده‌اند و ساز و کار آن را خیلی سریع‌تر از چیزی که فکر کنید یاد می‌گیرید. چیزی که در مورد گیم‌پلی KH3 اهمیت دارد، چفت و بست آن با دنیاهای مجموعه است. با این که بازی ذاتا یک اثر هک ان اسلش است، خبری از پیچیدگی‌های غیرضروری نیست. نومورا و تیمش مطمئن شده‌اند تا تمام المان‌های این بازی تنها در راستای لذت بردن مخاطب از بازی عمل کنند و امضای این سری را به آن برگردانند.

تقریبا تمام شخصیت‌هایی که در دنیاهای مختلف می‌بینیم، در مبارزات نقش دارند و در تیم‌اتک‌ها به سورا کمک می‌کنند. به طور کلی می‌توان گفت که سیستم مبارزات بازی با این که پتانسیل تکراری شدن را دارد، اما هیچ‌گاه از مرز تکراری شدن عبور نمی‌کند.هر گاه که یکی از دنیاهای بازی را فتح می‌کنید، سورا یک Keyblade جدید به دست می‌آورد که اسانس مبارزات را به کلی تغییر داده و قابلیت‌های جدیدی در اختیار او قرار می‌دهند. این Keybladeها بعدا می‌توانند به کمک آیتم‌های خاصی که در بازی جمع‌آوری کردید، ارتقا پیدا کنند.راز تکراری نشدن مبارزات بازی نهفته در مکانیک‌های منحصر به ‌فردی است که با کلید مثلث فعال می‌شوند و معمولا در قالب تیم‌اتک‌ها هستند. این مینی‌گیم‌ها مثل Mad Tea Cups یا کالسکه‌ای که برای چند ثانیه قدرت‌های جدیدی در اختیار سورا قرار می‌دهد، پس از بارها و بارها تکرار، باز هم جذابیت خودشان را حفظ می‌کنند.

تیم‌اتک‌ها به موقع اتفاق می‌افتند و مبارزات بازی را از خطر تکراری شدن نجات می‌دهند

سیستم مبارزات بازی از نظر وسعت انتخاب‌هایی که در اختیار بازیکن قرار می‌دهد، وفادار به نسخه‌های قبلی است. از سوی دیگر منوی کوچکی که تحت عنوان Command طراحی شده، به شما قابلیت سوییچ کردن بین Keybladeها و نوع ضربات (اتک، مجیک، آیتم) را می‌دهد و دست مخاطب را برای انتخاب روش مبارزه باز می‌گذارد. جابه‌جایی بین این انتخاب‌ها در واقع به زاویه‌ی دید بازیکن و دشمنانی که روبه‌روی او قرار می‌گیرند، بستگی دارد. سازندگان به فکر مخاطبانی که طرفدار جادوها و اسپل‌ها هستند هم بوده‌اند و بعضی از جادوها را حتی برای اولین بار در سری به KH3 اضافه کرده‌اند. بازی سه درجه‌ی سختی مختلف دارد اما در حالت نرمال هم تقریبا امکان ندارد احساس قدرتمند بودن نداشته باشید. با این که بازی حین برخورد با باس‌فایت‌ها و دشمنان جدیدی که به بازی اضافه می‌شوند گاهی ذهن‌تان را به چالش می‌کشد، اما درجه‌ی سختی Proud Mode برای کسانی است که از همان ابتدا احساس می‌کنند بازی برایشان خیلی ساده است و دنبال چالش جدی‌تر می‌گردند.

پروژه‌ی رویاها

نومورا در طول سال‌ها چندین پروژه‌ی دیگر را هم به کمک این تیم کارگردانی و طراحی کرده، امازمانی که نوبت به Kingdom Hearts می‌رسد، مینیمالیسم در انیمیشن و تصویرهای میخ‌کوب‌کننده‌ی دیزنی حرف اول را می‌زند. شاید تنها دلیلی که سال‌ها انتظار برای نسخه‌ی سوم را ارزشمند جلوه می‌دهد، مواجهه با این پدیده‌ است. با این که انتظار چندان زیادی از جلوه‌های بصری نداشتم، اما زیبایی بصری بازی غیرقابل انکار است.شاید KH3 از نظر فنی استانداردهای سبک خودش را جا به جا نکرده باشد و البته نشانه‌هایی از پروسه‌ی طولانی‌مدت‌ ساخت آن هنوز هم در محصول نهایی دیده شود، اما این بهترین تصویر ممکن از یک KH نسل هشتمی است. حس خیلی خوبی در زندگی کردن با دنیاهای خلق‌شده‌ی بازی نهفته است که تمام ماجراهای آن را به یک سفر خاطره‌انگیز طولانی با هم‌سفرهای دوست‌داشتنی و لحظاتی به‌یادماندنی تبدیل می‌کند.

از اولین بار که با وودی و باز در اتاق اندی ملاقات می‌کنید گرفته تا وقتی که در دنیای دزدان دریایی کشتی خودتان را‌ می‌رانید، پر از لحظات به‌یادماندنی و غیرمنتظره‌ای است که دل کندن از بازی را سخت‌تر می‌کند. بازی 8 دنیای منحصر به فرد دارد و سعی کرده است تا حس و حال هر کدام از آن‌ها را نسبت به یکدیگر متفاوت جلوه دهد. احساساتی مثل خوشحالی، ترس و ناراحتی فارغ از این که چند ساله هستید و چند بار انیمیشن‌های دیزنی و پیکسار را دیده‌اید، با KH3 سراغتان می‌آیند. در واقع بخشی از موفقیت KH3 به خاطر همین تجربه‌ی منحصر به فرد است که باعث شده محدودیت‌های دنیای انیمیشن به کمک بازی‌های ویدئویی شکسته شوند و بعضی از احساسات را به شکل جدیدی لمس کنید.

دزد دریایی شدن در دنیای Kingdom Hearts حال و هوای به‌شدت متفاوتی دارد!

جابه‌جا شدن بین دنیاهای مختلف، هنوز هم مثل رسم قدیمی سری یعنی با کمک «گامی‌شیپ» انجام می‌شود. این سفینه‌ی کوچک که در ابتدای بازی قدرت جنگی بالایی ندارد، به شما امکان جابه‌جایی بین دنیاهای مختلف را می‌دهد. در مسیری که باید برای رسیدن به دنیاهای دیگر طی کنید، دشمنان و چالش‌های مختلفی برای پیدا کردن مواد اولیه برای ارتقا دادن این کشتی سر راهتان قرار می‌گیرد. احتمالا در حین کاوش‌های بین‌سیاره‌ای خود با دشمنان مختلفی که در واقع سفینه‌های دیگر هستند، مواجه می‌شوید. این برخورد تقریبا از بازی‌های قبلی مجموعه دست نخورده مانده و در نهایت به نحوه‌ی عملکرد شما امتیاز می‌دهد.

موسیقی و جلوه‌های صوتی بازی قابل توجه هستند. از آن جایی که Kingdom Hearts یک کراس‌اور خاص با چند دنیای مختلف به حساب می‌آید، ارزش جلوه‌های صوتی بازی که در واقع استفاده از صداپیشه‌های اصلی هستند، چالش اصلی سازندگان بازی بوده است. با این که صداگذاری‌ها در اکثر کراس‌اورهای دیگر چیزی حتی شبیه به انیمیشن اصلی هم نیست، اما KH3 ما را در این زمینه ناامید نمی‌کند. کیفیت بالای صداگذاری به شدت قابل لمس است چرا که کات‌سین‌های بازی گاها تا 20 دقیقه هم طول می‌کشند و در بعضی برخوردها، دیالوگ‌ها به همان شکلی که دیده بودیم دست‌نخورده مانده‌اند. مثل همیشه آهنگساز کاربلد سری یعنی یوکو شیمومورا وظیفه‌ی ساخت تم‌های اصلی هر دنیا و به طور کل تولید موسیقی KH3 را بر عهده داشته که نتیجه‌ی آن قابل تحسین است.

سقف آرزوها

بررسی Kingdom Hearts 3 کار راحتی نیست؛ چون برخورد آدم‌ها با این محصول، متفاوت‌تر از هر بازی دیگری در این ژانر است. احتمالا اکثر کسانی که امروز سراغ KH3 می‌روند جزو طرفداران جدید آن هستند و مثل طرفداران قدیمی سعی می‌کنند انتظار خودشان را پایین نگه دارند. احتمالا این بازی برای این دسته از افراد جذابیت‌های خودش را دارد و می‌تواند آن‌ها را ساعت‌ها با محتوای خاص خودش سرگرم نگه دارد؛ اما برای طرفداران قدیمی سری که با این مجموعه بزرگ شده‌اند، باید گفت که KH3 وفادار به چیزی است که سال‌‎ها پیش در نسخه‌ی دوم اتفاق افتاد. با این که اتفاقات داستانی مجموعه لزوما جلوی لذت بردن از گشت و گذار در دنیاهای دیزنی را نمی‌گیرند، اما ماجراجویی‌های جدید سورا چندان هم بی‌ربط به اتفاقات بازی‌های قبلی نیست و البته مطمئن می‌شود که جایی آن را رها کند که ادامه دادن آن میسر باشد. با وجود این که بازی کم اشکال نیست و برای هر مخاطبی ساخته نشده، اما قطعا یکی از بهترین عناوین این مجموعه و یک تجربه‌ی KH کامل است. نومورا و تیمش موفق شده‌اند تا همان حس و حال شاد و رضایت‌بخش این سری را با KH3 برگردانند و البته انتظارات از خودشان را بالاتر ببرند.

Kingdom Hearts 3

خلق دنیاهایی منحصر به فرد، اتمسفر به شدت گیرا برای هر دنیا، جذابیت مبارزات در عین سادگی، موسیقی و صداگذاری شنیدنی
علائمی از پروسه‌ی طولانی تولید در بازی، کم‌لطفی در حق FF در این نسخه
پلتفرم: PS4, Xone, PC
سازنده: Square Enix
ناشر: Square Enix
تاریخ عرضه: بهمن ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک: اکشن، نقش‌آفرینی

حتما بخوانید