کابوسی به نام رویا | بررسی بازی Hollow Knight

یکی از بهترین تجربه‌های مترویدونیای چند سال اخیرتان را با Hollow Knight رقم بزنید

هنوز باورم نمی‌شود که بازی Hollow Knight اولین بازی استودیو استرالیایی Team Cherry باشد. به‌صورت عادی استودیوها باید چند بازی بسازند و آن آزمون و خطای همیشگی را انجام دهند تا بتوانند یک بازی قابل قبول ارائه دهند، اما برای این استودیو همه چیز متفاوت بوده است. آن‌ها از ابتدای کار، راه خود را به درستی انتخاب کرده‌اند و موفق به خلق تجربه‌ای ناب و تکرارنشدنی شده‌اند.بازی شروع ساده‌ای دارد. یک شوالیه که در شهر Dirtmouth فرود آمده، شروع به ماجراجویی می‌کند و می‌خواهد بداند که چه داستانی پشت اتفاقات عجیبی که در این شهر افتاده می‌گذرد. با این که لایه‌ی اولیه بازی بسیار ساده و کلیشه‌ای‌‎ست. اما فکر نکنید که داستان قرار است به همین یک لایه بسنده کند. بازی به قدری داستان جذاب و غافل‌گیرکننده‌ای دارد که بدون شک حیرت‌زده‌تان می‌کند؛ پس از گذشت چند ساعت از بازی آن‌قدر تعجب‌زده شدم و یا بهتر است بگوییم که لایه به لایه‌‌های داستانی اضافه شد که در بعضی سکانس‌ها چند دقیقه بازی را متوقف کردم و به اتفاقات افتاده فکر کردم.داستان‌هایی که شخصیت‌های فرعی برایتان تعریف می‌کنند، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که در طول بازی شما را با روایت همراه می‌کند. تنها روش روایت داستان همان مکالمه‌ها هستند. این مکالمه‌ها به شما سرنخ‌های مهمی می‌دهند و به شما کمک می‌کنند تا رازی که پشت این اتفاقات است را کشف کنید. البته بعضی از شخصیت‌ها نیز تنها یک سری نکات اضافه راجع به اتفاقات افتاده به شما می‌گویند که شنیدن آن‌ها نیز خالی از لطف نیست و مشخصا اگر به داستان اهمیت می‌دهید و می‌خواهید بدانید که چه اتفاقاتی در شهر افتاده، حتما به حرف آن‌ها گوش دهید. همین روش ساده اما جذاب روایت باعث شد تا هیچ کدام از مکالمه‌ها را از دست ندهم. با تک تک شخصیت‌های فرعی صحبت کردم و حتی از چند دیالوگ مختلف نکته برداشتم تا در جلوتر بهتر متوجه داستان شوم.

هر تصویر از بازی به اندازه‌ی یک بوم نقاشی زیباست

اولین نکته‌ای که در طول بازی نظرم را جلب کرد، اعتیادآور بودن آن است. یعنی اگر یک باس‌فایت را بزنید، دلتان می‌خواهد سراغ باس‌فایت‌های بعدی بروید. این در حالی‌ست که این دشمن‌ها هر کدام بسیار وقت‌گیر هستند و احتمالا زمان زیادی را برای بازگشت از مرگ صرف کرده‌اید؛ اما دوباره تمام راه را طی می‌کنید تا به نقطه‌ی قبلی برگشته و بار دیگر شانس خود را امتحان کنید. بازی در هر بخش آن‌قدر متفاوت ظاهر می‌شود که این پروسه‌ی به نظر خسته‌کننده، هیچ‌وقت جذابیت خودش را از دست ندهد.گیم‌پلی بازی در ظاهر بسیار ساده است. پریدن و حمله کردن در بازی نقش اصلی را ایفا می‌کنند و پر رنگ تر بودن المان پریدن در بازی، جلوه رساتری را به رگه های پلتفرمر بازی می‌دهد. البته یک سری المان‌های دیگر مانند استفاده از جادوها و آیتم‌ها در بازی هستند که باید یاد بگیرید که چه موقع از آن استفاده کنید و خصوصا در مقابله با دشمن‌های سخت، کاملا به کارتان می‌آید. این سادگی گیم‌پلی نه تنها خسته‌کننده نیست بلکه کاملا هوشمندانه است و برای این مورد باید از طراحی فوق‌العاده مراحل بازی سپاسگزار بود. زیرا نحوه استفاده از همین المان‌های تکراری در هر بخش عوض می‌شود و شما باید یاد بگیرید که در مقابل هر دشمن چگونه از این المان‌ها یا بهتر است بگویم از قدرت‌های شوالیه استفاده کنید.همان‌طور که گفتم در بازی به جز دو المان اصلی پریدن و حمله کردن، المان استفاده از جادو و آیتم هم وجود دارد. از همان ابتدای بازی یک جادو در اختیار شما قرار می‌گیرد و به شما کمک می‌کند که مقدار سلامت خود را بیشتر کنید. آیتم‌های مختلف نیز در بازی به شما برای پیشبرد روند بازی کمک می‌کنند که یک سری از آیتم ها را در طول مسیر به دست می‌آورید و یک سری دیگر را نیز می‌توانید از طریق فروشگاه داخل شهر خریداری کنید. بازی به مرور احساس نیاز برای داشتن یک سری آیتم ها را در شما ایجاد می‌کند و همین موضوع باعث شده تا حس لذت و هیجان استفاده از آیتم‌های مختلف در بازی کاملا حس شود. در مقابله با بعضی از دشمن‌های سرسخت مطمئنا نیاز به این آیتم‌ها احساس می‌شود. پس بهتر است پول خود را در بازی هوشمندانه خرج کنید.استفاده از المان‌های تکراری اما در قالب و شیوه جدید نیز خود یکی از بهترین ویژگی‌های این بازی محسوب می‌شود. اگر پیش از این سری Dark Souls را بازی کرده باشید، حتما می‌دانید که پس از مرگ یک لکه روح بر زمین باقی می‌ماند که اگر دوباره مسیر را طی کنید و بدون آن که بمیرید به آن لکه روح برسید، می‌توانید تمامی روح‌هایی (واحد پول بازی) که در کورس قبلی از دست داده‌اید را مجددا به دست آورید. در بازی چنین ویژگی وجود دارد اما با کلی خلاقیت و به این گونه که شما باید با روح خود بجنگید تا بتوانید آن لکه را از آن خود کنید و دارایی‌های از دست رفته خود را به دست آورید.یکی و شاید تنها مشکل بازی برای من این بود که چندضرب‌های اکشن بازی کاملا تکراری هستند و حملات فرم و شکل دیگری به خود ندیده و بعد از مدتی کمی تکراری و خسته‌کننده می‌شوند. هر چند که برای کشتن هر باس‌فایت باید به شکل‌های مختلف وارد مبارزه شوید، اما باز هم حس تکراری بودن حملات شوالیه به راحتی احساس می‌شود.

اسرار و داستان‌های زیادی زیر این شهر متروک دفن است.

هنوز حیرت‌زده‌ی وسعت نقشه بازی به نسبت مقیاس یک پروژه‌ی مستقل هستم. به ندرت پیش می‌آید که در راهتان به بن بست برخورد کنید. تقریبا از انتهای هر مسیری یک ورودی به یک مسیر دیگر وجود دارد و این چرخه ممکن است تا ساعت‌ها ادامه داشته باشد. پس بهتر است در گشت و گذار صبور باشید و تمام محیط‌های بازی را جستجو کنید. در جای جای بازی می‌توانید شخصیت‌هایی را ببینید که به شما کمک می‌کنند تا بیشتر متوجه اتفاقات بشوید و بعضی اوقات آن‌قدر نقشه بازی را طی می‌کنید که حس می‌کنید یک بازی شبیه‌ساز راه رفتن را تجربه می‌کنید.جلوه‌های بصری بازی به طرز دیوانه‌کننده‌ای جذاب هستند. این موضوع به‌راحتی و در بدو شروع بازی قابل درک است. حتی این موضوع که جلوه‌های بصری تا انتها شکل و فرم خود را حفظ می‌کنند من را اذیت نکرد؛ آن‌قدر جلوه‌های بصری جذاب و چشم‌نواز هستند که هرگز از تماشای آن سیر نمی‌شوید. انیمیشن‌های بازی بسیار نرم و فیزیک بازی آن‌قدر روان است که پس از این که کمی در بازی خبره شدید، می‌توانید یک فست‌ران دلچسب را شروع کنید.موسیقی متن بازی به شدت جذاب است. آن‌قدر جذاب که بعضی وقت‌ها از قصد بازی را متوقف می‌کردم و یا شوالیه را می‌کشتم تا بتوانم آن نوای زیبای پیانو را که هوش از سرم می‌برد را گوش بدهم و البته تنها نوای پیانو نیست که پس‌زمینه جذابی به بازی می‌افزاید بلکه موسیقی که در هنگام مقابله با باس فایت‌ها پخش می‌شود نیز بسیار حماسی و درگیرکننده است. بازی به خودی خود آن‌قدر کامل و بی اشکال است که خیلی‌ها مانند من معتقدند که عنوان Hollow Knight  یک بازی کامل و بی‌نقص است. اما وقتی یک بازی خیلی خوب ظاهر شود، هر جوری شده دنبال ایراد هر چند کوچکی باید گشت تا بتوان یک نقد منصفانه از آن نوشت.


نقد و بررسی کامل Hollow Knight را می‌توانید در شماره‌ی ۱۳۱ بازی‌نما مطالعه نمایید

Hollow Knight

گیم‌پلی اعتیادآور، موسیقی متن شاهکار، شخصیت‌پردازی بسیار خوب بازی
تکراری شدن مکانیزم حمله، آغاز کلیشه‌ای داستان
پلتفرم: PlayStation 4, PC, Switch, XBOX one
سازنده: Team Cherry
ناشر: Team Cherry
تاریخ عرضه: تیر ۱۳۹۷
نسخه‌ی بررسی شده: PC
سبک: مترویدونیا

حتما بخوانید