کچل‌ها نمی‌میرند! | بررسی بازی HITMAN 3

بلوغ، خیلی وقت‌ها زمان می‌طلبد!

از زمانی که خیلی بچه‌تر بودیم مدت زیادی می‌گذرد. در آن دوران ما بودیم و یک عدد «سونی دو» که یک سری بازی‌هایش به دلایل نامعلومی غیرقانونی به‌حساب می‌آمدند. حالا ما که تجربه همین بازی غیرقانونی را قبلاً بر روی کامپیوتر یکی از دوستان داشتیم، همیشه در عطش تجربه کامل ماجراهای مرد کچلی بودیم که به زمین و زمان رحم نمی‌کرد و دراین‌بین خیلی هم خوش استایل بود! از همین رو قرارهای مخفیانه‌ای شکل می‌گرفت تا ما بتوانیم مدتی در خانه دوستمان که یک کامپیوتر خفن داشت “Hitman: Blood Money” بازی کنیم. از آن دوران خیلی می‌گذرد و حالا هیتمن آن‌قدرها هم غیرقانونی به نظر نمی‌رسد! اینکه یک استودیو در طول سالیان دراز هم سرپاست و هم به آی‌پی خود وفادار می‌ماند؛ یکی از آن دست اتفاقاتی است که امروز در صنعت بازی‌های ویدئویی کم رخ می‌دهد.

گرافیک کلی بازی شاید خیلی تغییر نکرده باشد (از نظر فنی)؛ اما بهینه است!

دور 180 درجه

هیتمن بعد از نسخه فوق‌العاده Blood Money یک آزمون و خطای بسیار سطحی داشت و در نسخه Absolution یک سری نکات مهم را برای تیم سازنده و هوادارانش را مشخص کرد. اینکه که داستان را می‌توان در حاشیه روایت کرد و درنهایت هدف بازیکنان لذت بردن از شیوه‌های کشتن است؛ نه خود کشتن! ازاین‌رو هیتمن یک دور 180 درجه زد و با یک ریبوت کامل، دنیایی را معرفی کرد که در آن بازیکنان می‌توانستند آزادانه و بدون محدودیت زمانی در دنیای بازی بچرخند و داستان‌های مختلف را یاد بگیرند. بعد از اینکه بازیکن با هر مأموریت آشنا شد، حالا نوبت آن بود تا هر دنیا با یک سری سناریوی از پیش تعیین‌شده؛ اما متنوع به کشتن اهداف موجود در بپردازد.

هیتمن ریبوت شده، حالا به قسمت سوم و پایانی خود رسیده است و راستش را بخواهید بلوغ را می‌توان در جای‌جایش دید! از شیوه‌ها و سناریوهای کشتن گرفته تا همان داستانی که خیلی ریز و در حاشیه روایت می‌شود، همگی آنقدر مهم هستند که نمی توان بی خیالشان شد. مثلاً همین قسمت سوم از ابعاد داستانی دست به اجرای ایده‌های ساختار شکنانه‌ای می‌زند که نمونه‌اش را فقط می‌توانید در سری فیلم‌های «بورن» ببینید! داستانی که به شکل غریبی هم در دنیای بازی جاافتاده است و هم در هر گوشه از هر مرحله می‌توان آن را به‌وضوح دید.

یکی از بهترین مراحل بازی بدون هرگونه شک و تردیدی مرحله تاکستان بازی است. مرحله‌ای که در آن‌یکی از قدیمی‌ترین شخصیت‌های سری را همراهی می‌کنید و باید در عین محافظت از او اهداف موردنظر خود را هم از بین ببرید. نکته جالب ماجرا هم اینجاست که مهم‌ترین المان‌های کاراکتر هیتمن در لایه‌ای‌ترین حد ممکن به خوردتان داده می‌شوند. مثلاً در همین مرحله تا به خودتان بجنبید متوجه می‌شوید که لباس کار تنتان است و با یک قیچی باغبانی در حال چیدن انگور هستید! چرا؟ چون می‌خواهید یکی از مأمورین گشت احمق را مجاب کنید که الا وقت سر زدن به سیلوهاست. البته ممکن است برخی چیزها خیلی منطقی به نظر نرسند اما درنهایت هیچ‌چیز نمی‌توانست لذت هل دادن یک منشی احمق به داخل یک دیگ جوشان را از من بگیرد!

فرصت نشد از عمق طراحی مراحل بگویم. واقعا بزرگند!

در مورد XBOX جواب نداد، اینجا هم جواب نمی دهد!

بااین‌حال مشکلاتی هم وجود داشتند که هر از چند گاهی مرا از داخل بازی بیرون بکشند و تجربه‌ام را خط‌خطی کنند.مثلاً سیستم امتیازدهی بازی حالا به اتصال اینترنت شما وصل است و اگر خدایی ناکرده اینترنت شما مشکلی داشته باشد، احتمالاً مجبور می‌شوید همان مرحله را مجدداً تکرار کنید! چرا؟ چون اتصال دائمی به اینترنت یکی از واجبات قسمت سوم است! راستش را بخواهید این موضوع نکته‌ای بود که اصلاً نتوانستم با آن کنار بیایم و به‌عنوان کسی که هر سه قسمت را بازی کرده بود آن را بی‌دلیل و بی‌استفاده می‌دانستم. اگر نیت کرک نشدن بازی است که خب ناموفق بود. اگر هم قرار بود ارزش‌افزوده‌ای داشته باشد؛ متاسفانه نداشت!

به این موضع هم می‌توانید سناریوهایی را اضافه کنید که در آن به‌صورت ناگهانی از بازی به بیرون پرت می‌شوید، چون بازی قرار نیست شما را با این لباس و این سلاح در حالت آفلاین ببیند. راستش را بخواهید دلیل اینکه تا این اندازه روی این موضوع تأکید می‌کنم قاموس کلی بازی است. بازی قرار است هیچ محدودیتی برای بازیکن (در بعد گیم‌پلی) نداشته باشد، اما متأسفانه در این مورد خاص دست‌هایتان را آن‌قدر محکم می‌بندد که هر از چند گاهی ممکن است دستتان خواب برود و بعد از یکی دو هفته دوباره سراغ بازی برگردید.

بااین‌حال اگر از این‌یک مورد خاص و هوش مصنوعی متوسط بازی بگذریم، هیتمن سوم تجربه خوشایند و کاملی است. بازی حتی یک مرحله دومی دارد که به نظر شخصی خودم، یکی از بهترین طراحی‌های روایی تاریخ بازی‌های ویدئویی است! البته که خیلی نمی‌توانم برایتان تعریف کنم و باید خودتان آن را تجربه کنید، اما فقط همین را بدانید که از همین سبک گیم پلی بازی می‌توان یک سری شرلوک هلمز خفن بیرون کشید! راستی اگر مثل من فیلم سینمایی knives out را دوست داشتید قطعاً عاشق این مرحله خواهید شد!

هر چقدر از نبوغ مرحله دوم بازی (Death in the Family) بگویم، کم گفتم!

رستگاری مرد کچل

استودیو IOI زمانی بزرگ‌ترین ریسک‌اش را کرد که گیم پلی بازی را از حالتی روان به حالتی خشک درآورد. دیگر هیتمن مثل مکس پین شلیک نمی‌کرد و هر گلوله مهم بود! همین رویه آن‌چنان تأثیری بر روی گیم پلی کلی بازی گذاشت که حالا بازیکنان برای اولین بار یک بازی واقعی اما لذت‌بخش می‌خواهند. مأمور 47 دیگر یک تانک تادندان‌مسلح نیست و نهایتاً با یکی ‌دو گلوله از پای درمی‌آید؛ چون راستش را بخواهید معنی هیتمن همچنین چیزهایی نیست. بازی در عین واقعی بودن سرگرم‌کننده است و دراین ‌بین مثل دو قسمت قبل یک سری مأموریت آنلاین وجود دارد که واقعاً جذاب هستند. این مأموریت‌ها که Elusive Target نام دارند فقط و فقط یک‌بار قابل بازی هستند و دقیقاً مثل واقعیت اگر خراب‌کاری کنید، شانس کشتن هدف خود را برای همیشه از دست می‌دهید. کمی که فکر کنید متوجه می شوید معنی هیتمن دقیقا همین تصمیمات خطرناک و پرریسک است! تصمیماتی که متاسفانه به قسمت آخر خود رسیده‌اند! البته که خودمان را گول نزنیم، حتما در آینده بازهم مأمور 47 را خواهیم دید؛ اما امیدوارم همین ایرادات کوچک هم رفع شوند و در ملاقات بعدی، با بازی کامل‌تری روبه‌رو باشیم.

HITMAN 3

طراحی مراحل پیچیده، گرافیک فنی، داستان و ریتم روایی کلی، ماموریت های آنلاین و Elusive Targetها
هوش مصنوعی کمی احمق، اتصال دائم به اینترنت و اتصال دائم به اینترنت!
پلتفرم: PlayStation 4, PlayStation 5, XBOX One, XBOX Series X|S, PC
سازنده: IO Interactive
ناشر: IO Interactive
تاریخ عرضه: بهمن ۹۹
نسخه‌ی بررسی شده: PC
سبک: مخفی‌کاری

حتما بخوانید