قاتل خاموش | بررسی بازی HITMAN 2

هیتمن ۲ یکی از بهترین بازی‌های مخفی‎‌کاری نسل هشتم است

ریبوت هیتمن که به‌شکلی اپیزودیک، در سال ۲۰۱۶ روانه‌ی بازار شد از چند جهت حائز اهمیت بود. برای اولین‌بار، قرار بود تا مامور ۴۷ پای خود را به نسل هشتم کنسول‌ها بگذارد و از طرف دیگر، Hitman Absolution از دید بسیاری یک بازی سنت‌شکن بود که البته، چندان به مذاق طرفداران قدیمی خوش نیامد. آن بازی هم قرار بود تا خاطرات عمدتا منفی ناشی از «هیتمن ابسولوشن» را از ذهن طرفداران پاک کند، هم این‌که شرایط را برای ادامه دادن این سری در اوضاعی که مخاطبان دیگر به شدت سابق برای قاتل کچل دنیای بازی سر و دست نمی‌شکاندند، هموار کند. ریبوت هیتمن نشان داد که آی‌او اینتراکتیو هنوز حرف‌های زیادی با مامور ۴۷ برای گفتن دارد و بازی هم آن‌قدری با نظر مساعد منتقدان و مردم مواجه شد که ساخت دنباله‌ی آن تائید شود. با این وجود، انواع و اقسام بلایای مختلف بر سر آی‌او اینتراکتیو در روند ساخت هیتمن ۲ فرود آمد و حالا که بازی به بازار آمده، مرهون تلاش‌های صادقانه‌ی سازندگانش است. هیتمن ۲ از دل برآمده و به همین خاطر، بر دل می‌نشیند.

طراحی لوکیشن‌ها کم‌نظیر است

واکاوی گذشته

اگر قسمت قبلی را بازی کرده باشید، حتما به خاطر دارید که گذشته‌ی مامور ۴۷ چیزی بود که نگاه‎‌های زیادی را به خود جلب کرد و تلاش‌های مختلفی هم برای واکاوی گذشته‎‌ی او صورت گرفت. مامور ۴۷ یک نیروی میدانی بسیار کارآمد برای ICA به نظر می‎‌رسید ولی این سوال که او از کجا آمده و چه گذشته‌ای دارد، همواره در ذهن اعضای ارشد ICA به‌خصوص رابط مامور ۴۷ یعنی دایانا برنوود نقش بسته بود. اواخر فصل اول دیدیم یکی از اعضای Providence با برنوود صحبت می‌کند و به او پیشنهاد می‌دهد که در ازای از بین بردن شدو کلاینت (Shadow Client)، آن‌ها اطلاعات جامعی از مامور ۴۷ و گذشته‎اش در اختیار ICA قرار خواهند داد. این اطلاعات آن قدری برای برنوود جذاب جلوه می‌کند که در نهایت، منجر به قبول همکاری در زمینه‌ی از بین بردن شدو کلاینت می‎شود.

ماجراهای هیتمن ۲ دقیقا پس از اتمام اتفاقات فصل اول، آغاز می‌شود. مامور ۴۷ وظیفه پیدا کرده تا رد شدو کلاینت را بزند و هم او و هم ارتش خصوصی‌اش را از بین ببرد. در این راه مامور ۴۷ به مناطق مختلفی از جهان سفر می‌کند و افرادی که با شدو کلاینت همکاری داشته‌اند را ردیابی و نابود می‎کند. در میان افرادی که با شدو کلاینت همکاری دارند، نام برخی از کارکنان Providence نیز دیده می‌شود و این خود دلیلی بر وجود فساد سازمانی در این مجموعه است. سرانجام، هویت واقعی شدو کلاینت مشخص می‎‌شود. او، یکی از ماموران برجسته‌ی رئیس سابق Providence به نام «لوکاس گری» بوده است. خود لوکاس گری، سرگذشت جالبی دارد و به نوعی با گذشته‌ی مامور ۴۷ هم در ارتباط است. در نهایت، لوکاس گری، موفق می‌شود تا مامور ۴۷ و متعاقبا، دایانا برنوود را قانع کند که در واقع این Providence است که مشغول به بار آوردن خرابی در دنیاست و باید متوقف شود. Providence آژانسی‌ست که از سایه‌ها، تمامی امورات مهم دنیا را کنترل می‌کند و در واقع جهان زیر سلطه‌ی سران این آژانس قرار دارد. ارتباط میان لوکاس گری و مامور ۴۷ بیش از هرچیز دیگری، دایانا برنوود را قانع می‌کند تا این گروه، به سراغ از پای درآوردن Providence و رئیس اصلی آن بروند.

قبل از هرچیز، باید به منسجم‌تر بودن داستان این نسخه نسبت به بازی قبلی اشاره کرد. در فصل اول، داستان ریتم روایی مناسبی نداشت و گاهی اوقات زیادی تند و گاهی اوقات زیادی کند می‎‌شد. همین عدم توازن در داشتن ریتم روایی مناسب، باعث شده بود تا برخی اپیزودها از لحاظ داستانی زیادی بی‌کیفیت به نظر برسند. خوشبختانه در هیتمن ۲، این مشکل برطرف شده است.داستان علاوه‌ بر این‌که جذاب‎تر از نسخه‌ی قبلی جلوه می‌کند، با ریتم بهتری هم روایت می‌شود و مخاطب را بیشتر درون خود غرق می‌کند. رازهایی که در مورد گذشته‌ی مامور ۴۷ وجود دارد، به لطف شخصیت‌پردازی و روایت مناسب اثر، برای مخاطب هم مهم می‌شوند و از طرف دیگر، یک شخصیت مکمل مثل دایانا برنوود هم نقشی به مراتب پررنگ‌تر از نسخه‌ی قبلی پیدا می‌کند و حتی ابعاد بکر و ناشناخته‌ای مثل گذشته‌ی او نیز برای مخاطبان افشا می‌شود تا حضور دایانا صرفا در حد یک رابط برای انتقال اهداف و جزئیات یک ماموریت به مامور ۴۷ نباشد. کات‌سین‌ها همان سبک خاص نسخه‌ی قبلی را دارند با این تفاوت که این‌جا، تعداد و مدت زمان آن‌ها هم بیشتر شده است و جزئیات داستانی بیشتری از طریق آن‌ها به مخاطب منتقل می‌شود. دیگر نکته‌ی مثبت در مورد ابعاد داستانی هیتمن ۲، کار خوب نویسنده‌ی آن در زمینه‌ی نگارش دیالوگ‌هاست. در یک نمای کلی، دیالوگ‌ها بهتر از قبل هستند و در بیشتر درگیر کردن مخاطب با داستان بازی هم موفق عمل می‌کنند. مامور ۴۷ در هیتمن ۲ بیشتر از قبل حرف می‌زند و گیمرها او را صرفا به چشم یک ربات قاتل نمی‎‌بینند. نکته‌ای که می‌تواند برای عده‌ای خبر خوشحال‌کننده‌ای باشد. به لطف یک پایان‌بندی قابل توجه و سطح بالا، اکنون شور و اشتیاق خاصی در نگارنده برای تجربه‌ی ادامه‌ی ماجراهای مامور ۴۷ ایجاد شده و  مطمئنا اگر همه‌چیز درست پیش برود و نسخه‎ی جدیدی از هیتمن ساخته شود، این روند صعودی از لحاظ داستانی می‌تواند باز هم ادامه پیدا کند.

مثل همیشه، قابلیت تغییر لباس و پوشیدن لباس مبدل، یکی از بهترین راه‌ها برای مخفی ماندن است

یک هدف، چندین روش

هیتمن ۲ رسالت خودش را در گیم‌پلی، به‌شکلی تمام و کمال ادا می‌کند. پس از – کمی – خطی‌تر شدن گیم‌پلی در هیتمن ابسولوشن که اعتراضاتی را به همراه داشت، آی‌او اینتراکتیو با فصل قبلی نشان داد که استاد طراحی مراحلی سندباکس با سناریوهای مختلف برای از بین بردن اهداف است. نقطه‌ی قوت بزرگ نسخه‌ی قبلی، در هیتمن ۲ هم تکرار شده و با عنوانی طرف هستیم که چالش‌های مامور ۴۷ برای از بین بردن اهداف‌اش را پیش‌روی مخاطب قرار می‎دهد و ذکاوت آن‌ها را به چالش می‎کشد.

نسخه‌ی قبلی ساختاری اپیزودیک داشت و اپیزودهای آن با فواصل زمانی تقریبا مشخصی از یک‌دیگر، به بازار می‌آمدند.هیتمن ۲ یک شباهت و یک تفاوت با نسخه‌ی قبلی دارد. شباهت، آن‌جاست که این بازی هم ساختاری اپیزودیک مانند دارد. بازی درست مانند فصل اول، متشکل از ۶ اپیزود اصلی است که هر کدام از آن ۶ اپیزود در یک منطقه‌ی متفاوت از جهان رقم می‌خورند. تفاوت این‌جاست که تمام ۶ اپیزود از همان روز اول در دسترس کاربران قرار می‎گیرد و دیگر مانند فصل قبلی، طرفداران مجبور نیستند مدتی را منتظر اپیزود بعدی بمانند. علاوه بر انسجام بهتر داستان به‌واسطه‌ی این تصمیم، گیم‌پلی بازی هم حس یک‌پارچه بودن را به مخاطب می‌دهد. گیمر یک تجربه‌ی کامل را پیش‌روی خود می‌بیند و بهتر می‌تواند با سفر و ماجراهای مامور ۴۷ ارتباط برقرار کند.

گیم‌پلی بازی یک رونویسی تر و تمیز از همان ویژگی‌های نسخه‌ی قبلی‌ست. از همان لحظه‌ای که وارد آن می‌شوید، از نحوه‌ی کنترل مامور ۴۷ متوجه شباهت‌ها خواهید شد و جلوتر هم در هنگام مواجهه با مکانیزم‌های مختلف، بیش‌تر با این قضیه روبه‌رو می‎شوید. این شباهت زیاد از حد به گیم‌پلی نسخه‌ی قبلی شاید از نظر برخی قابل توجیه نباشد؛ ولی اگر این نکته را در نظر بگیریم که گیم‌پلی فصل اول آن‌قدر سطح بالا و پرجزئیات بود که هنوز هم پتانسیل آن را داشته باشد که با حداقل تغییرات در یک بازی جدید از سری پیاده‌سازی شود، بهتر می‌توانیم با بازی ارتباط برقرار کنیم.

با پوشیدن لباس یک مکانیک، خودروی هدف خود را طوری دستکاری کنید که در جریان مسابقه تصادفی مرگبار داشته باشد!

از بزرگ‌ترین ویژگی‌های فصل قبلی، وجود سناریوهای مختلف برای از بین بردن اهداف مامور ۴۷ بود. این‌جا، آن ویژگی به‌شکلی حتی بزرگ‌تر در بازی پیاده‎سازی شده است و از لحظه‌ای که هر اپیزود آغاز می‌شود و شما کنترل بازی را در دست می‌گیرید، این را می‌دانید که هرچقدر بیش‌تر در محیط کاوش کنید و با دقت بیش‌تری به جزئیات اطراف‌تان بنگرید، می‌توانید سناریوهای جدیدی را برای از بین بردن هدف‌ها طراحی کنید. هیتمن ۲ هم مثل نسخه‌ی قبلی، یک بازی تماما مخفی‌کاریست و اگرچه می‎‌توانید اهداف را به شکلی پر سر و صدا هم از بین ببرید و در واقع همه را به گلوله ببندید و حمام خون به راه بیندازید، ولی گان‌پلی خشک بازی قطعا ذوق شما را کور می‌کند و نمی‌گذارد مثل هیتمن ابسولوشن، از پیشبرد ماموریت‌‎ها به شکلی اکشن لذت ببرید. البته، گان‌پلی خشک بازی را نمی‌توان یک ایراد به شمار آورد و اتفاقا کاملا تعمدی‌ست، چرا که سازنده می‌خواهد تا شما حس کنید که مامور ۴۷ صرفا یک قاتل زبده و باهوش است، نه یک تانک ضدگلوله. بازی به‌شکلی واضح شما را دعوت می‌کند تا ماموریت‌ها را با کم‌ترین صدمه‌ی ممکن به مردم پیش ببرید و به جز اهدافی که از قبل تعیین شده‌اند، هیچ‌کس دیگری (حتی سربازان تحت امر آن اهداف) را به قتل نرسانید.

یکی از ماموریت‌های بازی در کلمبیا رقم می‌خورد. در شهری کوچک که یک کارتل مخوف کنترل آن را در دست دارد. در این ماموریت شما باید رئیس آن کارتل و دو دستیار پایه‌بلندش را به قتل برسانید. رئیس کارتل را در نظر بگیرید. او در یک قصر سکونت دارد. برای رسیدن به قصر (که در ورودی اصلی آن بسته است) شما چندین و چند راه مختلف دارید. می‌توانید از اطراف به سمت آن حرکت کنید، از یک دیوار ناتمام بالا بروید و به قصر برسید. یک تونل زیرزمینی هم وجود دارد که با وارد شدن به آن، می‌توانید سر از مقصد ۴۷ دربیاورید. بعد هم که به آن‌جا رسیدید، با پوشیدن لباس مبدل با طرح سربازان قصر می‌توانید راحت‌تر خود را به هدف برسانید. ولی اگر از همان اول بازی، کمی بیشتر در شهر بگردید و به مکالمه‎‌ی مردم با یک‌دیگر گوش دهید، می‌توانید برخی روش‎‌های بسیار خلاقانه را مورد استفاده قرار دهید و خیلی بی‌دردسرتر از شر دشمنان خلاص شوید. مثلا، از گفت‎‌وگوی دو تن از مردمان محلی، متوجه می‌شوید که یک هنرمند طراح خالکوبی که در آمریکا یک شوی تلویزیونی هم اجرا می‌کند و توسط سلبرتی‌های هالیوود برای طراحی خالکوبی‌هایشان استخدام می‌شود، قرار است تا به شهر بیاید و برای رئیس کارتل، خالکوبی جدیدی را طراحی و اجرا کند. وقتی که مکالمه را شنیدید، می‌توانید هنرمند را پیدا کنید. جالب این‌جاست که او خودش هم می‌داند که اگر خطایی کند، قطعا رئیس بی‌رحم کارتل دستور قتل او را صادر خواهد کرد. بنابراین او هنوز به قصر نرفته است و حسابی نسبت به انجام این کار نگران به‌نظر می‌رسد. می‌توانید با بی‌هوش کردن و پوشیدن لباس‌های او، خیلی راحت به اتاق کار رئیس برسید و وقتی که اتاق خالی شد، به سادگی هرچه تمام‌تر کار او را تمام کنید. در همین حین، قرار است تا از یک مجسمه هم در یکی از نقاط مرتفع شهر رونمایی شود و فردی که رونمایی را برعهده دارد، کسی نیست جز رئیس کارتل و یکی از دستیارانش. دو هدف شما، در یک مکان! می‌توانید با دست‌کاری مجسمه، کاری کنید که وقتی دو نفر به آن نزدیک شدند و خواستند از آن رونمایی کنند، مجسمه روی خودشان بیفتد. هیتمن ۲ سرشار از جزئیات این‌چنینی است که فقط با کند و کاو در محیط بازی، می‌توانید متوجه آن‌ها شوید. آی‌او اینتراکتیو در هر اپیزود از بازی، چندین و چند قطعه از یک پازل را در گوشه و کنار لوکیشن قرار داده و شما می‎‌توانید به سراغ پیدا کردن و سپس، کنار هم چیدن آن‌ها بروید و راحت‌تر کار خود را پیش ببرید. این سناریوهای جذاب در بازی Mission Story نام دارند که پیدا کردن آن‌ها در درجه سختی آسان یا متوسط، با راهنمایی‌های کوچکی از بازی همراه است؛ ولی در درجه سختی بالا، باید خودتان آن‌ها را پیدا و دنبال کنید.

در همین حین، با کشتن افراد دیگر یا حتی انجام فعالیت‌های مشکوک، کار شما برای پیش‌روی سخت خواهد شد. هیتمن ۲ شما را دعوت می‌کند که به تمیزترین و کم‌سروصداترین روش ممکن، اهداف را از بین ببرید. اگر یک سرباز معمولی هستید، قرار نیست به ملک شخصی یکی از اهداف بروید و کسی چیزی به شما نگوید. اگر یک مامور انتظامات هستید، با رفتن به گاراژ یک تیم مسابقه‌ی فرمول، مسئولان آنجا از شما درخواست بیرون رفتن می‌کنند.هیتمن ۲ گیمر را در موقعیتی قرار می‌دهد که در پیچیده‌ترین موقعیت‌ها هم به تصمیم‌گیری لحظه‌ای فکر کنید. شاید رفتن به یک گاراژ برای دست‌کاری خودروی یک راننده (که از اهداف شماست) برای برخی عاقلانه‌ترین و کم‎خطرترین راه باشد، ولی برای رسیدن به همان گاراژ باید لباس یک مکانیک را بر تن کنید و پیدا کردن چنین لباسی (که با از بین بردن یک مکانیک میسر می‌شود) چالش‌های خود را دارد. قرار نیست که اگر مخفیانه و با استفاده از Mission Storyها بازی را پیش می‌برید، دیگر با چالشی روبه‌رو نشوید. دنبال کردن همان سناریوها هم خودش چالش‌برانگیز است و به لطف هوش مصنوعی خوب بازی که پایدارتر از نسخه‌ی قبلی هم نشان می‌دهد، باید حسابی هوشمندانه و آرام عمل کنید. ارزش تکرار کمپین هیتمن ۲ بسیار بالاست و با توجه به این‌که با ارتقای سطح شما در هر لوکیشن، امکانات جدیدی (مثل آغاز آن اپیزود از نقطه‌ای دیگر) هم در دسترس قرار می‌گیرد، همیشه این حس را دارید که خوب است به آن اپیزود بازگردید و به شکلی جدید، آن را به اتمام برسانید. یکی از مشکلاتی که البته در کمپین بازی به چشم می‌خورد، سیستم چک‌پوینت و ذخیره‌سازی خودکار آن است. چند‌بار یک هدف را به قتل رساندم و وقتی که خواستم سراغ هدف بعدی بروم، متوجه شدم که بازی به‌صورت خودکار بازی را پس از قتل هدف ذخیره نکرده است! سعی کنید همیشه بدون توجه به سیستم ذخیره‌سازی خودکار بازی، خودتان به‌شکل دستی آن را ذخیره کنید تا پیش‌روی‌هایتان مانند نگارنده به‌خاطر سیستم ذخیره‎ی خودکار عجیب از بین نرود.

اپیزود بمبئی یک تجربه‌ی فوق‌العاده است

البته، فقط این بخش داستانی نیست که هیتمن ۲ را جذاب می‌کند. هنوز هم قراردادها (Contracts) که توسط بازیکنان دیگر طراحی شده‌اند، در دسترس قرار دارند و با بازی کردن آن‌ها می‌توانید چالشی فراتر از کمپین بازی را تجربه کنید. نکته‌ی مثبت در مورد قراردادها آن است که همیشه بازی را سرشار از محتویات جدید نگه می‌دارند. از طرف دیگر، اهداف گریزان (Elusive Targets) نیز که جزو نقاط قوت نسخه‌ی پیشین بودند، در هیتمن ۲ هم باز خواهند گشت تا چالشی سخت‌تر را برای عشاق این سری فراهم کنند. اولین هدف گریزان هیتمن ۲، کسی نیست جز شان بین بازیگر مطرح انگلیسی‌تبار. در آینده نیز قرار است اهداف گریزان جدیدی به بازی اضافه شوند. دو حالت آنلاین هم در بازی وجود دارد. Hitman: Sniper Assassin که یک مود تک‌تیراندازی است و باید با استفاده از یک اسلحه‌ی اسنایپر، اهداف را از بین ببرید و دیگری، Ghost Mode که نوعی حالت رقابتی میان دو باز‌یکن برای از بین بردن اهدافی مشخص است و در این راه هرکسی امتیاز بیشتری بگیرد، برنده خواهد بود. مود اول، بیشتر جنبه‌ی سرگرمی دارد؛ ولی دومی، حسابی شما را به چالش می‌کشد. از بین بردن بی‌سروصدای هدف به‌طوری که جسد او پیدا نشود، در سریع‎ترین زمان ممکن (طبیعتا زودتر از رقیب) برای شما امتیاز به همراه خواهد داشت. هر باز‌یکن در این حالت در دنیای خود خواهد بود و اعمالی که انجام می‌دهد، صرفا روی تجربه خودش اثر خواهد گذاشت؛ ولی در همین حین، می‌توان کارهایی که فرد مقابل انجام می‌دهد را هم دید و در واقع شخصیت او مثل یک روح، در دنیای فرد مقابل وجود خواهد داشت. این دو مود هم بسیار جذاب هستند و می‌توانند مخاطبان را سرگرم کنند. سازنده قول داده است تا مانند فصل پیش، با عرضه‌ی محتویات جدید بازی را پشتیبانی کند و با توجه به سابقه‌ی خوب آن‎ها در این زمینه، می‎‌توان مطمئن بود که در گذر زمان هیتمن ۲ نیز ارزش خود را حفظ خواهد کرد. هم‌چنین کسانی که نسخه‌ی قبلی هیتمن را داشته‌اند نیز می‌توانند اپیزودهای آن بازی را به شکلی ریمستر شده، دوباره دانلود کنند تا در کنار اپیزودهای هیتمن ۲ قرار بگیرد و یک تجربه‌ی کامل از مامور ۴۷ در نسل هشتم برای آن‌ها در یک کلکسیون در دسترس باشد.

قاتل بین‌المللی

در هیتمن ۲ نیز شما سر از ۶ لوکیشن مختلف در سرتاسر جهان درخواهید آورد. از کلمبیا در آمریکای جنوبی گرفته تا میامی و نیوانگلند در ایالات متحده و شهر شلوغ آسیایی بمبئی در هند. تمامی این لوکیشن‌ها، با دقت و ظرافتی مثال‌زدنی ساخته شده‌اند و حتی روی گیم‌پلی بازی هم تاثیر خود را می‎گذارند. به‌طور مثال، بمبئی مانند دنیای واقعی بسیار شلوغ است و امکان لو رفتن شما در صورت انجام کارهای مشکوک، بسیار بیشتر. از طرف دیگر تمامی این لوکیشن‌ها ساختاری چندلایه دارند و از زیرزمین‌ها، پارکینگ‌ها و تونل‌ها گرفته تا طبقهی آخر ساختمان‌های بلندتر، همگی زیر دست شما قرار دارند. به عبارتی اگر این مکان‌ها بخشی از نقشه‌ی شما هستند، می‌توانید به آن‌ها دسترسی پیدا کنید. با این حال، گرافیک بازی روی کنسول‌های معمول نسبت به نسخه‌ی قبلی، تفاوت خاصی نکرده است. انیمیشن‌ها تقریبا دست نخورده باقی مانده‌اند و کیفیت بافت‌ها هم دقیقا مشابه قبل است. نورپردازی و کیفیت افکت‌هایی مثل آب هم همین‌طور. گرافیک فنی نسخه‌ی قبلی هم در سطح چندان بالایی قرار نداشت و عدم پیشرفت آن، ناامیدکننده است. البته مسلما بازی روی کنسول‌های میان‌نسلی وضعیت بهتری دارد؛ ولی تمامی این‎‌ها، نمی‌تواند توجیه مناسبی باشد.

با تغییر درجه‌ی سختی، چالش بیشتری را تجربه خواهید کرد

 تنها نکته‌ی قابل توجه، این است که بازی کاملا پایدار و بهینه اجرا می‌شود و دیگر خبری از آن افت فریم‌های آزاردهنده نیست. البته، بازی باگ‌های خودش را هم دارد. مثلا، وقتی همان شخصی که کارش خالکوبی بود را بیهوش و در میان بوته‌ها پنهان کردم، وقتی دوباره به آن محل بازگشتم، دیدم که یک شخصیت درست شبیه‌به همان (چه از لحاظ ظاهری و چه پوششی) در یک کافه ایستاده است!

از لحاظ صداگذاری و موسیقی نیز بازی وضعیت خوبی دارد و خوشبختانه هیچ‌گونه کم‌کاری‌ای در این زمینه به‌چشم نمی‌خورد. هیتمن‌های قدیمی به لطف جسپر کید، از نظر موسیقی عملکرد سطح بالایی داشتند و به همین علت همیشه انتظارات از این سری بالاست. شاید قطعه‌های هیتمن ۲ فوق‌العاده نباشند، ولی به هر حال ضعف خاصی هم ندارند و کار خود را به‌خوبی انجام می‌دهند. هیتمن ۲ بازی ارزشمندی است. بازی‌هایی که واقعا ارزش ۶۰ دلار هزینه را داشته باشند، تعدادشان روز به روز کمتر می‌شود ولی هیتمن ۲، از این قاعده مستثنی‌ست. هیتمن ۲ شما را در خودش غرق می‌کند. وجود سناریوهای مختلف برای پیش‌برد بازی، القای حس مخفی‌کاری به بهترین شکل ممکن و پیشرفت داستان نسبت به نسخه‌ی قبلی، نکات درخشانی هستند که طرفداران هیتمن و سبک مخفی‌کاری از آن‌ها به‌شدت استقبال می‌کنند. نکته‌ی دیگر، مودهای جانبی متنوع و وعده‎‌ی سازندگان به پشتیبانی از بازی است. شاید هیتمن ۲ چندان متفاوت از نسخه‌ی قبلی‌اش نباشد؛ ولی استفاده از همان فرمولی که امتحانش را دو سال پیش پس داد، باعث شده است تا با یکی از بهترین بازی‌های مخفی‌کاری این نسل طرف باشیم. آی‌او اینتراکتیو برای ساخت هیتمن ۲ چالش‌های مختلفی را پشت‌سر گذاشته و امیدوارم که عملکرد تجاری بازی آن قدر خوب باشد که در آینده‌ای نزدیک، شاهد ادامه یافتن این سری باشیم.

HITMAN 2

پیشرفت داستان نسبت به قبل، القای حس مخفی‌کاری به بهترین شکل، وجود سناریوهای مختلف برای پیش‌برد ماموریت‌ها، لوکیشن‌های وسیع و متنوع
سیستم ذخیره‌سازی خودکار بازی، عدم پیشرفت گرافیکی محسوس
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: IO Interactive
ناشر: Warner Bros. Interactive Entertainment
تاریخ عرضه: آبان ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده: PlayStation 4
سبک: مخفی‌کاری

حتما بخوانید