spot_img

شیردال و هیپوگریف

موجودات افسانه‌ای و باستانی که رد پای آن‌ها در آثار تاریخی هم دیده‌ می‌شود، ارزش داستانی و هنری بسیار بالایی دارند. موجودات زیادی در فولکلورهای مردم مختلف جهان وجود دارند و معمولا مردم قدیمی‌تر هر منطقه، اعتقاد به حقیقی بودن به این مسائل دارند یا حداقل معتقدند در گذشته چنین موجوداتی وجود داشته‌اند. به هر ترتیب، شنیدن این داستان‌ها با هر رویکردی می‌تواند بسیار لذت بخش و جالب باشد. در مقاله‌ای از اژدها گفتیم و آن را در فرهنگ‌های مختلف بررسی کردیم. در این مطلب به موجود افسانه‌ای دیگری به نام گریفین یا شیردال می‌پردازیم و تفاوت و ربط‌های آن را با هیپوگریف بررسی می‌کنیم.

همانطور که از اسمش بر‌می‌آید، شیردال (دال=عقاب) موجودی است با نیم تنه‌ی پشتی شیر و نیم تنه‌ی جلویی عقاب. این موجود قدرتمند دارای سر عقاب است، ۲ بال بر بدن دارد و نیم تنه‌ی جلویی آن تا نزدیک دست‌هایش پوشیده از پر است. باقی بدن آن هم کاملا شبیه به یک شیر است و دم و پاهای عقبی آن این موضوع را تایید می‌کند.

آثار مربوط به شیردال در تمدن‌های بسیاری، مخصوصا در سرزمین‌های خاورمیانه به وفور دیده شده است. این موجود محافظ جاودانگی و نماد قدرت جاودان است. بطور کلی این موجود به علت قدرت اسرار آمیزی که دارد، محافظی قدرتمند است که در برخی فرهنگ‌ها به عنوان نگهبان طلا و اشیای ارزشمند تلقی می‌گردد. اما ظاهرا شان و منزلت این موجود بالاتر از این حرف‌هاست. چون شیردال موجودی است که هم قدرت سلطان حیوانات یعنی شیر، و هم قدرت سلطان پرندگان یعنی عقاب را در خود دارد. قدرتمند‌ترین موجود روی زمین و آسمان!

قدیمی‌ترین شیردال‌هایی که در تاریخ مشاهده شده‌اند، مربوط به دو تمدین ایران و مصر باستان است. در واقع این تمدن‌ها هستند که این موجود را تعریف می‌کنند. آثار تاریخی مربوط به شیردال در این تمدن‌ها به ۳۰۰۰ سال پیش برمی‌گردند. معماری شهر پرسپولیس در جنوب ایران، دارای مجسمه‌هایی موسوم به شیردال هخامنشی است.

شیردال به صورت‌های گوناگونی تصویر شده است و در معماری، ادبیات، گیم و سینما مشاهده می‌شود. در فیلم نارنیا شاهد حضور این موجود هستیم و در بازی‌هایی مثل وارکرفت و The Witcher 3 چشممان به جمال این بزرگوار روشن شده است. البته شیردالی که در ویچر دیده‌ایم، از نوع خبیث آن بوده که در افسانه‌های کهن هم به همین صورت تصویر شده، یعنی بجای سر عقاب، دارای سر شیر است.

طبق افسانه‌ها، شیردال با اسب دشمن طبیعی است، اما در صورتی که دو تا از این دشمنان دیرینه عاشق یکدیگر شوند، فرزند آن‌ها موجودی به نام هیپوگریف خواهد بود. پدر هیپوگریف، یک شیردال و مادرش یک مادیان زیبا است. شاید معروف‌ترین این موجودات، هیپوگریفی باشد که در نسخه سوم کتاب، فیلم و بازی دنیای جی. کی. رولینگ، یعنی هری پاتر و زندانی آزکابان ظاهر شد.

شیردال در بازی The Witcher 3: Wild Hunt

تفاوت این موجود با پدر خود یعنی گریفین، در این است که نیم تنه‌ی عقبی‌اش، بصورت اسب  است و نه شیر. همان‌طور که در فیلم و بازی هری‌پاتر هم مشاهده می‌کنیم، هیپوگریف پایه‌ی سواری دادن هم هست و نقش اسب بودنش را به موقعش ایفا می‌‌کند. اما چه کسی جرات دارد به یک شیردال به چشم یک حیوان سواری نگاه کند؟

حرف آخر:

برای جمع‌بندی باید گفت داستان‌های کهن همواره سوژه‌ی خوبی برای استفاده در دنیاهای فانتزی هستند. حتی این الهامات در معماری هم قابل استفاده‌اند و الحق و الانصاف خروجی‌های بسیار زیبایی هم در پی داشته‌اند. به شخصه برایم مهم‌ترین نکته در این خصوص (مطلب مربوط به اژدها را ببینید) این است که تمدن ما آن‌قدر غنی و کهن است و آن‌قدر داستان‌ها و حماسه‌ها و فولکلورهای جذاب و زیبا با دنیاهای فانتزی منحصر به فرد داریم که حیف است بنشینیم و شاهد استفاده‌ی دیگران از این آثار باشیم. به امید روزی که صنایع گیم و سینمای ایران به قدری پیشرفت کنند که به راحتی و با کیفیت هرچه تمام‌تر، قابلیت ارائه فرهنگ و داستان‌های فوق غنی خود را در سطح جهانی داشته باشیم.

حتما بخوانید