به نام پدر | بررسی بازی Far Cry 5

Far Cry 5 به اندازه‌ی نسخه‌ی سوم سری، انقلابی نیست؛ اما یک تجربه‌ی مفرح و دوست‌داشتنی را برای مخاطبان به‌ارمغان می‌آورد

وقتی یوبی‌سافت Far Cry 3 را به بازار عرضه کرد، شاید حتی فکرش را هم نمی‌کرد که این بازی بتواند تا آن حد موفق ظاهر شود و نگاه‌های بسیاری را به خود جلب کند. Far Cry 3 فرمول موفقی را خلق کرده بود که به کار بستنش با کمترین نوآوری ممکن در نسخه‌ی بعدی سری یعنی Far Cry 4 هم موجبات موفقیت آن بازی را به ارمغان آورد. ولی یوبی‌سافت خوب می‌دانست که نباید این فرمول موفق را مدام با نوآوری‌های اندک به کار ببندد تا مبادا سری Far Cry هم به سرنوشت سری Assassin’s Creed دچار شود؛ بنابراین، نسخه‌ی بعدی مجموعه یعنی Far Cry: Primal که یک نسخه‌ی فرعی بود، ماجراهایش در یک برهه‌ی زمانی بکر و جالب یعنی ۱۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح رقم می‌خورد. البته، یک دوره‌ی زمانی بکر و جذاب به‌تنهایی پاسخگوی انتظارات نیست و Primal هم از این برهه‌ی زمانی صرفا به‌عنوان پوششی برای مخفی کردن همان فرمول موفق نسخه‌ی سوم استفاده کرده بود، که البته این ترفند هم جواب نداد و در نهایت Primal نتوانست موفقیت‌های قبلی را تکرار کند. حالا، یوبی‌سافت با اندیشه‌ی آن که دوباره بتواند این سری را به دوران پرشکوه Far Cry 3 بازگرداند، جدیدترین نسخه از این مجموعه یعنی Far Cry 5 را به بازار عرضه کرده است؛ ولی آیا این بازی توانسته پا جای پای نسخه‌ی سوم بگذارد؟

سازندگان به جوزف سید این فرصت را نداده‌اند تا به شخصیتی محبوب مثل واس مونتنگرو تبدیل شود.

فرشتگان شیطانی

برای اولین‌بار در سری، Far Cry 5 ما را به قلب آمریکا و ایالت مونتانا می‌‎برد. وقایع این بازی در منطقه‌ی خیالی هوپ کانتی (Hope County) رقم می‌خورد. در این منطقه، یک فرقه‌ی مذهبی تندرو به نام Eden’s Gate به سرکردگی «جوزف سید» (Joseph Seed) که پیروان‌‌اش او را «پدر» می‌خوانند، ایجاد شده است و جوزف سید توانسته کنترل هوپ کانتی را به دست بگیرد. البته در این راه، جوزف سید تنها نیست و دو برادر و یک خواهر او هم در حکمرانی (بخوانید ستمگری و چپاول اموال مردم بیچاره) به او کمک می‌کنند و هر یک، کنترل یک بخش از هوپ کانتی را برعهده دارند. سید یک انسان مذهبی تندرو است که اعتقاد دارد دنیا به‌زودی نابود خواهد شد و در این بین، تنها راه نجات مردم آن است که از او تبعیت کنند. شما هم باید در نقش شخصیت اصلی بازی که معاون تازه‌کار کلانتر محسوب می‌شود، با این فرقه‌ی تندرو مقابله کنید. یکی از نوآوری‌های ایجاد شده در Far Cry 5 مربوط به همین پروتاگونیست بازی است. در نسخه‌های قبلی، همیشه در نقش یک شخصیت از پیش تعیین شده قرار می‌گرفتیم که آشنایی خاصی هم با جنگاوری و مبارزه نداشت؛ ولی این‌بار، این خود شما هستید که در ابتدا شخصیت اصلی را به سلیقه‌ی خود، شخصی‌سازی می‌کنید. شما می‌توانید جنسیت، مدل مو، چهره و لباس‌های شخصیت خود را به دلخواه تنظیم کنید و مواردی مثل مدل مو و لباس‌ها در ادامه‌ی بازی هم قابل تغییر خواهند بود. به هر حال با توجه به این‌که در گذشته هم پروتاگونیست‌های این سری شخصیت‌پردازی چندان جالبی نداشتند و هیچ‌کدام نتوانستند به شخصیت‌هایی ماندگار تبدیل شوند، اتخاذ این تصمیم از سوی سازندگان برای امکان ساخت شخصیت توسط خود گیمرها عقلانی و مثبت قلمداد می‌شود. همچنین، خوشبختانه این‌بار به لطف آن که پروتاگونیست بازی در واقع معاون کلانتر است، آشنایی او با نحوه‌ی استفاده‌ از سلاح‌ها و کشتن دشمنان برخلاف نسخه‌های قبلی غیرقابل باور نیست و دیگر شخصیت اصلی طی یک شب از یک انسان صلح‌طلب و نحیف به یک نابودگر بالفطره تبدیل نمی‌شود. یکی از نقاط قوت بزرگ نسخه‌های سوم و چهارم مجموعه، حضور یک آنتاگونیست جذاب و کاریزماتیک بود. سازندگان سعی داشته‌اند تا این‌بار هم یک آنتاگونیست اصلی کاریزماتیک (همان جوزف) را خلق کنند و در کنار آن، شخصیت‌های منفی دیگری (همان برادران و خواهر او) را هم در بطن بازی به کار بگیرند و به این ترتیب، به جای یک شخصیت منفی، چندین شخصیت منفی جذاب و دوست‌داشتنی در Far Cry 5 وجود داشته باشند. که البته این تیر به خطا رفته است. متاسفانه، تعدد شخصیت‌های منفی در بازی باعث می‌شود که به هیچ‌کدام، آن‌طور که باید و شاید پرداخته نشود و خصوصا آنتاگونیست بازی یعنی جوزف سید هم از این مسئله ضربه‌ی مهلکی بخورد. شاید گاهی به رابطه‌ی توام با احترام «جان سید» (John Seed) با برادرش جوزف سید و علت ایجاد آن نظرتان جلب شود یا سخنان آرامش‌بخش فیث سید (Faith Seed) به عنوان تنها دختر خانواده‌ی سید برایتان جذاب جلوه کند، ولی در نهایت، هیچ‌کدام از شخصیت‌های منفی بازی به آن چیزی که پتانسیل‌اش را داشته‌اند، نمی‌رسند. در این بین به خاطر تمرکز بازی روی مجموعا ۴ شخصیت منفی، طبیعتا زمان کمتری به جوزف سید تخصیص داده شده است و همین باعث می‌شود او نتواند در حد «واس مونتنگرو» (Vaas Montenegro) آنتاگونیست نسخه‌ی سوم یا حتی «پگن مین» (Pagan Min)، آنتاگونیست بازی چهارم مجموعه جذاب باشد و مخاطبان نمی‌توانند با او انس چندانی بگیرند. در این بین و برای سرنگونی جوزف سید و خاندانش، شما تنها نخواهید بود و مطابق معمول طی راه با شخصیت‌های مختلفی دیدار خواهید کرد.

امکانات خوبی برای شخصی‌سازی پروتاگونیست بازی در اختیارتان قرار می‌گیرد.

از همان ابتدای بازی شما گروه مقاومت خود را راه‌اندازی می‌کنید و هرچه جلوتر می‌روید، اعضای آن بیشتر می‌شود. شخصیت‌های مکمل هم در بازی شخصیت‌پردازی آن‌چنانی ندارند و نمی‌توان در بین شخصیت‌های مکمل بازی، یکی را یافت که حتی برای مدتی هم که شده در ذهن‌تان ماندگار شود. روند داستانی هم مانند نسخه‌های قبلی است و تغییر چندانی به خود ندیده است. شما و همیاران‌تان باید نقاط حساس و کلیدی تحت کنترل آنتاگونیست بازی را از کار بیندازید و اکثر مناطق را تحت کنترل خود بگیرید تا در نهایت، به سراغ خود شخصیت منفی بروید. این روند که قبلا هم در سری «فارکرای» شاهد آن بوده‌ایم، در پنجمین نسخه‌ی شماره‌دار هم تکرار شده و باید اعتراف کرد که دیگر جذابیت خود را از دست داده است و دیگر روایت داستانی بازی برگ جدیدی برای رو کردن ندارد و دست بازی از لحاظ داستانی، خیلی زود برای مخاطب رو می‎شود. در مجموع، «فارکرای ۵» از نظر داستانی نسبت به پیشینیان خود پیشرفت خاصی نکرده و صرفاً درجا زده است و از نظر شخصیت‌پردازی هم یک عقب‌گرد به‌شمار می‌رود. موردی که اصلا برای طرفداران این سری خبر خوبی نیست. در ابتدای معرفی بازی، به‌واسطه‌ی تم کلی داستان آن (یک فرقه‌ی مذهبی تندرو در آمریکا) حواشی و جنجال‌های مختلفی به وجود آمده بود و خیلی‌ها امیدوار بودند یوبی‎‌سافت از این تم جالب توجه و بحث‌برانگیز، بهره‌ی زیادی ببرد و واقعا هم چنین پتانسیلی در بازی وجود داشت؛ ولی در نهایت، «فارکرای ۵» آنقدرها هم وارد جزئیات مربوط به این مسائل نمی‌شود و شاید به خاطر محافظه‌کاری بیش از حد، خیلی راحت از کنار آن‌ها عبور می‎کند.

جنگل‌های هوپ‌کانتی زنده و زیبا هستند و به لطف نورپردازی بسیار خوب، می‌توانند شما را میخکوب کنند.

همه با هم، برای مقاومت

گیم‌پلی «فارکرای ۵» تقریبا همان چیزی‌ست که قبلا هم در این سری شاهد آن بوده‌ایم؛ ولی اندک نوآوری‌های بازی عمدتا جواب داده‎‌اند و به همین جهت می‌توان گفت که «فارکرای ۵» از نظر گیم‌پلی، بهترین «فارکرای» تا به امروز است. همان‌گونه که اشاره شد، شما باید به کمک دیگر افراد گروه مقاومت به ادوات نظامی جوزف سید صدمه بزنید و با از بین بردن نقاط مهم تحت کنترل او، مناطق مختلف هوپ کانتی را آزاد کنید. شما در طول بازی باید امتیاز مقاومت (Resistance Point) جمع‌آوری کنید و هر وقت که مجموع امتیازات جمع‌آوری شده‌ی شما در یک منطقه به حد نصاب تعیین شده رسید، نوبت از بین بردن رئیس آن منطقه می‌شود. تقریبا هر کاری که در بازی انجام دهید، منجر به کسب امتیاز مقاومت می‌شود. از انجام ماموریت‌های اصلی و فرعی بازی گرفته تا از بین بردن تجهیزات و ادوات نظامی دشمن، تسخیر پایگاه‌های آن‌ها و حتی کشتن فرماندهان‌شان. به‌خاطر تعدد اعمالی که باعث کسب امتیاز مقاومت می‌شود، خوشبختانه رسیدن به آن حد نصاب یاد شده خسته‌کننده نمی‌شود و شاید زودتر از آن چه که فکرش را هم می‌کنید، بتوانید به حد نصاب لازم برای به چالش کشیدن رئیس هر منطقه برسید. یک نکته‌ی جالب در «فارکرای ۵» وجود دارد و آن حذف شدن برج‎های معروف نسخه‎‌های قبل و سری Assassin’s Creed از این عنوان است. حتی در اوایل بازی با این مسئله شوخی هم می‌شود و یکی از شخصیت‌های مکمل به پروتاگونیست بازی که باید از یک برج بالا برود، می‌گوید که: «لازم نیست نگران باشی چون دیگر نیازی به بالا رفتن از برج نیست!». بازی هنوز یک شوتر اول شخص پر زد و خورد است که تقریبا از ابتدا تا انتها، ریتم خوب خود را حفظ می‌کند و جذابیتش را از دست نمی‌دهد. آزادی عملی که «فارکرای ۵» به شما می‌دهد، بیشتر از نسخه‌های قبلی‌ست و این از همان ابتدا که شخصیت اصلی را طبق سلیقه‌ی خود شخصی‌سازی می‌کنید، هویداست. سپس هم که ماجراهای «فارکرای ۵» به طور جدی آغاز می‌شود، بازی دست شما را باز می‌گذارد تا هر یک از سه منطقه اصلی هوپ‌کانتی (که هر یک تحت فرمان یکی از اعضای خانواده‌ی سید است) را به دلخواه انتخاب کنید و هیچ اجباری در آغاز بازی از یک نقطه‌ی خاص وجود ندارد. این آزادی عمل در انتخاب شیوه‌ی مبارزه یا انتخاب مراحل اصلی و فرعی هم وجود دارد. معمولا چند ماموریت اصلی همزمان با هم در نقشه ظاهر می‌شوند و اینجا هم شما می‌توانید با هر ترتیبی که دوست دارید، به انجام آن‌ها بپردازید. یکی از نکات مثبت سری «فارکرای»، دادن آزادی عمل به بازیکن برای انتخاب شیوه‎ی دلخواه مبارزه بوده است.

ممکن است یکی دوست داشته باشد همه را به گلوله ببندد و یکی دیگر، ابتدا با دوربین محل حضور دشمنان را شناسایی کند و سپس به آرامی و یکی یکی، آن‌ها را به‌طور مخفیانه و بی‌سروصدا از بین ببرد. در این نسخه به علت تنوع بالای سلاح‌های مختلف، دنبال کردن بازی به شکل اکشن و پر زد و خورد اتفاقا بسیار جذاب‌تر از گذشته است و از آن جایی که در انتخاب اسلحه (از میان تعداد زیادی از آن‌ها) و سپس، شخصی‌سازی آن‌ها دست شما کاملا باز است، خیلی‌ها به فکر آن می‌افتند آتش‌بازی به راه بیندازند و به شکلی پر سر و صدا، در بازی پیشروی کنند. همچنین یکی از تغییرات دیگری که در بازی به وجود آمده، نقش پررنگ سلاح‌های سرد در مبارزات است. از آن‌جایی که بعضی از پیروان جوزف سید و فرقه‌ی او یعنی Eden’s Gate به سلاح‎های گرم دسترسی ندارند، در طی بازی با سلاح‌های سرد به شما حملهور می‌شوند و شما مانند Dying Light این امکان را دارید با استفاده از سلاح‌های سردی چون چوب بیس‌بال، بیل، لوله‌ی آهنی و مواردی از این دست به سراغ کشتن دشمنان بروید. حتی می‌توانید سلاح‌های سرد بازی را پرتاب کنید! مسلما اسلحه‌ی سرد به اندازه‌ی سلاح‌های گرم تاثیرگذار و قدرتمند نیستند؛ ولی به هر حال، اضافه شدن آن‌ها به بازی نکته‌ی جالب توجهی است. البته در این بین، چه بخواهید آتش بازی به راه بیندازید و چه بخواهید از مخفی‌کاری استفاده کنید، همواره هوش مصنوعی دشمنان آماده است تا شما را زجر دهد! وقتی که می‌خواهید مخفیانه پیش بروید، ممکن است که جلوی چشم یکی از سربازان دشمن، یک نفر را مخفیانه از پا دربیاورید و او حتی متوجه این قضیه هم نشود. وقتی هم که بازی را به صورت اکشن پیش ببرید، باز هم شاهد صحنه‌های مضحکی خواهید بود. ممکن است چندین دشمن را از میان بردارید و متوجه شوید که یک نفر، پشت سنگر باقی مانده و کوچک‌ترین حرکتی انجام نمی‌دهد. تازه اگر یک دشمن پشت سنگر باشد و هیچ‌کاری انجام ندهد، باز جای شکرش باقی‌ست، چرا که ممکن است یک دشمن به صورت ثابت و ایستاده در وسط میدان نبرد باشد و کوچک‌ترین تلاشی هم برای کشتن شما نکند! هوش مصنوعی دشمنان از ابتدا تا انتهای بازی روی اعصاب شما رژه خواهد رفت و هیچ فرقی هم ندارد که کدام درجه‌ی سختی را انتخاب کنید، چرا که در هر صورت، شاهد چنین مشکلاتی خواهید بود.

کنترل وسایل نقلیه‌ی زمینی بهتر از گذشته است و تنوع خودروها نیز افزایش چشم‌گیری داشته است.

ماموریت‌های اصلی بازی عمدتا مربوط به از بین بردن مناطق مهم دشمن است. مثلا، در یک ماموریت باید مجسمه‌ی عظیم‌الجثه‌ی جوزف سید را نابود کنید و در یکی دیگر، باید دو کامیون حامل سوخت که در اختیار دشمن است را ربوده و به مقر گروه مقاومت بیاورید. بقیه‌ی ماموریت‌های اصلی بازی هم روندی کم و بیش شبیه‌به این‌ دارند. البته برخی از ماموریت‌های اصلی مثل همان ماموریت مربوط به ربودن دو کامیون حامل سوخت کمی عجیب هستند؛ چرا که راهی برای فهمیدن محل استقرار آن کامیون‌ها وجود ندارد و به صورت کاملا اتفاقی باید آن‌ها را پیدا کنید. خوشبختانه تعداد چنین ماموریت‌هایی زیاد نیست. ماموریت‌های فرعی هم عمدتا شامل کمک به شخصیت‌های مکمل و تسخیر پایگاه‌های دشمن می‌شود. یک دسته از ماموریت‌های فرعی هم در بازی وجود دارند که مربوط به یافتن غنایمی تحت عنوان Prepper Stashها می‌شود. این ماموریت‌ها بسیار جذاب و جالب توجه هستند و در آن‌ها، مردم هوپ کانتی برخی غنایم خود را از ترس پیروان جوزف سید مخفی کرده‌اند و اکنون این وظیفه شماست که با استفاده از سرنخ‌هایی که در یادداشت‌های آن مردمان قرار داده شده است، نحوه‌ی دسترسی به غنایم را پیدا کنید. این مراحل در کنار جذابیت بالا، جوایز خوبی هم دارند و همین می‌تواند یک قوه‌ی محرک بزرگ برای بازیکنان باشد.

 یک دسته‌ی دیگر از ماموریت‌های فرعی در بازی وجود دارد که به خاطر راننده‌ی افسانه‌ای هوپ کانتی یعنی کلاچ نیکسون (Clutch Nixon)، به همین نام مزین شده‌ است. این ماموریت‌ها شامل عبور از چک‌پوینت‌های مختلف به کمک وسایل نقلیه ویژه است و در همین حین باید حواس‌تان به زمان هم باشد. شاید بتوان این ماموریت‌ها را با مسابقات Time Trial در عناوین ریسینگ مقایسه کرد. این ماموریت‌های فرعی هم جذابیت بالایی دارند و به لطف بهتر شدن سیستم کنترل وسایل نقلیه در این نسخه، می‌توان با آن‌ها ارتباط خوبی برقرار کرد. در این نسخه شاهد انواع و اقسام وسایل نقلیه‌ی زمینی، دریایی و هوایی هستیم و از نظر تنوع، قطعا «فارکرای ۵» بهترین در مجموعه است. گاراژهای مختلفی در بازی وجود دارد که به کمک آن‌ها می‌توانید وسایل نقلیه دلخواه خود را خریداری کنید و هر وقت هم که یک گاراژ دیدید، از طریق آن به وسایل نقلیه‌ای که خریداری کرده‌اید، دسترسی خواهید داشت. البته، وسایل نقلیه‌ی هوایی مثل هواپیماها و هلی‌کوپترها که برای اولین‌بار در سری شاهد حضور آن‌ها هستیم، سیستم کنترل عجیبی دارند. به‌صورت کلی و مانند وسایل نقلیه‌ی زمینی، کنترل آن‌ها ساده است و اگر قصد شما فقط جابه‌جایی در محیط باشد با مشکل خاصی روبه‌رو نخواهید شد؛ ولی وقتی که کار به مبارزات هوایی می‌کشد، مشکلات خودنمایی خواهند کرد. برخی از ماموریت‌های بازی هم مستقیما به مبارزات هوایی مربوط می‌شوند. البته، پس از گذراندن مدتی به مبارزات هوایی بازی هم عادت خواهید کرد.

در این میان بد نیست به عمق شخصی‌سازی‌ در بازی نیز اشاره کرد. در بازی لباس‌های مختلفی وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها برای شخصیت خود استفاده کنید. تعداد لباس‌های موجود در بازی قابل قبول است و وقتی آن را با برخی لباس‌های ویژه ترکیب کنیم، متوجه خواهیم شد که ضعف چندانی در آن به چشم نمی‌خورد. سلاح‌های بازی را هم می‌توان شخصی‌سازی کرد و علاوه بر به کار بستن انواع و اقسام نشانه‌گیرها و دیگر تغییرات این‌چنینی، امکان استفاده از اسکین‌های مختلف نیز برای آن‌ها وجود دارد.

یکی از نکات بارز سری «فارکرای»، حیات‌وحش پویای آن بوده است. این‌بار و با توجه به رفتن بازی به سراغ آمریکا و ایالت مونتانا، حیات‌وحش بازی هم دست‌خوش تغییراتی شده است. در بازی شاهد گونه‌های جانوری مختلفی هستیم که تمامی آن‌ها با الهام از گونه‌های جانوری واقعی که در جنگل‌های ایالت مونتانای آمریکا زندگی می‌کنند، طراحی شده‌اند. در این نسخه هم امکان استفاده از حیوانات وحشی در طول مبارزات وجود دارد که البته نکته‌ی چندان جدیدی نیست. از جمله فعالیت‌های مفرح بازی می‌توان به ماهیگیری اشاره کرد که پیش از این شاهد حضور آن در سری «فارکرای» نبوده‌ایم. همچنین مانند گذشته می‌توان با شکار حیوانات پوست آن‌ها را به دست آورد که گاها برای مراحل استفاده می‌شود و البته آن‌ها را می‌توان جداگانه هم به فروش رساند.

ویرایشگر نقشه‌ی بخش «فارکرای آرکید» امکانات زیادی را در دست شما قرار می‌دهد.

این‌بار برای ساخت تجهیزات لازم برای حمل سلاح یا گلوله‌های بیشتر، دیگر به‌صورت مستقیم نیازی به شکار و کندن پوست حیوانات خاص نیست. در واقع تمامی تجهیزات این‌چنینی به همراه ارتقاهای مختلفی که در نسخه‌های قبل هم شاهد آن‌ها بودیم، در کنار هم تبدیل به پِرک (Perk) شده‌اند. اکنون با انجام چالش‌های مختلف، می‌توانید امتیازات لازم برای خریداری این پرک‌ها را به دست بیاورید. این نیز یکی دیگر از تغییرات جالب بازی است. چالش‌هایی که برای به دست آوردن امتیازات لازم برای باز کردن پِرک‌ها باید پشت سر گذاشته شوند هم معمولا جالب هستند و موارد مختلفی مثل کشتن تعداد خاصی از دشمنان با تسلیحات مختلف یا شکار برخی از حیوانات خاص را شامل می‌شوند. یکی دیگر از بخش‌های جذاب «فارکرای ۵» انتخاب یارهایی برای همراهی شما در طول بازی است. شما می‌توانید از سربازان گروه مقاومت در این راه استفاده کنید و آن‌ها را استخدام کنید یا به سراغ ۹ همراه اصلی خود بروید. این ۹ همراه که در بین آن‌ها هم انسان وجود دارد و هم حیوان، همگی شخصیت‎‌پردازی منحصر به فردی دارند و برای آن که در طول بازی بتوانید از آن‌ها استفاده کنید، باید در ابتدا ماموریت مربوط به آن‌ها را انجام دهید. اگر از این نکته‌ی منفی گذر کنیم که گاها هوش مصنوعی یاران خودی هم افتضاح عمل می‌کند و مثلا شاهد آن خواهید بود که یار خودی نمی‎‌تواند از بالای بام یک ساختمان به پایین آن بیاید یا مواردی از این دست، باید اعتراف کرد که این یاران خودی (به خصوص آن ۹ شخصیت مکمل) می‌توانند حسابی در بازی به شما کمک کنند و در واقع یکی از نکات مثبت بازی به شمار می‎‌روند. آن ۹ شخصیت هر یک خصوصیات و ویژگی‌های منحصر به فردی دارند؛ مثلا، یکی از آن‎ها تک‌تیرانداز است و یکی دیگر، به آتش افروز دسترسی دارد. از میان حیوانات همراه هم می‎توان به بومر (Boomer) اشاره کرد که یک همراه وفادار و دوست‌داشتنی به‌شمار می‌رود و می‎‌تواند دشمنان اطراف را برای شما نشانه‌گذاری کند. همچنین وقتی که او را به همراه داشته باشید، او امکان احیای جان شما را نیز خواهد داشت و اگر بر حسب اتفاق صدمات زیادی دریافت کردید و تا پای مردن هم پیش رفتید، او می‌تواند یک شانس مجدد به شما هدیه دهد. او همچنین می‌تواند با دشمنان هم مقابله کند و آن‌ها را از بین ببرد. همچنین این امکان وجود دارد تا بازی را به همراه دوست خود و به صورت Co-Op پیش ببرید و قطعا حضور یک انسان واقعی برای پیشبرد بازی، بهتر از شخصیت‌های مکمل با آن هوش مصنوعی ضعیف است! پیشروی در بازی به صورت Co-Op هم جذابیت‌های زیادی دارد و بدون شک در این حالت بهتر می‌توان برای از بین بردن دشمنان و اموال آن‌ها اقدام کرد. بازی یک بخش آنلاین به نام Far Cry Arcade هم دارد که به مدت قابل توجهی می‌تواند شما را سرگرم سازد. در این بخش آرکید، شما می‌توانید به صورت تنهایی یا با دوستان خود، اقدام به انجام مراحل مختلف در نقشه‌های مختلفی کنید که توسط خود سازنده یا بازی‌کنان دیگر طراحی شده است. این بخش جذابیت بالایی دارد و از آن جایی که امکان طراحی نقشه و مرحله توسط خود بازیکنان هم وجود دارد، کشش زیادی هم دارد و می‌تواند تبدیل به یک تجربه طولانی‌مدت شود. همچنین در این بخش شاهد حالت PvP هم هستیم. البته، «فارکرای ۵» یک بازی چندنفره‌محور نیست و بنابراین بخش PvP آن هم حرف چندانی برای گفتن ندارد ولی تجربه‌ی آن، خالی از لطف نیست. صحبت از طراحی نقشه و مرحله در این بخش از سوی بازیکنان شد؛ بد نیست بدانید که ویرایشگر نقشه‌ی بازی «فارکرای ۵» بسیار خوب است و جزئیات مختلفی را شامل می‌شود. کار کردن با این ویرایشگر نقشه اصلا سخت نیست و اگر کمی حوصله و سلیقه به خرج دهید، می‌توانید نقشه و مرحله‌ی جذابی را ساخته و در اختیار کاربران این بازی قرار دهید تا آن‎‌ها هم از ذوق و استعداد شما به وجد بیایند.

جنگل‌های هوپ کانتی جولانگاه شماست

سفر «فارکرای ۵» به ایالت مونتانا که پوشیده از جنگل‌ها و مزارع و مراتع است، اتفاق جالبی به شمار می‌رود. دیگر خبری از مناطق استوایی نسخه‌ی سوم یا مناطق کوهستانی نسخه‌ی چهارم نیست و با محیط‌های کاملا جدیدی روبرو هستیم. خوشبختانه سازندگان از نزدیک به مدت ۱۴ روز از ایالت مونتانا دیدار کرده‌اند و به همین جهت محیط‌های بازی با دقت و جزئیات بسیار بالا، شبیه به واقعیت طراحی شده‌اند و به همین جهت کار سازندگان ستودنی‌ست. جنگل‌های بازی زیبا هستند و موتور Dunia Engine هم توانسته از لحاظ گرافیکی عملکرد خوبی از خود به نمایش بگذارد. نورپردازی بازی به‌شدت زیباست و پرسه زدن در جنگل‌های بازی به لطف همین نورپردازی چشم‌نواز و البته حیات‌وحش زنده، لذت‌بخش از آب درآمده است. محیط‌های بازی تنوع خوبی هم دارند و صرفا شاهد جنگل‌ها نیستیم. در هوپ‌کانتی مزارع مختلفی وجود دارند که جلوه‌ی زیبایی به این منطقه بخشیده‌اند و در کنار آن، رودخانه‌ها و برکه‌ها و حتی مناطق کوهستانی هم در بازی وجود دارد و در زمینه‌ی طراحی تمامی این محیط‌ها سازندگان به هیچ‌وجه کم‌کاری نکرده‌اند. دیگر ابعاد گرافیکی بازی مثل کیفیت بافت‌ها و سایه‌زنی‌ها هم وضع مساعدی دارند ولی به‌صورت کلی، «فارکرای 5» روی پلی‌استیشن ۴ پرو و اکس‌باکس‌وان‌اکس عملکرد بهتری دارد و اگر به این کنسول‌ها دسترسی دارید، تجربه‌ی این بازی را روی پلتفرم‌های یاد شده در اولویت قرار دهید. البته بازی برخی مشکلات گرافیکی مثل دیر لود شدن بافت‌ها و گاها افت فریم را هم دارد و در مجموع، پرچمدار عناوین سال ۲۰۱۸ از نظر گرافیکی نیست. همچنین، متاسفانه باگ‌هایی نیز در بازی به چشم می‌خورد. مثلا، ممکن است که دیالوگ‌ها به درستی بیان نشوند و تکرار شوند یا آن که وقتی می‌خواهید با یک شخصیت غیرقابل بازی صحبت کنید تا از او ماموریتی دریافت کنید، شاهد آن باشید که گزینه‌ی صحبت غیرفعال است. حالا چرا آن گزینه غیرفعال است؟ بازی می‌نویسد که این شخصیت در حال مبارزه است، ولی هرچه که اطراف را می‌گردید، هیچ ردی از هیچ دشمنی پیدا نمی‌کنید! البته، وجود چنین باگ‌هایی سنت همیشگی یوبی‌سافت است و در عناوین قبلی این شرکت هم شاهد انواع مختلفی از آن‌ها بوده‌ایم، هرچند که خوشبختانه باگ‌های «فارکرای ۵» نسبت به خیلی از عناوین دیگر این شرکت، کمتراند. از نظر صداگذاری «فارکرای ۵» عملکرد بسیار خوبی دارد. صداگذاران به‌خوبی توانسته‌اند از پس وظیفه‌ی خود بربیایند و از طرف دیگر، حتی شخصیت‌های غیرقابل بازی و رهگذران هم به‌خوبی صداگذاری شده‌اند. از نظر افکت‌های صوتی مثل صدای حیوانات، سلاح‌های و خودروها بازی عملکرد متوسطی دارد. افکت‌های صوتی به کار رفته برای اکثر سلاح‌ها و ماشین‌ها شبیه‌به هم است و از این لحاظ بازی حرف خاصی برای گفتن ندارد. موسیقی‌های بازی اما کاملاً وضع متفاوتی دارند و «فارکرای ۵» مانند دیگر نسخه‎های سری، از این بابت عملکرد خوبی از خود به جای گذاشته است. همچنین می‌توانید در بازی بین کانال‌های رادیویی مختلف جابجا شوید تا در هنگام رانندگی به آهنگی که بیشتر با آن ارتباط برقرار می‌کنید، گوش دهید.

هواپیماها از جمله موارد تازه‌ی «فارکرای ۵» هستند که امکان جابه‌جایی سریع بین فواصل دور را فراهم می‌سازند. البته، مدتی طول می‌کشد تا به مبارزات هوایی بازی عادت کنید.

«فارکرای ۵» به اندازه‌ی «فارکرای ۳» انقلابی نیست. در واقع، جهش خاصی هم نسبت به نسخه‌های قبلی نکرده و صرفا در کنار الگوبرداری از همان فرمول همیشگی، سعی داشته چیزهای جدیدی هم در خود مخلوط کند تا مخاطبان به آن برچسب تکراری بودن نزنند. نوآوری‌های ایجاد شده در بازی، عمدتا مثبت‌اند. شاید بتوان گیم‌پلی بازی را کامل‌ترین و بهترین در مجموعه «فارکرای» خواند ولی متاسفانه هوش مصنوعی احمقانه‌ی آن همیشه آماده است تا اسباب خنده‌ی شما را فراهم آورد. شاید ناامیدکننده‌ترین وجه «فارکرای ۵»، داستان و شخصیت‌پردازی آن باشد که هیچ‌گاه به پای نسخه‌های قبلی نمی‌رسد و در نهایت، نمی‌تواند در برابر آن‌ها حرفی برای گفتن داشته باشد. اگر از طرفداران سری «فارکرای» هستید یا به شوترهای اول شخص علاقه دارید، حتما سراغ «فارکرای ۵» بروید، زیرا با وجود برخی ایرادات، چندین ساعت ماجراجویی لذت‌بخش انتظار شما را می‌کشد.

Far Cry 5

آزادی عمل مثال‌زدنی، گیم‌پلی جذاب، ماموریت‌های فرعی مناسب، طراحی فوق‌العاده هوپ کانتی با حیات وحشی پویا، بخش آرکید و ویرایشگر نقشه
داستان بازی در حد نسخه‌های قبل نیست، هوش مصنوعی افتضاح، برخی باگ‌ها
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: Ubisoft Montreal
ناشر: Ubisoft
تاریخ عرضه: فروردین ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده: PlayStation 4
سبک: تیراندزای اول شخص

حتما بخوانید