انقراض ایده‌ها | بررسی بازی Extinction

یک اکشن آبکی!

مبارزه با موجودات عظیم‌الجثه یکی از موضوعات جذابی‌ست که همواره در ادبیات داستانی و تمام مدیاها به آن پرداخته شده است. در دنیای بازی‌های ویدئویی نیز آثار متعددی بوده‌اند که در خلال خود مبارزات حماسی با هیولاهایی بزرگ را جا داده‌اند و حتی توانسته‌اند به سبب پیاده‌سازی خلاقانه و درست این مورد،  نام خود را بر سر زبان‌ها بیاندازند. جذابیت این موضوع باعث شده استودیوی Iron Galaxy که بیش از هر چیزی به خاطر پورت بازی‌های مختلف برای کنسول‌ها شناخته می‌شود، هسته‌ی اصلی عنوان جدید خود یعنی Extinction را براساس این ایده شکل دهد. اما سوال اصلی اینجاست که آن‌ها چقدر در پیاده‌سازی این فکر در بازی جدید خود موفق بوده‌اند.داستان Extinction در دنیایی رو به نابودی اتفاق می‌افتد. موجوداتی عظیم‌االجثه به نام Ravenii که شباهت بسیاری با اورک‌ها دارند، به دنیای انسان‌ها حمله‌ور شده و در مدتی اندک، نسل بشر را به مرز انقراض رسانده‌اند. اکنون شخصیت اصلی داستان Avil، که آخرین عضو باقیمانده از فرقه‌ای باستانی به نام Sentinelها است، قصد دارد تا با کمک دوست قدیمی خود Xandra جلوی این غول‌های بزرگ را گرفته و مانع نابودی کامل بشریت شود. در این میان و با وخیم‌تر شدن اوضاع  این دو تلاش می‌کنند تا با کمک پادشاه آخرین سرزمین باقیمانده، پورتالی برای انتقال مابقی انسان‌ها به سیاره‌ای دیگر و دور از دست Raveniiها ایجاد کنند اما با آماده شدن پورتال نقشه لو می‌رود و پس از دادن تلفات، آویل و دوستانش مجبور می‌شوند نقشهی ساختن پورتال را دوباره اجرا کنند.

مبارزات بازی فقط برای یکی دو ساعت جذاب خواهند بود

داستان Extinction در همین چند سطر خلاصه می‌شود و می‌توان گفت که با داستانی سطحی که با معدود پیچش‌های داستانی همراه شده، روبرو هستیم. نکته‌ی قابل ذکر دیگر، عدم پرداخت کافی به داستان و شخصیت‌ها است. جدا از معدود کات‌سین‌های کوتاهی که بیشتر به گذشته‌ی شخصیت‌ها می‌پردازند، داستان بازی از طریق دیالوگ‌های رد و بدل شده میان کاراکترها، روایت می‌شود. این شیوه‌ی داستان‌سرایی که مسلما تنها برای کاهش هزینه‌های ساخت توسط سازندگان انتخاب شده است، تاثیر مستقیمی بر داستان بازی گذاشته و سبب شده تا مخاطب نتواند ارتباط درستی را با داستان برقرار کند. از سوی دیگر، کاراکترهای بازی به خوبی پرداخته نشده‌اند؛ به گونه‌ای که نه در صحبت‌ها به آن اشاره می‌شود و نه معدود کات‌سین‌هایی که در بازی می‌بینیم ما را به اندازه‌ی کافی با گذشته‌ی Avil و سایرین آشنا می‌کند. در نهایت می‌توان گفت که داستان بازی بسیار کم‌فروغ ظاهر شده و نتوانسته از پس حداقل‌های یک داستان منسجم برآید.گیم‌پلی بازی از همان ابتدا مرکز تمام توجه‌ها را شکل داده بود و این باس‌فایت‌های بازی بودند که نظر اکثرا مخاطبان را به خود جلب کردند. مبارزات بازی شامل مبارزه با Raveniiهای غول‌پیکر و نوچه‌های کوچکتر آن‌ها Jackalها می‌شود. آویل در بازی دارای قابلیتی به نام Rune Strike است که با پر شدن نوار مربوط به آن، می‌تواند به Raveniiها حمله کرده و آن‌ها را از بین ببرد. برای پر شدن نوار مربوطه نیز باید Jackalها را از بین ببرید. می‌توانید برای فرستادن مردم به مکان‌‎های امن، کریستال‌هایی که در محیط است را فعال کرده یا دست و پای Raveniiها را قطع کنید. با پر شدن نوار باید از بدن Ravenii مورد نظر بالا رفته، کلاه خود او را در صورت وجود نابود کرده و سپس سر وی را قطع کنید. برای مبارزه با دشمنان معمولی نیز می‌توان از چند ضرب‌های نسبتا متنوع بازی استفاده کرد و یا به Rune Strike روی آورد. مشکلی که اینجا به وجود می‌آید، قدرت بسیار زیاد و عدم وجود محدودیت در استفاده از Rune Strikeهاست که باعث به هم ریختن جریان بازی و روی آوردن بازیکن به استفاده از این ضربات می‌شود. مشکل بعدی در بالا رفتن از بدن این موجودات به وجود می‌آید. بالا رفتن از Raveniiهای در حال حرکت، باید از توانایی‌های پارکورمانند آویل استفاده کرده و یا با قطع کردن پای آن‌ها، مانع حرکتشان شد. اگرچه مبارزه به این شیوه در چند نبرد اول سرگرم‌کننده و جالب توجه به نظر می‌رسد، اما پس از مدتی این جریان به تکرار می‌افتد تا پس از چند ساعت از تجربه‌ی بازی خسته شوید. البته زاویه‌ی دوربین بد و مرگ‌های تصادفی که به خاطر کنترل بد شخصیت اصلی رخ می‌دهند، می‌توانند عامل دیگری برای این اتفاق باشند.مشکل اصلی Extinction، ناکام ماندن در ارائه‌ی محتوای سرگرم‌کننده و ارزش تکرار پایین آن است. بازی به سرعت شکلی خسته‌کننده به خودش می‌گیرد، به‌طوری که برای ادامه دادن بازی در ده ساعت بعدی، باید کارهای قبلی را در قالب ماموریت‌هایی مشخص تکرار کنید و با دشمنانی تکراری مبارزه کنید که فقط از نظر ظاهری فرق می‌کنند. در وضعیتی که بازی‌های تک‌نفره به دلیل ارائه‌ی محتوای کوتاه‌تر زیر سایه‌ی عناوین چندنفره قرار گرفته‌اند، عرضه‌ی Extinction سوال‌برانگیز است و کم‌کاری سازندگان در سرگرم کردن مخاطب توجیه‌ناپذیر است.

بازی هیولاهای عظیم‌الجثه‌ای دارد

در زمینه‌ی گرافیک نیز با عملکرد کاملا متوسطی روبرو می‌شویم. طراحی آویل و سایر انسان‌ها، دشمنان، درختان و ساختمان‌ها به‌طرز قابل قبولی صورت گرفته است و اگرچه مدل‌های به‌کار رفته در بازی چندان با جزئیات نیستند، با این حال ایراد خاصی نیز به آن‌ها وارد نیست؛ با این حال بازی از نظر بصری به سرعت خسته‌کننده می‌شود که دلیل اصلی آن استفاده از مدل‌های یکسان در طول مراحل بازی است؛ مراحلی که در عمل تفاوت چندان زیادی با یکدیگر ندارند و محیط‌های عمدتا خالی آن‌ها از درخت‌ها، ساختمان‌ها و انسان‌های تکراری پر شده است. به عنوان آخرین نکته، باید به موسیقی و صداگذاری بازی پرداخت. متاسفانه در این بخش نیز بازی عملکرد ضعیفی از خود نشان داده است و علاوه بر صداگذاری بی‌روح اکثر شخصیت‌ها، موسیقی بازی نیز بسیار بی‌رمق بوده و به سبب نداشتن ضرب‌آهنگ مناسب، نمی‌تواند خوب فضاسازی کند.اگرچه سازندگان Extinction ایده‌ی جالبی را دست‌مایه‌ی خلق آن قرار داده‌اند اما به هیچ‌وجه پتانسیل واقعی آن را درک نکرده و نتوانسته‌اند محصول نهایی بدون اشکالی را عرضه کنند. Extinction را به‌راحتی می‌توان در زمره‌ی بازی‌های بدی قرار داد که به بازی‌سازهای دیگر به عنوان مثال‌های بد نشان داده می‌شوند. داستان و شخصیت‌پردازی سطحی، گیم‌پلی تکراری و خسته‌کننده، گرافیک و موسیقی متوسط و البته محتوای بسیار کم و تکراری، سبب می‌شود تا Extinction اثری با ارزش پایین به‌حساب آید. به تمام موارد قیمت بسیار بالا و تعجب‌برانگیز ۶۰ دلاری بازی را هم اضافه کنید تا کوچک‌ترین دلیلی که برای خرید این بازی در خود می‌دیدید هم دیگر به چشم نیاید. Extinction نمونه‌ی یک بازی بد با قیمت پایه‌ی بالا است؛ با این وجود اگر کماکان راغب به تجربه‌ی این اثر هستید، بهتر است تا زمان تخفیف مناسب صبر کنید.


نقد و بررسی کامل Extinction را می‌توانید در شماره‌ی ۱۲۹ بازی‌نما مطالعه نمایید

Extinction

گرافیک هنری خوب، هیولای‌های عظیم‌الجثه
مراحل تکراری، مبارزات شدیداً خسته‌کننده و ارزش پایین نسبت به قیمت
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: Iron Galaxy
ناشر: Maximum Games
تاریخ عرضه: ۲۱ فروردین ۱۳۹۷
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک: اکشن

حتما بخوانید