نقد و بررسی بازی Elden Ring | از رنجی که می‌بریم

میازاکی و تیمش بار دیگر اثبات کردند که فقط خودشان می‌توانند زیرژانری که خلق کرده‌اند را گسترش دهند

چندی پیش بود که اولین نسخه از سری بازی‌های Dark Souls موفق شد تا لقب «برترین بازی تمام ادوار» را از مراسم Golden Joystick سال ۲۰۲۱ کسب کند. عنوانی که دنباله‌ی معنوی بازی Demon’s Souls بود و به چنان موفقیتی رسید که بسیاری از استودیوهای کوچک و بزرگ به دنبال تقلید از این بازی افتادند. موفقیت اولین Dark Souls نه تنها جایگاه خالق خود یعنی هیدتاکا میازاکی را در صنعت ویدئوگیم بسیار بالا برد، بلکه تاثیر بسیار گسترده و بزرگی روی طراحی سیستم مبارزات و مراحل بازی‌های دیگر گذاشت. حالا بیش از یک دهه از انتشار آن بازی گذشته، اکنون Dark Souls سه‌گانه‌ی خودش را دارد، بازسازی Demon’s Souls مهم‌ترین عنوان زمان انتشار کنسول نسل نهمی پلی‌استیشن شده و بازی‌های درخشانی مثل Sekiro و Bloodborne عرضه شده‌اند و حالا جایگاه استودیو FromSoftware و در راس آن، خود شخص میازاکی از همیشه رفیع‌تر است. در این زمان، عرضه‌ی Elden Ring می‌تواند بزرگ‌ترین اتفاق سال باشد. همه بی‌صبرانه مشتاق هستند تا به درون جهانی شیرجه بزنند که خالق Dark Souls و Bloodborne به همراه جرج مارتین، نویسنده‌ی سری کتاب‌های «نغمه آتش و یخ» آن را خلق کرده‌اند.

با نقد و بررسی بازی Elden Ring همراه بازی‌نما باشید.

همیشه چیزی برای شگفت‌زده‌کردن شما در بازی وجود دارد

برخیز، تارنیشد

شکل روایت داستان در بازی Elden Ring بیش از هر چیز شبیه به بازی‌های Dark Souls و Bloodborne است. شما به عنوان یک Tarnished وارد جهان بازی می‌شوید. قومی که قرن‌ها پیش از سرزمین بازی تبعید شده‌اند. جهانی که با نام The Lands Between شناخته می‌شود. خلاصه‌ی داستان از این قرار است که هزاران سال پیش، Elden Ring نیرویی به فرمانروایان «سرزمین‌های میانی» بخشیده تا به وسیله‌ی آن «عصر طلایی» را آغاز کنند. نیروی Elden Ring باعث ایجاد runeهایی شد که هر کدام برای هدفی وجود داشتند و همه در کنار هم کار می‌کردند تا اینکه Rune مربوط به مرگ شکسته شد و همین امر باعث ذره ذره شدن Elden Ring شد. از بین رفتن Death Rune و بعد از آن خود Elden Ring باعث شد تا مردگان بدون زنده شدن به جهان زنده‌ها برگردند و نبود خود الدن رینگ هم به مرور باعث خرابی‌های بیشتر شد. فرمانروایان یکی پس از دیگری سقوط کردند و هرج و مرج سراسر «سرزمین‌های میانی» را در بر گرفت. شما به عنوان یک Tarnished (که در لغت به معنای فردی بدنام و تباه‌شده است) به این سرزمین می‌رسید و قصد شما احیای Elden Ring است. هدفی که دشمنان بسیاری را در مسیر بازیکن قرار می‌دهد. بازیکن باید در سرزمینی نقش قهرمان را بر عهده بگیرد که از او به عنوان «مرده‌ای که هنوز زنده است» یاد می‌شود و خیلی‌ها تمایلی به صحبت با او ندارند.

رازهای بسیاری برای کشف در این سرزمین وجود دارد که باید با گشت و گذار این جهان وسیع و صحبت با شخصیت‌های دیگر به تمام اسرار این سرزمین خطرناک و کهن پی ببرید. بازی Elden Ring هم مانند دیگر بازی‌های سازندگانش، بازیکن را زمانی وارد جهانش می‌کند که اتفاقات بسیاری افتاده و قهرمان قصه باید ضمن به پایان رساندن ماجرایی که قرن‌ها قدمت دارد، این تاریخ را نیز متوجه بشود. روشی در داستان‌سرایی که میازاکی در آن به مهارت زیادی رسیده و در این بازی هم قرار است تکه‌های پازل را به مرور در اختیار بازیکن قرار دهد.

«سرزمین‌های میانی»، سرزمینی است که برای اولین بار در تاریخ بازی‌های FromSoftware به شکل کاملا جهان‌باز طراحی شده است و به بازیکن اجازه می‌دهد تا در آن به گشت و گذار بپردازد. موضوعی که مهم‌ترین تفاوت بازی Elden Ring با ساخته‌های قبلی استودیو است.

محیط‌های بازی تنوع حیرت‌انگیزی دارد

فانتزی، در بهترین حالت خود

همان‌طور که بالاتر گفته شد، برای اولین بار در تاریخ استودیو FromSoftware شاهد یک بازی جهان‌باز هستیم و این عبارت به معنای محیط‌های وسیع‌تر نسبت به بازی‌های قبلی نیست. اینجا واقعا با یک جهان فانتزی وسیع سر و کار داریم که هر گوشه از آن داستان و ماجرایی برای کشف و تجربه‌ پنهان شده. به واسطه وجود این جهان وسیع، برای اولین بار شاهد حضور نقشه و قطب‌نما در بازی هستیم. حالا می‌توانید موقعیت خود در جهان بازی را بدانید و مسیر حرکت خود را با علامت گذاری روی نقشه مشخص کنید. البته همیشه این احتمال وجود دارد تا در حین حرکت خود به جایی که از قبل برنامه‌ریزی کرده‌اید، توجه‌تان به چیز دیگری مثل یک کمپ از دشمنان جلب شود و بعد از پاک‌سازی آن کمپ متوجه ورودی یک غار شوید که کمی آن‌طرف‌تر است، برای ارضای حس کنجکاوی به سمت غار می‌روید و ناگهان به خود آمده و می‌بینید که به شکل اتفاقی به گوشه‌ای از نقشه منتقل شده‌اید که اصلا نمی‌دانستید چنین منطقه‌ای وجود دارد و می‌توان به آن دسترسی داشت و به اندازه‌ی ساعت‌ها از هدف اولیه خود دور شده‌اید! بدون اغراق می‌توان Elden Ring را اعتیادآورترین بازی ساخته شده به دست میازاکی دانست. حس رها شدن در جهانی وسیع و البته حس ناامنی همیشگی بازی‌های FromSoftware چنان با هم در آمیخته شده‌اند که تا پیش از این از وجود چنین امکانی هم بی‌اطلاع بودیم.

بازی همچنان به شما نقطه‌ی مشخصی را برای حرکت نشان نمی‌دهد. مثل همیشه بدون هیچ توضیح اضافه‌ای وارد جهان بازی می‌شوید و هنر طراحان بازی در این است که بدون قرار دادن objectiveها به شکل باقی بازی‌های جهان‌باز و تنها با طراحی صحیح مسیرها و بخش‌های مختلف نقشه و البته مدد گرفتن از معدود دیالوگ‌های بازی، مسیر داستان اصلی را از ماموریت‌های فرعی جدا می‌کنند و بازیکن را در مسیر اصلی قرار می‌دهند.

گول ظاهر زیبای این منطقه را نخورید. تنها مرگ و رنج انتظار شما را می‌کشد

همچنین همیشه می‌توانید داستان اصلی بازی را رها کنید و به گشت و گذار برگردید. گشت و گذاری که همیشه نتیجه‌اش مجهول است. بازی همیشه چیزی برای غافل‌گیری شما دارد و هرگز هم این کنجکاوی و شجاعت شما به سرک کشیدن در نقاط مختلف را بدون پاداش نمی‌گذارد با آیتم یا سلاحی ارزشمند از آن قدردانی می‌کند.

بارها به این نکته اشاره شد که «سرزمین‌های میانی» بسیار وسیع است. همین موضوع باعث شده تا پای حیوانی چهارپا به بازی باز شود تا بازیکن به وسیله‌ی آن بتواند سریع‌تر در محیط‌های بازی جابه‌جا شود. البته این موجود شبه اسب نه فقط جابه‌جایی، بلکه مبارزات با تعداد زیاد دشمنان را نیز تسهیل می‌کند. حالا به واسطه‌ی سرعت بالای Torrent (همان موجود شاخ‌دار شبه اسب بازی) می‌توانید با ضرباتی سریع، دشمنان را نابود کنید و دردسر کم‌تری در محیط‌های باز داشته باشید. همچنین در بازی شاهد حضور دکمه‌ی مستقلی برای پرش هستیم و تورنت هم نه تنها قابلیت پرش را دارد، بلکه می‌تواند Double jump را به نمایش بگذارد و بازیکن را به مناطقی برساند که ارتفاعشان بیشتر از میزان پرش عادی شخصیت است.

در بازی مثل تمام بازی‌های قبلی استودیو به جز Sekiro، شاهد کلاس‌های متفاوتی هستیم که بازیکن می‌تواند با توجه به سبک بازی خود، یکی را انتخاب کند و وارد جهان بازی شود. نکته‌ی قابل ذکر در این بخش این است که کلاس‌های متکی به جادو بسیار قدرتمند‌تر از کلاس‌های دیگر هستند. در واقع در جهان بازی Elden Ring استفاده از سلاح‌ها و ویژگی‌های جادویی همیشه بازی را ساده‌تر می‌کنند. جادوگران می‌توانند با فاصله نسبت به دشمنان از جادوهای خود برای شکست دادن دشمنان و باس‌فایت‌های سخت بازی استفاده کنند و بسیار ساده‌تر از دیگر بازیکنانی که استفاده از سلاح‌های سنتی‌تر مثل سپر و شمشیر را ترجیح می‌دهند، بازی را جلو ببرند.

بازی Elden Ring هم مملو است از مبارزات نفس‌گیر بین بازیکن و باس‌های متنوع که هر کدام می‌توانند چالش بزرگی برای بازیکن باشند. از سواران تاریکی که تنها شب‌ها در دشت‌ها می‌تازند و بازیکن را به یاد سواران سائرون در ارباب حلقه‌ها می‌اندازند تا باس‌های داستانی مثل گادریک که در کنار داستان غم‌انگیز خود، حسابی بازیکن را در مبارزه به چالش می‌کشد. در بازی چیزی در حدود ۸۰ باس‌فایت وجود دارد که بازیکن می‌تواند در گوشه و کنار The Lands Between آن‌ها را پیدا کند.

مخفی‌کاری هم در بازی وجود دارد و باید گفت که تنها کمی بهتر از Sekiro در بازی Elden Ring پیاده شده است و عمدتاً در زمان پاک‌سازی کمپ‌های دشمنان کاربرد دارد. می‌توانید به کمک همین مکانیک نشستن و پنهان شدن در میان علف‌ها و دیوارهای مخروبه، قبل از دیده شدن، مقداری از تعداد دشمنان کم کنید تا در نهایت نبردی با چالش کم‌تر را تجربه کنید.

تنها چند ثانیه قبل از مبارزه‌ای نفس‌گیر و موسیقی‌ای نفس‌گیرتر!

نفس‌گیر، مهیب و حماسی

موسیقی همیشه نقش مهمی در آثار استودیو FromSoftware داشته است. از موسیقی مملو از اعجاز The Hunter’s Dream و قطعه‌ی محزون The First hunter در بازی Bloodborne گرفته تا قطعات حماسی و ارکستال که در سه‌گانه‌ی Dark Souls می‌شنیدیم (قطعه Nameless King را به یاد بیاورید).

بازی Elden Ring نه تنها این سنت را تغییر نداده، بلکه حالا بالغ‌تر از همیشه از موسیقی برای روایت داستان شخصیت‌ها و جهان بهره می‌برد. بازی در مجموع ۶۷ قطعه موسیقی دارد که برای لحظات و اتفاقات مختلف بازی تدارک دیده شده‌اند و نه فقط زمان مبارزه با باس‌های بازی که گاهی در زمان گشت و گذار در محیط هم به تصویرهای زیبای بازی اضافه می‌شوند و سرزمنیی‌های میانه را به یکی از زیباترین سرزمین‌های بازی‌های ویدئویی تبدیل می‌کنند. موسیقی‌های بازی به معنای حقیقی واژه، گوش‌نواز هستند. چه قطعات آرام و چه قطعات ارکسترالی که به راحتی حماسه را به رگ‌های بازیکن تزریق می‌کنند.

این کیفیت بالا در طراحی صداهای محیطی و صداگذاری شخصیت‌ها هم وجود دارد. راه رفتن با پای پیاده یا تاختن با تورنت در این سرزمین صدای خاص خودش را دارد و صدای برخورد شمشیرها با سپرها و استفاده شدن از جادوها هم تبدیل به بخشی از لذت استفاده از این سلاح‌ها می‌شود. همچنین NPCها با بیان خود، به خوبی حس و حال افرادی را منتقل می‌کنند که در جهانی از هم پاشیده و تباه‌شده هستند و اجازه نمی‌دهند تا بازیکن لحظه‌ای از اتمسفر حیرت‌انگیز بازی جدا شود.

بازی در بخش‌های بصری هم بسیار عالی عمل می‌کند. شاید گرافیک بازی در کنار بهترین آثار این چند سال جای نگیرد ولی بدون شک با یکی از زیباترین بازی‌های امسال طرف هستیم. درختان طلایی، آسمان سرخ، قلعه‌های مهیب و نفس‌گیر و… همگی به زیبایی هرچه بیشتر طراحی شده‌اند تا گاهی بازیکن را مست زیبایی خود کنند و گاهی هم نفس او را به واسطه ابهت خود بگیرند. البته هرچه گرافیک بازی در بخش هنری و زیبایی‌های بصری عالی عمل می‌کند، در بخش فنی مشکلاتی دارد. بازی الدن رینگ هم مانند دیگر بازی‌های FromSoftware از مشکلات فنی و به طور خاص از مشکل افت فریم ریت رنج می‌برد. بازی روی کنسول‌های جدید از دو حالت Quality و Performance پشتیبانی می‌کند که در اولی کیفیت بافت‌ها الویت دارد و در دومی نرخ فریم ریت. اما محدود نبودن فریم ریت روی کنسول‌ها (مثلا روی عدد ۶۰) باعث تغییرات شدید فریم ریت در بازی می‌شود. این افت فریم روی نسخه‌ی رایانه‌های شخصی حتی بدتر از کنسول‌های خانگی است و بازیکنان این پلتفرم به سختی می‌توانند به فریم‌ریت با ثباتی در این بازی دست پیدا کنند.

خانم‌ها و آقایان، کامل‌ترین بازی میازاکی!

بازی Elden Ring به راحتی می‌تواند لقب کامل‌ترین ساخته‌ی استودیو FromSoftware و هیدتاکا میازاکی را کسب کند. البته که به عقیده‌ی نگارنده این مطلب، همچنان Bloodborne بهترین بازی این تیم است ولی جدیدترین محصول خالقان Bloodborne، می‌تواند برای همه سرگرم‌کننده باشد. برای آن‌هایی که به دنبال جادوگری هستند، دریایی از جادوها را ارائه می‌دهد؛ اگر کسی به دنبال عقبه داستانی غنی باشد، Elden Ring این مورد را نیز دارد؛ حتی اگر کسی به دنبال گشت و گذار در محیط و سرک کشیدن به گوشه و کنار جهان بازی است، Elden Ring برای او هم چیزی در آستین دارد.

میازاکی و تیم‌اش بالاخره در Elden Ring موفق شدند تا راهی پیدا کنند که حداکثر بازیکن ممکن را به لذت بردن از بازی خود دعوت کنند، بدون اینکه با پایین آوردن درجه سختی بازی‌هایشان، مخاطبان قدیمی خود را پس بزنند.

Elden Ring

حس جهان‌باز درجه یک، محیط‌های وسیع و گسترده و پر از چالش، موسیقی حیرت‌انگیز، طراحی مراحل درخشان
افت فریم‌ریت، جادوهای بازی بیش از حد قوی هستند
پلتفرم: PC, PlayStation 4, PlayStation 5, Xbox One, Xbox Series X|S
سازنده: FromSoftware
ناشر: Bandai Namco
تاریخ عرضه: ۶ اسفند ۱۴۰۰
نسخه‌ی بررسی شده: Xbox Series X
سبک: نقش‌آفرینی، جهان‌باز

حتما بخوانید