روزهای سخت تنهایی | بررسی بازی Days Gone

Days Gone آن چاشنی و ادویه لازم برای تبدیل شدن به یک شاهکار را کم دارد

از همان ابتدا که Bend Studio برای اولین بار در نسل هشتم کنسول‌ها در جریان کنفرانس E3 2016 سونی با عنوان جدیدش Days Gone خودی نشان داد، ایده‌ی این‌که آیا استودیوی کهنه‌کار سونی پس از یک غیبت طولانی توانایی به بار نشاندن ایده‌های بزرگ خود به عنوان یکی از انحصاری‌های مهم را دارد، بحث داغ رسانه‌ها شد. علی‌رغم ایرادات ریز و درشتی که بر این عنوان وارد می‌دانم، Days Gone اینجاست تا نشان دهد هنوز هم می‌توان به سونی اطمینان کرد. با پشت‌سر گذاشتن تقریبا دو ‌و نیم سال از زمان معرفی تا انتشار، این عنوان دارای استاندارد‌های حداقلی سونی برای عناوین AAA انحصاری خود است.

داستان همیشگی، آخرالزمان

این روز‌ها در تمام مدیا‌های موجود بحث آخرالزمان یکی از مباحث اجتناب‌ناپذیری است که به علت تکرار مکررات درگیر کلیشه‌های زیادی در زمینه داستان و روایت شده است. عنوان Days Gone نیز از این قاعده مستثنی نیست و داستان و جرقه‌ی ابتدایی تجربه بازی با شکست آزمایشی خطرناک و شیوع ویروسی بین تمام مردم و در ادامه مختل شدن زندگی انسان‌ها و در نهایت تلاش برای بقا رقم می‌خورد‌. شما در این بازی در نقش Deacon St John ،با صداپیشگی قابل قبول Sam Witwer  که علاقه‌مندان به سری استاروارز به خوبی او را می‌شناسند، قرار می‌گیرید. خلافکار موتورسوار و یاغی سابق که اکنون با شروع برگ جدیدی از زندگی و تلاش برای‌ زنده ماندن و نجات دادن افراد نزدیکش تبدیل به شخصیت دیگری شده و این یعنی قرار است، در ادامه فلش‌بک‌های داستانی زیادی از‌ گذشته او برای‌ شخصیت‌پردازی بهتر مشاهده کنیم.

با کشتن هر فریکر می­توانید Swarmer Ear مخصوص به آن را بفروشید

با شروع بازی حس عجیبی به شما خبر می‌دهد که این بازی قرار است وام گرفته از دیگر عناوین انحصاری سونی و پیشگامان این ژانر باشد و تشابه حال‌‌و‌هوای نیم ساعت ابتدایی بازی با عنوان The Last Of Us غیر‌قابل انکار است و در ادامه با پیشروی در داستان و آشنایی با سیستم کرفتینگ بازی بدون شک سیستم جمع‌آوری آیتم و کرفتینگ Horizon Zero down  را به یاد می‌آورید.

هیچ جا امن نیست

مرده‌های متحرک یا همان زامبی‌ها که در این سبک بازی‌ها درگیرشان هستیم در این بازی Freaker نام دارند که همان خصوصیات زامبی‌های معمول را دارند، با این تفاوت که به صورت گله‌ای روی سرتان خراب می‌شوند و اگر استراتژی مناسبی برای فرار یا مقابله با آنها نچیده‌باشید کلکتان کنده‌ست. حس تنهایی، ترس و بقا برجسته‌ترین المان در سرتاسر دنیای بازی است و شما، به جز مناطق امن مانند کمپ‌ها، به جرئت می‌توان گفت، هیچ‌جا احساس آسودگی نمی‌کنید و همیشه باید تجهیزاتتان را آماده‌ی حمله فریکرها‌ و خطرهای مشابه انسانی و حیوانی نگه-دارید. یکی از فاکتورهای مهمی که به این امر کمک بسیاری کرده بخش صداگذاری بازی است که اگر شما با هدست بازی را تجربه کنید، القای ترس چندین برابر می‌شود و البته با کمک صداگذاری بسیار مناسب بازی شما می‌توانید تشخیص دهید که کدام فریکر از کدام سمت قرار است ناگهانی روی شما بپرد.

قاب‌های جذابی که نمی‌توان مقابلشان مقاومت کرد

 از لحاظ تنوع افرادی که قرار است با آنها در طول مسیر بازی درگیر شوید Days Gone سطح قابل قبولی دارد و اگر خطر حمله فریکرها را پشت سر بگذارید باید خودتان را برای انسان‌های در حال تلاش برای زنده ماندن و فرقه‌های مختلف موجود بکنید و اگر خیلی خوش‌شانس باشید و در این مسیر به خرس‌های گرسنه و گرگ‌های وحشی بر‌نخورید، تبریک می-گویم، شما تازه می‌توانید به ماموریت‌های اصلی بازی بپردازید. درواقع حتی اگر شما درجه سختی بازی را در ساده‌ترین حالت قرار دهید، زمان قابل توجهی را باید صرف یادگیری ایجاد تعادل بین رانندگی با موتور، جمع‌آوری آیتم و درگیری کنید که این خود نشان می‌دهد گیم‌پلی بازی به چه شکل درگیرکننده و نفس‌گیر است. روش‌های متنوع و امکان اتخاذ استراتژی‌های مختلف در بطن گیم‌پلی باعث شده‌اند شما آن‌قدر روی جست‌وجو و کشتار فریکرها با سلاح‌های سرد و گرم و فروش آیتم‌های به‌دست آمده، به اهالی هر منطقه و کسب اعتبار، احترام و آپگرید، وقت بگذارید که نشان می‌دهد گیم-پلی بازی صرفا تقلیدی از آثار مشابهی مانند سری Dead Rising  نیست و اثرانگشت خاص خود را دارد؛ اما هنوز در بخش‌هایی مثل هوش‌مصنوعی دشمنان راه‌ بسیار زیادی تا فوق‌العاده بودن باقی مانده است.

رفیق روزهای تنهایی

تنها همراه شما در جای‌جای بازی قرار است موتورسیکلتی باشد که بزرگ‌ترین دوست و ناجی شما به حساب می‌آید و قرار نیست جایگزینی برای آن در تمام بازی وجود داشته‌باشد. تصور کنید بعد از یک کشت و کشتار حسابی از گله‌ی فریکرها، روی تپه‌ی بلندی رفته، از موتور خود که به تازگی آپگرید و شخصی‌سازی‌شده پایین آمده، تغییرات فوق‌العاده‌ی آب‌وهوا را از نزدیک لمس کرده به موسیقی فوق‌العاده‌ایی که Nathan Whitehead آهنگ‌ساز نام‌آشنای سری فیلم‌هایPurge برایتان تدارک دیده گوش کرده و در زیر تپه شاهد درگیری حیوانات و فریکرها باشید و از پویا بودن دنیای بازی لذت ببرید و همه‌ی این جذابیت‌ها را با بخش Photo Mode قابل‌قبول بازی در یک قاب گیر بیندازید و همه‌ی این ها باعث می‌شود قدردان Unreal Engine 4 و پتانسیل خوب آن باشیم و اشکالات ریز و درشت در لود شدن تکسچرها و پارتیکل‌افکت-های خون و آتش و انفجار را به دست فراموشی بسپاریم. البته باید ذکر کنم که همراه داشتن موتورسیکلت در بازی باز هم به معنی آسودگی در بازی نیست چون طراحی نقشه، خیابان‌ها و تونل‌های بزرگ به‌گونه‌ای نیست که شما با تمام سرعت در جاده پیش‌روید و اگر قربانی شیرجه‌های بلند فریکرها، شلیک اسنایپر انسان‌ها و پرت‌شدن روی زمین نشدید، مانع‌های بسیار این مهم را برایتان انجام می‌دهد و علاوه بر آن موتورتان را نیز با صدمه مواجه می‌کنند که هزینه قابل توجهی برای تعمیر به دنبال دارد و شما باید با جست‌وجو در محیط و صندوق‌عقب بعضی ماشین‌ها به دنبال لوازم لازم برای تعمیر و یا سوخت برای ادامه رانندگی بگردید. در کل همان ابتدای بازی که شما کنترل موتور را به دست می‌گیرید متوجه می‌شوید هندلینگ و کنترل آن ساده نیست و Response Time بالایی که با آن مواجه می‌شوید باعث می‌شود، شما نتوانید به موقع تغییر مسیر دهید و همین، کار را برای برخورد نکردن با موانع مشکل‌تر می‌کند.‌

هر طور دوست دارید موتورتان را شخصی‌سازی کنید

دست‌پخت  Bend Studios

بازی قرار نیست شما را در هیچ زمینه‌ای ناامید کند و در تمام ابعاد عنوان قابل‌قبولی است وتجربه‌ی آن به هیچ وجه خالی از لطف نیست، اما بازی، آن چاشنی و ادویه لازم برای تبدیل شدن به یک دست‌پخت شاهکار را کم دارد و باعث شده زحمات زیادی که روی بخش‌های مختلف بازی مثل صداگذاری و داستان، شده زیر سوال برود و شما مونولوگ‌های جذابی راکه از Deacon در تمام مسیر شنیده‌اید را در طولانی مدت فراموش کنید و نتوانید از آن به عنوان شاهکار یاد کنید و اوج افسوس اینجاست که پیاده‌سازی کل تجربه‌ی بازی به گونه‌ای باشد که تجربه کامل پنجاه تا شصت ساعت بازی به اندازه‌ی کافی محتوا و نوآوری نداشته باشد و رعایت نکردن همین نسبت باعث تکراری شدن روند گیم‌پلی و ماموریت‌های اصلی و فرعی شود و تا آستانه‌ی مسیر روایت بازی، شما متوجه شوید که سازندگان دیگر برگ برنده‌ای برای رو کردن در زمینه تنوع فعالیت‌ها ندارند و برای کامل‌کردن بازی باید به Fetch Questهای حوصله‌سر بر بپردازید. در نقطه مقابل، داستان و اوج‌گیری روایت در طول بازی روند مخالف را در پیش می‌گیرد و تا میانه‌ی راه آن‌قدر آهسته دنبال می‌شود که شما بعد از اتفاقات و رویدادهای طوفانی اواخر بازی افسوس می‌خورید که چرا این تعادل در تمام طول بازی رعایت نشد و چندین ساعت از شروع تجربه‌تان را در بی‌خبری از داستان بازی گذراندید و از بهره بردن از پتانسیل‌های بسیار Bend Studios غافل مانده‌اید. امیدواریم با فروش خوبی که این عنوان کسب کرده ادامه آن نیز منتشر شود و Days Gone را به عنوان یک فرانچایز در ترکیب سونی همیشه مشاهده‌کنیم.

Days Gone

دیالوگ و مونولوگ‌های هوشمندانه، صداگذاری با دقت، شخصیت‌پردازی درخور، گرافیک هنری چشم‌نواز، گیم‌پلی چالشی
مراحل تکراری، هوش‌مصنوعی بد، محتوای کم نسبت به گیم‌پلی، مشکلات فنی
پلتفرم: PlayStation 4
سازنده: SIE Bend Studio
ناشر: SIE
تاریخ عرضه: اردیبهشت ۹۸
نسخه‌ی بررسی شده: PlayStation 4
سبک: اکشن، ماجراجویی، بقا

حتما بخوانید