آغازی بر یک افسانه | بررسی بازی Dark Souls: Remastered

طرفداران سری سولز، بالاخره توانستند با خیال راحت و بدون مشکلات فنی، نسخه اول را دوباره بازی کنند

زمانی که Demon’s Souls ساخته و منتشر شد، بسیاری از گیمرها از داستان گنگ و عجیب و البته گیم‌پلی دشوارش، گلایه داشتند و میازاکی و تیمش را مقصر می‌دانستند؛ اما به تدریج این اعتراض‌ها، جای خود را به تعریف و تمجید داد و شیوه داستان‌سرایی و گیم‌پلی سولز، جریان‌ساز شد. فرام سافتور برای داستان گفتن، از نمایش کات سین‌ها پرهیز کرده بود و داستان را در جریان گیم‌پلی قرار داد تا هرکس به سهم خود، درک و برداشتی متفاوت داشته باشد. شخصیت‌هایی که در مقابل قهرمان داستان قرار می‌گیرند، استعاری حرف می‌زنند و به مخاطب اطلاعات مستقیمی نمی‌دهند تا او با کنار هم گذاشتن سرنخ‌ها، به نکات مخفی پی ببرد. نسخه اول به‌خوبی چنین فرمولی را پیاده کرد و این موضوع در نسخه‌های متاخر، کمی دستخوش تغییر شد و سازندگان، داستان را مستقیم‌تر روایت کردند.بازی فعلی بدون دست زدن به ساختار روایی، به‌صورت کامل بازگشته است تا دارندگان کنسول‌های نسل هشتم هم بتوانند آن را تجربه کنند. همین مورد شاید در ابتدای راه، کمی برای طرفداران قدیمی و کسانی که نسخه اصلی را تجربه کرده‌اند، سخت باشد. اگر به‌خاطر داشته باشید، جای شخصیت‌ها و آیتم‌های قسمت دوم که ریمستر شد، در اکثر موارد تغییر کرد تا هیجان برای همه یکسان باشد. با این همه، Dark Souls کماکان لذت‌بخش است و می‌تواند با روایت منسجم خود که این‌بار بسته الحاقی Artorias of the Abyss را به همراه دارد، ساعت‌ها مخاطبان را سرگرم کند. بدون شک، این نسخه بهترین بازی سری است و ارزش خود را پس از ۷  سال هم‌چنان حفظ کرده.فریم‌ریت موضوعی است که همواره تیم فرام سافتور با آن دست به گریبان بوده است و بسیاری از گیمرها هم از این بابت گلایه دارند. قسمت نخست زمانی که به بازار آمد، از افت فریم بسیار زیادی رنج می‌برد، به‌شکلی که در بعضی از مناطق، تعداد فریم‌ها تک‌رقمی می‌شد. سازندگان هنگام معرفی نسخه ریمستر، قول دادند تا این مشکل به‌طور کامل مرتفع شود و دیگر خبری از باگ‌های خنده‌دار نباشد.

تفاوت بین نسخه‌ی اصلی و ریمستر کاملا مشهود است.

حال که بازی عرضه شده است، می‌توان گفت که قول فرام سافتور عملی شده است و با یک عنوان روان و به دور از مشکلات فنی طرف هستیم. هرچند که بعضی از منتقدین سرسخت، عقیده دارند که کیفیت بافت‌ها دست نخورده باقی مانده است. عدم تغییر بافت‌ها برای رسیدن به فریم‌ریت مورد نیاز انجام شده و نباید غیرمنطقی به این موضوع نگاه کرد. انیمیشن آتش بون‌فایرها به‌صورت کامل تغییر کرده و از لحاظ ظاهری هم شکل Estus دستخوش تغییر شده است. به این موارد، باید قرار دادن یک بون‌فایر جدید را اضافه کنیم که اگرچه چندان به نظر نمی‌آید اما کار را به شکل غیرقابل‌باوری برای بازیکنان راحت‌تر می‌کند.به جز موارد یاد شده، همه‌چیز در جای خود قرار دارد و طرفداران قدیمی، می‌توانند برای اولین‌بار از قدم زدن در سرزمین Blight Town لذت ببرند.بحث موسیقی هم از آن دست مواردی است که همواره در سری سولز زیر ذره‌بین قرار داشته؛ موضوعی که در قسمت سوم به اوج کمال رسید و بالاخره قطعات موسیقایی هم وارد جریان روایی شدند. وظیفه نگارش تم‌های سری سولز (به جز Demon’s Souls) برعهده موتویی ساکورابا قرار دارد؛ هنرمندی که شهرت خود را با آهنگسازی مجموعه Tales به دست آورد و با سولز، خود را به جهانیان شناساند. او برخلاف علاقه و ژانر محبوبش، سراغ ژانر کلاسیک رفت و با نوشتن قطعاتی برای ارکستر سمفونیک، مبارزه با باس‌ها را بیش از پیش حماسی کرد. واقعیت این است که در دارک سولز، موسیقی تنها زمانی پخش می‌شود که گیمر در هاب بازی قرار داشته باشد و یا با باس‌های بزرگ، دست و پنجه نرم کند. در بقیه موارد، سکوت و صدای دشمنان تنها چیزهایی هستند که گیمر در جریان گیم‌پلی با آن‌ها درگیر می‌شود.اعتقاد آهنگ‌ساز به استفاده از گروه کُر و حتی خواننده سولوی سوپرانو قابل تقدیر است و در نبردهایی همچون Gwyndolin کنتراست‌های جالبی به گوش می‌رسد که حتی گوش‌های غیرآگاه را هم به سمت خود جلب خواهد کرد. صداگذاری هم مطابق معمول در سطح بالایی قرار دارد و فقط عدم وجود لیپ سینک هنوز به چشم می‌آید. شخصیت‌ها هنگام دیالوگ گفتن حتی دهانشان هم تکان نمی‌خورد و مانند عروسک در جای خود قرار دارند.

امن‌ترین لحظات، در جهانی سراسر خطر و تهدید.

دارک سولز جزو اولین آثاری بود که به کارکرد شمشیر و سپر مفهوم دقیق بخشید و با اضافه کردن فاکتور Stamina نام خود را مطرح کرد. شاید تجربه دوباره نسخه اول در حالی که یک سری از فرمول‌های امروزی خود را به همراه ندارد، قدری سخت باشد؛ به عنوان مثال هنگام استفاده از معجون‌های سلامت (Estus Flask) شخصیت اصلی به‌صورت کامل سرجای خود می‌ایستد و حرکتی نمی‌کند. از سوی دیگر، سیستم وزن کاراکتر با درصد محاسبه نمی‌شود و بازیکنان باید خودشان پس از پوشیدن زره و تجهیزات، کمی حرکت کنند تا تفاوت Fat Roll بودن یا نبودن را بفهمند.اگر از جمله بازیکنانی باشید که پس از تجربه قسمت سوم، مستقیما این بازی را انتخاب کنید، احتمالا از نبودن نوار Weapon Art متعجب خواهید شد؛ همانطور که گفتیم نسخه‌ی اول هفت سال قبل منتشر شده و طبیعی است که برخی از مکانیزم‌های آن عجیب به نظر برسند. سیستم پرش هم برای کاربران جدید در ابتدای راه معضلی خواهد بود زیرا کاراکتر اصلی با کلید دایره (در اکس‌باکس کلید B) می‌پرد و بهینه‌سازی لازم برای آن صورت نگرفته است. این موضوع زمانی به یک ایراد تبدیل خواهد شد که بدانیم سازندگان برای قسمت دوم، امکان تغییر کلید پرش را فراهم کرده بودند.کاهش تعداد آهنگرهای بازی در قسمت‌های دوم و سوم با استقبال زیادی از سوی بازیکنان همراه شد و حال که دوباره به سمت بازی اول می‌رویم، متوجه تعدد آهنگرها می‌شویم؛ کاراکترهایی که هرکدامشان در یک سوی این دنیای بزرگ قرار دارند و دسترسی به همه آن‌ها از میانه راه فراهم می‌شود. بازیکنان برای جابجایی‌های سریع میان بون‌فایرهای خاص باید تا اواسط بازی صبر کنند تا با شکست دادن سخت‌ترین باس‌های سری یعنی Smough and Ornstein به خواسته‌ی خود برسند؛ موضوعی که در قسمت‌های بعدی سری دیگر وجود نداشت و تمامی بون‌فایرهایی که روشن می‌شدند، در دسترس قرار می‌گرفتند.در انتها باید گفت که اثر پیش رو با قیمت ۴۰ دلار به تمامی طرفداران مجموعه سولز پیشنهاد می‌شود و شاید تنها چیزی که از تهیه کردن آن جلوگیری می‌کند، قیمت این روزهای ارز باشد؛ اتفاقی که به سود گیمرهای داخل کشورمان نخواهد بود و فرهنگ بازی کردن قانونی را یک بار دیگر از بین می‌برد.


نقد و بررسی کامل Dark Souls Remastered را می‌توانید در شماره‌ی ۱۳۰ بازی‌نما مطالعه نمایید

Dark Souls Remastered

داستان شگفت‌انگیز و پر از راز و رمز، فریم‌ریت بهبودیافته، موسیقی‌های عالی، سیستم جنگیدن با شمشیر و سپری که هیچوقت کهنه نشده
مکانیزم‌های کهنه، عدم سفر سریع بین تمام بون‌فایرها، پیشرفت کم بصری
پلتفرم: PS4, Xone, PC
سازنده: From Software
ناشر: Namco Bandai
تاریخ عرضه: خرداد ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده: PlayStation 4
سبک: اکشن نقش‌آفرینی

حتما بخوانید