انواع مختلف بازی‌های رومیزی

یه چیزی تو مایه‌های مافیائه؟

تصور کنید می‌خواهید دیدن یک فیلم را به دوست خود پیشنهاد کنید. اولین دستاویزی که برای توضیح ماهیت و محتوای احتمالی فیلم مورد نظر دارید، معرفی ژانر فیلم است. با مشخص شدن ژانر فیلم پیشنهادی شما، دوستتان می‌تواند تصویر بسیار واضح‌تری از فیلم داشته باشد. او ممکن است به ژانر عاشقانه (Romance) علاقه‌مند نباشد، اما عاشق سینه‌چاک ژانر وحشت (Horror) باشد. در چنین شرایطی اگر به او بگویید که فلان فیلمِ عاشقانه خیلی قشنگ است، موضعش نسبت به فیلم از پیش مشخص خواهد بود؛ درست برعکسِ وقتی که برای او از یک فیلم در ژانر وحشت صحبت کنید. بازی‌های رومیزی هم از چنین قاعده‌ای مستثنی نیستند. اگر ژانرهای متفاوت این نوع بازی‌ها را بشناسیم، می‌توانیم خیلی کاراتر در مورد اینکه یک بازی را دوست خواهیم داشت یا خیر، تصمیم بگیریم. نتیجتاً در این شماره تصیمیم گرفتیم تا به صورت دقیق‌تری به بررسی ژانرهای متفاوت بازی‌های رومیزی بپردازیم. البته قبل از هر چیز لازم است گفته شود که من باب پرهیز از پیچیده شدن بی‌مورد موضوع، در این مقاله، بازی‌ها را به ۹ ژانر نسبتاً کلی از حیث گیم‌پلی تقسیم خواهیم کرد و به جزئیات گیج‌کننده (مانند زیرگروه‌های هر ژانر یا تقسیم‌بندی‌های مبتنی بر تم و رنگ و لعاب بازی‌ها) ورود نخواهیم کرد.

بازی‌های «تاس بریز و حرکت کن»

این دسته از بازی‌ها شامل ریختن تاس (یا چرخاندن گردانه یا کشیدن کارت) برای مشخص شدن مقدار حرکتی (معمولاً در یک جهت خاص) است که بازیکن می‌تواند انجام دهد. چه هدف حرکت از نقطه‌ی شروع و رسیدن به خط پایان بازی باشد، چه در اختیار گرفتن منابع موجود، چیزی که این بازی‌ها را از دیگر بازی‌ها متمایز می‌کند، نقش اساسی تاس (یا مورد مشابهی دیگر) در تعیین برنده و بازنده است.

با اینکه اکثر بازی‌های کلاسیک، از جمله «مونوپولی» (Monopoly)، «سرنخ» (Clue)، «متأسفم!» (Sorry!)، «سرزمین آب‌نبات» (Candy Land) و بازی زندگی (The Game of Life) در این خانواده قرار می‌گیرند، اما در سال‌های اخیر اقبال عموم به این نوع بازی‌ها شدت کاهش یافته است که از دلایل اصلی این موضوع می‌توان به نقش بسیار پررنگ و اساسی عنصر شانس در روند بازی اشاره کرد. هرچند نمونه‌های موفق و جدیدی همچون «شتر برو جلو!» (Camel Up!) و «هزارتوی جادویی» (Magic Labyrinth) به بازار معرفی شده‌اند، اما بازی‌های تاس بریز و حرکت کن همانند فیلم‌های صامت در صنعت سینما هستند: شاید هرازگاهی سر زدن به آن‌ها جالب باشد، اما زمانه دیگر عوض شده است…

مخاطب ژانر

کسانی که بازی‌باز نیستند و این نوع بازی‌ها یادآور خاطرات خوب زمان طفولیت آن‌هاست، معمولاً از این ژانر لذت می‌برند. همچنین به دلیل وجود قوانین به نسبت ساده و امکان برد برای همه، کودکان کم‌سن‌وسالی که تازه به بازی‌های رومیزی رو آورده‌اند نیز می‌توانند از جمله‌ی مخاطبان این گروه از بازی‌ها باشند.

نمونه‌های برجسته

مونوپولی (Monopoly)، بازی زندگی (The Game of Life)، سرنخ (Clue)، سرزمین آب‌نبات (Candy Land)، متأسفم! (Sorry!)، شتر برو جلو! (Camel Up!)، هزارتوی جادویی (The Magic Labyrinth)، زامبی‌ها!!! (Zombies!!!)، طلسم (Talisman)، شیا (Xia)

Monopoly

بازی‌های «گمارش کارگر»

این خانواده از بازی‌ها عملاً نسخه‌ی پیشرفته‌تر و آرام‌تر صندلی‌بازی هستند! هر بازیکن باید منابعی را که لازم دارد به دست بیاورد، قبل از آن که بازیکن دیگری این کار را انجام دهد و این کار معمولاً به وسیله‌ی مهره‌ی کارگری انجام می‌شود که در مکان‌های مشخصی از صفحه‌ی بازی قرار می‌گیرد. برای مثال در بازی «اَگریکولا» (Agricola)، هر بازیکن سعی می‌کند تا با گماشتن اعضای خانواده‌ی خود به کاری، غذای بیشتری تولید کند، حیوانات بیشتری پرورش دهد و در یک کلام از بازیکنان دیگر منابع بیشتری در اختیار داشته باشد.

گفته شد که این بازی‌ها به نوعی شبیه صندلی‌بازی هستند. حال فرض کنید کسی روی صندلی مورد نظر شما نشسته است یا شما جای کس دیگری را اشغال کرده‌اید، چه می‌شود؟ شما به هدفتان نمی‌رسید و یا دیگری را از رسیدن به هدفش بازمی‌دارید. در نتیجه از نکات جالب توجه بازی‌های گمارش کارگر، توانایی بازیکنان در سد استراتژی‌های یکدیگر است که هیجان و حرارت بسیاری به بازی اضافه می‌کند. کافی است دست شما را بخوانند و یا تضاد منافع به وجود بیاید، آن‌گاه ممکن است تمام نقشه‌های شما نقش‌برآب شود!

مخاطب ژانر

کسانی که تا حدودی به مقوله‌ی مدیریت علاقه‌مندند و یا کسانی که از آزار و اذیت کردن دیگران و خراب کردن برنامه‌های آن‌ها لذت می‌برند، می‌توانند مخاطبان بالقوه‌ی این دسته از بازی‌ها باشند.

نمونه‌های برجسته

اَگریکولا (Agricola)، کی‌دام (Keydom – از سری بازی‌های کی که توسط ریچارد بریز طراحی شده است)، عصر حجر (Stone Age)، اربابان واتردیپ (Lords of Waterdeep)، کِیْوِرنا: کشاورزان غار (Caverna: The Cave Farmers)، ۵ قبیله (Five Tirbes)، نعنا جواب می‌ده (Mint Works)، له اَغْوْ (Le Havre)، استانبول (Istanbul)

Lords of Waterdeep

بازی‌های «مشارکتی»

درست برخلاف بازی‌های گمارش کارگر که رقابت میان افراد در آن بسیار نفس‌گیر است، بازی‌های مشارکتی تماماً در کار گروهی تعریف می‌شود. همه‌ی بازیکنان باید دست به دست هم بدهند و به عنوان یک تیم به بازی بپردازند؛ تیمی که در انتها یا برنده می‌شود یا بازنده. به عبارت دیگر افراد یا همگی برنده‌ی بازی خواهند بود یا همگی شکست می‌خورند.

مشهورترین نمونه‌ی اینگونه از بازی‌ها، «بیماری فراگیر» (Pandemic) است. در این بازی و اکثریت مشتقاتش، بازیکنان باید به کمک یکدیگر جهان را از یک بیماری کشنده نجات دهند. هر بازیکن به جای یکی از شخصیت‌های سناریوی بازی ایفای نقش می‌کند؛ شخصیت‌هایی که هر کدام مهارت و تخصص خاص خود را دارند، تخصص‌هایی که تنها در کنار یکدیگر می‌توانند بشریت را از انقراض حتمی نجات دهند.

مخاطب ژانر

این ژانر، بهترین انتخاب است برای آن دسته از کسانی که علاقه‌ای به کل‌کل و رقابت ندارند، اما در ارتباطات اجتماعی قوی هستند و می‌توانند در بحث با افراد موفق عمل کنند و جمع را به همگرایی برسانند.

نمونه‌های برجسته

بیماری فراگیر (Pandemic)، جزیره‌ی ممنوعه (Forbidden Island)، بیابان ممنوعه (Forbidden Desert)، ارباب حلقه‌ها (Lord of the Rings)، وحشت آرخام (Arkham Horror)، موش‌های صحرایی در فضا (Mole Rats in Space)، رمز و راز (Mysterium)

Arkham Horror

بازی‌های کارتی «ساختن دست»

«حکمرانی» (Dominion) به همراه نسخه‌های فراوان الحاقی‌اش، نه تنها اولین بازی در این ژانر بود که توانست این نوع از بازی‌ها را میان بازی‌بازها محبوب کند. در بازی‌های ساختن دست، بازیکن‌ها با تعدادی کارت بازی را آغاز و در روند بازی دست خود را غنی‌تر می‌کنند؛ بدین شکل که تعداد کارت‌هایی که در دست دارند را افزایش می‌دهند، کارت‌هایشان را عوض می‌کنند و یا ویژگی‌های کارت‌هایی که دارند را ارتقا می‌بخشند. به علاوه معمولاً در میان کارت‌های بازی مقادیری پول نیز گنجانده شده است که بازیکنان به کمک آن‌ها می‌توانند دادوستد کنند و کارت‌هایی که می‌خواهند به دست آورند. پس هدف اصلی در چنین بازی‌هایی جمع کردن کارت‌های لازم برای غلبه کردن بر دیگر بازیکنان است.

اگر افراد دخیل در بازی سریع باشند، انتظار داریم که سرعت بازی زیاد باشد و هر چه جلوتر می‌رویم نیز این سرعت بیشتر شود. در کنار این سرعت بالا، تعامل گوناگون و جالب کارت‌ها در مواجهه با یکدیگر، فضای هیجان‌انگیزی را رقم می‌زند که مختص این گروه از بازی‌هاست.

مخاطب ژانر

افراد که دوست دارند برای حذف زوائد کارهایشان پی راهکار بگردند و با توجه به ایده‌ای که دارند خروجی را به ایده‌آل نزدیک کنند، پتانسیل دوست داشتن این بازی را دارند؛ البته باید مراقب باشند که در دام حرص گرفتن بهترین کارت گرفتار نشوند!

نمونه‌های برجسته

در گذر اعصار (Through the Ages)، حکمرانی (Dominion)، ریختن برای کهکشان (Roll for the Galaxy)، چکاچاک! (Clank!)، افسانه‌ای: بازی ساختن دست مارْوِل (Legandary: A Marvel Deck Building Game)، شوالیه‌ی کارآزموده (Mage Knight)، کنکوردیا (Concordia)، قلمروی ستارگان (Star Realms)، بالا و پایین (Above and Below)

Through the Ages

بازی‌های «کنترل منطقه»/«مبارزه‌ای»

برای بازی‌بازهای عرصه‌ی بازی‌های رومیزی نام «ریسک» (Risk) بسیار آشناست. شاید قدیمی‌ترین بازی در سبک بازی‌های کنترل منطقه همین بازی ریسک باشد، بازی‌ای که در طول دهه‌ها ایده‌ی اصلی بازی‌های دیگری در همین حال و هوا بوده است. یکی از نمونه‌های بهبودیافته و بالطبع پیشرفته‌تر ریسک، نبرد گرگ‌ومیش (Twilight Struggle) است. نبرد گرگ‌ومیش یک بازی دونفره است که سناریوی آن در فضای جنگ سرد ایدئولوژیک میان اتحاد جماهیر شوروی و امریکا اتفاق می‌افتد و هر یک از طرفین درگیر (یک نفر نماینده‌ی شوروی کمونیست و دیگری نماینده‌ی امریکای کاپیتالیست) به دنبال چیدن استراتژی‌های لازم در بستر رخدادهای تاریخی برای حاکم کردن ایدئولوژی خود است. نمونه‌ی دیگر این ژانر، «کارکاسون» (Carcassonne) است که در آن بازیکنان به صورت مستقیم با یکدیگر درگیر نمی‌شوند، اما هر یک به دنبال تحت اختیار گرفتن دهکده‌ای قرون وسطایی هستند.

در حالت کلی‌تر ژانر کنترل منطقه زیرمجموعه‌ی ژانر «مبارزه‌ای» است که در آن شما مستقیماً با طرف(های) مقابل رودررو می‌شوید و با امکاناتی که دارید یا در طول بازی به دست می‌آورید باید آن‌ها را از پیکار به در کنید. این در حالی است که شما عموماً یک شیشه‌ی عمر مشخص (همان «جون» خودمون!) و یا تعدادی نیرو در اختیار دارید که اگر آن‌ها را از دست بدهید، بازنده خواهید بود. مشهورترین مصداق یک بازی رومیزی مبارزه‌ای «شطرنج» است.

مخاطب ژانر

افرادی که دوست دارند نیروهای فرضی خود را حرکت بدهند، ابزار خود را به کار گیرند و راه حرکت دیگران را سد کنند تا دیگران را گوشه‌ی میدان گیر بیاندازند و بر آن‌ها سلطه پیدا کنند یا تا سپیده‌دم بیدار بمانند تا به اصطلاح کل طرف مقابل را بخوابانند، مطمئناً از جو حاکم بر روند این قسم از بازی‌ها لذت خواهند برد.

نمونه‌های برجسته

شطرنج، چکرز (Checkers)، ریسک (Risk)، جنگ ستارگان: شورش (Star Wars: Rebellion)، نبرد گرگ‌ومیش (Twilight Struggle)، خشم خون (Blood Rage)، داس (Scythe)، بزرگ (El Grande)، کسوف (Eclipse)، نبرد حلقه (War of the Ring)، کارکاسون (Carcassonne)، در هم کوبیدن (Smash Up)، شاه توکیو (King of Tokyo)

Twilight Struggle

بازی‌های «هویت سری»

به رفقای شفیقت اطمینان داری؟ ولی شاید دو تا از آن‌ها با هم دست‌به‌یکی کردند و چنان توی صورتت دروغ می‌گویند که یک درصد هم فکر خائن بودن آن‌ها از ذهنت نمی‌گذرد. این فضای عدم اعتماد آغشته به نیرنگ و فریب، خمیرمایه‌ی بازی‌های ژانر هویت سری است.

شاید متوجه شده باشید «مافیا»یی که خاطره‌های بسیاری با آن داریم، جزء این دسته از بازی‌هاست؛ دسته‌ای از بازی‌ها که با به بازار آمدن «گرگینه‌ی خاتم» (Ultimate Werewolf) در سال ۲۰۰۸ و «هیتلر ناشناس» در سال ۲۰۱۶ بسیار محبوب شد. علاوه بر انتشار عناوین مختلف و متنوع در این سبک، پیشرفت فنآوری و فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند را نیز می‌توان از دلایل محبوبیت بازی‌هایی از این دست دانست. حتماً مواقعی بوده که شما با رفقا مشغول مافیا بازی کردن بودید و دربه‌در به دنبال کاغذ برای نوشتن نقش‌ها می‌گشتید یا علی‌رغم میل باطنی‌تان، به جای اینکه در بطن بازی باشید، نقش سخنگو را بازی می‌کردید (نقشی که از پشت صحنه‌ی اتفاقات خبر دارد و وظیفه‌ی کنترل سناربو با اوست و در محافل ما «خدا» نامیده می‌شود). همچنین کنترل سناریوی بازی‌های دیگر به سادگی آنچه در مافیا رخ می‌دهد نیست و اطلاعات و تسلط بیشتری می‌طلبد که گاهی ایجاد مشکل می‌کند. واضح است که تمامی این موارد به یاری گوشی‌های هوشمند به راحتی قابل برطرف شدن است. شاید هم اصلاً روزی بتوان از پاساژهای معلوم‌الحال تهران یک سْکای‌نِت (Skynet) خرید و به جذایبت رمزآلود این بازی‌ها افزود.

مخاطب ژانر

مخاطبان این ژانر، بازی‌بازهایی‌اند که عاشق بحث کردن هستند و به راحتی می‌توانند مسیر حقیقت را به سوی خود خم کنند یا از کلاه گذاشتن سر دوستان خود (صرفاً محض خنده!) لذت می‌برند. ضمناً وقتی نفرات زیادی دور هم جمع شده‌اند، این نوع بازی‌ها معمولاً انتخاب مناسب‌تری هستند. باید در نظر داشت که محدودیت تعداد نفرات در ژانرهای دیگر، به طور میانگین ۴ تا ۵ نفر است و این در حالی است که هیتلر ناشناس را می‌توان ده‌نفره بازی کرد، قوانین گرگینه‌ی غایی تا حدود ۷۰ نفر را پشتیبانی می‌کند و مافیای نام‌آشنا نیز عملاً محدودیتی در تعداد نفرات ندارد!

نمونه‌های برجسته

هیتلر ناشناس (Secret Hitler)، مافیا (Mafia)، گرگینه‌ی خاتم (Ultimate Werewolf)، آفتاب‌پرست (The Chameleon)، اسامی رمز (Code Names)، ناوبر فضایی گالاکتیکا (Battlestar Galactica)، دو اتاق و یک انفجار (Two Rooms and a Boom)، مقاومت (The Resistance)، سْپایفال (Spyfall)

Secret Hitler

بازی‌های «لِگِسی» (Legacy)

طبق دستورالعمل کارت‌ها را پاره کنید، روی صفحه‌ی بازی بنویسید، پاکت‌های محرمانه را باز کنید و داستان را دنبال کنید؛ داستانی که شاید آن‌طوری که باید نتوانید آن را به انتها برسانید و ممکن است راه بازگشتی هم نداشته باشید! این ژانر از بازی‌های رومیزی عمر زیادی ندارند و به نوعی با به بازار آمدنشان، تصور همگان را به کلی در مورد بازی‌های رومیزی تغییر دادند. روی صفحه‌ی بازی شما داستانی مهیج تعریف می‌شود، داستانی که روند آن به چگونگی بازی کردن شما مربوط می‌شود و عملاً هر تصمیمی که در بازی می‌گیرید بسیار سرنوشت‌ساز است. شاید باورتان نشود، ولی بعضی از بازی‌های لِگِسی هستند که یک‌بارمصرفند! یعنی تنها یک بار می‌توانید قصه‌ای را که بازی برایتان شرح می‌دهد دنبال کنید و این احتمال وجود دارد که یک اشتباه شما باعث شود تا تنها فرصت بردن را از دست بدهید! شاید آن روز نزدیک است که بازی‌های رومیزی هم مانند فیلم‌های احساساتی ما را به گریه بیاندازند!

خالی از لطف نیست که اشاره کنیم ریسکِ لِگِسی (Risk: Legacy) و بیماری فراگیرِ لِگِسی (Pandemic: Legacy) عناوینی بودند که نقش اصلی را در معرفی این سبک بازی به علاقه‌مندان بازی‌های رومیزی ایفا کردند.

مخاطب ژانر

از آنجایی که این بازی‌ها ممکن است یک‌بارمصرف باشند یا دقیقاً برعکس، در هر بار بازی همه‌چیز تغییر کند، باید ماجراجو باشید تا نهایت لذت را از این ژانر ببرید. البته اگر ماجراجو هستید، شکی نیست که همین الآن هم با خواندن این سطرها کلی حظ بردید!

نمونه‌های برجسته

ریسکِ لِگِسی (Risk: Legacy) و بیماری فراگیرِ لِگِسی (Pandemic: Legacy)، سیفال (SeaFall)، گْلومهِیْوِن (Gloomhaven)، چارتِرِسْتون (Charterstone)، گرگینه‌ی خاتمِ لِگِسی (Ultimate Werewolf: Legacy)

Ultimate Werewolf Legacy

بازی‌های «معمایی»

در بازی‌های معمایی شما با اعداد و الگوها سروکار دارید، اما لزوماً با داستان خاصی سروکله نمی‌زنید یا شاهد یک صفحه‌ی بازی خیلی خوشگل و تجمل‌گرایانه نیستید. این سبک بیشتر عرصه‌ی به رخ کشیدن توان محاسباتی و بعضاً خلاقیت ذهنی بازیکنان است و از بازی‌های رومیزی آمریکایی (در مقابلِ آلمانی-اروپایی) که شانس و درگیری از عناصر اصلی آنان است چیزی به عاریت نگرفته است. برای درک بهتر جو حاکم بر این بازی‌ها، می‌توان به بازی خاطره‌انگیز «فکر بکر» اشاره کرد.

مخاطب ژانر

بازی‌های معمایی عرصه‌ی کل‌کل نِردها و مهندس‌هاست. اگر دوست دارید میان خیل راه‌حل‌ها الگوریتم پیروزی را پیدا کنید و یا در زمان طفولیت به مکعب روبیک عشق می‌ورزیدید، این ژانر می‌تواند احساسات یکسانی را در شما بیانگیزد.

نمونه‌های برجسته

سَگْرادا (Sagrada)، کوئیکس (Qwixx)، هزارتو (Labyrinth)، وصله‌دوزی (Patchwork)، انفجار معجون (Potion Explosion)، کیو-بیتس (Q-Bitz)

Patchwork

بازی‌های «دورهمی»

فرض کنید با افراد مختلفی یک جا جمع شده‌اید و به نظرتان فکر بدی نیست که یکی از بازی‌های رومیزی را دورهم بازی کنید. بعید نیست (اتفاقاً خیلی طبیعی هم است!) که پیدا کردن عنوانی که به مذاق همه خوش بیاید، کار ساده‌ای نباشد. دلیل این امر نیز واضح است. یک جمع دورهمی شامل طیف وسیعی از افراد می‌شود: مجرد/متأهل، کوچک/بزرگ، شلوغ/کم‌سروصدا، بازی‌باز/غیربازی‌باز و … خوب در چنین شرایطی باید به دنبال بازی‌هایی بود که به راحتی در دسترس هستند، قوانین پیچیده‌ای ندارند و در عین حال می‌توانند پر از هیجان، خنده و خاطره بسازند. بازی‌های دارای این ویژگی‌ها ممکن است در هر یک از ژانرهای پیش‌تر بررسی‌شده قرار بگیرند، اما بازی‌هایی هم هستند که اصالتاً برای جمع‌هایی که گفته شد طراحی شده است، مثل کارت‌ها علیه بشریت (Cards Against Humanity) و سیب‌ها به سیب‌ها (Apples to Apples).

مخاطب ژانر

همه، در هر شرایط فیزیکی و روحی.

نمونه‌های برجسته

سیب‌ها به سیب‌ها (Apples to Apples)، کارت‌ها علیه انسانیت (Cards Against Humanity)، هیتلر ناشناس (Secret Hitler)، کودتا (Coup)، اسامی رمز (Code Names)، رمز و راز (Mysterium)، دیکسیت (Dixit)، آفتاب‌پرست (The Chameleon)، مخاطره‌ی جوک ساختن (Joking Hazard)، تِلِسترِیشنز (Telestrations)

coup

خوب بعدش؟

در این مقاله از سبک‌های مختلف بازی‌های رومیزی نوشتیم و الفبای ذهنی ما در این مقوله غنی‌تر شد. در مقالات بعدی سعی خواهیم داشت که در کنار صحبت کردن از دیگر موارد تخصصی این حوزه، به بررسی و نقد عنوان‌های مختلف بازی‌های رومیزی با توجه به سلیقه‌ی بازی‌بازان ایرانی بپردازیم.

حتما بخوانید