جهان در جنگ | بررسی بازی Battlefield V

آماده‌ی غرق شدن در میادین نبرد جنگ جهانی دوم شوید!

بتلفیلد از آن فرنچایزهای ریشه‌دار سبک شوتر اول‌شخص است و هرگاه که سخن از عرضه‌ی نسخه‌ی جدیدی از آن به میان می‌آید، خیل عظیمی از طرفداران آن در سرتاسر جهان به وجد آمده و در انتظار تجربه‌ی آن می‎نشینند. در حالی بتلفیلد در کنار فرنچایز رقیب یعنی کال‌آودیوتی از اواسط نسل هفتم به سراغ دست‌مایه قرار دادن جنگ‌های مدرن رفته بود، پس از اینکه اکتیویژن کال‌آودیوتی را به سمت آینده برد و گیمرهای مختلفی هم از این تصمیم آزرده‌خاطر شدند، دایس به عنوان توسعه‌دهنده‎ی این مجموعه تصمیم گرفت تا این سری را به عقب برگرداند و جنگ جهانی اول را به‌عنوان بستر یکی از نسخه‌های این سری در نظر گرفت. بتلفیلد ۱ در حالی به بازار عرضه شد که «کال‌آودیوتی: اینفینیت‌وارفر» یک شبه استاروارز شده بود و جنجال‌های مختلفی پیرامون خود می‌دید. بتلفیلد ۱، از همه نظر موفق بود. چه از نظر جلب نظر منتقدان، چه از نظر کسب رضایت مخاطبین و چه از لحاظ فروش. همین مسئله، در کنار استقبال بسیار بهتری که از نسخه‌ی بعدی کال‌آودیوتی یعنی WWII که در جنگ جهانی دوم جریان داشت به‌عمل آمد، به دایس فهماند که فعلا تنور جنگ‌های قدیمی داغ‌تر از جنگ‌های مدرن و خصوصا جنگ‌های آینده است. با این توصیف‌ها، دایس برای جدیدترین بتلفیلد دست روی یک کلیشه در دنیای بازی‌های ویدئویی گذاشته است. Battlefield V، نقطه‌ی بازگشت این فرنچایز به جنگ جهانی دوم است و آمده تا مخاطبان قدیمی را در کنار مخاطبان جدید، در نبردهای مهیج آن دوره شرکت دهد.

شفق قطبی از آن منظره‌هایی نیست که هر روز در بازی‌های مختلف ببینید!

برگ‌هایی از کتاب جنگ

اگر بتلفیلد ۱ را بازی کرده باشید، حتما با بخش داستانی آن آشنایی دارید. بخش داستانی بتلیفلد متشکل از چند اپیزود بود که مجموعه‌ی کامل آن «داستان‌های جنگ» (War Stories) نام گرفته بود. آن بخش داستانی با استقبال نسبتا خوبی مواجه شد و بنابراین خیلی عجیب نخواهد بود اگر بگوییم که آن ساختار، دوباره در بتلفیلد ۵ هم پیاده شده است. کمپین داستانی بتلفیلد ۵ همچنان «داستان‌های جنگ» نام دارد، با این تفاوت که از حجم آن به‌طور قابل توجهی کاسته شده است. بتلفیلد۱، بدون در نظر گرفتن مقدمه‌ی طوفانی‌اش، پنج اپیزود مختلف را در گوشه و کنار دنیا روایت می‌کرد. در بتلفیلد ۵، تعداد اپیزودها (بدون احتساب مقدمه) به ۳ عدد تقلیل پیدا کرده است. بتلفیلد ۵ از لحاظ محتوا در هنگام عرضه، با مشکلاتی روبرو است که در بخش‌های مختلفی از این مقاله به این مبحث گریزی خواهیم زد؛ اما، اولین وجهه از این کمبود محتوا در بخش داستانی بازی هویداست. اگر بازی را بخواهید روی آخرین درجه‌ی سختی هم پیش ببرید، در بهترین حالت بازی شما را ۵ ساعت درگیر بخش داستانی می‌کند. اگر به دنبال یک چالش جدی نباشید و روی درجه سختی متوسط به تجربه‌ی کمپین داستانی مشغول شوید، احتمالا بازی نهایتا ۳ ساعت شما را سرگرم کند. هر کدام از اپیزودهای کمپین بر حسب درجه‌ سختی انتخابی گیمر، یک الی دو ساعت به طول خواهد انجامید. مدت زمان هر اپیزود تقریبا وضعیتی مثل بتلفیلد ۱ دارد ولی اینجا، به جای پنج اپیزود با فقط سه اپیزود طرف هستیم. اگر از کوتاهی این بخش گذر کنیم، به کیفیت آن می‌رسیم که خوشبختانه عملکردی بهتر از کمیت‌اش دارد.درست مثل نسخه‌ی قبلی، کمپین داستانی بتلفیلد ۵ قصه‌هایی از زوایای کمتر دیده شده‌ی جنگ جهانی دوم در بازی‌های ویدئویی را به تصویر می‌کشد.داستان‌گویی در این بازی به نحوی‌ست که به شما این امکان را می‌دهد تا با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کنید و در کنار آن‌ها، زشتی‌های جنگ را مشاهده کنید. داستان‌های دراماتیکی که در بتلفیلد ۵ با آن‌ها سر و کار دارید، متفاوت از شوترهای نظامی دیگر است. شخصیت‎‌ها، شخصیت‌هایی هستند که در هنگام وقوع جنگ در هر نقطه‌ای از جهان، ممکن است به جنگ اعزام شوند. بازی لزوما شما را در نقش کماندوهایی همه‌فن‌حریف، به میدان نبرد نمی‌فرستد. یکی از این سه اپیزود، در مورد یک نیروی مقاومت نروژی است که تلاش دارد تا برنامه‌ی هسته‌ای آلمانی‌ها را از بین ببرد. یکی دیگر، سربازی از قاره‌ی آفریقا و کشور سنگال است و ماجراهای او در جریان عملیات «دراگون» را دنبال خواهید کرد. شاید از همه‎‌ی این‌ها جالب‌تر، حداقل برای نگارنده، اپیزود اول است. در اپیزود اول، شما در نقش یک سارق بانک انگلیسی قرار می‌گیرید که به جنگ فرستاده می‌شود. بتلفیلد ۵، با این اپیزود پیام واضحی را به مخاطب منتقل می‌کند: «همیشه آن‌هایی که به جنگ می‌روند سربازان و ارتشی‌ها نیستند.» این نیز خود یکی از زوایای دیگری از جنگ است که در بازی‌های ویدئویی، کمتر به آن پرداخته شده است. بخش داستانی بتلفیلد ۵ در مورد زشتی‎‌‎های جنگ است. اینکه چطور جنگ می‌تواند زندگی‌ها را به ورطه‌ی نابودی بکشاند و امیدها را به یاس تبدیل کند. در کنار این موارد، «داستان‌های جنگ» در مورد رشادت‌های افرادی است که شاید الزاما وظیفه‌شان رفتن به میدان نبرد و جنگیدن با دشمن نبوده است. بتلفیلد ۵ با داستانش سعی دارد این نکته را گوشزد کند که در نوشته شدن تاریخ، خیلی‌ها دخیل بوده‌اند. از یک سارق بانک گرفته تا یک نیروی انقلابی، همگی آن‌ها در نوشته شدن تاریخ، در رخ دادن اتفاقاتی مهم و نتیجتا، در رقم خوردن دنیایی که امروزه ما در آن زندگی می‌کنیم نقش داشته‎‌اند. شاید گاهی اوقات ریتم روایی بازی از تب و تاب بیفتد، شاید بعضی نقاط آن به اندازه‌ی باقی نقاط جذاب نباشد و ایرادات دیگری که افراد می‎‌توانند بر حسب سلیقه از بخش داستانی بازی بگیرند، ولی به‌شخصه، دراماتیک بودن آن را پسندیدم و به‌نظرم همان رگه‌هایی از درام که در داستان بازی به چشم می‌خورد، آن قدری توان دارد که حداقل برای چند ساعتی هم که شده، مخاطب را با خود همراه کند و ویرانی‌های جنگ را به رخ او بکشد.

وسایل نقلیه نقش مهمی در پیروزی یک تیم دارند

به میدان نبرد خوش آمدید

بتلفیلد ۵ در بخش داستانی، از همان فرمول نسخه‌ی قبلی یک بازنویسی با کمترین تخطی از منبع را انجام می‎دهد، هرچند که در بخش چندنفره تغییراتی هم ایجاد شده که نهایتا منجر به جذابیت بالای بازی شده است. بخش تک‌نفره طراحی مراحل متوسطی دارد. از لحاظ طراحی مراحل بازی با بتلفیلد ۱ تفاوت خاصی ندارد و دست سازندگان برای مخاطب از ابتدای هر اپیزود کاملا رو می‌شود. مراحل سندباکس هستند و آزادی عمل قابل قبولی در انجام آن‌ها خواهید داشت، ولی هوش مصنوعی ضعیف بازی شما را اذیت خواهد کرد. هوش مصنوعی بازی، نامتوازن است. گاهی اوقات در حالی که دشمنان باید متوجه حضور شما شوند چرا که شما در نزدیکی پایگاه آن‌ها اقدام به تیراندازی کرده‌اید، نمی‌فهمند که شما آنجا هستید و از طرف دیگر، گاهی اوقات که عقل حکم می‌کند که دشمن نباید بفهمد شما کجا هستید، آن‎ها شما را شناسایی می‌کنند و نبرد آغاز می‌شود. مخفی‌کاری بازی به واسطه‌ی همین هوش مصنوعی عجیب و غریب، اصلا لذت‌بخش عمل نمی‌کند. روی درجه‌های سختی پایین، پیشبرد مراحل با مخفی کاری عمدتا فاقد چالش است و جذابیتی ندارد؛ از سوی دیگر، در درجه‌های سختی بالا مخفی‌کاری گاهی اوقات اعصاب شما را به هم می‎ریزد. به این وضعیت، باگ‎‌های مختلف بازی مثل گیر کردن دشمنان در یک نقطه را هم اضافه کنید تا مدام افسوس این را بخورید که چرا داستان‌های جذاب کمپین داستانی، باید در قالب چنین مراحل ضعیفی روایت شوند.

ولی چیزی که بتلفیلد همیشه به آن مشهور بوده، بخش چندنفره‌ی اعتیادآور و طوفانی آن بوده است. بتلفیلد ۵ هم از این قاعده مستثنی نیست و بخش چندنفره‌ی آن، پتانسیل آن را دارد تا به‌مدتی طولانی شما را با خود همراه کند. در همین ابتدا بهتر است به یکی از تفاوت‎‌های قابل توجه بتلفیلد ۵ با نسخه‌های قبلی اشاره کنیم.سیستم ارائه‌ی محتویات جدید برای بازی، کاملا متفاوت با گذشته است و دیگر خبری از آن سیزن پس‌های پولی معروف سری نخواهد بود. در واقع تمامی محتویات جدیدی که برای بتلفیلد ۵ عرضه خواهند شد، رایگان هستند و تمامی دارندگان بازی می‌توانند به آن‌ها دسترسی پیدا کنند.این مسئله، باعث شده تا خرید بازی را خیلی راحت‌تر بتوان به طرفداران سبک شوتر اول شخص توصیه کرد. در حالی که رقیب این بازی یعنی بلک آپس ۴ یک سیزن پس پنجاه دلاری دارد و خیلی راحت بین کسانی که آن را خریداری کرده‌اند و کسانی که علاقه‎‌ای به خرید آن ندارند یک مرز پررنگ می‌کشد، در بتلفیلد ۵ تمامی کاربران به شکلی یکسان و یک‌پارچه محتویات جدید را دریافت خواهند کرد و همگی می‌توانند آن محتویات جدید را در کنار یکدیگر، تجربه کنند.

گیم‌پلی بخش چندنفره سریع و پر زد و خورد از آب درآمده است

با گذر از این نکته‎ی مهم، بهتر است نگاهی به بخش چندنفره‌ی بازی بیندازیم. آن مشکل کمبود محتوا در بخش چندنفره‌ی بازی هم به چشم می‌خورد، به‌شکلی که تنها ۸ نقشه در هنگام عرضه در دسترس گیمرها قرار گرفته است. تمامی این ۸ نقشه، تطابق کاملی با تمامی مودهای فعلی بازی (که تعداد آن‌ها به شش عدد می‌رسد) دارند. در میان مودهای فعلی بازی می‌توان به مودهای محبوب Conquest، Team Deathmatch، Frontlines، Breakthrough، Domination و مود جدید Grand Operations اشاره کرد. در حالی که اکثر این مودها برای طرفداران قدیمی نام‌آشنا هستند، باید روی مود Grand Operations تمرکز کرد که یکی از ویژگی‌های جدید بازی است.اگر بتلفیلد ۱ را بازی کرده باشید، قطعا با مود Operations آشنایی دارید. Grand Operations در حقیقت نسخه‌ی ارتقایافته‌ی آن مود یاد شده در بتلفیلد ۱ است و به اذعان سازندگان، بهترین تجربه از بازی را در اختیار بازیکنان قرار خواهد داد. این مود نیز چندین نبرد بزرگ را در قالب نقشه‌هایی متفاوت در اختیار گیمرها قرار می‌دهد. تفاوت، اینجاست که اکنون این مود، خودش حالت‌های مختلفی دارد و در واقع نبردهایی از جنس مودهای مختلفی از بازی، در Grand Operations در دسترس شما قرار خواهند گرفت.این مسئله، به خودی خود می‌تواند اندکی افرادی را که به یکی دو مود خاص از بازی علاقه ندارند، ناامید کند. با این حال، این مود در انتقال هیجان به مخاطب کاملا درست عمل می‌کند و خصوصا فاز پایانی آن یعنی Final Stand که در بازی‌های پایاپای شاهد آن خواهید بود، جذابیت بالایی دارد. در این فاز، هیچ‌گونه ری‌اسپاونی وجود نخواهد داشت و مهمات هم به‌شدت محدود است. اینجا، مکانی برای آزمودن مهارت گیمرهاست و حتی عملکرد یک نفر هم می‌تواند برنده‌ی نهایی بازی را مشخص کند.

گان‌پلی بازی اکنون از هر زمان دیگری، روان‎‌تر است. دیگر لازم نیست برای یاد گرفتن نحوه‎‌ی کار با اسلحه، چند ساعت با آن‌ها سر و کله بزنید و آخر هم ناموفق بمانید. سلاح‌ها، نرم و روان عمل می‌کنند و دیگر خبری از آن سیستم انحراف گلوله هم نیست و این باعث شده تا زد و خورد در بازی شدت بیشتری از گذشته داشته باشد. اکنون گیمرهای ماهر راحت‌تر می‌توانند شما را زمین‌گیر کنند و البته، شما هم راحت‌تر می‌توانید رقبا را از پای دربیاورید. این باعث شده تا در سیستم Time To Kill بازی تغییراتی ایجاد بشود و شاهد کاهش مدت آن باشیم. بتلفیلد ۵ را می‌توان جزو سریع‌ترین شوترهای بازار به حساب آورد و به همین خاطر در تزریق هیجان به مخاطب‌اش، عملکردی قابل توجه دارد. سرعت بالای بتلفیلد 5، باعث می‌شود تا مخاطب ترغیب شود تا مدام در محیط جابجا شود. شاید مخاطب از این بهراسد که ممکن است کشته شود، ولی این را هم در نظر خواهد گرفت که می‌تواند بقیه را هم بکشد و این از سکون بازیکنان (و متعاقبا، تبدیل شدن آن‎‌ها به معضلی به نام کمپرها) جلوگیری می‌کند. بتلفیلد ۵ عاری از کمپر نیست، ولی آن‌قدری تحرک و نشاط در آن وجود دارد که کمتر به چنین افرادی برمی‌خورید.

بخش تک‌نفره بسیار کوتاه است و تنها سه اپیزود دارد. یک اپیزود دیگر به بازی اضافه خواهد شد

بتلفیلد ۵ بهترین جا برای فرو رفتن در اتمسفر نبردهای دهشتناک جنگ جهانی دوم است. همچون سابق، بتلفیلد در شبیه‌سازی نبردهایی که حتی در آب یا در آسمان نیز جریان دارند، خارق‌‌العاده عمل می‌کند. لزوم استفاده‌ی بهینه از وسایل نقلیه برای شکستن خطوط دشمن، محیط‌های بزرگ و پرجزئیات و نهایتا، تخریب‌پذیری بالا که امضای بتلفیلد است، مواردی هستند که در القای این حس به شما کمک به‌سزایی می‌کنند.تخریب‌پذیری شگفت‌آور بازی، به شما می‌فهماند که هیچ‌جای امنی در میدان جنگ وجود ندارد و همین مسئله پویایی و تحرک در بازی را بیشتر می‌کند. اگر در یک ساختمان پناه گرفته‌اید، باید بدانید که هر لحظه ممکن است آن ساختمان با خاک یکسان شود پس نمی‎توانید خیلی در آن احساس امنیت کنید. وسایل نقلیه، برای به عقب راندن دشمن یا پاکسازی نقاطی خاص از نقشه کاربرد فراوانی دارند و بهتر است هرچه سریع‌تر کار با آن‌ها را یاد بگیرید تا بتوانید استفاده‌ی خوبی از آن‌ها داشته باشید. اگر هم خیلی نمی‌توانید از آن‌ها استفاده کنید، بهتر است به تیم خود کمک کرده و آن‌ها را برای حرفه‌ای‎ها کنار بگذارید.

بازی در بخش چندنفره تغییرات دیگری را نیز به خود دیده است. شاید مهم‌ترین تغییر بازی نسبت به گذشته را بتوان به مهم‌تر شدن کار تیمی در جریان نبردها، نسبت داد. تغییراتی در بازی به وجود آمده، مثل کمبود مهمات و نیاز به احیا کردن هم‌تیمی‌های زخمی، این ضرورت را به وجود آورده که هر جوخه (یا همان Squad) طوری کلاس‎‌هایش انتخاب شود که بتوانند در میادین جنگ، به یکدیگر کمک کنند. تمام اعضای یک جوخه می‌توانند هم‌تیمی‌های زخمی خود را احیا کنند ولی این را باید در نظر داشت که این احیا، صرفا در حد بلند کردن او از زمین خواهد بود و برای احیای کامل هنوز هم به کلاس مدیک (Medic) احتیاج خواهید داشت. برای بازیابی نوار سلامتی به‌شکلی سریع، برای از بسته‌های سلامتی استفاده کنید که توزیع آن‌ها برعهده‌ی کلاس مدیک است. از آن سو، گفته شد که مهمات در بازی اندک خواهند بود و باید در استفاده از گلوله‌های خود کمال دقت را به خرج دهید. اینجا، حضور یک نفر با کلاس ساپورت در گروه به‎‌شدت موثر خواهد بود. این شخص، می‌تواند مهمات را به دیگر اعضای جوخه برساند و حداقل یکی از نگرانی‌های آن‌ها در میدان نبرد را برطرف کند. یکی دیگر از ویژگی‌های جدید بازی، وجود امکان ساخت و ساز در میدان نبرد است. شما می‌توانید سنگرهایی بسازید تا بتوانید پشت سر آن‌ها پنهان شوید. این ویژگی اکثر اوقات زیاد کارآمد نیست، ولی در شرایطی خاص می‌تواند به تیم کمک کند. تمام اعضای یک تیم می‌توانند فارغ از کلاسی که انتخاب می‌کنند، از این ویژگی استفاده کنند ولی این کلاس ساپورت است که این کار را سریع‌تر انجام می‌دهد. کلاس ریکون (Recon) هم تخصص بیشتری در نشان دادن دشمنان روی نقشه برای هم‌تیمی‌ها دارد و از این جهت می‌تواند کار آن‌ها را تسهیل ببخشد. حتی کلاس اسالت (Assault) هم که همان کلاس استاندارد و رایج برای اکثر تازه‌واردهاست و در ظاهر قابلیت خاصی ندارد، در هنگام رد شدن از روی دشمن می‌تواند مقدار بیشتری از مهمات آن‌ها را در قیاس با باقی کلاس‌ها بردارد. تمام این موارد در کنار یکدیگر، باعث شده تا اهمیت کار تیمی در بتلفیلد ۵ نسبت به پیشینیانش بیشتر به چشم بیاید و نظر گیمرهای حرفه‌ای را بهتر به خود جلب کند.

شخصی‌سازی نیز در بتلفیلد ۵ بهتر از نسخه‌های قبلی از آب درآمده است. در بازی سیستم Company با تنظیماتی گسترده زیر دست مخاطبان قرار می‌گیرد. به کمک این سیستم، شما می‌توانید چندین و چند سرباز مختلف با تجهیزات و ظاهر منحصر به فرد را بسازید و در بازی، آن‌ها را مورد استفاده قرار دهید. برای خرید آیتم‌های تزئینی مثل لباس‌های متفاوت، شما باید به سکه‌های مخصوص این سیستم دسترسی پیدا کنید که کسب آن‌ها از طریق انجام چالش‌های مختلف (مثل چالش‌های روزانه) میسر است. اسلحه‌ را نیز می‌توان شخصی‌سازی کرد و حتی آن‌ها را ارتقا داد تا بتوان مثلا لگد کمتر یا سرعت خشاب‌گذاری سریع‌تری داشت. این نکته را هم باید در نظر گرفت که بازی در جنگ جهانی دوم جریان دارد و بنابراین خیلی نباید انتظار داشته باشید تا امکان ایجاد تغییرات گسترده روی اسلحه یا سربازان وجود داشته باشد، ولی به هر حال همین سیستم شخصی‌سازی فعلی پاسخگوی نیازهای افرادی که به مقوله‌ی شخصی‌سازی علاقه دارند، خواهد بود. مانند همیشه سیستم پیشروی در هر کلاس هم وجود دارد که با ارتقای سطح هر کلاس، می‌توانید ویژگی‌ها و قابلیت‌های جدیدی را برای آن کلاس آزاد کنید. در پایان، باید گفت که فعلا خبری از پرداخت‌های درون برنامه‌ای در این بازی نیست ولی در آینده، قرار است تا این مورد هم به بازی اضافه شود ولی صرفا برای آیتم‌های تزئینی. به نظر خرابی‌هایی که استار وارز بتلفرانت 2 به وجود آورد باعث شده تا هنوز هم الکترونیک آرتز نتواند با خیال راحت، پای پرداخت‌های درون برنامه‌ای را به بازی‌هایش باز کند.

محتوای بازی در هنگام عرضه تعریف چندانی ندارد و باید چند ماه برای داشتن بهترین تجربه از بتلفیلد ۵ صبر کرد

میدان نبرد را احساس کنید

بتلفیلد از نظر بصری، همواره عملکردی چشم‌نواز داشته و همین باعث شده تا انتظارات از آن حداقل از منظر گرافیکی، بالا باشد. بتلفیلد ۵ به خوبی این انتظارات را برآورده می‌کند. اولین نکته‌ی مهم در مورد بازی، عملکرد فنی آن خصوصا روی کنسول‌هاست. بازی چه در بخش تک‌‌نفره و چه در بخش چندنفره، عملکرد باثباتی دارد و نسبت به بتلفیلد ۱، روی کنسول‎‌ها نمایش بهتری را از خود ارائه می‌دهد. بازی به صورت شصت فریم بر ثانیه اجرا می‎‌شود و وقتی که در نظر بگیریم بازی چندان دچار افت فریم نمی‌شود، باید کار دایس را تحسین کنیم. بافت‌های بازی کیفیت مناسبی دارند و نورپردازی بازی هم در مواقع مختلف، خودش را به رخ شما می‎‌کشد. همان ابتدای بازی، در یک محوطه‌ی برفی شاهد شفق قطبی هستید و همان قسمت از بازی، کافی است تا به شما ثابت شود با یک بازی پرقدرت از نظر گرافیکی طرف هستید که حرف‌های زیادی را برای گفتن دارد. درست است که بازی در زمان عرضه تنها هشت نقشه دارد، ولی طراحی همین نقشه‌ها با دقت و ظرافت خاصی صورت گرفته و حتی در هنگام ورود به برخی از آن‌ها، خوشحال هستید که می‌توانید از مناظر زیبایی که پیش چشم شما قرار خواهند گرفت لذت ببرید. از لحاظ صوتی هم بازی عملکرد خوبی دارد. افکت‎های صوتی مختلفی که برای بازی در نظر گرفته شده مثل صدای اسلحه‎‌‎ یا حرکت وسایل نقلیه، به‎‌خوبی در بازی پیاده‌سازی شده‌ است. کیفیت سرورها هم خوب به نظر می‌رسد و حتی با وجود مشکلاتی که در داخل کشور در بحث اینترنت وجود دارد و همگی هم از آن‌ها باخبر هستیم، ولی به‌شخصه در طول زمانی که مشغول به بازی بودم به مشکل خاصی برنخوردم. همچنین بازی‌ها نیز زودتر از گذشته پیدا می‎شوند و زمان زیادی را نباید منتظر پیدا شدن یک بازی بمانید. در انتها، باید گفت که بتلفیلد ۵ تجربه‌ی لذت‌بخشی است. بازی توانسته تا با ارائه‌ی یک گیم‌پلی جذاب و سرشار از هیجان، مخاطب را پای خود نگه دارد و برای او کاملا مفرح جلوه‎ کند. قول سازندگان مبنی بر پشتیبانی از بازی و حذف سیستم سیزن پس و محتویات پولی نیز نوید این را می‌دهند که در سال ۲۰۱۹، بتلفیلد ۵ تبدیل به یک تجربه‌ی تمام و کمال خواهد شد. در حال حاضر، بازی محتوای چندانی را در خود جای نداده است و شاید پرداخت ۶۰ دلار برای آن در مقطع فعلی، خیلی کار راحتی نباشد ولی قطعا بازی در آینده‌ای نه‌چندان دور، تبدیل به چیزی خواهد شد که هر طرفدار شوتر اول شخصی، نباید تجربه‌ی آن را از قلم بیندازد.

Battlefield V

گیم‎‌پلی جذاب، داستان‌های جالب، تخریب‌پذیری فوق‌العاده‎ی محیط، ایجاد تغییراتی مثبت در زمینه‌ی کلاس‎ها، گرافیک فنی سطح بالا
طراحی مراحل تک‌نفره، کمبود محتوا چندنفره، وجود برخی باگ‌ها
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: DICE
ناشر: EA
تاریخ عرضه: آبان ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده: PlayStation 4
سبک: تیراندازی اول‌شخص

حتما بخوانید