حامل عقاب | بررسی بازی Assassin’s Creed: Odyssey

به دنبال افتخار، خانواده و شهر گمشده؛ Odyssey تغییر هویت بی‌نقصی برای یکی از پرطرفدارترین مجموعه‌های یوبی‌سافت است

بعد از تغییراتی که یوبی‌سافت در سری Assassin’s Creed در قسمت Origins داد و با بازخورد نسبتا مثبت منتقدین و مخاطبان رو به رو شد، کاملا مشخص بود که تصمیم گرفته است تا تغییرات بنیادی به این سری بدهد و خب در Odyssey این اتفاق به راحتی قابل لمس است. این بار کانادایی‌های یوبی‌سافت از استدیو Ubisoft Quebec، یونان را هدف برای داستان یا بهتر است بگویم ادیسه خود قرار داده‌اند و بعد از آزمون و خطایی که یوبی‌سافت بر سر Origins انجام داد، حال نوبت همان تغییرات بنیادی‌ست که پیش‌تر گفتم رسیده است.

ادیسه‌ی زمینی

از همان ابتدا و با میان‌پرده‌ای که جنگ میان اسپارت‌ها و سپاه پارس را نشان می‌دهد، بازی نشان می‌دهد که باز هم قرار است با تاریخ بازی کند یا حداقل بخش‌هایی از واقعیت گذشته را به ما نشان بدهد. خوشبختانه بازی در پیاده‌سازی یک دوره‌ی تاریخی مهم، موفق است. بازی در دوران جنگ پلوپونز اتفاق می‌افتد و همانطور که حدس می‌زنید، شخصیت شما نیز نقش مهمی در این جنگ خواهد داشت.

برای اولین بار در تاریخ سری، می‌توانید انتخاب کنید که شخصیت شما مرد خواهد بود یا زن؛ الکسیوس شخصیت مذکر بازی و برادر کوچک‌تر کاساندرا، شخصیت زن بازی است. نکته‌ی مهم راجع به این انتخاب، نحوه‌ی مبارزه، رومانس و البته جزئیات بسیار دیگری است که حتی در خیلی از بازی‌های دیگر نقش‌آفرینی آن را نمی‌بینیم. احتمالا این اولین انتخاب مهمی است که در بازی انجام می‌دهید، اما آخرین‌اش هم نخواهد بود. بازی با هر کدام از شخصیت‌ها روند متفاوتی دارد و حتی خط داستانی دچار تغییراتی خواهد شد.

یکی از نکات جالب در مورد داستان بازی این است که به صورت همزمان سه داستان مختلف در پس‌زمینه روایت می‌شود که با این که تفاوت‌های خودشان را دارند، اما نهایتا یک جا به هم مربط می‌شوند و تا انتها جذابیت خود را حفظ می‌کنند. بازی کماکان به حضور در دنیای مدرن نیز تاکید دارد و در این قسمت شخصیت «لیلا حسن» که پیشتر در قسمت Origins بود، حضور دارد که البته با او تعامل بیشتری نسبت به قسمت Origins خواهیم داشت.

کنترل کردن ایکاروس، کار را در بازی راحت‌تر خواهد کرد

متاسفانه مانند قسمت‌های زیادی از بازی‌های Assassin’s Creed، پایان بندی بازی کاملا در ذوق می‌زند و آنطور که باید نمی‌تواند بخش داستانی را کامل کند. البته همانطور که گفتم بازی سه داستان مختلف را پیش می‌برد و منظورم از پایان‌بندی، همان پایانیست که برای شخصیت شما در دوره خودش صورت می‌گیرد. البته باید اشاره کرد که پایان دو خط داستانی دیگر خصوصا خط داستانی آتلانتیس بسیار جذاب و درگیر کننده است و به نوعی من را یاد پایان Assassin’s Creed II انداخت.

فکر کنم خیلی‌ها با من هم‌عقیده باشند که به طور کلی شخصیت کاساندرا بسیار بهتر و پرداخته‌ شده تر از شخصیت الکسیوس است. این موضوع نه تنها در شخصیت‌پردازی بلکه حتی در صداگذاری این شخصیت‌ها نیز به راحتی قابل لمس است. تکامل هر دو شخصیت مسیر خوبی را طی می‌کنند اما تکامل کاساندرا مسیر درست‌تر و منطقی‌تری را سپری می‌کند. اما الکسیوس نیز جذابیت‌های خود را در شخصیت‌پردازی اش دارد و نباید او را نیز دست کم گرفت.

اسپارتا یاغی و نیزه‌ی شکسته

یوبی‌سافت تلاش کرده بود تا در قسمت قبلی سری یعنی Origins، المان‌های نقش‌آفرینی را جای دهد. تلاشی که سکوی پرتابی را برای این قسمت آماده می‌کرد و حالا در Odyssey شاهد تغییرات بزرگتری هستیم که حس متفاوتی از یک بازی Assassin’s Creed القا می‌کند. بازی حالا واقعا یک اکشن نقش‌آفرینی تمام عیار است که به خوبی هویت قبلی خودش را در پس تغییرات جدید پنهان کرده است. باید اعتراف کرد که این سری بعد از تکرار مکرراتی که طی چند قسمت قبلی دست و پای آن را برای پیشرفت بسته بود، بالاخره دستخوش تغییر و تحولات مثبتی شده است. تغییراتی که توانسته‌اند این سری را از ناکامی در نگاه مخاطبان و منتقدان نجات دهد.

سلاح‌ها و نحوه‌ی کارکرد آن‌ها جذاب هستند. در این قسمت و به رغم بازه‌ی داستانی بازی، سلاح‌های کاملا جدیدی را می‌بینیم که در قسمت‌های قبلی خبری از آن‌ها نبود. سلاح‌هایی که استفاده از آن‌ها جذاب‌تر از همیشه است. سازندگان برای در آوردن صحنه‌های مبارزات بازی، از صدها انیمیشن مختلف استفاده کرده‌اند که هر کدام به نحوی با دیگری متفاوت است. هر سلاح طرز استفاده‌ی خاص خودش را دارد و گاهی اوقات در انتخاب این که از چه اسلحه‌ای استفاده کنید مردد می‌شوید چرا که هر کدام تجربه‌ی منحصر به فردی از جنگ را در اختیارتان می‌گذارند.

انیمیشن‌های پارکور و پلتفرمینگ نیز تغییرات خاص خود را داشته‌اند. البته بنیاد اصلی فری‌ران که در Origins شاهد تغییرات گسترده‌ی آن برای سری بودیم، همچنان مثل سابق است اما انیمیشن‌ها بسیار نرم‌تر و سریع‌تر شده‌اند. نکته‌ی جالب و کارآمد Odyssey در این است که حالا پلتفرمینگ هوشمندانه‌تر عمل کرده و اجازه‌ی بالا رفتن از اکثر سطوح را به شما می‌دهد. برخلاف نسخه‌های قبلی که حتما باید به دنبال یک سطح برآمده برای بالا رفتن از آن بودید، حالا پیدا کردن راه ساده‌تر شده و گزینه‌های بیشتری در اختیار مخاطب قرار گرفته است.

دشمن‌ها و نحوه‌ی برخورد با آن‌ها حالا تغییر کرده و دیگر مانند گذشته نمی‌توانید به راحتی از سد آن‌ها عبور کنید. مقابله با دشمنان بسیار سخت‌تر از گذشته شده به نظر می‌آید چرا که زیرساخت بازی حالا یک اکشن نقش‌آفرینی را به ما نشان می‌دهد. زمانی که بخواهید با دشمنانی بالاتر از سطح خودتان روبرو شوید، چالشی که مبارزات ایجاد می‌کند را به خوبی حس می‌کنید. بدیهی است که با بالاتر رفتن لول شخصیت اصلی، دشمنان و نحوه‌ی مقابله با آن‌ها تفاوت‌های زیادی می‌کند. هر چند که نهایتا گاهی اوقات استفاده از فری‌ران و فرار کردن، بهترین استراتژی ممکن است!

اولین نکته‌ای که در طول مبارزات نظرم را جلب کرد، سیستم فرار از حمله‌ی دشمن بود که از همان ابتدا شما را درگیر خودش کرده و در بدون استفاده از آن نمی‌توانید چندان در طول بازی دوام بیاورید. سیستم ضد حمله یا همان Parry Attack نیز در بازی به خوبی تعبیه شده اما پیچیدگی خیلی خاصی ندارد. نمونه‌ی خیلی پیچیده‌تر سیستم Parry را در سری Dark Souls یا Bloodborne دیده‌ایم، اما با این حال در Odyssey،‌ چالش خاصی هنگام استفاده از آن درگیرتان نمی‌کند. مانند خیلی از بازی‌های نقش‌آفرینی، چندضرب‌ها نقش مهمی در مبارزات بازی دارند نکته‌ی جذاب اینجاست که هر سلاحی چندضرب مخصوص به خود را دارد که ترکیب حملات معمولی با حملات سنگین هستند و باید تعادل را در بین این حملات حفظ کنید تا بتوانید دشمنان با سطح‌های مختلف را شکست دهید.

همانطور که انتظار می‌رفت، نبردهای دریایی و قایق‌سواری با Odyssey دوباره به سری بازگشته‌اند. نبردهای دریایی از قسمت سوم به بازی اضافه شدند و با Black Flag تبدیل به پتانسیل بزرگی برای این سری شدند. با توجه به محیط وسیع بازی که حالا توسط دریا و آب احاطه شده، قایق سواری و نبردهای دریایی‌ نقش مهمی را چه در مبارزات و چه در بحث جابه‌جایی ایفا می‌کنند. پیشرفت‌های این بخش را می‌توان با سوار شدن روی اولین قایق بازی حس کرد. حالا کنترل‌ قایق‌ها نرم‌تر شده و از همان ابتدا به راحتی می‌توانید دریا را هم جزوی از قلمروی بزرگی که در Odyssey می‌بینید حساب کنید. نبرد‌های روی آب یکی از بخش‌های جدانشدنی بازی بوده و در نوع خودش حرکت‌های رو به جلویی داشته است.

حالا تصمیماتی که در بازی می‌گیرید، در روند داستان تاثیرگذار هستند

یکی دیگر از المان‌های جذابی که راه خود را از Origins به Odyssey پیدا کرده، کنترل کردن عقاب است. عقاب شما ایکاروس، در طول بازی بسیار کارآمد است و برای پیشبرد بسیاری از مراحل، مجبور به استفاده از آن هستید. کنترل این عقاب آن قدری خوب شده که از لحظاتی که بازی اجازه‌ی کنترل کردن موجود دیگری را به شما می‌دهد، تجربه‌ی منحصر به فردی داشته باشید. درست مثل گذشته، ایکاروس چشم‌های متحرکی برای شخصیت اصلی شما فراهم می‌کند تا با آن موقعیت دشمنان و مکان‌های غیرقابل دسترسی را شناسایی کنید.

مخفی‌کاری مثل بازی‌های قبلی مجموعه، نقش بسیار مهمی دارد و از همان اوایل به شما می‌فهماند که مخفی‌کاری چیزی نیست که بتوانید بدون آن از پس چالش‌های بازی بر بیایید. هر چقدر که در بازی جلوتر می‌روید، کمپ‌های دشمنان پیچیده‌تر شده و نفوذ به آن‌ها نیاز به استفاده از تاکتیک و استراتژی دارد. استراتژی‌های بعضا خاصی که صرفا قرار نیست شما را با سکانس‌های اکشن روبرو کند و باید بخشی از مسیر را بدون خبر کردن دشمن پشت سر بگذارید. یکی دیگر از سیستم‌هایی که از بازی‌های قبلی مجموعه در Odyssey باقی مانده، سیستم Bounty یا همان جایزه روی سرتان است. این سیستم به نحوی کار می‌کند که هر چقدر بیشتر تحت تعقیب باشید، مزدورهای بیشتری برای گرفتن جایزه سر راهتان سبز می‌شوند. به همین خاطر و البته جلوگیری از شناسایی شدن توسط دشمنان، مخفی‌کاری یکی از راه‌های موثر برای دور زدن مزاحمت دشمنان خواهد بود.

ماموریت‌های فرعی مثل همیشه نقش خودشان را در کنار ماموریت‌های اصلی ایفا می‌کنند. داستان شروع قدرتمندی دارد و به این ترتیب همیشه شما را در یک جریان نامرئی پای بازی نگه می‌دارد. اما ماموریت‌های فرعی در این بین قرار است سرگرم‌کننده باشند و حداقل برای مدتی شما را از این جریان دور نگه دارند. پروسه‌ای که سازندگان خیلی در انجام آن موفق نبوده و با ماموریت‌های جانبی خیلی جذابی روبرو نیستیم. اکثر ماموریت‌ها وظیفه‌ی مشخصی را به بازیکن محول می‌کنند که او را مجبور و به سفر کردن در نقشه‌ی وسیع بازی کرده و این امر نیازمند استفاده از قایق یا اسب است. خیلی طول نمی‌کشد که متوجه شوید پشت این ماموریت‌ها هدف خاصی دنبال نشده و صرفا به از بین بردن دشمنان یا تصرف یک چیز مشخص در یک منطقه‌ی دیگر ختم می‌شود.

فرمول زیبایی یوبی‌سافت

در چند سال گذشته، چند بازی بزرگ یوبی‌سافت مثل Ghost Recon Wildlands یا For Honor توسط موتور AnvilNext 2.0 ساخته شده‌اند‌ اما بدون شک Odyssey بهترین و زیباترین خروجی این موتور تا امروز به حساب می‌آید. همه چیز در بازی آن‌قدر با جزئیات و زیبا پیاده شده که حتی گشت و گذار بی‌هدف در محیط بازی را هم پس از مدتی به یکی از عادت‌هایتان تبدیل می‌کند. البته لازم به ذکر است که مشکلاتی مثل افت فریم ناگهانی و مشکلات فنی، به خصوص روی کنسول‌های بین نسلی دیده می‌شود و البته هنوز پچ نشده‌اند. این مشکلات به ندرت اتفاق می‌افتند و البته در حدی آزاردهنده نیستند که جذابیت‌های بصری بازی را از بین ببرند.

بافت‌های بازی بسیار نرم و خوش‌حالت در آمده‌اند و ترکیب جذاب دو رنگ سبز و آبی که به خاطر شرایط جغرافیایی یونان زیاد آن را می‌بینیم، تضمین می‌کند که هیچگاه از روند بازی خسته نخواهید شد. در کنار بافت‌ها، انیمیشن‌های بازی نیز متنوع هستند و از حد انتظارتان برای یک بازی AC بالاتر می‌رود. انیمیشن‌های مبارزات، حمله، دفاع، دویدن، Parry و ضد حمله به قدرت جذاب و متنوع کار شده‌اند که هیچگاه از مبارزات بازی خسته نخواهید شد. طراحی چهره کرکتر‌ها از آن دسته معضلاتی بود که همیشه گریبانگیر این سری بود اما خوشبختانه از Syndicate، این مشکلات کم کم برطرف شد و در Odyssey، شاهد چهره‌هایی با جزئیات بسیار خوب هستیم. پیشرفت‌ها حالا چشم‌گیرند و الکسیوس پس از این که در یکی از صحنه‌ها اشک می‌ریزد، چشمانش مثل یک انسان واقعی به رنگ قرمز در می‌آید که نشان از یک کار دقیق و حساب‌شده دارد.

کاساندرا شخصیت‌پردازی بهتری نسبت به الکسیوس دارد

بزرگی نقشه‌ی بازی به راحتی قابل لمس بوده و این موضوع پس از گذشت چند ساعت از بازی شدیدتر می‌شود. بزرگی بازی حتی با عناوین بزرگی مثل The Witcher 3: Wild Hunt مقایسه شده بود که البته این مقایسه فارغ از سبک و صرفا در مورد تشابهات دو دنیا، قابل انجام است. تنوع محیطی بسیار بالاست و به خاطر وسعت نقشه، با کشف هر منطقه‌ی جدید می‌توانید حس متفاوتی را تجربه کنید. یکی از دلایلی که گشت و گذار در بازی را جذاب‌تر از قبل می‌کند، استفاده از نمونه‌های واقعی برای طراحی یونان باستان است که باعث می‌شود کمتر به محیط‌های تکراری بر بخورید.

هر چقدر از موسیقی بازی بگویم کم گفته‌ام. آلبوم موسیقی بازی توسط گروه The Flight، متشکل از جو هنسون و الکس اسمیت تشکیل شده است. از کارنامه‌ی این گروه در این زمینه می‌توان به کارهای متفاوت و جذابی که برای بازی‌هایی مثل Horizon: Zero Down یا Alien Isolation انجام شده اشاره کرد و حالا موسیقی در Odyssey نقش مهمی را ایفا می‌کند. یکی از کارهای جذابی که در آلبوم موسیقی بازی صورت گرفته، ساخت دو نسخه از بعضی قطعات است که یکی در حالت باستانی و دیگری در حالت مدرن ساخته شده تا در دو بازه‌ی زمانی بتوانید حس‌های متفاوت را تجربه کنید. اما صداگذاری بازی به تنهایی تناقض جالبی دارد. به عنوان مثال یک سری از شخصیت‌ها بسیار خوب صداگذاری شده اما صدای بعضی شخصیت‌های اصلی و بعضا خود الکسیوس در بعضی میان پرده‌ها به شدت بد و بی‌کیفیت اجرا شده است. البته باید اشاره کنم که لهجه‌ی یونانی و باستانی شخصیت‌ها کاملا به خوبی بر روی صدای آن‌ها لحاظ شده است.

بازگشت با شکوه یک دوران

در نگاه کلی می‌توان گفت که یوبی‌سافت حالا موفق شده تا پس از Origins، از ریشه‌های سری کمی فاصله گرفته و با تغییر زیرساخت‌ها، دست به ساخت یک اکشن نقش‌آفرینی تمام عیار بزند. مسیری که حالا می‌تواند تضمین آینده‌ای روشن برای سری Assassin’s Creed بوده و با تحولات روز صنعت همگام شود. یوبی‌سافت نشان داد که هنوز هم می‌تواند داستانی سرگرم‌کننده را در دنیایی متفاوت‌ تعریف کند و ریسک بزرگی مثل تغییر سبک را به جان بخرد. هر چند که احتمالا روند تغییرات این سری صرفا دیگر به تغییر ژانر منجر نشده و احتمالا شاهد تغییر بستر نیز خواهیم بود، اما این اولین بار نیست که شاهد پیچیده‌تر شدن دنیاهای این بازی بوده‌ایم. اگر خودتان را طرفدار دنیاهایی که یوبی‌سافت می‌سازد می‌دانید یا پتانسیل‌های این سری برای تبدیل شدن به یک اکشن نقش‌آفرینی را قبول دارید، Odyssey تضمین ده‌ها ساعت سرگرمی بی‌وقفه را می‌دهد.

Assassin's Creed: Odyssey

گیم‌پلی روان و هوش مصنوعی بهتر دشمنان، سلاح‌های متنوع، المان‌های نقش‌آفرینی، موسیقی عالی، ارجاعات درست بازی به وقایع تاریخی
پایان‌بندی نه چندان هیجان‌انگیز، برخی اشکالات فنی در جلوه‌های بصری
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: Ubisoft Quebec
ناشر: Ubisoft
تاریخ عرضه: مهر ۹۷
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک: اکشن نقش‌آفرینی

حتما بخوانید