دیسترو، کبرای سیاه، اسکارلت | بررسی بازی Agents of Mayhem

آخرین معجون استودیو Volition ترکیبی رنگارنگ از خاطرات کودکی ماست

داستان از جایی شروع می‌شود که  خالق دنیای «سینتز» در انتهای داستان «جانی گت» (Gat out of Hell) تصمیم  می‌گیرد تا دنیای سینز را ریبوت کند و جانی را محوریت قصه‌های جدیدش قرار  دهد. این بخش پلات که مانند سایر داستان‌های ولیشن احمقانه است باعث شد تا  گروهی به نام ماموران شکل بگیرند. این گروه دوازده نفره که هر کدام قابلیت و  شخصیت خاص خود را دارند «آشوب» نام گرفته و مرکز فعالیت‌های خود را در  سئول پایه‌ریزی کردند. ماموران مدت‌ها روزگار خود را با خلاف‌کاران عادی و  دزدی‌ها می‌گذرانند تا اینکه مجموعه‌ای از اشرار با نام «لیجن» شکل ‌گرفته و  تصمیم می‌گیرند تا ابتدا مامورین و سپس دنیا را نابود سازند. همین موضوع  باعث می‌شود تا بازی کنترل سه کلاس مختلف از ماموران را به مخاطب سپرده و  کم‌کم آن‌ها را در دنیای جدیدشان غرق کنند.راستش  را بخواهید، ماموران داستان دم‌دستی و ساده‌ای دارند و این موضوع اصلاً  ایرادی ندارد. همه می‌دانیم که داستان برای آثار ولیشن اولویت ندارد و  آن‌ها می‌خواهند بیش‌ترین میزان سرگرمی را به مخاطبان خود منتقل کنند. به  همین خاطر به جای گفتن داستان‌های فلسفی، هر شخصیت با رفتار و ظاهرش برای  شما قصه‌گویی می‌کند. هربار که یک مامور جدید را قابل بازی کنید، یک  میان‌پرده‌ی کارتونی به سبک همان انیمیشن های دهه هشتاد به نمایش در می‌آید  و کل قصه را در یکی دو خط می‌گوید. بعد از این، نحوه‌ی سوار شدن شخصیت‌های  مختلف در ماشین‌ها و یا استفاده از قدرت آشوبشان روایت بازی را به دوش  خواهد کشید.

سازندگان  به جای طراحی چند اسلحه‌ی مختلف، تنها دوازده سلاح طراحی کرده و هرکدام را  در انحصار یکی از ماموران قرار دهند. برای پر کردن جای خالی شخصی‌سازی هم  می‌توان هر سلاح را با تجهیزات مختلف ارتقا داده و رفتارهای پیش‌فرض برای  آن‌ها تعریف کرد. این بسته‌های ارتقا که با اتمام ماموریت‌ها به دست  می‌آیند، همگی در بهترین زمان ممکن ارائه شده و تجربه‌ی هر یک از ماموران  را بهبود می‌بخشند. به غیر از این، هر مامور تا سطح ۴۰ ارتقا پیدا کرده و  می‌تواند هسته‌ی اصلی قدرت‌هایش را افزایش دهد. هر یک از ارتقاهای هسته،  درخت مهارت و قدرت ویژه هر مامور را قدرت بخشیده و احساس آشوب‌گری را به  خوبی در هر یک از آن‌ها به وجود می‌آورد. این قدرت‌های ویژه که هر کدام  رفتار شخصیتی خاص خود را دارند، حس مناسبی برای شخصیت‌پردازی ماموران به  وجود آورده‌اند و باعث حفظ جذابیت بازی می‌شوند. برای مثال «هالیوود»  می‌تواند با فعال کردن قدرت ویژه‌اش صحنه‌ی مبارزه را به یک سکانس از  فیلم‌های اکشن تبدیل کند. از طرفی «فورچن» با درون همیشه همراهش موزیک پخش  می‌کند و جو را طور دیگری عوض می‌کند. این لحظات به اندازه‌ای جذاب طراحی  شده‌اند که فقط برای دیدن قدرت ویژه هر یک از ماموران هم دلتان می‌خواهد  تمام آن‌ها را امتحان کنید.در  این میان ممکن است مدت زیادی را صرف کرده و با رسیدن به یک مامور خاص از  پرداخت شخصیت او لذت نبرید، اما همیشه امکان تلفیق قدرت‌های جدید با سایر  ماموران فراهم است. این موضوع به دلیل کنترل ۳ مامور به صورت همزمان به  بهترین وجهه‌ی بازی تبدیل شده است و هروقت که بخواهید می‌توانید تیم و در  نتیجه سبک بازی خود را تغییر دهید. هر چقدر هم که بهتر بازی کنید و اکشن  بهتری ارائه دهید، امتیاز بیشتری دریافت می‌کنید. بازی هم در اکثر اوقات  شما را تشویق می‌کند تا از راه‌های مختلفی به این هدف نزدیک‌تر شوید. این  مشوق در بعضی بخش‌ها، درباره رهایی سئول از دست لیجن و افزایش قدرت آشوب و  در برخی موارد، پانزده سطح مختلف از درجه سختی است. بله درست شنیدید؛  پانزده سطح که در هر لحظه امکان تغییر دادن آن‌ها و رسیدن به سطح جدیدی از  چالش مهیا است. هر چقدر درجه سختی بازی بالا‌تر باشد، برای انجام  ابتدایی‌ترین کارها در بازی هم باید هوشمندانه عمل کنید. این تلاش برای  بهبود گیم‌پلی باعث می‌شود جوایز بسیاری برای سطوح مختلف بازی در نظر گرفته  شوند و هر بخش بازی را به شکل خاصی تغییر دهند.

قالب  کلی مراحل دقیقا از رفتن از نقطه‌ی A به B، هک کردن یک کنسول و مبارزه با  سیل بسیار بزرگی از دشمنان کلون شده تشکیل شده است. این دشمنان تنوع خاصی  ندارند و حتی گاهی از نظر بی‌معنی بودن یادآور حمام خون زامبی‌ها در Dead  Rising هستند. بی‌معنی بودن مبارزات پس از مدتی باعث می‌شود تا هسته‌ی کلی  بازی زیر سوال برود اما هر از چندگاهی هم بازی با معرفی یک مکانیک جدید،  روند بازی را متلاطم کرده و آن را از یکنواختی نجات می‌دهد. این قضیه به  تنهایی آزاردهنده نیست، اما با توجه به این نکته که نسخه‌ی آخر Saints Row  با چنین مشکلاتی روبه‌رو نیست، کمبودهای این چنینی باعث پایین آمدن انتظار  از ساخته‌ی جدید ولیشن می‌شود.ولیشن  از نظر گرافیکی هم یک پله ارتقا یافته و حالا با دنیایی پولیش شده طرف  هستیم، البته اگر برخی افت فریم‌های ناگهانی بگذارند. بازی از همه نظر زیبا  به نظر می‌رسد و تم بنفش رنگی که امضای ولیشن است، این‌بار بهتر از همیشه  روی سئول نشسته و کلیشه‌ی «منطقه‌ی سبز منطقه امن است» را نقض می‌کند. این  تغییرات تنها زمانی به چشم می‌آیند که آخرین نسخه‌ی Saints Row را در کنار  Agents of Mayhem بگذارید و به مقایسه بپردازید. سایه‌گذاری و لبه‌های  تک‌تک مدل‌های بازی حسی کارتونی دارد که سری SR در رسیدن به آن ناکام بود.  همچنین کات‌سین‌های کارتونی به اضافه‌ی صداگذاری بسیار خوب بازیگران باعث  می‌شود تا دنیای ماموران تا مدت‌ها در ذهنتان باقی بماند. آخرین ساخته‌ی  ولیشن از آن دست بازی‌های متفاوتی است که می‌توان تا ساعت‌ها در دنیای آن  سرگرم شد. در بازار بازی‌های چندنفره و تک نفره اسکریپت شده، داستان Agents  of Mayhem جزو معدود استثناهایی است که تمرکز بیش از اندازه‌ای روی سرگرم  کردن مخاطب و جلو زدن از کلیشه‌ها دارد. این موضوع به معنی بی‌ایراد بودن  بازی نیست و قطعاً جای بهتر شدن برای آن بوده اما به‌طور کلی می‌توان حداقل  روی بیست ساعت گیم‌پلی مفید حساب باز کرد.


نقد و بررسی کامل Agents of Mayhem را می‌توانید در شماره‌ی ۱۲۴ بازی‌نما مطالعه نمایید

Agents of Mayhem

ارزش تکرار بالا، دوازده سبک مختلف بازی، گرافیک فنی و هنری، صداگذاری شخصیت‌ها
مراحل تکراری، افت فریم، باگ‌های گرافیکی، موسیقی محدود
پلتفرم: PC, PS4, XOne
سازنده: Volition
ناشر: Deep Silver
تاریخ عرضه: ۲۴ مرداد ۱۳۹۶
نسخه‌ی بررسی شده: PS4
سبک: اکشن ماجرایی

حتما بخوانید