نقد و بررسی بازی Splinter Cell Blacklist | یادگاری ناخوشایند برای آینده

نسل حاضر نفس های پایانی خود را می کشد. نسلی که شوترها در آن خدایی کردند و بعضی عناوین تا می توانستند فروختند. نسلی که پُر از شماره دارها بود. آنقدر که غربی ها بعد از مدتی تصمیم گرفتند برای هر عنوان یک اسم جداگانه انتخاب کنند تا به مانند دوستان شرقی خود مجبور نباشند عدد پانزده را بر روی یکی از عناوین پر سودشان بگذارند. در هر صورت آنقدر برای نوشتن مقدمه ی بلک لیست ایده های مختلفی بود که من یکی را گیج می کرد . این بازی ستاره دار با اینکه در ادامه‌ی روند اخیر یوبی‌سافت می‌تواند قدمی موثر برای تحول یکی دیگر از فرانچایز‌های این شرکت به حساب آید، در اوایل به شدت گولتان می زند. بازی بسیار زننده شروع می گردد و اگر نام سری عناوین SC بر روی آن نبود، احتمالا ادامه‌ی بلک لیست برای شما قابل تحمل‌تر می شد. داستان مسخره و تکراری، کنترل عجیب و غریب و رابط کاربری تعطیل، شاید برازنده‌ی استفاده در یک نقد نباشد اما درباره‌ی این بازی اصطلاحاتی فاخر به حساب می آیند. حال تغییرات ساختاری بازی در دو نسخه‌ی اخیر و نگرانی طرفداران سم نیز جای خود را دارد. با وجود این بعد از چند دقیقه سر و کله زدن با بازی و سلاخی شدن توسط تروریست ها متوجه بعضی پیشرفت های حداقلی  نسبت به نسخه‌ی قبلی می شوید. در هر حال به نظر می‌رسد، یوبی‌سافت در اواخر این نسل افت کیفی نسبی را تجربه می‌کند و حتی پیشرفت ناچیز همین عنوان نیز به کار این شرکت نمی‌آید. رقابت با اکتیویژن در تولید بازی های سالیانه، رقابت با EA بر سر ایجاد انواع قفل‌های آنلاین و تغییرات اساسی نادرست در بعضی از عناوین مهم، یوبی‌سافت را تبدیل به یکی از پر حاشیه‌ترین‌های این نسل کرده است. اما باید قبول کرد فیشر بزرگ روند تغییراتی را طی می کند که لازم و اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد. مطمئن باشید یکی از روش‌های بازاریابی تطبیق با مصرف کننده است. باید قبول کرد بیشتر مصرف کننده‌های این روز صنعت بازی‌های ویدئویی طرفدار این نوع تغییرات هستند. بلک لیست فارغ از تمام سیاست بازی‌های آمریکایی اصلا بازی خوبی نیست.

روزی روزگاری ایالات متحده اول منجی بود، بعد کشور شد! به عبارت دیگر کلمپ منجی و قاره ای جدید را یک جا با هم کشف نمود. آن‌ها بعد از مدتی آرام آرام متوجه شدند آنقدر هم خوب بودن به درد نمی‌خورد و گاهی تنوع نیز لازم است. در نتیجه یک سری انسان خائن را به وجود آوردند تا این آمریکایی‌های بد، عملیات های ضد مردمی انجام داده و آمریکایی های خوب بروند کشورهای مذکور را نجات دهند. به تازگی احساس می کنم غربی‌ها برای بیشتر بازی های ویدئویی خود فقط از یک سناریو از قبل نوشته شده، استفاده می‌کنند. سناریو مذکور بین شرکت‌های سازنده به نوبت جابه‌جا می‌شود و هر شرکتی یک کپی از روی آن می‌سازد. احتمالا نوبت زمان ساخت هر بازی توسط ناشر را نیز با بازی مار و پله مشخص می کنند. بلک لیست تکرار مکررات است. نسخه‌ی قبلی SC از پرداخت و سناریو بسیار بهتری بهره می ‌رد و پایان بندی مناسبی هم داشت، اما بلک لیست هیچ چیز جدید و مهمی برای دنبال کردن ندارد. شما به راحتی دکمه ی SKIP ویدئوها را می‌زنید و خیالتان راحت است که داستان را از قبل می‌دانید. مطمئن باشید بازی شما را در این بخش اصلا غافل گیر نمی‌کند، البته اگر ناامیدتان نکند. کارگردانی و فرم ارائه داستان نیز مثل دیگر آثار یوبیسافت از یک سری عناصر روتین هالیوودی بهره می‌برد. رونمایی از سر نخ‌ها و رویداد‌های غیر قابل پیشبینی نیز به مانند یک اثر سینمایی، در زمان درست صورت می‌گیرد، اما حتی این گره‌ها هم داستان را جذاب نمی‌کنند. مشکل اساسی همان تکرار شدن یک سناریو خیانت و تجاوز قدیمیست که در بازی‌هایی مانند سری Call of duty یا حتی سری کرایسیس دیده شده است. به همین خاطر زودتر از بخش داستانی می‌گذرم و به جزئیات آن اشاره نمی‌کنم تا وقت شما را نگرفته باشیم!

شخصیت پردازی بلک لیست به دو بخش عمده تقسیم می‌شود: سم فیشر به عنوان اصیل‌ترین ارثیه‌ی سری SC و بخش دوم که شامل باقی شخصیت های فرعی داستان است. یوبیسافت هیچ چیزی برای ارائه در این دو بخش ندارد. شخصیت‌های جدید پوچ و اضافی به نظر می‌رسند. خود فیشر نیز آنقدر شبیه قهرمان‌های تلویزیونی شده که طرفداران قدیمی نمی‌دانند بخندند یا گریه کنند. تغییرات سم در نسخه‌ی قبلی به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد اما بلک لیست خیال همه را راحت کرد، یوبیسافت راه رفته را به هیچ عنوان بر نمی‌گردد. بیشتر شخصیت‌های اضافه شده هم اگر تیپ (موجوداتی فوق تکراری) نباشند، چیز زیادی از خود ندارند تا برای طرفداران مهم شوند. البته بازی سعی در پرداختن به گذشته‌ی شخصیت ها را دارد، اما بعید است برای شما مهم باشد. شخصیت‌های منفی بازی هم با اینکه پرداخت مناسبی ندارند، اما نقش خود را به خوبی ایفا می کنند. با تمام احترامی که برای سینه چاکان سری SC قائلم و قبول تغییرات عجیب شخصیت پردازی سم فیشر در بک لیست، باید قبول کرد که حداقل او برای این بازی پرداخت مناسبی دارد و می تواند دوست داشتنی باشد. نشانه های پیری بر روی چهره ی او خودنمایی می‌کند و باید دید یوبیسافت تا کی با او ادامه می دهد. ناامید کننده ترین بخش همین رابط کاربری است. استاندارد نبودن، حساسیت های الکی و تا دلتان بخواهد باگهای مختلف شما را جای دشمنان به چالش می کشد. البته با گذشت زمان به این رابط کاربری عادت می‌کنید اما اگر بیشتر وقت خود را صرف بازی‌های شوتر سوم شخص کرده باشید، کمی عادت به رابط کاربری و دکمه‌های آن سخت می‌نماید. سیستم کاور گیری برای سم تا حدودی ناقص به نظر می‌رسد. احتمال اشتباه در تغییر کاور بین دو آبجکت واقعا زیاد و غیر قابل چشم پوشی می‌باشد. در طرف دیگر سم به راحتی بیشتر فرمان‌های شما را با حداکثر سرعت انجام می‌دهد، اما امان از زمانی که بخواهید از کنار جسد یکی از NPC اسلحه‌اش را بردارید! از دیگر اشکالات گیم‌پلی، تفاوت شدید کنترل سم در هنگام استایل ایستاده و نشسته (Crouch) می باشد. شما در حالت نشسته تسلط بیشتری بر سم و محیط اطراف او دارید اما در حالت ایستاده کمی آزارتان می دهد. البته مشکل از دوربین نیست!

گیم‌پلی بازی مجموعه‌ای از سیستم‌های مختلف برای پیشبرد مخفیانه‌ی بازی است. امکانات همراه سم به علاوه ی انواع و اقسام آپدیت‌هایی که با امتیازهای حاصل از اتمام هر مرحله انجام می پذیرند، دست شما را در پایان رساندن بازی باز می گذارد. شما می‌توانید مخفیانه پیش بروید و کسی را نکشید. شاید بخواهید همه را سلاخی کنید که البته کار سختی به حساب می‌آید. یا حتی شاید بخواهید مخفیانه همه را قلع و قم کنید. با انتخاب هر کدام از روش های ذکر شده می توانید به توانایی کاراکتر خود بپردازید و سیستم امتیازدهی با توجه به نحوه ی رفتار شما اعمال می شود. با این وجود ، بازی به طور تمام و کمال وابسته به سیستم کاورینگ است. حتی گاهی حس می کنید بهتر است سم را در حالت نشسته نگه دارید و به پیشروی ادامه دهید تا آمده ی گرفتن کاورهای سریع باشید. از نکات مثبت بازی توانایی سم در از پا درآوردن دشمن ها به صورت های مختلف است. شما به راحتی می توانید عملیات مخفیانه مورد نظر خود را پیش ببرید و تک تک NPC های دشمن را کنار بگذارید اگرچه هوش مصنوعی پر از باگ بازی نیز در این امر شما را تنها نمی گذارد. هوش مصنوعی بازی تا زمانی که دشمنان متوجه حضور شما نباشد، مانند کودکی خرد سال واکنش نشان می دهند، اما به محض لو رفتن، شما را نابود می کنند. حضور NPC های دشمن مجهزتر اوضاع را در نیمه‌ی بازی تغییر می‌دهد. با حضور آن ها حداقل نمی‌توانید با تک گلوله‌ای دشمنان را از پای در آورید و باید نقشه‌های پیچیده‌تری بکشید. سیستم قفل کردن بر روی چند دشمن در نسخه ی قبلی فاجعه بار نشان می‌داد و بازی را تا سر حد مرگ آسان می کرد! اما با طراحی جدید مراحل و اضافه شدن دشمن‌هایی با تجهیزات مختلف، شما را بیشتر به چالش می‌کشد. همانطور که گفته شد، شخصی سازی اسلحه‌ها و دیگر موارد اضافی نیز تاثیر بسزایی در پیشروی شما دارند. بلک لبست گیم‌پلی روانی دارد ولی گاهی اوقات در بخش کمپین بازی با شاهکارهایی مانند قسمت‌های تیراندازی اول شخص آن هم در بخش داستانی رو به رو می‌شوید و بهت زده فکر می‌کنید که دلیل این کار چیست؟! اما به طورکلی به دلیل طراحی مناسب مراحل که در پاراگراف بعد به آن می‌پردازم، گیم‌پلی خوب خود را نشان می دهد. اگرچه ساده سازی شدید بازی همه چیز را وابسته به انتخاب سطح سختی مراحل می کند ولی در درجه های سخت‌تر با توجه به آسیب پذیری شدید سم فیشر در هنگام لو رفتن، شما با چالش های جالبی رو‌به‌رو می‌شوید.

بازی از یک نظر پیشرفت قابل ملاحضه‌ای داشته است. کانویکشن طراحی مناسبی در مراحل به ویژه بخش های مخفی کاری نداشت و به صورت محسوسی تم اصلی این سری را کم رنگ‌تر کرده بود اما با پیشروی در بلک لیست متوجه نکات ظریف و جذابی خواهید شد. چینش مناسب، طراحی نقشه‌ها و چیدمان بهتر NPCها به علاوه‌ی راه حل‌های متفاوت سم برای پیشبرد مراحل با استفاده از اشیاء موجود در منطقه، شما را در یک آزادی عمل نسبی قرار می‌دهد. نحوه‌ی پوشش نقشه توسط دشمنان شما را مجبور به سرعت عمل بیشتری می‌کند. دسترسی کامل به تمام بخش های نقشه در مراحل CO-OP نکته‌ی قابل توجه دیگری است، اما هنوز بخش تک نفره‌ی بلک لیست به مجموعه‌ای از یک سری مراحل خطی ختم می‌شود و چیز جدیدی، جز چندین روش تکراری و جزئی برای پیشبرد هر مرحله ارائه نمی‌دهد. البته آزادی عمل نسبی در بخش داستانی خیلی مناسب‌تر از یک آزادی کامل برای پیشبرد مراحل است تا حس پیشروی به خوبی القا شود و شما در یک روند از پیش تعیین شده قرار بگیرید. باید قبول کرد بخش داستانی بازی تنوع لازم را از لحاظ طراحی نسبت به بخش های دیگر ندارد و شما در بیشتر اوقات باید از نقطه‌ی الف، با هر روشی که اجازه دارید به نقطه ی ب برسید، و این یعنی همان تکرار مکرارات مذکور! طراحی نقشه‌ها با اینکه شاخص نیست اما قابل قبول است به علاوه وجود چندین ساعت مراحل CO-OP و حتی انجام مودهای مختلف بخش مولتی پلیر به علاوه‌ی مودهایی مانند دفاع از یک منطقه یا آزادسازی، شما را ساعت سرگم می‌کند و اگر برای بازی خود شریکی داشته باشید، به این راحتی آن را کنار نمی‌گذارید. باید گفت با توجه به اشکالات مختلف، احتمال دلزدگی و دلخوری شما نیز وجود دارد! در هر صورت طراحی مراحل و مودهای مختلف از معدود نکات مهم و مثبت بازی به شمار می‌رود.

بازی در این بخش نسبت به قبل پیشرفت محسوسی نداشته و هنوز باگ های ریز درشت گریبان فیشر را می‌گیرد. با اینکه بهتر شدن تکسچرها در اواخر نسل حاضر، خصوصیتی طبیعی به شمار می‌رود، اما باگ‌های بازی مانند بیشتر عناوین امسال یوبی‌سافت بسیار آزار دهنده ظاهر می شوند. تیرگی ناگهانی تکسچرها و اشکال در نورپردازی، فیزیک عجیب و غریب و بعضی مدل‍‌های خشک، حداقل نسخه ی کنسولی بازی را از لحاظ کیفیت گرافیکی تحت شعاع قرار داده است. البته بازی گرافیک مناسبی دارد ولی بعضی از اشکالات و مدلینگ ها، آن هم در سطح یک عنوان AAA به شدت زشت به نظر می‌رسد. کیفیت و ظرافت مدلینگ خود سم بسیار بالا است و جزئیات او کاملا شما را راضی می‌کند، اما طراحی سایر شخصیت‌ها هنوز محدودیت‌های گذشته، مانند تکرار و جزئیات ناقص را یدک می‌کشد. طراحی آبجکت‌هایی مانند اسلحه یا امکانات همراه سم به ویژه لباس مخصوص وی از نکات مثبت و بارز بخش گرافیکی به شمار می‌رود. انیمشن فیشر نرم و بسیار روان طراحی شده و شما از کنترل چنین ماموری لذت کامل را می‌برید. در طرف دیگر طراحی محیط پر از تکرار و بد سلیقگی است. باید قبول کرد بعضی از موتورها و ساختارهای گرافیکی جدید یوبی‌سافت با کنسول ها نسل فعلی مشکل اساسی دارند. لودینگ‌های طولانی و بارگذاری‌های پر نقص واقعا شما را آزار می دهد. این موارد در بلک لیست با غلظت کمتری تکرار می‌شود اما تاکید می کنم، تکرار می شود. نصب فایل های بخش HD نیز زیاد تاثیری در رفع مشکلات ندارد و فقط کیفیت کلی گرافیک بازی دچار تغییراتی اندک می‌شود. به طبع نصب بازی بر روی هارد شما می‌تواند از مشکلات لودینگ و بارگذاری بکاهد اما این بهانه‌ای برای کم کاری در این بخش نمی‌باشد. تخریب پذیری اجسام هم با وجود بازی‌هایی مثل بتلفیلد، کرایسیس یا فارکرای، اصلا به چشم نمی‌آید و سازندگان سعی کرده‌اند برای کم کردن حجم کار احتمالی بیشتر بر روی فیزیک آبجکت هایی کار کنند که در گیم پلی بازی نقش موثرتری دارند، مانند آبجکت هایی که سم پشت آن ها کاور می‌گیرد. در هر صورت گرافیک بازی راضیتان می‌کند. البته فقط راضیتان می‌کند نه بیشتر !

موسیقی و فضای آن برای بلک لیست بسیار مناسب و به طرز قابل توجهی هماهنگ شنیده می‌شود. کشمکش و التهاب بین مراحل تا لحظات حساس لو رفتن سم در میان منطقه ی دشمن توسط موسیقی به خوبی تزریق می‌شود. سکوت‌های به موقع و رنگ‌های مناسب کیفیت قابل قبولی را به موسیقی بازی می‌دهد. با این وجود نمی توان کیفیت ساخت موسیقی را با بازی‌های درجه یک امسال مقایسه کرد. مهمترین مشخصه‌ی این بازی بخش صداگذاری و نحوه ی تعامل آن با گیم پلی بازیست. اول از همه دقتی که در صداگذاری صورت گرفته قابل تحسین است اما به جزء مواردی اندک، هنوز حس شنوایی تاثیر آن چنانی در پیشروی گیمپلی ندارد تا کیفیت این بخش بی‌استفاده بماند. سم و تمام حرکات او با کوچکترین جزئیات صداگذاری شده و حذف این قسمت از بازی غیر ممکن به نظر می‌رسد اما اگر شما به حالت خاموش بودن صداها در هنگام بازی، عادت داشته باشید به راحتی بلک لیست را به اتمام می‌رسانید. بلک لیست یک سرگرمی صرف است. نه چیز جدیدی دارد، نه به گذشته وفادار است. اما برای هر کسی می تواند سرگرم کننده باشد. مطمئنا به خاطر پیشرفت در طراحی مراحل برای طرفداران سبک مخفی کاری نیز راضی کننده‌تر از نسخه‌ی قبلی عمل می‌کند، ولی یک شاهکار یا حتی یک بازی خوب نیست. بازی شما را سرگرم می‌کند، به هیجان می‌آورد و از آن لذت می‌برید، اما هیچ وقت خاطره انگیز نمی‌شود. شاید یوبی‌سافت باید از کوجیما و اهمیتی که به سری متال گیر می‌دهد، الگو بگیرد. به هر حال نه قابل پیشنهاد است، نه قابل توجه! همان تکرار مکررات نسل حاضر است.

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید