نقد و بررسی بازی Deadpool | لذت شکستن دیوار چهارم

دنیا در خطر است! Sinister و کلون‌هایش حمله کرده‌اند. من باید دنیا رو نجات بدم، ولی بدبختی اینه که این بازیه و تو کنترل منو تو دستت داری. پس منتظر چی‌ هستی؟ روی اون صندلی راحتیت بشین و بزن بریم؛ دنیا منتظره! بدون شک یکی از شخصیت‌های نسبتا جدید مارول که پس از معرفی محبوبیت فراوانی به دست آورد، Deadpool، مزدور دهان گشاد بود. ویژگی‌های جالب این شخصیت در کنار خصیصه‌ی اصلیش یعنی شکستن دیوار چهارم و صحبت مستقیم با مخاطب، نکات کلیدی در محبوبیت او بودند. در واقع حتی خالق او هم چنین موفقیتی را برایش متصور نمی‌شد. پس از معرفی یک بازی مختص Deadpool و انتخاب Highmoon Studios به عنوان سازنده همه‌چیز برای یک عنوان سرگرم‌کننده و ناب آماده بود؛ همان چیزی که طرفداران Deadpool مدت زیادی منتظرش بودند.

بگذارید اول با اصلی‌ترین ویژگی بازی یعنی داستان و دیالوگ‌هایش شروع کنیم. بخشی که Deadpool در آن عالی ظاهر می‌شود. همه‌چیز از آپارتمان Deadpool آغاز می‌شود. او همیشه آرزوی ایفای نقش در یک بازی مخصوص خودش را در ذهن داشته و به استودیو‌های زیادی پیشنهاد ساخت بازی با حضور شخص خودش را داده ولی به دلایلی همه‌ی آن‌ها درخواست وی را رد کرده و فقط به “لوگن پشمالو” توجه کرده‌اند. تا این‌که بالاخره شخصی به نام Peter از استودیوی Highmoon به او زنگ زده و اعلام می‌کند که با پیشنهادش موافقت شده است و یک کپی از سناریوی مورد نظر را برایش می‌فرستد که البته DP کاملا با آن مخالف است و اعتقاد دارد بازیی که سایتش میلیون‌ها بار (توسط خودش!) بازدید شده لیاقت سناریویی بهتر را دارد. از همان بخش اول بازی شوخی‌های بی‌نهایت جالب DP آغاز می‌شوند. البته جوهره‌ی اصلی داستان بازی (که DP کاملا با آن مخالف است) بسیار کلیشه‌ای است و هزاران بار آن‌ را در کمیک‌ها و داستان‌های مختلف دیده و خوانده‌ایم. در واقع این داستان و “سناریوی” Highmoon نیست که باعث جذب مخاطب می‌شود، بلکه “سناریوی” Deadpool و شخصیت‌ بی‌مانندش هستند که باعث جذابیت بسیار دیالوگ‌های بازی می‌شوند تا جایی که مخاطب به هیچ وجه حاضر نمی‌شود حتی کم‌اهمیت‌ترین دیالوگ‌ها را هم از دست بدهد. نکته‌ی جالب دیگر حضور بسیاری از قهرمانان و ضد‌قهرمانان”دسته دو”‌ی مارول همچون Cable و Vertigo می‌باشد که هر کدامشان (به‌جز Cable) در بخش کوچکی از بازی حضور دارند و بعضا باعث تنوع در شوخی‌های ددپول می‌شوند. همچنین Wolverine نیز با لباس زرد و کلاسیکش حضوری افتخاری در بازی داشته و به دفعات حال DP را می‌گیرد! به‌طور کلی می‌توان گفت که به‌غیر از بازی مظلوم Eatlead در این نسل هیچ‌ بازی دیگری به اندازه‌ی Deadpool نمی‌تواند مخاطب را با دیالوگ‌هایش به خنده بیاندازد.

دشوارترین بخش ساخت یک بازی بر اساس قهرمانی چون Deadpool، گیم‌پلی است. او در مبارزات مانند دانته به‌طور مشترک از سلاح‌های گرم و سرد استفاده می‌کند و همین موضوع را می‌توان بزرگ‌ترین چالش سازندگان در ساخت این بازی دانست؛ چالشی که چندان در آن موفق نبوده‌اند. گیم‌پلی DP را میتوان خشک و حتی در بعضی مواقع عذاب‌آور توصیف کرد. سازندگان سعی کرده‌اند تا مانند بازی Transformer: FoC ترکیبی لذت‌بخش از مبارزات گرم و تن‌به‌تن ارائه دهند اما متاسفانه طراحی Respawn Pointهای بد و طراحی مراحل بسته عملا بازی‌باز را به سمت مبارزات تن‌به تن سوق می‌دهند. مشکل بعدی، طراحی تکراری و ضعیف دشمنان و هوش‌مصنوعیشان است. دشمنان به دو دسته‌ی تیر‌انداز و مبارز تن‌به‌تن تقسیم می‌شوند. دشمنان بزرگ‌تر و یا پرنده نیز در این بین وجود دارند تا تنوعی در گیم‌پلی ایجاد کنند اما افسوس که در این کار شکست می‌خورند. به‌طور کلی آسان ترین راه از پا در‌آوردن دشمنان استفاده از Shotgun و Pulse Rifle است. به‌این صورت که اگر این دو سلاح را کامل آپگرید کنید در درجه‌ی آسان و متوسط مردن شما به سخت‌ترین کار موجود بدل می‌شود. کافی است پس از بین بردن دشمنان دوربرد، به سمت دشمنان دیگر هجوم برده و با یک تیر شاتگان کارشان را تمام کنید. متاسفانه مشکل عنوان DtR: Retribution به این بازی هم سرایت کرده و دشمنانی که با ذوق‌و‌شوق به خیال یک مبارزه‌ی جوان‌مردانه به‌سویتان می‌دوند تنها به عاملی برای هدر دادن مهماتتان تبدیل شده‌اند و تنها در درجه‌ی سختی Ultra Violant اندکی دردسر برایتان درست می‌کنند. متاسفانه سازندگان به سبک شوتر‌های قدیمی از قرار دادن المان کاور‌گیری در بازی خودداری کرده‌اند که بر خلاف دیگر عنوان کامیک‌بوکی Highmoon، نه‌تنها باعث افزایش هیجان بازی نشده‌است بلکه تا حدی باعث افزایش تعداد مرگ‌های Cheap هم شده‌است. تنوع اسلحه‌های بازی را می‌توان تقریبا خوب دانست اما با این حال به‌نظر می‌رسد تا حدی بین‌ آن‌ها بالانس‌ وجود ندارد، به طور مثال Sai را می‌توان ضعیف‌ترین سلاح بازی به شمار آورد که حتی سرعت زیادش هم باعث بهبود کارآراییش نمیشود. در سوی دیگر Hammer و Sword قرار دارند که بسیار قوی بوده و با آپگرید کردن قوی‌تر هم می‌شوند.

نکته‌ی دیگر بخش‌های پلتفرمر خشک و کسل‌کننده‌ی بازی هستند که بیشتر به بازی‌های نسل قبل و یا شاید دو نسل قبل می‌خورند. در اواسط بازی و پس از کسب قابلیت تلپورت این بخش‌ها حتی ساده‌تر و کم‌تنوع‌تر هم ‌می‌شوند. همچنین در بازی یک المان کم‌رنگ مخفی‌کاری وجود دارد که در بین فواصل اکشن و پلتفرمر نه‌چندان رضایت‌بخش بازی، کمی تنوع به بازی می‌افزاید هر‌چند این بخش‌ها هم چندان نکته‌ی خاصی ندارند. صداگذاری Deadpool را صداپیشه‌ی پرکار نیتن دریک، نولان نورث، بر عهده دارد و می‌توان گفت که وی کارش را به‌بهترین شکل ممکن انجام داده است. اکنون و پس از تجربه‌ی بازی باید گفت که صدای وی واقعا بر روی شخصیت DP نشسته‌است و یکی از عوامل موثر در جذابیت‌های دیالوگ‌های بازی است. به‌واقع می‌توان گفت که تک‌تک دیالوگ‌های بازی بدون هیچ‌گونه سردی با تن‌صدای عالی نورث هماهنگ هستند و در القای حس شوخ‌طبعی Deadpool نقش اساسی دارد. اما متاسفانه دیگر شخصیت‌های بازی (اگر از Death و Wolverine فاکتور بگیریم) از این خصلت برخوردار نیستند و به‌خصوص در مواردی چون Cable با صداگذاری بی‌روح و ناامید‌کننده طرف هستیم. موسیقی‌های بازی نیز عمدتا در سبک راک هستند و با شلوغی‌های بازی همخوانی خوبی دارند، هر چند در بعضی مواقع که نیاز به موسیقی حس‌ می‌شود، خبری از آن نیست. برای ساخت بازی همانند دیگر بازی‌های Highmoon از موتور UE3 استفاده شده اما دروغ نیست اگر بگوییم تنها سنخیت بازی با این موتور رگه‌های رنگی آشنای آن هستند. برخلاف Transformers: Foc گه گرافیک دل‌پذیری داشت، متاسفانه Deadpool به جز در مدل سازی شخصیت‌اصلی، در سایر بخش‌های بصری چندان موفق نیست. انیمیشن‌های بازی به‌خصوص در بخش‌های پلتفرمر از خشک‌ترین نوع خود هستند و عملا هر گونه انعطاف‌پذیری را در پرش‌ها از بین می‌برند. انیمیشن‌های مبارزات وضعیت بهتری دارند ولی با این‌حال قابل‌قبول نیستند. از همه بدتر انیمیشن مردن است که بسیار ضعیف و ابتدایی کار‌شده و به‌شدت آزاز‌دهنده می‌شود. رنگ‌آمیزی بازی همان‌طور که اشاره شد به سبک دیگر عناوین UE3 عمدتا رنگ قهوه‌ای را شامل می‌شود که البته در این بین مراحلی که در جزیره‌ی Genosha اتفاق می‌افتند یک استثنا هستند و رنگ‌آمیزی شاد و قابل‌قبولی دارند. خوشبختانه مزاحل مختلف بازی تنوع قابل‌قبولی داشته و از یک آسمان‌خراش تا یک فاضلاب و جزیره‌ی ویرانه‌ی Genosha در بازی وحود دارند که کمی مشکلات گرافیکی بازی را می‌پوشانند.

Deadpool بازی بدی نیست. در واقع یک بازی با دیالوگ‌های عالی و گیم‌پلی و گرافیک نه‌چندان خوب است. ولی کسی این بازی را به‌خاطر گیم‌پلیش‌ بازی‌نمی‌کند و نباید هم بازی‌کند، چون به سرعت از بازی خسته شده و آن‌ را رها می‌کند. البته در ایران که بازی‌ها با قیمتی ناچیز در دسترس هستند شاید پیشنهاد کردن یک بازی خنده‌دار باشد، ولی اگر از بازی‌های جدی خسته‌شده‌اید و حس می‌کنید به کمی استراحت نیاز دارید، Deadpool بهترین گزینه‌ی موجود است.

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید