Company Of Heroes 2 | مقاومت تا بی نهایت

جمله «جنگ هیچگاه عوض نمی‌شود» را بارها و بارها شنیده یا خوانده‌ایم. جنگ به همراه خود خطرات و عاقبت سخت و سنگینی به همراه دارد. بازی Company Of Heroes 2 نیز این تداعی را به روش خود، برای گیمرها به نمایش می‌گذارد تا گرمای جنگ جهانی دوم در سرمای روسیه آنزمان را پشت صفحه مانیتورهای خود حس کنند. استدیو بازیسازی relic با اولین عنوان CoH خود به همگان اثبات کرد که نه تنها می‌توان یکی از بزرگان سبک RTS باشد، بلکه می‌تواند این شاخه از بازی‌ها را به سمت جدیدی بکشد که تا به حال هیچ بازی دیگری موفق به انجام آن نشده‌است. بازی CoH2 تمام خصوصیات یک بازی کامل را داراست اما برعکس نسخه قبلی، بوجود آورنده دنیایی جدید از سبک RTS نیست.

داستان بازی مربوط به جنگ جهانی دوم و مقابله شوروی در برابر نیروهای نازی آلمان است. روایت بازی در مورد خاطرات یک افسر روسی به نام لو آبراموویچ ایزاکوویچ است که طی چندین فلش بک بیان می‌شود. همچنین بازی در لابه‌لای داستان اشاره‌های خاصی به سیاست‌های شوروی در زمان جنگ و این که به چه قیمتی نازی‌ها از خاک شوروی رانده شدند دارد. داستان سرایی در بیشتر RTS ها رسم نبوده و نیست اما بازی‌هایی در این سبک وجود دارند که علاوه بر گیم پلی خوب، داستان زیبایی هم دارند (مثل StarCraft) بازی CoH2 این موقعیت را داشت که بتواند با ارائه داستانی هیجان انگیز و روایتی شنیدنی، بخش اول بازی که همان ایجاد انگیزه در گیمر است را به خوبی ایجاد کند اما در هر دو بخش ضعیف عمل کرد. داستان بازی بدون هیچ هیجانی از زبان آبراموویچ بیان می‌شود و واقعا هیچ حسی را منتقل نمی‌کند. در زمان جنگ شوروی با آلمان‌ها، نیروهای روس از همه جهات با کمبود مواجه بودند غیر از منابع انسانی. طبیعی بود که سیاست‌های جنگی و نظامی روی این قضیه تاثیر بسیار زیادی داشت و چه بسا نیروهایی که روانه جنگ با آلمان‌ها شدند و بدون داشتن سلاح مناسب کشته شدند. در آن زمان استالین قانونی جنگی به نام دستور ۲۲۷ بوجود آورده بود که می‌گفت یا باید بجنگید یا کشته شوید. سرباز مرده، بهتر از سربازی است که میدان جنگ را به قصد فرار ترک می‌کند.

با این اوصاف، تعدادی زیادی کشته می‌شدند و این امر در همان ابتدای بازی مشهود است اما آنقدر ساده و بدون هیجان گفته می‌شود که پس از مدتی گیمر درمی‌یابد که شاید مشکلی وجود ندارد که این همه انسان قربانی می‌شوند و کمیت اصلا مهم نیست. داستان بازی به نوعی قصد دارد اهمیت فداکردن جان انسان‌ها برای بدست آوردن اهداف دیگران را متهم سازد اما در اجرای این امر آنقدر ساده پیش می‌رود که گیمر اصلا آن را حس نمی‌کند. این قضیه را با کات سین‌های کوتاه و تاریخ گذشته از پیش رندر شده جمع بزنید. نتیجه‌اش می شود داستان سازی و داستان سرایی بد، برای عنوانی که در نسخه اول داستان بی‌نظیری ارائه داده بود. از این شروع بد که بگذریم به ماموریت‌های ابتدایی بازی می‌رسیم که همه آن ها در یک کلمه خلاصه می‌شوند : دفاع! در چندین ماموریت اول، گیمر مدام مجبور به دفاع و سپس عقب‌نشینی به خطوط عقب‌تر می شود که اصلا جالب نیست. معمولا در بیشتر بازی های RTS ابتدا استراتژی حمله به گیمر تفهیم می‌شود و پس از این که کاملا به آن مسلط شد، ماموریت‌های دفاعی به او سپرده می‌شود اما در CoH2 این قضیه برعکس است. در اوایل تعدادی ماموریت حمله نیز وجود دارد اما آنقدر کوتاه است که تا گیمر بخواهد گرم بشود تمام شده است. تمام این‌ها شروع بدی برای CoH2 رقم می‌زنند اما بازی برگ‌های برنده بسیاری در دست دارد.
همانطور که می دانید، سبک گیم‌پلی بازی، برخلاف بسیاری RTSهای سنتی، Squad Based است. به این معنی که نیروها به جای این که نشان دهنده تکنفر باشند، یک جوخه هستند. مثلا یک جوخه آرپی‌جی زن از ۴ سرباز تشکیل می‌شود که دونفر آرپی‌جی بدست می‌گیرند و دو نفر دیگر تجهیزات و مهمات را آماده می‌کنند. این قابلیت جوخه‌ای بودن نیروها مزیت‌های بسیار زیادی دارد. از جمله مزیت‌های آن می‌توان به کنترل سریع‌تر و لذت بخش‌تر نیروها، رعایت و حفظ شدن بالانس نیروها در بازی، توجه بیشتر به جزئیات، استفاده کامل از موانع طبیعی یا مصنوعی به عنوان سپر دفاعی، ایجاد هوش مصنوعی بسیار قوی تر و … اشاره کرد. در RTSهای سنتی که هر تکنفر نشان دهنده یک نیرو است، گیمر نمی‌تواند به تک تک آن‌ها دستور بدهد که پشت موانع طبیعی یا مصنوعی پنهان شوند و حالت دفاعی خود را با این کار تقویت کنند. برای همین است که بیشتر این نوع بازی‌ها معمولا از استراتژی حمله بهره می‌برند و دفاع عملا نقشی در بازی نخواهد داشت. دفاع کردن در هر زمانی ضروری است چرا که سربازان باید بتوانند ابتدا از تیررس دشمن مخفی بمانند و سپس به دشمن تیراندازی کنند. بازی روی این نکته تاکید فراوانی دارد و اگر گیمر سربازانش را به امید خدا، روی دشتی بدون سنگر رها کند، مطمئنا نیروهایش کشته خواهند شد. بخصوص که هوش مصنوعی بازی به صورت فوق‌العاده‌ای شروع به پخش کردن نیروها از طرفین و غافل‌گیری گیمر می‌کند. با جوخه‌ای بودن، تمایز هر نیرو نسبت به دیگری نیز مشخص می‌شود و گیمر می‌تواند بهترین استراتژی را برای حمله انتخاب کند. همانطور که یک تیم پیاده زمینی شانسی دربرابر تانک ندارد، همان تانک در مقابل یک تیم آرپی‌جی ضعف نشان می‌دهد و سریعا نابود می‌گردد. همچنین انتخاب کردن سریع‌تر نیروها و عدم نیاز به Sweep کردن کامل صفحه برای انتخاب نیرو (که معمولا در بازی‌های RTS سنتی زیاد انجام می‌شود) کارها را سریع‌تر به جلو می‌برد و با این عمل بازی لذت بخش‌تر می‌شود و کنترل نیروها آسان‌تر. اما همه این مزیت‌ها در نسخه قبلی وجود داشت و آن‌چه که CoH2 به میدان آورده خیلی جزئی تر از یک کلیت یا استاندارد برای سبک RTS است.
همانطور که گفته شد بازی در شوروی شکل می‌گیرد و این کشور به زمستان های سردش مشهور است. سازنده نیز مراحل سرد و برفی جالبی ایجاد کرده که در آن ها، سرما نقش حیاتی ایفا می کند. این مراحل شامل یک سیستم گرمایشی برای سربازان هستند که اگر زیاد در برف و سرما بمانند، کم کم یخ خواهند زد و گیمر باید سریع تصمیم بگیرد و مقصد بعدی‌اش را سنجیده انتخاب کند تا علاوه بر این که از شر نیروهای دشمن خلاص می شود، به فکر گرم کردن نیروهای خودش نیز باشد. در طول این مراحل اگر کمپ آتش یا ساختمانی وجود داشته باشد، سربازان می‌توانند به وسیله آن ها خود را گرم کنند. جالب اینجاست که در صورت رخ دادن انفجار نیز منبع گرمایشی برای سربازان ساخته می‌شود. نکته دیگر در مورد مراحل برفی حرکت سربازان در برف عمیق است که از سرعت آن ها می‌کاهد و آسیب پذیری‌ـشان را در مقابل گلوله افزایش می‌دهد. علاوه بر این راه رفتن در برف عمیق سرمای بیشتری را متوجه نیروها می‌کند. غیر از این عوامل دیگری نیز در بازی حضور دارند که آن ها نیز جزئی هستند و تحول یا قدم بزرگی در گیم پلی به حساب نمی‌آیند. مثلا دستور ۲۲۷ که در بخش قبلی به آن اشاره شد، یکی از این عوامل است. همانطور که گفته شد طبق این دستور سربازانی که از میدان جنگ فرار یا عقب‌نشینی می‌کردند به دست خود روس‌ها کشته می‌شدند. در یکی از مراحل همین عامل در بازی وجود دارد و اگر نیرویی عقب‌نشینی کند کشته می شود. شاید این به نظر احمقانه بیاید اما در میدان جنگ، وجود حتی یک نفر می‌تواند ثمر بخش باشد و گیمر باید بتواند با درایت خود طوری حمله کند که جوخه‌ها انگیزه و شهامت خود را از دست ندهند و گرنه اگر به دست دشمن کشته نشوند، خودی ها آن را می‌کشند. عواملی از این دست، نیروهای محرک خوبی برای به چالش کشیدن گیمر و ایجاد انگیزه برای ادامه بازی هستند اما به نظر می‌رسد که استدیو سازنده در حق CoH2 کوتاهی کرده است. بعد از این همه مدت و انتظاراتی که از آن می‌رفت، این بازی واقعا نتوانست تشنگی طرفدارانی که طی چندین سال قبل فقط و فقط CoH بازی می‌کردند را برطرف کند. بدون شک عنوان قبلی یکی از بزرگترین بازی‌های RTS بود که استانداردهای جدیدی بوجود آورد اما این نسخه اصلا شبیه به آن نبود. شاید بتوان گفت که CoH2 بیشتر شبیه به یک نسخه الحاقی است تا این که یک بازی کاملا جدید باشد. در کل گیم پلی بازی کم و کاستی خاصی ندارد اما انتظار بیشتری از آن می‌رفت.

گرافیک بازی CoH در زمان خود انقلابی به حساب می‌آمد! کمتر بازی در این سبک با این حد از جزئیات دیده شده بود و یکی از ابعادی که باعث موفیت بی چون و چرای آن شده بود، گرافیک زیبایش بود. خوشبختانه در CoH2 همان موفقیت باز هم تکرار شده است اما فقط به هنگام بازی. کات سین‌های داستانی بازی گرافیک جالبی ندارند و کاملا تاریخ گذشته هستند. به نظر می آید که سازنده می‌توانست با ساخت انیمیشن‌ها، فضای جنگ را بیشتر به نمایش بگذارد اما این کار را نکرد و به همین خاطر است که کات سین ها کاملا بچه‌گانه به نظر می‌رسند.

اما به هنگام بازی قضیه کاملا متفاوت است. امکان زوم تا آخرین حد ممکن باعث می‌شود که دوربین بازی به اندازه دوربین یک بازی سوم شخص پایین بیاید و از آن زاویه، تمامی جزئیات به زیبایی طراحی شده‌اند. از تفنگ‌های سربازان گرفته تا بدنه تانک و ماشین آلات سنگین، همگی بسیار زیبا طراحی شده‌اند. افکت‌های انفجار، دود و آتش فوق‌العاده از آب درآمده‌اند (در حالی‌که خون در بازی موجود نیست) و همگی بسیار زنده و طبیعی جلوه می‌کنند. البته نباید فیزیک بسیار زیبای بازی را نیز فراموش کرد. با این تمامی محیط‌های بازی تخریب پذیر نیستند، اما فیزیک بازی در مورد رودخانه‌های یخی، ساختمان‌های نیمه کاره و بانکرهای بتونی بسیار عالی است و نگاه کردن به فروریختن هریک از آن‌ها حسی تازه را در گیمر بوجود می‌آورد. صداگذاری بازی شاید قوی‌ترین بخش آن است. دوبله آنقدر طبیعی است که فکر می کنید وسط میدان جنگ هستند. صدای فریاد سربازان، حرف زدن آن ها با یکدیگر، صدای شلیک گلوله‌ها و انفجار ساختمان‌ها، همگی بسیار طبیعی هستند و هیچوقت احساس تکرار را به گیمر منتقل نمی کنند. موسیقی بازی سبک روسی دارد و کاملا به موقع بالا و پایین می شود و همراه بازی است. کیفیت آن نیز در حد مطلوبی قرار دارد.

Company of Heroes 2 نمی‌تواند یکی از بهترین‌های RTS باشد، اما با همه مشکلاتش تجربه‌ای زیبا از یک سبک شناخته شده با همین سازنده است. پیشنهاد می‌شود اگر نسخه اول را امتحان کرده و لذت برده‌اید سراغ نسخه دوم بروید، در غیر این صورت پولـتان را برای خرید این بازی صرف نکنید.

[toc-rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید