نقد و بررسی بازی Dishonored | انتقام‌ جویی با سبکی جدید

امروزه بازیسازان و ناشرین بزرگ اکثراً سعی در ایجاد عناوینی با سبک‌های جدیدی را دارند که بیشتر مخاطب پسند باشند. از جمله آن‌ها می‌توان به کمپانی Bethesda اشاره نمود که با ساخت عناوین AAA جدید قصد در ایجاد تحولاتی در سرگرمی‌های مخاطبین نموده است. اخیراً نیز با همکاری استدیو Arkane عنوان جدید خود را به نام Dishonored وارد بازار‌های جهانی نموده است. عنوانی اول شخص که با حال و هوای اکشن پولیش خورده است و به نوعی تم تاریخی را نیز با خود پیش می‌کشد.

داستان بازی در زمان انقلاب صنعتی اروپا، در شهر Dunwall رخ می دهد. در بازه زمانی که اکثر کشورهای مختلف دچار مشکلاتی از جمله بیماری‌های عفونی همچون طاعون، کمبود مواد مورد نیاز برای راه اندازی دستگاه‌های غول پیکر، حساس شدن مردم به دستگاه‌های دولتی و بی‌عدالتی شده بودند. کارکتر اصلی نیز شخصی به نام Corvo Attano می‌باشد که در خدمت ملکه شهر است و از او و فرزندش امیلی محافظت می‌کند. شرایط شهر دان‌وال به گونه‌ای است که ملکه را مجبور به انجام اصلاحات کرده و Corvo نیز به او در رسیدن به اهدافش کمک می‌کند. او دستور اجرای مأموریتی را از سوی ملکه دارد و برای این کار مجبور به ترک شهر می‌شود. پس از انجام این مأموریت او به Dunwall برگشته و به سراغ ملکه می‌رود اما در هیمن لحظه، متوجه وضعیت قرمز پیرامون خود شده و ملکه را در موقعیت خطرناکی مشاهده می‌کند. او سعی در بر هم زدن خط قاتلین می‌کند اما در نهایت ناامید شاهد قتل ملکه و دزدیده شدن امیلی می‌شود. پس از گذشت چندی سربازان امنیتی به محل وقوع قتل آمده و جسد ملکه را مشاهده می‌نمایند. مسلماً در همچین لحظه‌ای از Corvo که بالای سر اوست سوال نمی‌کنند که آیا تو قاتلان را دیده‌ای یا نه! آن‌ها در همان لحظه او را بازداشت کرده و به زندان می‌اندازند. Corvo که خود را بی‌گناه می‌داند دچار افسردگی می‌شود و به دنبال انتقام گیری از زندان و حکم اعدامی که برای او در نظر گرفته‌اند می‌گریزد.در همین جا است که بازیباز وارد میدان می‌شود. داستان این عنوان به نوعی پیچیده همراه با کلیشه‌های بی‌معنی می‌باشد که پس از گذشت پاره‌ای از گیم‌پلی نمایان می‌شوند. ربط دادن چند موضوع باهم از لحاظ ایجاد تنوع خوب است اما باعث سردرگمی بازیباز در طول داستان می‌شود. مسائل خیالی و خرافاتی نیز شامل بخش داستانی می‌شوند که با توجه به زمان رویداد آن اصلاً جالب نیست. اما از جنبه‌ی انتقام جویانه می‌توان جذابیت را در طول بخش داستانی مشاهده نمود. روند گیم‌پلی به گونه‌ای است که شما باید در شهر دان‌وال قدم گذاشته و در گوشه کناره‌های آن به انجام مأموریت‌های مختلف بپردازید. المان‌ها و قسمت‌های موجود در گیم‌پلی بیشتر شبیه به عناوین قدیمی همچون Wolfenstein یا BioShock می‌باشند با این تفاوت که ابزارهای موجود در این عنوان پیشرفته‌تر و پرکاربردتر هستند. روند این عنوان بسیار سریع است و از لحاظ تکنیک‌های فیزیکی بیشتر به سری Assassin’s Creed شبیه می‌باشد. هدشات کردن یکی از مهم‌ترین عنصرهای Dishonored می‌باشد. اکثر دشمنان شما با این کار ازبین خواهند رفت و در برخی اوقات نیز انجام این عمل به طور اجبار صورت می‌گیرد. برای مثال موقعی که جمعیت دشمنان بیش از حد است نباید قهرمان بازی در بیاورید چون تنها کار خود را زیاد می‌کنید.

سلاح‌های متعددی در Dishonored وجود دارد که به دو قسمت سرد و گرم تقسیم می‌شوند. اکثر فعالیت‌های مخفی بازی با اسلحه‌های سرد و درگیری‌های نزدیک نیز با سلاح گرم در بازی صورت می‌گیرند. بمب‌ها و نارنجک‌ها نیز در کنار آن‌ها قرار گرفته‌اند که از آن‌ها نیز می‌توانید برای گذراندن سیل عظیم سربازان دشمن استفاده کنید. تجهیزات شما تنها شامل اسلحه نمی‌شوند. ویژگی‌های خاصی همواره با بازیباز وجود دارند که به عنوان ابزار کمکی در طول مراحل مورد استفاده قرار می‌گیرند. یکی از مهم‌ترین آیتم‌های همراه با پلیر Dark Vision می‌باشد که در گذشته با آن در عناوینی همچون Batman آشنا شده‌اید. این تکنولوژی سبب پدیدار شدن دشمنان از پشت موانع می‌گردد. برای مثال شما می‌توانید پشت یک در ایستاده و تعداد افرادی که درون اتاق هستند را بدانید و با آگاهی بیشتری به اهدافتان نزدیک شوید. توقف زمان یکی دیگر از بخش‌ها می‌باشد که مشابه آن را با کمی تفاوت در گذشته با Wolfenstein تجربه کردیم. با استفاده از این ویژگی قادر هستید که زمان را نگه داشته و از موانع مختلف از جمله دشمنان رد شده و پس از آن دوباره آن را فعال سازی کنید. از قابلیت‌های دیگر نیز می‌توان به حرکت سریع اشاره نمود. کاربرد اصلی این قابلیت برای فرار از دست دشمنان می‌باشد که به وسیله آن می‌توان تا حد نسبتاً زیادی از سربازان دور شد، هرچند که مشابه آن هم در Crysis وجود داشته است. آیتم دیگری که در بازی وجود دارد Possess می‌باشد. این امکان برای در دست گرفتن بدن دشمنان به کار می‌رود البته بیشتر کارایی آن در به دست گرفتن سربازان نگهبان می‌باشد که در مکان‌های خاصی از شهر مراقبت می‌کنند. شما وقتی که هدایت یکی از سربازان را به عهده می‌گیرید می‌توانید فرد مورد نظر را از بین ببرید و همین کار را روی بقیه پیاده‌سازی کنید. علاوه بر این شما قادر به کنترل کردن موش‌ها نیز هستید که از آن‌ها می‌توانید برای عبور از نیروهای امنیتی و یا داخل و خارج شدن از مکان‌های شلوغ استفاده کنید. در بازی امکان مخلوط چند نوع سلاح نیز وجود دارد که البته بسیار هم دست بازیباز را برای ویرایش اسلحه‌ها باز می‌گذارد. شما تقریباً هر قسمتی از سلاح‌های مختلف را می‌توانید با هم ترکیب کنید و یک چیز جدیدتر، قویتر و یا برخلاف آن ضعیف‌تر بسازید. سیستم به روز کردن نیز در بازی با دو منظور وجود دارد. بخش اول برای بروز رسانی امکانات بازی بوده و قسمت بعدی نیز مربوط به خود کارکتر بازی می‌باشد. در بخش اول می‌توانید امکاناتی را که با خود حمل می‌کنید را ارتقا دهید و قدرت‌های آنان را نیز بیشتر کنید. قسمت دوم برای ارتقای سطح کارکتر می‌باشد. اکتیو شدن این دو بخش نیز با گذراندن مأموریت‌ها صورت می‌گیرد.

هوش مصنوعی در بازی نه عالی است و نه ضعیف. سربازان دشمن در شهر به چند دسته تقسیم می‌شوند که قسمت اولش را سربازان معمولی و بخش عمده‌ای دیگر را نیز نیروهای دفاعی تشکیل داده‌اند و قسمت آخر نیز شامل دشمنانی که نیروهای خاصی را دارند می‌شود. شما در بازی به نوعی همه کار می‌توانید انجام دهید که مهم‌ترینش بالارفتن از دیوارها و خانه‌ها و پشت سر گذاشتن موانع می‌باشد. البته دشمنان شما این مسأله را به خوبی می‌دانند و در مواقعی که شما در شهر مشغول قدم زدن هستید، به جایی که بخواهند به سمت شما حمله‌ور شوند از تله‌ها استفاده می‌کنند.یکی از مهمترین آن‌ها قدرت الکتریسیته می‌باشد که از آن روی دیوار‌ها و قسمت‌های مانعی استفاده می‌کنند. بازیباز قادر است که با استفاده از نیرو‌ها کنترل تله‌ها را به تسخیر خود در بیاورد و از آن‌ها برای نابودی دشمنان استفاده کند. اگر در حین خطر از گوشه بندر بگذرید می‌توانید خود را به درون آب انداخته و با شنا کردن از محیط دور شوید. یکی از آزار دهنده‌ترین مشکلات در این عنوان مربوط به AI برخی از سربازان دشمن می‌باشد که به خوبی عمل نمی‌کند. برخی مواقع شما از جلوی نیروهای مقابل رد می‌شوید اما با این حال هیچ گونه حرکت تهاجمی یا دفاعی را مشاهده نمی‌کنید. در زمان‌های دیگر نیز ممکن است درحین حرکت از روی دیوارها به مشکل بربخورید و کنترل شخصیت را از دست بدهید، همچین مشکلی را نیز در کنترل موش‌ها هم تجربه خواهید کرد. آیتم‌هایی مخفی نیز در بازی وجود دارند که بازیباز با جستجو کردن در شهر و یا مراحل می‌تواند به آن‌ها برسد. امروزه یکی از پر استفاده‌ترین موتورهای گرافیکی در اکثر استدیوهای بازیسازی Unreal Engine 3 می‌باشد. سازندگان این عنوان نیز برای طراحی و پیاده سازی شهر دان‌وال از این انجین استفاده نموده اند. البته نباید انتظار داشته باشید که با آمدن اسم این موتور حتماً با گرافیک عناوینی همچون Gears of War روبرو هستید. قسمت‌های هنری از جمله طراحی شهر دان‌وال تا حد زیادی خوب است اما در مقابل عمق بافت محیط‌های موجود در بازی بسیار کم می‌باشد. اکثر قسمت‌ها از دور جذاب به نظر می‌رسند اما شما با نزدیک شدن به دیوارها و یا آیتم‌های موجود در اطرافتان به راحتی متوجه کارتونی بودن آن‌ها می‌شوید. انیمیشن‌ها هم چندان تعریف خاصی ندارند. ضعیف بودن بافت‌های صورت کارکتر‌ها بسیار آزار دهنده است و حرکت لب‌های آن‌ها نیز با صحبت‌هایی که انجام می‌دهند همخوانی ندارند. نورپردازی در بازی خوب است اما چندان پلیر را جلب توجه نخواهد کرد. افکت‌های ابری که در روز از آسمان به چشم می‌آیند چندان طبیعی نیستند. در بازی بارش باران نیز وجود دارد که جزء آیتم‌های مثبت در قسمت گرافیکی می‌باشد. یکی دیگر از نقاط مثبت طراحی را می‌توان افکت‌های انفجار و دود حاصل از آن برشمرد. اگر به صورت کلی بخواهیم نتیجه گیری کنیم نمی‌توانیم قسمت گرافیکی را یک بخش خوب کارشده در نظر بگیریم. طراحان بازی وقت زیادی را برای پایه‌گذاری محیط‌های Dishonored گذاشته‌اند اما با این حال نتوانسته‌اند آن را به خوبی پیاده سازی کنند.

Daniel Licht یکی از معروف‌ترین آهنگسازان جهان می‌باشد که اولین تجربه خود را در غالب یک بازی، سال گذشته با آخرین نسخه از سری سایلنت هیل تجربه نموده و پس از آن نیز مورد توجه سازندگان این عنوان قرار گرفته است. آهنگ‌ها و موزیک‌های درون بازی بسیار جذاب و دل‌نشین هستند و با جَوهای مختلفی همچون حماسی، قهرمانانه، اکشن کاری و عاطفی پولیش خورده‌اند. صداگذاری روی شخصیت‌ها به نحو احسنت انجام شده است. شما در حین صحبت کارکترها به راحتی متوجه عمیق بودن نوع صحبتشان می‌شوید. علاوه بر آن افکت‌های صدا از جمله انفجار، دویدن و شکستن نیز بسیار طبیعی می‌باشند و تا حد زیادی جنبه‌های منفی بازی را ازبین می‌برند. Dishonored را نمی‌توان یک عنوان به تمام عیار دانست. وجود ضعف‌های نسبتاً زیاد در طول گیم پلی و داستان عمق بازی را ازبین برده است و از قسمتی دیگر نیز تقلیدهای بیش از حد در روند بازی بسیار زننده است اما همین که نام Open World برای این عنوان می‌آید اکثر این نقات ضعف را می‌پوشاند. در کل می‌توان گفت که این بازی ارزش به پایان رساندن را دارد و می‌توان از آن به عنوان یک سرگرمی خوب یاد کرد. [rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید