نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed III | فرزند آزادی

خداوند ما را ببخشد و بیامرزد. مردمان بیچاره‌ای هستیم که زیر استعمار اسلحه زندگی می‌کنیم. زندگیمان نمی‌تواند بدون جنگ و خونریزی باشد، نمی‌تواند بهتر باشد، نمی‌تواند پیشرفت داشته باشد، نمی‌تواند بهتر پیش برود … . چنگال بی‌رحم استعمار برگلوی آزادی فشرده می‌شود، بغض ما را محبوس خویش کرده و ناامیدی با پوزخندی شیطانی در گوشمان زمزمه می کند: خورشید هرگز طلوع نخواهد کرد … اما نه! ندایی به گوش می‌رسد، ندای انقلاب؛ ندایی از سرزمین ارواح بزرگ، از مردمان سرخ، ازکلبه‌ای که در آتش سوخت و دستان مادر را در دستان فرزند خاکستر کرد. از قلب کودکی که سرخی آتش انتقامی که در سینه دارد ورای سرخی چهره ی اوست. در چشمان کودک مرد دلیری پیداست که آینده را در مشت خویش خواهد گرفت و مردمش، قبیله‌اش و کشورش را به آغوش آزادی باز خواهد گرداند. رادون هاگیدون نام اوست و نامش در صفحات کتاب انقلاب جاودانه خواهد شد.

سومین شماره از سری Assassin’s Creed از همه لحاظ، چه از نظر تعداد استودیوهایی که روی آن کار کرده‌اند، چه از لحاظ مدت زمانی که برای ساخت آن صرف شده و چه از لحاظ وسعت بزرگترین AC تاریخ تاکنون است. بازی در سی اکتبر به بازار عرضه شد و همانند پیش فروش فوق العاده‌اش تا این لحظه به فروش بی‌نظیری دست پیدا کرده است. باید اعتراف کرد که یوبی سافت با ساخت شاهکار ACII که بسیاری آن را بهترین نسخه از این فرنچایز می‌دانند، سطح انتظارات از خود را بیش از حد بالا برد و قدرتنمایی ACII موجب شد که طبعا انتظارات از عناوین Brotherhood و Revelations هم بالاتر برود. با این حال این استودیو نتوانست انقلابی که با شماره‌ی دوم در فرنچایز ایجاد کرد با اسپین‌آف‌های این شماره هم تکرار کند. خوشبختانه به عقیده‌ی نگارنده ACIII سنت شکن این رویه است و با داستان و کاراکتری جدید، و مهم‌تر از آن تغییرات مثبت خود توانسته است خود را در ردیف شماره‌ی دوم بازی قرار دهد.

( هشدار: متن زیر شامل نکاتی است که بخشی از داستان بازی را فاش می‌کند )

Assassin’s Creed III ما را به آمریکای آشوب زده‌ی قرن هجدهم می‌برد، جایی که مردم از ظلم و ستم استعمارگران اروپایی به تنگ آمده و برای استقلال آمریکا به پا می‌خیزند. داستان بازی با پیش درآمدی طولانی، اما به طرز هنرمندانه‌ای دلپسند و گیرا آغاز می‌گردد. زمان حال و ماجراهای دزموند مایلز، اولین برگ از کتاب قطور ACIII است که آن را ورق خواهیم زد. او به همراه ربکا، شان و پدرش ویلیام مایلز به معبدی درون یکی از غارهای شهر نیویورک سفر می‌کند، جایی که پاسخ تمام سوالات در آن نهفته است، جایی که ” مردمانی که پیش از این آمده بودند ” سرنوشت دنیا را به دزموند نشان خواهند داد و اوست که می‌تواند دنیا را نجات داده یا به دست نابودی بسپارد. دزموند تلاش می‌کند تا به وسیله ی سیب عدن مانعی که بر سر راهشان قرار دارد را باز کند اما با این کار به حالت بیهوشی می‌رود و همراهانش او را درون انیموس می‌گذارند تا با خاطرات یکی دیگر از اجدادش همراه شده تا راه باز کردن مانع و رسیدن به فرجام را پیدا کند. انیموس او را با خاطرات یکی دیگر از اجدادش که درقرن هجدهم میلادی در آمریکا می‌زیسته است همراه می‌کند.

دریاسالار هِیتم کِنوی، مردی سرد و گرم چشیده‌ی روزگار در اپرای لندن با انجام تروری بی‌نقص، گردنبندی از عهد مردم تمدن نخستین به دست می‌آورد که کلید دستیابی به راز ” مردمانی که پیش از این آمده بودند ” می‌باشد. او پس از دریانوردی در اقیانوس آرام به سواحل بوستون می رسد و به کمک همراهانش غاری را که به نظر می رسد محل افشا شدن حقایق باشد را می‌یابد. در طول این وقایع او تعدادی از مردمان سرخپوست را آزاد می کند که زنی به نام زیو در بین آنان است. کنوی به کمک این زن سرخپوست یکی از دشمنانش به نام ژنرال برادوک را به قتل می رساند و خودش را در دام عشق او گرفتار می بیند. نخستین شوک داستانی ACIII اینجا اتفاق می افتد، مردی که به عنوان پروتاگونیست داستان تصور می کردیم مشخص می شود که تمپلار بوده و در واقع پدر کانر، کاراکتر اصلی بازی است! پس از این پیش‌در آمد طولانی بر احوال پدر کانر که تا Sequence چهارم بازی ادامه می‌یابد، این بار به سرزمین مردم سرخ سفر می‌کنیم و با کانر یا رادون هاگیدون نونهال همراه می‌شویم. کسی که با مشاهده سوزانده شدن مادرش زیو و همینطور مردم قبیله‌اش به وحشیانه‌ترین شکل ممکن توسط استعمارگران، زبانه‌های آتش انتقام در دلش برافروخته می‌شود. آغاز ماجراهای کانر و تبدیل شدنش به یک قاتل از جایی است که پیرزنی از بزرگان قبیله‌ی سرخپوستان سیب عدن را به کانر می‌سپارد. با در دست گرفتن سیب، مینروا ظاهر شده و به کانر می‌گوید که او تنها کسی است که می تواند مردم قبیله‌اش را آزاد کرده و انتقامشان را بگیرد. مینروا به کانر توصیه می‌کند که قبیله را ترک کرده و به سمت شرق برود، در آنجا او مردی را ملاقات خواهد کرد که او را در رسیدن به هدف که همان پیروزی قاتلان بر تمپلارها است یاری خواهد کرد.

خلق داستان‌های پیچیده و مبتنی بر وقایع تاریخی همواره هنر بزرگ استودیوی یوبی‌سافت بوده و ACIII کلیماکس آن است. دیالوگ‌ها با دقت فراوانی انتخاب شده‌اند و روایت داستانی بیش از پیش جذاب شده است. حتی بخش‌های داستانی مربوط به دزموند و وقایع زمان حال نیز جذاب‌تر از سایر نسخه‌های این سری دنبال می‌شود و دزموند درگیر مبارزات به مراتب سخت‌تر از مبارزات پیشینش می‌شود. این بار نیز همانند اتزیو آودیتوره، با کاراکتر اصلیمان از دوران کودکی آشنا می‌شویم و شکل‌گیری شخصیت وی در قالب یک قاتل را در جریان انقلاب داخلی آمریکا مشاهده می‌کنیم. کانر از لحاظ خلق و خو بیشتر یادآور کاراکتر الطیر در نسخه‌ی اول بازی است و به هیچ عنوان شوخ طبعی و شادابی کاراکتر اتزیو را ندارد، وضعیت دیگر مردمان حاضر در بازی نیز به اقتضای شرایط بحرانی که در آن زندگی می‌کنند نیز به همین صورت است. به طور کلی تفاوت فضای بازی با فضای ایتالیای رنسانس نسخه‌های قبلی به خوبی برایتان ملموس خواهد بود. در ACIII شخصیت‌های واقعی مختلفی همچون ژنرال چارلز لی، جورج واشنگتن، بنجامین فرانکلین را ملاقات خواهید کرد و در نبردهای زمینی و دریایی بزرگی مثل نبرد Lexington و نبرد Bunker Hill شرکت می‌کنید. همان طور که از قبل نیز مشخص بود، انقلاب آمریکا تنها بستری است برای روایت جنگ بین تمپلارها و قاتلان و تمرکز داستان بازی بیشترحول ماجراهای دزموند و کانر است.

 ACIII را از لحاظ شخصیت پردازی به سادگی می‌توان هم تراز عنوان ACII قرار داد، حتی نکات ظریفی که در داستان این نسخه گنجانده شده می‌تواند آن را بالاتر از شماره‌ی دوم قرار دهد. زیباترین مثال برای جمله‌ی بالا، رابطه ی همسان و موازی پدر و فرزندی است که بین کانر و دزموند و پدرانشان در بازی مشاهده می‌کنیم. شاید تنها انتقاد وارد بر بخش داستانی، در نظر گرفتن مقدمه‌ای طولانی و کسل کننده بر احوال پدر کانر باشد. از ابتدای بازی تا اواخر Sequence 4 همواره احساس می‌کنید که مشغول هر بازی به غیر از Assassin’s Creed هستید! اما تزریق به‌موقع هیجان و شوک های پی‌در‌پی پس که داستان این نسخه به بازیباز وارد می‌کند باعث می‌شود که بازی هیچگاه از ریتم نیفتد و هم برای کانر و هم برای دزموند، در اوج به پایان برسد. بخش داستانی ACIII به مراتب طولانی تر از سایر AC های عرضه شده تاکنون است، اما مشاهده ی پایان منطقی و خوب بازی ( اما نه چندان غیرقابل پیشبینی! ) چیزی است که ارزش وقت گذاشتن برای این نسخه را دارد.

بازگشت المان‌های موفق نسخه‌ی اول بازی در کنار اضافه شدن محتوای جدید شاید بهترین جمله برای توصیف گیم‌پلی ACIII باشد. اگر از شیفتگان نسخه‌ی اول بازی بودید بیش از دیگران از این نسخه لذت خواهید برد، چرا که به عقیده‌ی نگارنده ACIII شبیه‌ترین AC عرضه شده به نسخه‌ی اول بازی می‌باشد. این تشابهات را بیشتر در فردی شدن مبارزات و تنها بودن کانر، سنگینی جو داستان، سیستم سلامتی و زاویه دوربین بازی مشاهده خواهید کرد. همان‌طور که میدانید در ACIII شهرهایی مثل بوستون، فیلادلفیا، نیویورک و منطقه‌ی مرزی یا همان Frontier را مشاهده کرده و مأموریت‌های مختلفی را در این شهرها انجام می‌دهید. خوشبختانه طراحان مراحل چیره دست یوبی سافت در این نسخه نیز هنرنمایی کرده‌اند و مراحل بسیار زیبا و به یادماندنی را طراحی کرده‌اند. حتی مراحل خشک و کسل کننده‌ی مربوط به دزموند جای خود را به مراحلی مملو از Free Running های زیبا و مبارزات نفس گیر داده‌اند. مرحله‌ی بازگشت دزموند به آبسترگو مثالی شایسته برای اثبات زیبایی مراحل ACIII است.
تغییرات ریز و درشتی در گیم پلی این نسخه در نظر گرفته شده است و بسیاری از عوامل غیرضروری حذف شده که بازی را از کمند سلسله‌ی AC های تکراری نسخه‌های پیشین نجات داده است. اولین تغییر، تحول در کنترل بازی و طراحی دوباره انیمیشن‌های حرکتی بازی بوده که باعث شده است Free Running در این نسخه به بهترین و نرم‌ترین شکل ممکن خود برسد. تسلط به کانری که از صخره‌ها و ساختمان‌ها بالا می‌رود، از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر می‌پرد و به زیبایی از بین جمعیت راه خود را باز می‌کند فوق‌العاده لذت بخش است. حتی فرار از دشمنان نیز برایتان آسان‌تر شده است، به طور مثال در حین فرار میتوانید وارد خانه‌ای شوید و طی انیمیشینی نفس گیر از پنجره‌ی پشتی آن خانه خارج شده و دشمن را پشت سر بگذارید. این تغییرات مثبت در سیستم کنترل بازی بیش از هر چیزی مرهون موتور قدرتمند AnvilNEXT و قدرت پردازش فیزیکی فوق العاده‌ی آن است. نزدیک شدن دوربین به کانر، دقیقاً به اندازه‌ی نزدیکی دوربین بازی به الطیر نقش مهمی در تسلطتان به او دارد. اگر در نسخه‌های پیشین دقت کرده باشید فاصله‌ی دوربین به اتزیو کمی زیاد بود و لذت نسخه‌ی اول بازی را نداشت، اما خوشبختانه این مشکل در این نسخه مرتفع شده است. دیگر تمامی مبارزاتتان علنی و رو در رو نیست و گاهی اوقات می بایست بین بوته‌های بلند مخفی شده و با سوت زدن، دشمن را به سمت خود و به کام مرگ بکشانید. همچنین برای اولین بار در این سری می توانید در حین مخفی بودن در یک گاری در حال حرکت اقدام به Stealth Assassination کنید. سیستم کاورگیری که برای نخستین بار در سری AC در این نسخه معرفی شده است نیز فوق العاده کاربردی است و شما را از مبارزات پر سر و صدا و بیهوده بی‌نیاز می‌کند، با این حال خالی از عیب نیست. ممکن است باگ‌های عجیب و غریبی مثل گیر کردن در اشیاء عملیات مخفی کاری شما را نقش بر آب کند!
یکی از بزرگترین ایراداتی که به نسخه‌های پیشین بازی وارد بود آسانی بیش از حد مبارزات و هوش مصنوعی ضعیف دشمنان بود، بااین حال پس از تجربه‌ی اولین مبارزه تان در ACIII در می یابید که هوش مصنوعی بازی به شدت پیشرفت کرده است. در مبارزات تن به تن که در این نسخه به طرز واضحی پرتعداد‌تر شده است دیگر نمی‌توانید دفاع کنید، اما دائماً باید به حملات دشمنان ضد حمله بزنید و با Break Deffense آنان را به زمین بی‌ندازید. همچنین نکته‌ی مهمی که به هر چه سخت‌تر شدن مبارزات کمک کرده است، حذف Medic و جایگزین شدن سیستم Regeneration Health در بازی است، چیزی که قبلا در نخستین AC دیده بودیم. دیگر با مراجعه به طبیب و یا خوردن معجون نمی‌توانید سلامتی خود را بازیابید و باید مدتی سنگر گرفته تا نوار سلامتی‌تان پر شود. انیمیشن‌های جدید در نظر گرفته شده برای کشته شدن دشمنان به خصوص اضافه شدن Chain Killها و Dual Assassinationهای جدید واقعاً جذاب و عالی طراحی شده‌اند. مبارزات به وضوح دشوارتر از نسخه‌های پیشین شده‌اند و امکان کشته شدنتان در هر مبارزه به شدت بالاست، حتی در مأموریتهای مخفی کاری، سربازان Red Coat انگلیسی همانند سربازان ظاهراً نابینای نسخه‌های پیشین عمل نکرده و با تیزبینی مچتان را می‌گیرند! ضعف سیستم مبارزات بازی تنها در مبارزات راه دور و استفاده ازسلاح های دوربرد مثل تپانچه یا تیر و کمان هویدا می‌شود که آنچنان کاربردی نیستند و شما را وادار می‌کند که به مبارزات نزدیک و تن به تن روی بیاورید. هوش مصنوعی یارانتان همچنان مانند نسخه‌های پیشین در سطح پایینی قرار دارد و باید به تنهایی از پس مبارزات بر بیایید. از دیگرنقاط ضعف گیم پلی این نسخه حذف امکان شخصی‌سازی لباس ها و یادگیری حرکات جدید در مبارزات است. پیش از عرضه‌ی بازی انتظار داشتیم که کاراکتر بنجامین فرانکلین نقش داوینچی ACIII را برایمان ایفا کند اما این طور نبوده و شدیداً جای خالی مخترعی همچون داوینچی برای اختراع متدهای مختلف برای کشتن احساس می‌شود.
از جمله بخش‌های جدید اضافه شده به گیم پلی ACIII مأموریت‌های دریانوردی است که انصافاً از نقاط قوت این نسخه به شمار می‌آید و فوق‌العاده درگیر کننده و هیجان انگیز طراحی شده است. تقریباً می‌توان گفت کم ایرادترین بخش گیم‌پلی ACIII همین بخش مبارزات دریایی است. بخش جدید دیگر بازی که سازندگان پیش از عرضه روی آن شدیداً مانور می‌دادند سیستم شکار در بازی است. بیش از ۲۰ گونه اهلی و وحشی در بازی وجود دارند که می‌توانید برخی ازآنها را در منطقه‌ی مرزی شکار کنید و از راه فروش پوستشان، یک چرخه اقتصادی را به گردش دربیاورید. اعتراف می‌کنم که با خواندن توصیفات سازندگان در مصاحبه‌های پیش از عرضه بازی، به خصوص مصاحبه‌های کارگردان این نسخه الکس هاچینسون، انتظار چیزی فراتر از مکانیزم شکار در بازی RDR داشتم، با این حال قسمت شکار بازی چیزی فراتر از بازی راکستار به شما عرضه نمی‌کند. البته واضح است که بسیاری وجود یک اکوسیستم طبیعی و شکار در بازی را بیشتر ازدرگیر شدن با مینی‌گیم کسل کننده‌ای همچون Den Deffense ترجیح می‌دهند! حیوانات را با روش‌های مختلفی مثل گذاشتن تله یا کشتن مستقیم به وسیله ی هیدن‌بلید یا تیر و کمان می‌توانید شکار کنید، اما برای کشتن حیوانات وحشی مثل خرس، گرگ و گربه وحشی این روش‌ها برایتان کارساز نخواهد بود. آنها را طی سکانس کوتاه QTE از بین خواهید برد و باید اعتراف کرد که کشتن چنین حیواناتی با این روش به هیچ وجه جذاب از آب در نیامده است. مأموریت‌های فرعی بسیار پرتعدادند و در ACIII کارهای زیادی برای انجام دادن خواهید داشت. Homestead Mission ها چرخ های اقتصادی ACIII هستند و با انجامشان می‌توانید محل زندگیتان در Frontier را توسعه دهید و شکارچیان و تاجران را کنار هم جمع کنید، دقیقاً همان کاری که اتزیو برای Monteriggioni انجام میداد. Liberate Mission ها مأموریت‌هایی در راستای اهداف انقلاب آمریکا هستند که شامل نجات دادن مردم از سربازان Red Coat انگلیسی می‌شوند و مناطق مختلف شهر را تحت کنترل شما و انقلابیون در می‌آورند. باقی مأموریت‌های فرعی، آیتم‌های قابل مبادله، گروه‌های موجود در بازی و مکان‌هایی که می‌توانید به آن سر بزنید با تغییراتی جزئی همانند نسخه‌های پیشین است که ساعت ها به گیم پلی بازی می افزایند و ارزش تکرار این عنوان را بالا می برند.
همانند نسخه‌های پیشین، ACIII از بخش مالتی پلیر قدرتمندی بهره می‌برد. استودیوهای Annecy و بخارست یوبی سافت با طراحی ۱۶ کاراکتر جدید و چندین مپ مختلف، سعی در بهبود بخش مالتی پلیر بازی داشته‌اند و طبق واکنش بازیبازان به نظر می‌رسد در هدفشان موفق بوده‌اند. مود جدید اضافه شده به بخش مالتی پلیر، مود Domination است که شما در قالب دو گروه کارکنان آبسترگو و قاتلان باید بخش های خاصی از نقشه‌ها را پیش از این که تیم حریف آن را به کنترل خود در بیاورد تصاحب کنید. شاید بهترین تغییر اضافه شده به بخش مالتی پلیر ACIII بخش WolfPack باشد. شما در این بخش می توانید به صورت Co-op تا سقف چهار نفر به مبارزه بادشمنانی که توسط هوش مصنوعی کنترل می شوند بپردازید و تجربه‌ی مالتی پلیر بازی را به صورت آفلاین داشته باشید. قطعا این امکان برای دوستداران بازی Counter Strike بسیار آشنا و لذت بخش خواهد بود! به طور کلی، مالتی پلیر بازی در این نسخه به حد اعلای خود رسیده است و بی شک کامل ترین و لذت بخش ترین مالتی پلیر فرنچایز AC را می توانید در این نسخه تجربه کنید. در مجموع گیم پلی ACIII با تغییرات بسیار مثبتی همراه بوده و انصافا یوبی سافت در حل مشکلات گیم پلی نسخه های پیشین برای این نسخه سنگ تمام گذاشته است. تنها برای به اتمام رساندن داستان بازی نیاز به ۱۸-۲۰ ساعت زمان دارید و با توجه به مأموریت های فرعی بی شمار و متنوعی که در پیش رویتان قراردارد، ACIII یکی از وسیع ترین و بهترین عناوین Open World حال حاضر است و مدت ها می تواند شما را سرگرم کند.
متحول شده‌ترین و چالش برانگیز ترین جنبه‌ی Assassin’s Creed III همین بخش گرافیک است و بس! بخشی که با جمع کردن نقاط قوت و ضعف فراوان در کنار هم امکان قضاوت عادلانه را از بازیباز گرفته و وی را در رسیدن به تصوری درست از آن به اشتباه می اندازد. بهترین مثال برای درک اوضاع گرافیکی ACIII، تصور آن در قالب مردی در نهایت جوانی و زیبایی است که یک پایش را لنگان لنگان به دنبال خود می‌کشد! عمده‌ی تمرکز یوبی سافت در تبلیغات پیش از عرضه بازی استفاده از موتور جدید و پرخرج AnvilNEXT بود، موتوری که ادعا می شد تحولی شگرف در این فرنچایز به وجود خواهد آورد. اگر خوشبینانه به اوضاع بنگریم واقعاً چنین اتفاقی نیز افتاده است. همه چیز در ACIII متحول شده است. انیمیشن کاراکترها دوباره از نو طراحی شده‌اند، احساسات کاراکترها در کات سین‌ها به زیبایی از طریق چشمان و حرکاتشان به بازیباز منتقل می‌شود و بافت‌های کم کیفیت به طور قابل ملاحظه‌ای جای خود را به بافت‌های حجیم‌تر و با کیفیت‌تر داد‌هااند. شهرهایی مثل نیویورک و بوستون به زیبایی بازسازی شده‌اند، با این حال زیبایی هیچ کدام به جنگل‌های زیبا و مملو از حیوانات Frontier نمی‌رسد. گشت و گذار در شبی برفی در این منطقه به طوری شما را مست خواهد کرد که تنها حمله‌ی خرسی عظیم‌الجثه می تواند این احساس مستی را از سرتان بیرون کند! مشاهده خرگوش‌ها، آهوان و راسوهایی که در بین درختان به این سو و آن سو می‌روند در کنار شنیدن موسیقی گوش نواز ریزش آبشارهای بلند، لذتی وصف ناپذیر از گشت و گذار دردنیای ACIII را برایتان به ارمغان می‌آورد.
زیباترین لحظاتتان در ACIII را سوار بر کشتی و در نبردهای دریایی سپری خواهید کرد. باید اعتراف کرد که حرکات نرم کشتی بر روی موج‌های خروشان اقیانوس فوق‌العاده مبهوت کننده طراحی شده‌اند. طراحی لباس همچنان در ACIII خارق العاده است. بی‌شک یکی از زیباترین لباس‌های طراحی شده برای یک کاراکتر بازیهای رایانه‌ای لباس ملوانی کانر است که زیبایی و ابهت دوچندانی به این کاراکتر می‌دهد. به لطف فیزیک قدرتمند این نسخه، حرکات چشمان، موها و لباس‌های کاراکترها به طبیعی‌ترین حالت ممکن خود رسیده‌اند. با وجود تمام این زیبایی‌ها و پیشرفت گرافیکی، باگ‌های پرتعداد بازی لطمه‌ی فراوانی به پیکره‌ی گرافیک آن وارد کرده‌اند. در طول بازی به کرات شاهد گیر کردن افراد در اشیا، رد شدن از آبجکت‌ها، آشکار شدن لایه‌های زیرین تکسچرها و گاهی گلیچ‌های فجیعی در بخش هایی از بازی خواهید بود. شدت باگ‌های بازی به قدری زیاد بود که سازندگان در روز اول بازی اقدام به انتشار یک آپدیت Bug Fix برای حل مشکلات بازی داشته‌اند و این به معنی ضعف استودیوی سازنده و تسترهای بازی در پیدا کردن و حل مشکلات می‌باشد. به غیر از باگ های آزار دهنده، افت فریمی دائمی در سراسر بازی وجود دارد که در مبارزه‌ها و به خصوص انفجارها به اوج خود می‌رسد. نکته‌ی آزار دهنده‌ی دیگر تغییر دائمی چهره‌ی کاراکترهای قدیمی این سری در هر نسخه است. مدل‌های ربکا، شان، دزموند و وارن ویدیک نسبت به نسخه های پیشین دچار تحولات زیادی شده‌اند و این سوال را در ذهن گیمر تداعی می‌کنند که آیا واقعا طراحی یک مدل ثابت و پایدار برای بازی‌ای که شش استودیو بر روی آن کار می‌کنند تا به این حد مشکل است؟
البته اگر به دیده ی انصاف به ترازوی جلوه‌های بصری ACIII بنگریم، کفه ی نکات مثبت را سنگین تراز کفه‌ی نکات منفی خواهیم یافت. به عقیده‌ی نگارنده با این که برخی از مشکلات گرافیکی بازی غیر قابل چشم پوشی هستند، اما آنچنان آزار دهنده نیستند که از تجربه‌ی لذت بخش بازی بکاهند، همان طور که این اتفاق برای Skyrim، یکی از پر باگ‌ترین بازی های این نسل اتفاق نیفتاد. تصمیم بزرگ یوبی سافت برای ایجاد تحول در جلوه‌های بصری این نسخه و خودداری از عرضه ی بازی با همان نسخه ی قدیمی موتور Anvil باعث می شود که این بخش از امتیاز قابل قبولی برخوردار شود.

باور کردنش بسیار مشکل است که یک آهنگساز جوان و نه چندان شهیر بتواند چنین قطعات موسیقی خارق العاده‌ای برای ACIII خلق کند. اما با پی بردن به این که Lorne Balfe، در محضر استاد بزرگی به نام هانس زیمر شاگردی پیشه کرده است باور کردنش برایمان آسان‌تر می شود. قطعات موسیقی بازی به نحو معجزه آسایی زیبا، پر انرژی، پر شور و حماسی هستند. با شنیدن موزیک منوی بازی به این امر پی خواهید برد. به غیر از موزیک زیبای بازی، صداگذاری و نحوه ی بیان دیالوگ ها هم به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است. صداگذاری مردم، حیوانات، اشیا و صداهای حوادث طبیعی همچون باران، رعد و برق و طوفان نیز به زیباترین شکل ممکن صورت گرفته است. موزیک ACIII تنها بخشی است که اصلاً نمی توان ایرادی به آن وارد کرد.
ACIII تجلی وعده های سازندگان برای بهبود بازی است. اعمال تغییرات مثبت در بازی، حذف بسیاری از المان‌های اضافی و ایجاد تعادل در بخش های مختلف این نسخه را به یکی از بهترین عناوین فرنچایز Assassin’s Creed تبدیل کرده است و آن را هم‌ردیف عنوان قدرتمند ACII قرار می دهد. هر چند که کانر ممکن است جذابیت کاراکتر اتزیو آودیتوره را نداشته باشد، با این حال رقیبی قدرتمند برای او و یکی از به یادماندنی ترین کاراکترهای دنیای بازی های رایانه‌ای خواهد بود. مهم‌ترین نکته ای که ACIII را ارزشمندتر از نسخه های پیشین قرارمی دهد فرار یوبی سافت از کمند تکرار مکررات است که به نحو احسن این امر را با عرضه ی ACIII به همگان اثبات کرد. به هیچ وجه ACIII، یکی از بهترین نسخه های فرنچایز Assassin’s Creed را از دست ندهید.
[rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید