نقد و بررسی بازی Borderlands 2 | فراتر از مرزها

در برهه‌ای که اکثر سازندگان به فکر دوباره‌سازی فرنچایزهای خود هستند و ساختمان ساخته شده را از نو می‌سازند، بی‌گمان بازی ۲ Borderlands به بازی‌بازان و حتی بازیسازان جهان نشان داد که برای ادامه‌ی یک عنوان که درخور ارزش و هویت آن باشد نیاز به تغییر صورت مسئله نیست. نسخه‌ی اول این بازی به‌دلیل داشتن یک گیم‌پلی تلفیقی که در نوع خود یک نوآوری به‌حساب می‌آمد، توانست علاوه بر فروش بالا، نمرات ارزشمندی کسب کند و به‌دلیل پتانسیلی که داشت راه را برای گسترش این فرنچایز باز کرد. نسخه‌ی دوم به‌لطف تلاش و مهارت سازندگان شاهد تغییرات کم اما ارزشمندی شده که اکثر نقاط ضعف نسخه‌ی قبل را پوشش می‌دهد و در همان حال المان‌های مختصر ولی کلیدی را به دیگر نقاط قوت بازی اضافه می‌کند. بازیباز کنترل یکی از چهار شخصیت اصلی بازی که زیرو، آکستن، سالوادور و مایا نام دارند را به‌دست می‌گیرد و پا به دنیای پرفراز و نشیب پاندورا می‌گذارد. سیاره پاندورا سرشار از گروه‌های بزرگ و کوچک است که همه‌ی آن‌ها با هدف دسترسی به “ The Vault” به کشتار و تاراج می‌پردازند. طبق افسانه‌های پاندورا، The Vault یک نهان‌گاه در قلب این سیاره است که فناوری گذشتگان پاندورا را درون خود مخفی کرده است. در این بین گروهی از مزدوران که به Vault Hunter مشهور هستند، توسط فرشته‌ی نگهبان هدایت می‌شوند و بعد از پیدا کردن کلید‌های این مقر، به Vault دسترسی پیدا می‌کنند اما متوجه می‌شوند که Vault در حقیقت زندانی است ساخته شده توسط ایریدیَن‌ها، ساکنان قدیمی سیاره‌ی پاندورا می‌باشد تا موجودی به نام ” نابودگر” را در آن حبس کنند. این موجود که درصورت عدم حبس وی، جهان را نابود می‌کرد توسط شکارچیان Vault به‌قتل رسید اما این کشتار به‌عقیده‌ی آنان هیچ فایده‌ای نداشت … در واقع آنان اشتباه می‌کردند. به‌دلیل بازگشایی The Vault ماده‌ی مرغوب و باارزشی به‌نام ایریدیوم در پاندورا منتشر شد دنیای آن را تحت‌الشعاع قرار داد. ایریدیوم که در پاندورا حکم نفت در عصر امروزی را دارد، شرکت‌ بزرگ هایپریون را جذب خود کرد تا در پاندورا به استخراج این ماده پرکاربرد بپردازد. “جک خوشتپه “، رئیس این شرکت سیاره‌ی پاندورا را محل مناسبی برای حکومت در آن می‌یابد، به‌همین دلیل دیکتاتوری خود را در پاندورا آغاز کرد. براساس مدارکی که جک پیدا کرد، در پاندورا یک Vault دیگر وجود دارد پس جست و جوی خود را در پاندورا برای یافتن این مقر باستانی آغاز کرد. انسان هیچ وقت از تاریخ درس نمی‌گیرد؛ علاوه بر جک، افراد بسیاری نیز دوباره تصمیم به جست و جو در پاندورا برای دست‌یابی به Vault می‌گیرد و آکستن، زیرو، مایا و سالوادور نیز از همین افراد هستند که با همکاری فرشته‌ی نگهبان قصد انجام این کار را دارند. شاید جک خوشتیپه و این شکارچیان هم‌عقیده باشند، اما همسفر نیستند. اتفاقات رخ داده بین این دو گروه منجر به مقوله‌ای پیچیده‌تر می‌شود و بازیباز را درگیر داستانی می‌کند که از عنوان گیم‌پلی محوری مثل Borderlands دور از انتظار است. نویسندگان در نسخه‌ی قبل متوجه شدند که Borderlands از نبود انسجام کافی بین اتفاقات داستانی رنج می‌برد و این موضوع باعث شده بود که نسخه‌ی اول از نظر داستانی ضعیف عمل کند، اما در BL2 نویسندگان وقایع داستانی این نسخه و نسخه قبل را گره زدند و در همان حال طوری آن را روایت کردند تا بازیبازی که نسخه‌ی قبل را بازی نکرده است نیز بدون دانستن وقایع نسخه قبلی از داستان بازی نهایت لذت را ببرد. از طرفی وجود سوپرایز‌هایی که به‌دور از انتظار است به داستان BL2 عمق بسیاری بخشیده است که اگر نسخه‌ی قبل را بازی کرده باشید می‌تواند مو را به تناتن سیخ کند. به‌دلیل وفور ماموریت‌های فرعی که از ارکان اصلی این فرنچایز محسوب می شود، باعث شده بود تا بازیباز در BL1 هدف اصلی خود را فراموش کند به‌طوری که در انبوهی از ماموریت‌های پوچ که بار داستانی ندارند گم می‌شد و نمی‌توانست از داستان بازی لذت کافی را ببرد اما در BL2 نویسندگان این نقطه‌ی ضعف را به یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت بخش داستانی بازی تبدیل کردند. با دریافت ماموریت‌های فرعی از افرادی که برخی از آنها نقش مهم در پیشبرد خط داستانی اصلی را دارند می‌توانید درک بهتری نسبت به شخصیت آنان داشته باشید. از طرفی وجود Record هایی که وقایع پاندورا و یا NPCها را بیان می‌کند، بهانه‌ای شده برای بازیبازان علاقه‌مند به داستان تا به انجام ماموریت‌های فرعی بپردازند اما عدم توانایی آرشیو این رکوردها ضربه بزرگی بر پیکر این بخش وارد کرده و اگر هنگام صحبت کردن با یکی از افراد یک رکورد را بردارید، بعد از اتمام مکالمه دیگر نمی‌توانید به گوش‌کردن رکورد‌ها بپردازید! برای پیشبرد در بازی مجبورید که به انجام چند ماموریت فرعی برای ارتقا سطح انجام دهید و خواه ناخواه تجربه‌ی گشت و گذار در پاندورا را داشته باشید.

NPCها نیز از شخصیت‌پردازی عمیق‌تری بهره می‌برند به‌طوری هر کدام دارای پیشینه و هویت مخصوص به‌خود هستند. به‌عنوان مثال نحوه‌ی گفتار و ظاهر اسکوتر و خواهرش اِلی از جذاب‌ترین سوژه‌های بازی است، اما متاسفانه چاشنی کمدی بازی در بعضی مواقع کمی بیش از حد شده و ممکن برای برخی از افراد خوشایند نباشد. آنتاگونیست اصلی BL2 که جک خوشتیه نام دارد، علاوه بر تشابه ظاهر و لقب، فردی است بسیار شوخ‌طبع که از ساختن طعنه‌های مختلف دریغ نمی‌کند و به‌عنوان یک آنتاگونیست باهوش که استیل خاص خود را دارد توانسته نقش خود را به‌خوبی ایفا کند. پروتاگونیست‌های نسخه‌ی قبلی اینبار نقش بسیار مهمی در خط داستانی اصلی دارند و برخلاف گذشته دارای دیالوگ‌ و هویت هستند؛ رولند مانند یک سرباز کهنه کار برخورد می‌کند که اکنون با لیلث ازدواج کرده و با همدیگر شهر Sanctuary که مقر دشمنان جک خوشتیپه است را اداره می‌کنند. موردکای نیز کمی پیرتر شده و به‌عنوان یک جاسوس با توانایی‌های سلاح دوربرد و به‌همراه پرنده‌ی زشتش Bloodwing در جبهه‌ی رولند خدمت می‌کند. بریک هم یکی از سوپرایزهای خط اصلی داستان بازی است که بهتر است درباره‌ی آن صحبتی نشود. با توجه به اینکه این افراد در نسخه‌ی قبل پروتاگونسیت بودند، ملاقات با آنان به‌همراه یک هویت به‌خصوص تاثیر بسیار زیادی روی همزادپنداری بازیباز با آنان دارد و این موضوع تاثیر بسیاری در بخش داستانی بازی گذاشته است. از طرفی ملاقات شخصیت‌های قدیمی مانند دکتر زد و یا مارکوس خالی از لطف نیست. صداپیشگان تمام این شخصیت‌ها نیز سنگ تمام گذاشتند و هر کدام توانستند نقش بسیار مهمی در همزادپنداری با شخصیت‌ها ایفا کنند. تمام المان‌های مزبور باعث شده که عنوان گیم‌پلی محوری مانند Borderlands از یک خط داستانی خوب با انشعابات مختلف بهره ببرد و با این حال که در مقایسه با سایر عناوین برتر در این سبک کمی ضعیف‌تر است، اما به‌عنوان یک بازی گیم‌پلی محور توانسته به خوبی خود را نشان دهد.

شاید بتوان از مهم‌ترین دلایل معروف شدن Borderlands را طراحی هنری بازی دانست. با توجه به اینکه سبک هنری این نوع آثار با روحیات بازیبازان ایرانی سازگار نیست، ممکن است مشاهده یک بازی شوتر با رنگ و لعاب نقاشی‌وار کمی برایتان آزاردهنده باشد به‌طوری که یاد برنامه‌های کودک می‌افتید! اما باید عنوان کرد که چنین طراحی هنری بعد جدیدی به عناوین اکشن خصوصاً BL بخشیده به‌طوری که سازندگان با اطلاع از اینکه چنین سبک بصری باب طبع بازیبازان جهان است، روند خود را ادامه دادند. به‌لطف تاثیرات ایریدیوم، پاندورا دیگر آن صحرای بی‌آب و علف نیست که صخره‌های آن فقط از یک نوع بافت بهره می‌بردند. در BL2 شاید طراحی بصری پیشرفت چشم‌گیری نداشته باشد و یا مثل گذشته از مشکل تاخیر در بارگذاری رنج ببرد اما تجربه‌ی BL با زیست بوم‌های متنوع که هر بخش اتمسفر خاص خودش را دارد، بسیار شیرین و لذت‌بخش‌ است که در هیچ کدام از بازی‌های هم‌سبک نظیر ندارد و به‌همین دلیل دست نویسنده برای سخت‌گیری بسته شده است. به‌همراه تنوع محیط، دشمنان نیز به همان اندازه متنوع شده‌اند. هر منطقه‌ی آب و هوایی دشمنان مخصوص دارد که بیشتر آن‌ها به‌صورت گروهی روی زمین لانه‌کرده اند. راهزن‌های پاندورا این بار به دسته‌های بیشتری تقسیم می‌شوند و هر کدام از قابلیت‌های مخصوصی بهره می‌برند که مقر آنان به‌عنوان مکانی برای ماموریت‌های اصلی و فرعی انتخاب می‌شود. همه‌ی راهزنان نسبت به قبل هوش مصنوعی بهتری دارند و هنگامی که روی زمین می‌افتید و نفس‌های آخر خود را می‌کشید، از شما برای قرار نگرفتن در تیررس فاصله می‌گیرند اما برخی باگ‌ها ممکن است بسیار آزاردهنده باشد؛ مثلاً برخی از آنان با وجود اینکه به مقر آنان حمله کرده‌اید هیچ حرکتی نمی‌کنند. هر کدام از این مقر‌ها می‌توانند از اسلحه‌های نایاب یا رکوردهای باارزش بهره ببرند که اطلاعاتی بیشتری درباره‌ی پاندورا و تاریخ آن می‌دهد؛ مثلاً در مقر راهزنان Bloodshot مجسمه‌ی مارکوس، بزرگ‌ترین اسلحه‌ساز پاندورا، به‌چشم می‌خورد که با کمی تحقیق و گوش دادن به رکوردها متوجه خواهید شد مارکوس زمانی برای این راهزنان اسلحه‌های مختلف درست می‌کرده است و چون در این زمینه از استعداد خوبی برخوردار بود، از آن به‌عنوان سنبل یک قهرمان یاد می‌کردند که مدتی بعد به جبهه‌ی گروه مقاومت پیوست و در Sanctuary به حرفه‌ی خود ادامه داد. چنین نکاتی در ابعادی کوچک‌تر به‌وفور یافت می‌شود که با پیشروی در ماموریت‌های فرعی با برخی از آنان مواجه خواهید شد. افرادی که علاقه به عناوینی چون Diablo دارند که مکانیزم Loot در آن به یکی از اصلی‌ترین ارکان بازی تبدیل شده است، نباید در تجربه‌ی Borderlands درنگ کنند. پاندورا بهشت هزاران اسلحه، سپر و ادوات جنگی مختلف است که هر کدام زیرمجموعه‌ی یک برند یا مدل می‌باشند.اگر در ماجراجویی تجربه‌ی کافی داشته باشید، می‌توانید جعبه‌هایی با برند‌های مختلف در گوشه‌های مقر راهزنان بیابید. این جعبه‌ها معمولاً دارای مهمات هستند اما جعبه‌های برنددار مختص به اسلحه‌های همان شرکت است که با کمی کنکاش متوجه پیشرفت چشم‌گیر این اثر در بخش اسلحه‌ها خواهید شد. در BL1 اسلحه‌ها با وجود تعداد بسیار زیاد از تنوع نه‌چندان زیادی بهره می‌برد که در BL2 تنوع این اسلحه‌ها به‌لطف خلاقیت شرکت‌های اسلحه‌سازی، یا همان سازندگان، بسیار افزایش یافته است هر برند اسلحه‌های خاص خود را دارد؛ مثلاً اسلحه‌های برند Tediore در هنگام خشاب‌گذاری به جای تعویض خشاب اسلحه را همانند یک نارنج به‌سمت دشمنان پرت می‌کنند که از لذت‌بخش ترین فاکتورهای بازی است، یا برخی برند‌ها اسلحه‌هایی تولید می‌کنند که تیر خود را به‌صورت یک توپ با چاشنی مختلف پرتاب می‌کنند که هر کدام نقاط ضعف یا عطف خود را دارد. چاشنی اسلحه‌ها مثل اسلحه‌ی آتشین یا الکتریکی این‌بار با یک چاشنی جدید‌تر حالت جدی‌تری به‌خود گرفته به طوری که هر دشمن بر چاشنی خاصی حساس است، و هر کدام براساس موقعیت دشمن و خودتان باید انتخاب شود. ظاهر آنان نیز به‌مراتب متنوع‌تر شده است و دیگر مشکلاتی چون شباهت بسیار برخی اسلحه‌ها به لطف تلاش و خلاقیت سازندگان در این زمینه وجود ندارد. با وجود تنوع اسلحه‌ها، انتخاب MOD و زیرمجموعه‌ی جدیدی به نام Relic از عمق کافی برخوردار نیست و می‌توانست به شکل کاربردی‌تری در بازی قرار گیرد.

کی از دیگر پیشرفت‌های BL2 نسبت به قبل، توانایی شخصیت‌سازی گسترده‌تر با آپشن‌های مختلف است که می‌تواند ظاهر شخصیتتان را به‌کل تغییر دهد. برای دسترسی به این شخصی‌سازی‌ها باید برخی آیتم‌های مخصوصی را به‌دست آورید که آپشن‌های جدیدی را آزاد می‌کند. اگر کمی سلیقه به‌خرج دهید می‌توانید یک شخصیت منحصر به‌فرد به‌وجود بیاورید. البته در تغییر خود لباس شخصیت‌ها، دست شما تا حدی بسته است. مکانیزم کلاس شخصیت‌ها نیز تغییر چندان خاصی نکرده اما زیرو علاوه بر توانایی استفاده از اسلحه‌های دوربرد، قابلیت‌های مخفی‌کاری و ضربات نزدیک نیز دارد که به‌خوبی مکمل یک دیگر شده‌اند. با ارتقا سطح، همانند بازی‌های نقش آفرینی می‌توانید امتیازاتی رو صرف ارتقا شخصیت کنید اما در BL2 این‌بار می‌توانید همانند KoA: Reckoning تمام امتیازات خود را پس گرفته و از اول شروع کنید. برخلاف Reckoning، شما نمی‌توانید کلاس خود را تغییر دهید بلکه فقط می‌توانید امتیازات را صرف درخت‌های مهارت دیگر کنید و این موضوع باعث شده که برخلاف Reckoning، به نقطه‌ی قوت بازی تبدیل شود؛ مثلاً می‌توانید در نبردهای بزرگ استراتژی خود را با دستکاری در درخت مهارت خود تغییر دهید. اگر هم اهل توجه به دیالوگ‌های بازی باشید، با جست و جو در ویکی این بازی درمی‌یابید که اکثر آن‌ها یک Easter Egg به حساب می‌آیند؛ مثلاً برخی نقل‌قول های افراد سرشناسی مثل اپرا توسط آکستن بیان می‌شود و در نوع خود می‌تواند بسیار بازیباز را سرگرم کند. خود زیرو نیز روی کلاه‌خود مخصوص خود علامت‌هایی که در چت کردن استفاده می‌شود به‌کار می‌برد؛ مثلاً هنگامی که به زمین می‌افتد کلمه‌ی FML را به‌نمایش در می‌آورد یا هنگامی که بازی‌باز در حال بررسی آیتم‌های خود است، حروف && روی کلاه‌خود وی نمایش داده می‌شود. هر کدام از این نکات هنگام بازی می‌توانند لبخند را بر لب‌هایتان بیاورد و اکثراً هنگام بازی با افراد دیگر در بخش چندنفره کاربرد دارد. یکی از مشکلات نسخه قبل، این بود که بازیبازان نمی‌توانستند با یکدیگر به تجارت بپردازند اما در BL2 شما می‌توانید اسلحه‌های دیگران را با یک اسلحه‌ی دیگر تعویض کرده و یا با پرداخت مبلغی آن وسیله را از آن خود کنید یا برای یک اسلحه به دوئل بپردازید تا هرکسی که این دوئل را ببرد، اسلحه را مال خود می‌کند. به‌هر حال بهترین راه برای لذت بردن از بخش چندنفره بازی‌کردن با دوستانتان است زیرا عدم هماهنگی بین بازیکنان می‌تواند بسیار مشکل‌ساز باشد. اگر هم‌یاری ندارید سعی کنید با مشارکت در بخش Matchmaking دوستان خارجی پیدا کنید و با آنان رابطه‌ی خوبی برقرار کنید تا علاوه بر پیشرفت در زبان انگلیسی، شاهد عدم هماهنگی میان هم‌یاران خود نباشید.

از نظر سبک، سری Borderlands بسیار انعطاف‌پذیر است. علاوه بر المان‌های دنیای باز و نقش‌آفرینی، سازندگان سبک شوتر را سبک اصلی بازی کردند و این موضوع باعث شده که Borderlands محبوب افراد مختلفی شود. اگر اهل بازی‌های تلفیقی خصوصاً دو ژانر نقش‌آفرینی و شوتر هستید باید عنوان کرد که BL2 می‌تواند از بهترین‌هایتان شود. اگر اهل بازی‌هایی با گرافیک واقع‌گرایانه هستید و علاقه‌ای به سبک هنری ندارید، سری BL نمی‌تواند باب طبعتان باشد؛ از طرفی این نسل پر است از بازی‌های شوتر که از گرافیک بالایی بهره می‌برد پس بهتر است به‌جای وقت تلف کردن با Borderlands از عناوین دیگر لذت ببرید. [rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید