نقد و بررسی بازی Max Payne 3 | خداحافظی با خاطرات قدیمی

مکس پین رنج‌های بسیاری را تحمل کرده‌ است. نزدیک به ۹ سال از آخرین باری که او را دیدیم می‌گذرد، اما ‏هنوز هم ضربه ای که از مرگ زن و دخترش خورده او را آزار می دهد. زخم های او هیچ وقت خوب نشدند و ‏نتوانست خیانت های اطرافیان و مرگ دوستان را فراموش کند. او تصمیم گرفت همه ی این رنج ها را با کمی ‏مشروب قهوه ای و قرص سفید فراموش کند. خوشبختانه در مکس‌پین ۳ هم اثری از تغییر گذشته و بهتر شدن اوضاع دیده نمی‌شود و سازنده برای ‏بهبود روند داستانی و عدم تکرار از آن استفاده نکرده‌است. اما المان های جدیدی به بازی تزریق شده که جو آن ‏را متفاوت از گذشته جلوه می دهد و فرق های زیادی بین مکس‌پین۳ و نسخه های قبلی دیده می شود. اما در ‏کل این بازی یک اکشن ناب برای یکی از پردردسر ترین شخصیت های صنعت بازی (مکس) است.‏

از نظر ظاهری ‏مکس‌پین۳ فرق‌های زیادی با نسخه‌های قبلی دارد. آپارتمان‌های درهم رفته و کوچه‌های باریک و ‏تاریک نیویورک، جایگزین کلوپ‌ها و بارهای داغ و نورانی سائوپائولو شده است. جایی که مکس کار ‏جدیدی پیدا کرده و تحت نظر فردی پولدار به نام ‏Rodrigo Branco‏ کار می کند. مشخصا همه چیز خوب پیش ‏نمی رود و زن او، ‏Fabiana‏، وقتی تحت نظر مکس بوده، دزدیده می شود. این حادثه باعث بوجود آمدن رشته ‌ای از حوادث پیچیده و سریع شده و پس از مدتی مکس خود را غرق در جریانی بزرگ می بیند.‏

کل بازی توسط تعداد بسیار زیادی افکت سینمایی پوشش داده می‌شود که لذت بازی را بیشتر کند، اما در ‏بسیاری موارد حس می شود که آن‌ها اضافه هستند و سازندگان در این زمینه نتوانسته‌اند به هدف خود برسند. البته این افکت‌ها تنها در ابتدای بازی آزار دهنده هستند و بعد از مدت زمانی عادی می‌شوند. گویا هدف سازنده‌ها از ایجاد این افکت‌ها، گسترش شخصیت مکس و روح خسته‌ی او که کم کم می خواهد از این دنیا جدا شود بوده‌ است.‏ با این که سازنده تاریکی شب را با محیط‌های روشن روز عوض کرده، اما مکس‌پین هنوز هم میراث نسخه‌های قبلی را خود را حفظ ‏می کند. روندی هیجان انگیز، وجود شخصیت‌های غیرقابل اعتماد و داستانی پر از فریب و دروغ، همگی در این ‏نسخه حضور دارند.

کل داستان کمی سینمایی است و سازنده سعی کرده علاوه بر شخصیت‌پردازی گسترده‌تر ‏در این نسخه، اصالت نسخه‌های قبلی را حفظ کند. بهترین موضوع این است که در طول بازی، گیمر هیچ گاه متوجه نمی‌شود ‏که مکس بدنبال بهبودی و فراموشی گذشته است، یا در حالیکه از زن فردی دیگری مراقبت می‌کند، به ‏استقبال مرگ خودش می‌رود و این فقط یک ماموریت برای خودکشی است.‏

انتقاد از گیم پلی شاید کار سختی باشد چون بسیار عامه‌پسند به نظر می رسد. اما گیم پلی واقعا عامه‌پسند نیست، بلکه ‏به خاطر داستان فراگیر بازی است که این گونه به نظر می‌رسد. کارگردان بازی در بسیاری از مواقع کات‌سین‌های بلند و کوتاه را برای روایت داستان انتخاب کرده‌است، اما مشکل اینجاست که با پیشرفت در داستان تعداد آن ها زیادتر می‌شود و کم کم این ذهنیت ‏بوجود می‌آید که آیا این همه کات‌سین لازم بود؟ آیا این‌ها مزاحم گیم پلی نیستند؟ شاید بهتر بود سازنده این ‏صحنه‌ها را کمتر می‌کرد که کنترل گیمر بر روی بازی بیشتر باشد.

هسته‌ی اصلی گیم پلی ساده و روان است. با این که اسلحه‌های زیادی در بازی وجود دارد، مکس فقط می ‏تواند دو اسلحه سبک و یک اسلحه سنگین با خودش حمل کند و اگر گیمر بخواهد همزمان از دو اسلحه ی سبک ‏استفاده کند، باید اسلحه سنگین خود را به زمین بیندازد که در بسیاری موارد بهتر و پر قدرت‌تر است. به این شکل ‏تکلیف مشخص است، همه چیز منظم خواهد بود و انتخاب‌ها نیز ساده و بدون پیچیدگی. حرکات زیبای مکس، پرش‌ها و کند شدن زمان در بازی ‏وجود دارند و بسیاری روان و زیبا هستند و البته یادگیری آن‌ها هم آسان است.‏
وجود محیط کاملا تخریب‌پذیر، گان‌پلی بازی را بسیار زیبا می‌کند. دیدن گلوله هایی که هوا را می شکافد و از ‏کنار مکس رد می شود، تخته و الوارهای شکسته، خرده شیشه ها و … همگی بسیار زیبا هستند و البته تاثیر بسیار ‏زیادی بر گان پلی بازی دارند. کمی طول می کشد تا به مکانیزم محیط اطراف پی برد اما وقتی گیمر بتواند ‏مکانیزم محیط را با گلوله هایش هماهنگ کند، اکشن و هیجانی که ایجاد می شود فوق العاده بی نظیر و نفس گیر ‏است. با این وجود نا امید کننده است که شخصیتی به این گستردگی هیچ قابلیت جدیدی ندارد که از ابتدا نداشته ‏باشد! یعنی در طول بازی هیچ قابلیت جدیدی به مکس اضافه نمی شود. سیستم خون بازی که اتفاقا خود به خود ‏زیاد نمی شود، خودش باعث سریع تر شدن گیم پلی و البته سخت تر شدن آن می شود.‏

مکس پین بطور وحشیانه ای خشن است. در واقع براساس خشن بودن و خونریزی پایه گذاری شده نه جلف بازی ‏و احساس! و بله؛ بازی صحنه های وحشیانه ی زیادی مثل سوراخ شدن مغز، خونریزی زیاد و جدا شدن اعضای ‏بدن است. قابلیت تعقیب گلوله ی بازی بسیار زیباست و گلوله ی آخر را تا بدن دشمن تعقیب می کند که یکی دیگر ‏از بخش های خشن این بازیست. اما با وجود این همه خشونت، اکشن ها کمی ساکت به نظر می رسند. برای مثال ‏مکس مثل ناتان دریک زیر زبانش ‏Oh Crap‏ نمی گوید که به نظر درست هم می رسد.

شاید این درستی در ‏مقایسه ی دوبازی توجیه شود. در ‏U‏۳ صحنه های بسیاری زیبایی وجود دارد که هدف خاصی را برای پیشبرد ‏داستان دارند. اما در ‏MP‏۳ هدف به بزرگی آن چه در ‏U‏۳ وجود دارد نیست؛ ولی اهمیت وقایع آن بیشتر است. ‏برای مثال در یک مرحله مکس در خانه ای گیر افتاده که در حال آتش گرفتن و مکس برای جلوگیری از جزقاله ‏شدن باید فرار کند. او در بدترین وضعیت خود است؛ ولی قدرت درونی و چیزهایی که گیمر مکس را با آن می ‏شناسند از بین نمی رود. بهترین قسمت هم همین جاست که داستان و گیم پلی و صدا و تصویر با کمک یکدیگر ‏صحنه های بسیار زیبایی را بوجود می آورند. برای آن هایی که علاقه ی زیادی به هیجان کاذب و آدرنالین دارند، ‏انفجارها کمی بچه گانه به نظر می رسد اما هدف بازی ایجاد معنی در بین تیراندازی هاست.‏

در مکس پین جدید سازنده گیمر را بسیار محدود کرده است. آیا واقعا آن همه خلافکار در سائوپائولو نمی توانند ‏راه را بر مکس ببندند؟ کمبود آزادی در بازی آشکار است و همواره مشخص است که باید چه مسیری را دنبال ‏کرد و چه کسی باید با گلوله کشته شود؛روند بازی تنها به کشتن تمامی دشمن‌ها و رسیدن به چک‌پوینت بعدی خلاصه می‌شود. حتی این امر ‏در انتخاب اسلحه هم وجود دارد. در بعضی موارد اسلحه‌های دارای صدا خفه‌کن می توانند حس مخفی کاری را در ‏بازی ایجاد کنند اما صدا خفه کنی وجود ندارد.

کل داستان بازی چیزی بین ۱۱ تا ۱۲ ساعت طول خواهد کشید. اما ‏در بازی یک ‏Arcade Mode‏ وجود دارد که سر گیمر را بعد از پایان داستان گرم نگه می‌دارد. یک بخش از آن ‏به این شکل است که باید ماموریتی در مدت زمان مشخص (معمولا زیر ۵ دقیقه) تمام شود. هدف ساده است؛ بکش ‏و به زمان اضافه کن. در کل بخش جالبی است اما حس جدیدی را القا نمی کند و مراحل جدیدی برای آن تدارک دیده نشده است. ‏سورپرایز اصلی مربوط به بخش چند نفره ی بازی است که مدهای متنوعی دارد و در ۴ راند برگزار می شود. ‏طی این ۴ راند گیمر هدف‌های مختلفی مثل کشتن لیدر دشمن، خنثی کردن بمب،تسخیر یک منطقه خاص و … را ‏تجربه خواهد کرد که بسیار زیبا و هیجان انگیز است.‏

بسیاری از بازی‌ها بوده اند که بخاطر گیم‌پلی خوب و نقص در داستان مورد انتقاد قرار گرفته اند اما مکس ‏روندی برعکس را دنبال می‌کند و نمی‌تواند تمامی انتظارات طرفداران را در بخش گیم پلی برآورده کند. شاید ‏کمبود نوآوری در گیم پلی مشکل اصلی بازی باشد که به آن ضربه ی کوچکی می زند. در کل مکس‌پین ۳ ‏یک اکشن بسیار زیبا و ادامه‌ای عالی برای سری مکس‌پین است. پیشنهاد می‌شود آن را از دست ندهید.

 [toc-rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید