نقد و بررسی بازی Warp | غریبه‌ی نارنجی

تداخل خاطره‌ها و افکار، عموما نتایجی فاجعه بار به عمل می‌آورند. به خاطر همین است که به طراحان و نویسندگان آثار بصری تاکید می‌گردد که چند اثر هنری متفاوت و بعضا متضاد را در یک بسته روزانه سرگرمی خود قرار ندهند یا حداقل اگر به این اشتباه دچار می‌گردند، جدا” از نوشتن و ایده پردازی تا مدتی طولانی خودداری نمایند. وضعیت برای سناریست و طراح اصلی Warp در همین حوالی می‌گذرد. معلوم است وقتی کسی فیلم “ای‌تی” ساخته استیون کبیر را در کنار فیلم‌های تارکفسکی ببیند نتیجه نهایی، سناریو عجیب و غریب Warp می‌شود. البته می‌توان شکرگذار بود که بعد از دیدن فیلم‌های نام برده، سراغ “روزی روزگاری در تگزاس” نرفته و به جای آن با انجام بازی‌های Shank و Splatter house به گران‌بهاتر نمودن افکار خود پرداخته‌اند! البته مطمئنا چند خط گذشته کمی از دایره انصاف به دور است ولی با دیدن پایان بندی نهایی کاری بهتر از این هم نمی‌توان نوشت.

روی آوردن صنعت بازی سازی به ساخت عناوین کوچک‌تر کاملا قابل قبول است. در تمام ادوار تاریخ، هنرهایی که وجهه صنعتی پیدا کرده‌اند بعد از طی روندی نسبتا طولانی، مدت زمانی را مشغول عناوینی با بودجه کمتر شده‌اند. این بازی‌های کوچک پایه گذار عناوین بزرگ بعدی شرکت‌ها خواهند شد. مطمئنا ساخت عناوین کوچک می‌تواند کیفیت بازی‌های ویدئویی را افزایش دهد. همه ما می‌دانیم محدودیت‌هاست که نوآوری را خلق می‌کند، اگر بشر به چراغ روغنی قانع می‌ماند شاید روشنایی امروز خانه‌های ما حاصل نمی‌گردید. Warp عنوان جدید Tradpor یکی از آثار قابل قبول دنیای بازی‌های آرکید می‌باشد که البته با توجه به ایرادات عجیب و غیر قابل بخشش داستانی و کارگردانی، هنوز سرگرم کننده و در بعضی مواقع نوآورانه عمل می‌کند. Warp چندی پیش توسط الکترونیک آرتز منتشر شد تا Tradpor قدرت پازل‌های خود را به رخ بکشد.
مطمئنا از بروز احساسات اولیه من، به میزان علاقه این جانب نسبت به سناریو و کارگردانی سینمایی این اثر پی برده‌اید. البته نباید از حق گذشت با توجه به مجموعه ایده‌های موجود، این نوع قصه پردازی از ریتم خوبی برخوردار است. ماجرا همان قصه موجودات ناشناخته است که توسط انسان‌ها تحت پیگرد قانونی قرار داده می‌شوند و خیلی بی خود و بی جهت، صرفا جهت اطلاع دیگران، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. قهرمان عجیب و غریب دنیای Warp نیز در اثر اتفاقاتی که به شخصه، نسبت به آن اطلاعی ندارم (!) توسط گروهی کشف می‌شود و به آزمایشگاه حفاظت شده‌ای در اعماق آب انتقال می‌یابد. دقت کنید آزمایشگاهی در اعماق آب، درست مثل شهری زیر آب! فکر کنم تنها نکته مثبت بخش سناریو این عنوان حضور نداشتن شاهزاده خانوم قصه است تا رسما بازی در ورطه تقلید غرق نشود. داستان بازی چیز خاصی را ارائه نمی‌دهد به همین خاطر بهتر است به کارگردانی بازی بپردازیم. به شخصه آن قدر که از نظر داستانی از یک بازی کوچک با بودجه محدود انتظاراتی خاصی را طلب می‌کنم، بخش کارگردانی را محدود به همین موارد می‌بینم. به همین خاطر هر گونه کاستی را می‌پذیرم، اما کارگردان بازی آنقدر در جای جای روند داستانی بزرگ تر از حد خودش از بازی‌های AAA تقلید ‌می‌کند که آبروی همان منابع را یکجا می‌برد! اگر نگاهی به شاهکار هم گروه این بازی، لیمبو بیاندازیم، واقعا با مفهوم کارگردانی در اختیار گیم‌پلی آشنا می گردید! صحنه‌های سینماتیک بازی آنقدر بی تاثیر هستند که نه می‌دانید آیا ادامه آن را ببینید نه حوصله دارید این دکمه مسخره صفحه کلید را برای مدتی نگه دارید تا صحنه مورد نظر Skip شود. طنز موجود در بازی شاید تنها نکته مثبت بخش کارگردانی باشد و شما را وادار به دنبال کردن نماها ‌می‌کند. این طنز توانسته است تا حدودی بار دیگر نقص‌ها را به دوش بکشد. اما نا امید کننده‌ترین بخش بازی مربوط به پایان بندی آن می‌شود. مخصوصا صحنه انتهایی که در حد فجایع تاریخی صنعت بازی‌های ویدئویی نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد، این پایان بندی به دلیل علاقه شدید طراحان به نسخه آخر Read Dead انتخاب شده است ولی نکته‌ای که هنوز جای سوال دارد در این یک جمله خلاصه می گردد: “واقعا چه کسی پیشنهاد برعکس کردن وقایع آن صحنه درام و تبدیل آن به یک کمدی را داد؟”
بدتر از آن، بازی بدون داشتن حتی یک نقطه اوج داستانی به پایان می‌رسد. بهتر است ادامه ندهم چون همین فردا نویسنده‌ای دیگر مدعی استعاره بودن این تقلیدها می‌شود و اگر کمی هم فلسفه بداند این سبک سناریو را پست مدرن می‌خواند!
 
گیم‌پلی کار خودش را درست انجام می‌دهد و آن قدر این وظیفه را خوب اجرا می‌نماید که مشکلات داستانی بازی را با خود می‌کشد. گیم‌پلی بازی تلفیقی از بهترین معماها و پازل‌های ممکن و چند ایده ناب است. شاید در ابتدای بازی، معماها راضی کننده نشان ندهند ولی با پیشروی و پیچیده شدن پازل‌ها کم کم با مشکلاتی چالش برانگیزتر روبرو می‌شوید. مهم‌ترین قابلیتی که در اختیار شما قرار دارد، جهش آنی می‌باشد که عمده گیم‌پلی بازی را در خود حل می‌کند و عموم قابلیت‌های دیگر نیز بر اساس همین عنصر پرداخت شده‌اند. شما می‌توانید کاراکتر خود را از بیشتر موانع موجود به صورت مستقیم رد نمایید الا موارد ضخیم و بعضی موانع خاص که به کمک اجسام و افراد موجود عموما قابل حل هستند. از دیگر قابلیت‌های اساسی بازی می‌توان به قابلیت تولید کپی مجازی از کاراکتر یا جسمی که در آن نفوذ کرده‌اید اشاره نمود. در کنار آن جالب‌ترین بخش بازی، ترکیب دو قابلیت جهش و کپی سازی برای انتقال کارکتر و جابجایی اجسام می‌باشد. رابط کاربری خوش ساخت از آب در آمده است. ارتقاء قدرت‌های شخصیت شما نیز از روند خوب، تاثیرگذار و کمی محدود بهره می‌برد. البته بماند در اواخر بازی کاملا از آن بی‌نیاز می‌شوید ولی به هر حال از بازی با زمان کوتاه آپگریدهای آنچنانی انتظار نمی‌رود. از یک طرف دیگر دلیل این موضوع به موقعیت خاص طراحی مراحل نیز بر می‌گردد. همانطور که اشاره شد نحوه برقراری ارتباط با آبجکت‌ها و مدل‌های موجود در قاب تصویری عموما در پناه بردن به بافت آن‌ها خلاصه می‌گردد. شما می‌توانید با قدرت جهش به درون دشمنان و اجسام نفوذ کنید. البته به دلیل وجود محدودیت‌های فراوان در اجرای نهایی و طراحی فنی بازی بیشتر اجسام قابل تعامل دارای یک شکل طراحی هستند و تنها در خصوصیت تعاملی متفاوت نشان می‌دهند. این خصوصیت به چندین بخش تفکیک می‌شود و در پازل‌ها شما را همراهی می‌کند. از سوی دیگر NPCها نیز از قابلیت نفوذ شما در امان نیستند و بعضی مواقع بدن آن‌ها شما را در حل معماها همراهی می‌کنند. البته هنوز به چالش‌هایی که هوش مصنوعی برای شما ایجاد می‌کند نپرداخته‌ام. با توجه به نکات قبل باید متوجه شده باشید طراحی پازل‌ها نقطه برجسته دیگر بازی به حساب می‌آید. معماها کاملا با شرایط و فضای آزمایشگاهی و کلون بازی سازگاری دارند. نکته مثبت دیگر رویکرد طنز آمیز طراحان در اجاره پازل‌های بازیست. در کنار این مسائل کمتر با راه حل‌های غیر منطقی روبرو می‌شوید. باید اشاره کنم، طراحی مراحل از روندی خطی برخوردارند اما در عین حال بازی رگه‌هایی از قدرت انتخاب جزئی به خصوص در اواسط شروع آن را به نمایش می‌گذارد. این فرم طراحی آنچنان پر رنگ نیست و شما بیشتر ترجیح می‌دهید خط مستقیم را پیش بگیرید ولی به هر حال از چنین بازی کوچکی چنین خصوصیت انتظار نمی‌رفت. نحوه مقابله با NPCها نیز از دو یا حداکثر سه راه حل بهره می‌برد که با توجه به وسعت و ترکیب سبک‌های مختلف، به ویژه المان‌های خاص بازی انتخابی درست به نظر می‌رسد. به واقع باید اقرار کرد دشمنان شما نقش پرنگی را در پازل‌ها ایفا می‌کنند و جالب آن که همانطور که گفته شد این نقش در حل معما‌ها به صورت‌های مختلفی دیده می‌شود. شما با نفوذ به جسم هر NPC او را گیج می‌کنید. البته نمی‌توانید از جسم آن‌ها بهره‌ای ببرید مگر حالت کپی سازی که بهتر است در این یک مورد به دلیل هوش مصنوعی قوی بازی دورش را خط بکشید. NPCها به دوسته کلی تقسیم می‌گردند. اول کسانی که قدرت تهاجمی دارند و دسته دوم کادر علمی ازمایشگاه که کاملا از شما فراری‌اند. با وجود خطر بالقوه در دسته تهاجمی نباید از گروه دوم غافل شوید زیرا علاوه بر تاثیر مستقیم بر روند بازی مانند جابجایی اجسام و افراد در فواصل دور، ممکن است با زدن زنگ خطر راه پیشبرد شما را سخت‌تر بنمایند. در گوشه دیگر طراحان توانسته‌اند به خوبی از مسسل‌های خودکار، موانع الکتریکی و لیزری بهره ببرند. همانطور که معلوم است نوعی اختیار در حل پازل‌ها دیده می‌شود. البته برای تکمیل توضیحات بهتر است از همان جمله کذایی قبلی استفاده نمایم. چه خوب و چه بد بازی دوست دارد تا حدودی شبیه به بازی‌های غیر خطی و چند راه حلی عمل کند. به نظر خود من این نوع طراحی برعکس بخش کارگردانی به گیرایی گیم‌پلی کمک شایانی می‌نماید. در عین حال این که شما در مواجه با محیط گمراه نمی‌شوید و می‌توانید خط درست را با کمی امتحان پیدا کنید، نکته مثبت دیگری به حساب می‌آید. در هر صورت مراحل و معماها از طراحی خوبی برخوردارند و نمی‌توان از روند ترکیبی خوب آن‌ها گذشت.
 
در ادامه باید گفت، مراحل پایانی نیز از ایده‌های خوبی بهره می‌برند و با توجه به این که شما در اکثر مواقع با فضا و محدودیت‌های یک آزمایشگاه روبرو هستید کمتر به نقطه خسته کننده‌ای می‌رسید. طراحان گیم پلی از فضای موجود آزمایشگاه نهایت بهره را برده‌اند مخصوصا از این بابت که کاراکتر شما با لمس آب نیروهایش را از دست می‌دهد. اما روی دیگر Warp خشونت اغراق شده آن است. بازی شما را وادار به استفاده از خشونت و تکه تکه کردن دشمنان نمی‌کند و اکثر راه حل‌ها بدون کوچکترین خشونتی اجرا می‌گردد. ولی با توجه به خشونت NPCهای مهاجم و لذت بخش بودن نابودی افراد آزمایشگاه، عموما با صحنه‌هایی خون آلود روبرو می‌شوید. این ویژگی مطمئنا از روحیه انسان ریشه می‌گیرد و نمی توان در مورد آن اظهار نظری قاطع نمود. در مجموع خشونت در بازی موج می‌زند ولی منزجر کننده نیست و این نقطه برتری Warp در بهره گرفتن از آن است. در کنار همه این حرف‌ها هر از چندگاهی با باس‌هایی روبرو می‌شوید که چالش‌های جدیدی را برای شما ایجاد می‌کنند ولی اگر تعدد کم باس‌ها را در نظر نگیریم، حتی ساختار پازل‌های تعیین شده برای آن‌ها چنان در خور به نظر نمی‌رسد. این به معنای بد بودن ساختار نیست، اتفاقا چالش برانگیز نشان می‌دهند ولی در هر صورت از قسمت باس‌های نهایی انتظار فراتر این حرف ها می‌رود. شاید اگر بخواهم نکته منفی دیگری را از بخش گیم‌پلی بیان کنم بهتر است به تکرار ایده‌های کلی پازل‌ها اشاره کرد. درست است معماها اجرای خوبی دارند ولی در هر صورت بعضی از معماها در طول بازی تکراری غیر قابل توجیه پیدا می‌کنند. دوربین نیز در بعضی مواقع بسیار دردسر ساز می شود ولی در نهایت کار خود را تا حدودی کامل انجام می دهد. در آخر بهتر است به مراحل اضافه بازی اشاره کنم که پازل‌هایی به مراتب بهتر از مراحل اصلی را روبروی شما قرار می‌دهند و به مراتب قابلیت تکرار Challengeها را بالا می‌برند.
از دیگر نکات مهم بازی هوش مصنوعی و عملکرد NPCهاست. دشمنان به خوبی در سخت شدن حل پازل‌ها و حتی بعضی اوقات در خود راه حل معماها دخالت دارند. NPCهای مسلح دارای روحیه خشن و طعنه آمیزند. آن‌ها آن‌قدر در نابودی شما مصرند که حتی اگر بفهمند شما به بدن همرزمانشان نفوذ کرده‌اید، شما را با گلوله‌ای از پای در می‌آورند. به ویژه نباید از دقتی که در ردیابی شما پی می‌گیرند، به این راحتی‌ها گذشت. روند تجهیز شدن NPCهای مقابل شما نیز کاملا با ساختار پیشروی بازی همخوانی دارد. تنها چیزی که بازی و پازل های آن را زیباتر نشان می‌دهد حضور موثر کاراکترهای دشمن در گوشه گوشه آزمایشگاه زیر آب است. دیگر NPCها که عموما اعضای کادر علمی تاسیسات آزمایشگاهی آن‌ها را تشکیل می‌دهند در ردیابی شما از دید خوبی بهره می‌برند و همانطور که گفته شد این مسائل تاثیر بسزایی در پازل‌های موجود می‌گذارد. شاید برای درک این موضوع راه حلی جز تجربه بازی نداشته باشید. در نهایت هوش مصنوعی عملکرد خوبی را نشان می‌دهد، البته نمی‌توان به سادگی از باگ‌های موجود گذشت ولی در نهایت بازی کار خودش را به خوبی ارائه می‌دهد.
 
بازی از گرافیک نسبتا قابل قبولی بهره می‌برد. تصاویر وسیعی را به نمایش می‌گذارد و در بیشتر اوقات کیفیت خوبی از بافت‌ها را نشان می‌دهد. البته مطمئنا طی شدن مراحل در زیر آب تا حدودی سازندگان را از بکگراند‌ها بی نیاز کرده است ولی به دلیل تطابق فضای بازی با گیم‌پلی نهایی این انتخاب تحسین برانگیز می‌شود. مدل‌های بازی نیز در جهت فضای طنزآلود بازی طراحی شده‌اند و مدل طراحی کاراکتر اصلی از جذابیت‌های خاص خود برخوردار است. انیمیشن‌ها نیز کاملا تکمیل کننده فضای بازی هستند. آبجکت خون و دیگر افکت‌های تصویر نیز در بهترین حالت خود با توجه به حجم کم بازی قرار دارند. به نظر من بازی از لحاظ فنی اثری قابل قبول را ارئه می‌دهد. البته شاید یکی از ایرادات وارد شده تکرار آبجکت‌ها بیان شود ولی با توجه به محدودیت‌ها و فضای آزمایشگاهی بازی کاملا قابل توجیه می‌باشد. فیزیک بازی نیز نسبتا خوب عمل می‌کند اما باید به روی دیگر سکه یعنی طراحی هنری نیز توجهی ویژه داشت. این بخش در حالتی دو سویه قرار گرفته است. از یک طرف رنگ‌بندی فوق‌العاده از آب در آمده و از سمتی دیگر صحنه‌های هنری خوبی ارائه می‌گردد ولی از سوی مقابل بدسلیقگی در طراحی هنری مدلینگ کارکتر‌ها، بعضی آبجکت‌ها و طرح کلی آزمایشگاه دیده می‌شود. شاید تنها موردی که تکرار آبجکت‌ها را به چشم می‌آورد همین چینش نچندان جالب اجزای محیط است. در ضمن طراحی باس‌ها واقعا فاجعه بار به نظر می‌رسد و شما از NPC مقابل انتظار هر اسمی را دارید جز غول آخر!
صداگذاری در کنار دیگر نکات مثبت بازی قرار می‌گیرد. تمام صداهای موجود پیگیر فضای طنز بازی می‌باشد. از سوی دیگر انفجارها مخصوصا انفجار بدن NPCها شما را سر کیف می‌آورد (!) و البته افکت‌های دیگر نیز خوب از کار در آمده‌اند. ایده دوری از دیالوگ به خوبی فضای اغراق آمیز بازی را همراهی می‌کند و به نظر من این ترفند خصوصیت خاصی را به جهان Warp می‌دهد. موسیقی بازی نیز کاملا با جو بازی هماهنگی دارد. با وجود این که به دلیل محدود بودن حجم بازی تعداد قطعات نمی‌توانند از لحاظ کمی با عناوین بزرگ مقایسه شوند ولی همان تعداد کم هم از کیفیتی خوب برخوردارند. عنوان بندی کار نیز حرفه‌ای عمل می‌کند. با توجه به این که منوی ابتدایی از فضای هنری آنچنانی برخوردار نیست ولی از لحاظ کاربری واقعا فوق‌العاده ظاهر می‌شود.
اگر کمی از زیاده روی‌های اولیه بگذرید، دور از انصاف نیست Warp را بازی خوش ساختی بدانیم. قرار نیست هر بازی که در برهه‌ای از زمان زندگی دنبال می‌کنید، یک شاهکار باشد. فقط لازم است لذتی را به شما القا کند. لذتی که تا سال‌ها مزه‌اش در زیر زبانتان شیرینی کند. [toc-rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید