نقد و بررسی بازی Kinect Star Wars | شما یک جدای هستید

…A long time ago in a galaxy far, far away

 جمله‌ای که تمامی محصولات سری Star Wars با آن آغاز می‌شوند، جمله‌ای که برای اولین بار در ۳۰ سال و اندی پیش روی صفحه سینما در مقابل بینندگان نقش بست و از آن زمان تاکنون همواره تمامی محصولات این سری با این جمله مشهور آغاز می‌شوند که مساوی است با هجوم طرفداران بی‌شمار این سری که فقط کافیست در مقابلشان نام Star Wars را ببیند تا بی‌درنگ، بدون در نظر گرفتن هیچ حاشیه‌ای نظیر امتیازات و … عنوان مورد نظر را خریداری کنند. این مورد را در سال‌های اخیر همواره مشاهده کرده ایم، برای مثال یکی از آخرین بازی‌های عرضه شده از سری Star Wars یعنی Star Wars: TFU 2 با اینکه از سوی منتقدان با کم لطفی مواجه شد، اما با این حال با فروشی مواجه شد که برخی عناوین شاهکار دنیای گیم باید حسرت آن رو بخورند. اکنون عنوان دیگری از این سری مشهور، به صورت انحصاری برای کنسول مایکروسافت و کینکت عرضه شده است که باز هم به نظر می‌رسد از نظر فروش قصد دارد راه پیشینیان خودش را ادامه بدهد و برای شروع در هفته اول عرضه‌اش در صدر بازی‌های پرفروش هفته قرار گرفت. این عنوان یکی از عناوینی است که در روز معرفی کینکت به جهانیان برای این دستگاه معرفی شد، طرفدارن Star Wars در سرار دنیا با دیدن این تریلر کوتاه ذوق زده شده بودند. یعنی آیا این بار واقعا در نقش یک جدای قرار می‌گیریم؟ یعنی می‌توانیم Lightsaber (شمشیر لیزری مشهور این سری) را در دستان خود احساس کنیم؟ یعنی نیرو را خودمان کنترل می‌کنیم؟ کاملا مشخص بود که کنترلرهای جدید دو شرکت مایکروسافت و سونی نیازمند چنین بازی از این سری هستند تا بتوانند با جلب توجه طرفداران میلیونی این سری به فروش کنترلر خودشان کمک شایانی کنند. این جمله‌ی یکی از مسئولان رده بالای سونی مبنی بر اینکه “این بازی باید برای Move عرضه می‌شد” کاملا بیانگر اهمیت وجود یک عنوان از سری Star Wars برای این کنترلرها بود. با این حال مایکروسافت هوشمندانه‌تر عمل کرد و این عنوان را در انحصار خود نگه داشت. عرضه بازی به دلیل مشکلاتی نظیر افت فریم، تاخیر در انجام حرکات و … چندین بار به تعویق افتاد و حتی اگر سازندگان وقت بیشتری داشتند می‌توانستد عنوان بهتری تحویلمان بدهند. با این حال سرانجام بازی در تاریخ ۳ آپریل ۲۰۱۲ عرضه شد و تا حدودی از سوی منتقدان با بی‌مهری مواجه شد (با توجه به دیگر عناوین کینکت). اما همانطور که اشاره کردم طرفدارن به این نمرات اعتنایی نکردند و بازی در هفته‌ اول عرضه‌اش در جدول هفته پرفروش‌ترین عنوان بود.

 ابتدا از منوی بازی شروع می‌کنیم که طراحی جالبی دارد و دو شخصیت معروف این سری یعنی C-3PO R2-D2 و شما را راهنمایی می‌کنند. بعد از بخش اول منو، وارد بخش دوم می‌شویم که علاوه بر مُد اصلی و داستانی بازی ۴ مد دیگر هم دارد که بعد‌تر به آن‌ها می‌پردازیم. با ورود به حالت داستانی شما می‌توانید از بین چند Padawan (شاگرد) مختلف یک گزینه را به میل خود انتخاب کنید تا در روند بازی آن شخصیت مورد نظر را کنترل کنید. با ورود به بازی همانند دیگر بازی‌ها در ابتدا توسط یکی از شخصیت‌های بازی آموزش داده می‌شوید. در اینجاست که برای اولین بار Lightsaber را در دستانتان می‌گیرید، این لحظه برای تمامی طرفداران این سری واقعا لحظه هیجان انگیزی می‌باشد و حتی قرار نیست حتما از طرفداران این سری باشید تا ذوق زده شوید، چون واقعا این شمشیر می‌تواند اکثر حرکات شما در جهت‌های مختلف را اجرا کند و حتی اگر دستان خود را به هم نزدیک‌تر کنید شخصیتتان شمشیر را با دو دست می‌گیرد و به طبع قدرت ضرباتتان بیشتر می‌شود. بهتر است برای راحت شدن کارتان یک شیء همانند کنترل در دستان بگیرید تا راحت‌تر بتوانید با شمشیر ارتباط برقرار کنید. چپ دستان هم نگران نباشند چون زمانی که کینکت قصد دارد گیمر را اسکن کند باید یکی از دستانتان را بالا ببرید و اگر چپ دست هستید دست چپتان را بالا ببرید تا شمشیر در دست چپ شخصیتتان قرار بگیرد. در ادامه اموزش‌هایتان استاد یودا به شما کنترل نیرو را آموزش می‌دهد که می‌شود گفت تقریبا کنترل خوبی دارد، هرچند می‌توانست بهتر و البته متنوع‌تر هم باشد. همانطور که بالاتر هم گفتم کینکت تقریبا تمامی حرکات شمشیر را اجرا می‌کند و این در حین مبارزات کاملا واضح است و ضرباتی که با شمشیر می‌توانید به دشمنان وارد کنید واقعا متنوع است و حال در کنار آن وجود حرکاتی نظیر پریدن به پشت دشمنتان که باید یک بار بپرید تا این حرکت انجام شود، جا خالی دادن که کافیست بدنتان را به سمت چپ یا راست متمایل کنید، خیز برداشتن به سمت جلو که سرعتتان را بیشتر می‌کند و همچنین وجود نیرو که در کل تنوع حرکاتتان را بیشتر می‌کند و به طبع از خسته کنندگی بازی جلوگیری می‌کند. حرکت شخصیت در بازی هم به عهده بازی می‌باشد ولی این مورد به دلیل وجود قابلیت خیز برداشتن توسط بازی‌باز اصلا احساس نمی‌شود. دشمنان بازی متاسفانه تنوع چندان زیادی ندارد و به دو بخش تقسیم می‌شوند. یک دشمنانی که از سلاح‌ گرم و دور برد استفاده می‌کنند که راحت‌تر از بین میرند و دیگری دشمنانی که سلاح سرد در دستشان است و نابود کردنشان برخلاف دشمنانی که از سلاح‌های دور برد استفاده می‌کنند به تاکتیک نیاز دارد. باس‌های بازی هم همگی از نوع دشمنان دوم می‌باشند اما مکانیزم نابود کردنشان فرق دارد. در این حالت در ابتدا باید دفاع کنید و پس از مدتی تایم حمله شما فرا می‌رسد، این روند آنقدر ادامه پیدا می‌کند تا باس مورد نظر را نابود کنیم. نکته مهمی که که در بازی به نحو احسن رعایت شده، این است که قبل از اینکه گیم‌پلی برای گیمر تکراری شود، تغییر حالت مُد می‌دهد. برای مثال راندن Speeder bike (موتورسیکلت)های مشهور این سری که کنترل جالبی دارد و در کل خوب از آب در آمده است. البته ذکر این نکته ضروریست که برای راندن این موتور اصلا نیازی نیست سرپا باشید و نشسته هم می‌شود آن را کنترل کرد یا نشستن پشت ماشین‌ها و از همه مهم‌تر سفینه سواری که همگی خوب از آب در آمده‌اند و از تکراری شدن بازی جلوگیر می‌کنند. همانند موتورسیکلت اکثر وسایل نقلیه نیازی به سرپا ایستادن ندارند. صحنه‌های بازی واقعا شلوغ و پر هیجان هستند خصوصا بخش سفینه سواری که واقعا هیجان انگیز است. البته مزد این صحنه‌های شلوغ این است که بازی گاهی افت فریم پیدا می‌کند که البته چندان محسوس نیست. در مورد تاخیر در حرکات هم باید گفت اگر شما حرکاتتان را درست انجام بدهید هیچ گونه تاخیر خاصی مشاهده نخواهید کرد. از نکات منفی این بخش کوتاهی بازی است که واقعا خیلی سریع‌تر از حد انتظار تمام می‌شود. همچنین بازی دارای بخش CO-OP می‌باشد که برای بازی کردن با دوستان تجربه جالبی است.

 اکنون می‌رویم سراع چهار مد دیگر موجود در بازی.

 Podracing: یکی از بخش‌های مفرح بازی که خصوصا حالت CO-OP لذت بخش همین بخش می‌باشد. این مد درحقیقت ریسینگ می‌باشد اما نه با ماشین‌های معمولی بلکه با ماشین‌های عجیب و غریب دنیای جنگ ستارگان که تجربه نوینی را به گیمرها اهدا می‌کند.

 Galactic Dance off: این بخش که از اسمش هم مشخص است همان Dance Central دنیای جنگ ستارگان است که با وجود ۱۵ اهنگ از سری جنگ ستارگان می‌تواند برای طرفداران سبک رقص مد مفرحی باشد.

 Rancor Rampage: به نظر شخصی خودم این بخش جذاب‌ترین مد بین باقی مدهاست. در اینجا شما در نقش یک هیولای عظیم الجثه که از بند خودش فرار کرده قرار می‌گیرید و باید با حمله به شهر تا می‌توانید خرابی به بار بیاورید، همانند سری بازی‌های GTA هرچه میزان خرابی شما افزایش پیدا کند به سبک ستاره‌های سری GTA سربازان جمهوری برای شکست شما حضور پیدا می‌کنند. کنترل این هیولا واقعا جالب و لذتبخش می‌باشد و حتما در صورت خرید این بازی این بخش را هم تجربه کنید.

 Duel of Fate: و در نهایت بخش دوئل که البته در ابتدا این بخش قفل می‌باشد و تا زمانی که بخش داستانی بازی را به اتمام نرسانید به این بخش دسترسی نخواهید داشت. در این مد ابتدا شخصیت مورد نظرمان را انتخاب می‌کنیم، سپس به ترتیب با ۵ شخصیتی که سه تن از آن‌ها قفل هستند مبارزه می‌کنیم. برای باز کردن سه شخصیت جدید باید هر بازی را طبق تایم مشخصی به اتمام برسانید تا شخصیت بعدی آزاد شود. همانطور که انتظار می‌رفت بخش گیم‌پلی بهترین بخش این بازی محسوب می‌شود.

اخطار می‌دهم که اگر حوصله و اعصاب کافی ندارید، به سمت این بازی نروید و نکته‌ای که به شدت بر آن تاکید می‌کنم این است که بیش از یک ساعت بازی نکنید و ترجیحا بعد از هر یک ساعت حدود یک ربع الی نیم ساعت به خودتان استراحت بدهید. دلیل اصلی این کار برای این است که اگر ساعات بازی کردنتان بالا رود از نظر بدنی افت می‌کنید و مشکلات کوچکی نظیر عمل نکردن به حرکات شما (که در اوایل بازی اصلا به چشم نمی‌آید اما به مرور زمان هرچه که خسته‌تر می‌شوید این مشکلات نمود پیدا می‌کنند)، هرچند کوچک و قابل چشم پوشی باشند، آزار دهنده هستند. در نهایت اگر نکته‌ای که اشاره کردم را رعایت کنید مطمئن باشید گیم‌پلی بازی برای شما لذتبخش می‌شود، خصوصا اگر طرفدار Star Wars باشید.

 از همان اولین تریلرهایی که از این بازی منتشر شده بود، کاملا مشخص بود که عنوانی گرافیک محور نمی‌باشد و سبک گرافیک به گونه‌ای طراحی شده بود که برای سنین پایین‌تر مناسب بود و تا زمان انتشار بازی گرافیک دستخوش تغییرات خاصی نشد. بزرگ‌ترین مشکل گرافیک بازی مربوط به بخش فنی می‌باشد. آبجکت‌ها و اشیای گوناگون به هیچ وجه با کیفیت نیستند و اگر روی مورد خاصی زوم کنید واقعا توی ذوقتان می‌زند. از دیگر مشکلات گرافیک طراحی بد بدن شخصیت‌ها و دشمنان بازیست که واقعا اعصاب خرد کن می‌باشد، البته چهره شخصیت‌های مختلف نظیر استاد یودا و … خوب از آب در آمده اما این در مورد تمامی چهره‌ها صدق نمی‌کند و برخی شخصیت‌ها چهره به شدت زشت و بی کیفیتی دارند. در کل گرافیک فنی بازی تقریبا خالی از هرگونه نکته مثبتی می‌باشد. اما از طرف دیگر گرافیک هنری از شکست کامل گرافیک بازی جلوگیری می‌کند، طراحی محیط بازی به خوبی انجام شده و رنگ پردازی واقعا زیبا و مفرح می‌باشد. بازی در چهار محیط عمده یعنی سیاره kashyyyk، فضای خارج از سیارات، داخل سفینه درویدها و سیاره Felucia جریان دارد. محیط سیاره kashyyyk همانند جنگلی سرسبز می‌باشد که رنگ پردازی نسبتا خوبی دارد، سیاره Felucia به دلیل پوشش گیاهی جالبی که دارد بسیار زیباتر از سیاره kashyyyk می‌باشد. اما از سوی دیگر مرحله سفینه درویدها واقعا گرافیک بدترکیبی دارد و به دلیل اینکه با محیط تیره و خشکی روبرو هستیم، تکسچر بد آبجکت‌ها بیشتر نمود پیدا می‌کنند. اما نقطه اوج گرافیک بازی نبردهای فضایی است که به دلیل شلوغی صحنه‌ها و انفجارهای فروان واقعا جذاب و دیدنی شده است. نکته خوبی که در اینجاست شلوغی اکثر صحنه‌هاست که اصلا به شما وقت دقت کردن به گرافیک بازی را نمی‌دهد، برای همین گرافیک بازی چندان آزارتان نخواهد داد. گرافیک در کل متوسط از آب درامده است و برای بازی گیم‌پلی محوری مثل این عنوان کافی می‌باشد. بازی از فیزیک به نسبت خوبی هم بهره می‌برد و برای عنوانی در این سطح قابل قبول می‌باشد.

 بخش موسیقی و صداگذاری نکته خاصی ندارد و تقریبا تمامی صداهایی که در بازی شنیده می‌شود اعم از صدای برخورد شمشیرهای لیزری، تیرهای فضایی، سفینه‌های فضایی و … همگی مربوط به صداهای موجود در فیلم‌های گذشته این سری می‌باشد. صداگذاری روی شخصیت هم خوب است و حرکت لب شخصیت‌ها با صدایشان هماهنگی خوبی دارد. موسیقی بازی هم خوب می‌باشد و حس و حال فضای این سری را به گیمر القا می‌کنند. ولی بزرگ‌ترین مشکل این بخش این است که چرا شخصیت اصلی یعنی خودمان در طول بازی اصلا صحبت نمی‌کند.

 داستان این بازی از نظر زمانی بین دو فیلم شماره ۱ و ۲ در جریان می‌باشد که در مورد چندین جدای Padawan (شاگرد) می‌باشد که هدفشان ارتقا به مقام شوالیه جدای است، جدای هایی که به همراه استادشان Mavra Zane Master راهی سیاره کاشایک می‌شوند تا تحت آموزش‌های بیشتری توسط استاد یودا قرار بگیرند که البته حمله درویدها به کاشایک موجب جدا افتادن دو تن از این جدای‌ها که در حقیقت توسط بازی‌باز و در صورت لزوم نفر دوم کنترل می‌شوند از باقی گروه می‌شوند. در نهایت طی کش و قوس‌های فراوان به همراه شخصیت قدیمی این سری که دیدنش خالی از لطف نیست یعنی چوباکا به وسیله سفینه فوق محبوب سری جنگ ستارگان یعنی Millennium Falcon موفق به فرار از این سیاره می‌شوند. طی مراحلی که در این سفینه هستیم واقعا حس جنگ ستارگان‌های قدیمی جورج لوکاس و هان سلو و سفینه دوست داشتنی‌اش برایمان زنده می‌شود که این قطعا برای طرفداران این سری خوشایند می‌باشد. همانطور که گفتم بعد از فرار از سیاره کاشایک جدای های جوان ما به همراه چوباکا وارد سفینه درویدها می‌شوند و موفق به آزاد نمودن باقی شاگردها که در سیاره کاشایک به اسارت گرفته شده بودند می‌شوند. سپس بار دیگر با Mavra Zane Master مواجه می‌شوند که از چوباکا درخواست می‌کند شاگردهای دیگر را به سفینه Millennium Falcon ببرد. سپس Zane به همراه دو جدای دیگر برای نابودی هسته این سفینه اقدام می‌کنند که البته در بین راه متوجه نقشه ارتش دروید برای حمله سیاره کورسانت (پایتخت جمهوری) می‌شوند. پس از آنکه هسته سفینه درویدها را نابود می‌کنند به همراه چوباکا قصد فرار کردن از سفینه را دارند که متاسفانه در اخرین لحظات موج سفینه نابود شده روی Millennium Falcon تاثیر می‌گذارد و مجبور به فرود اجباری بر سطح سیاره Felucia می‌شوند. در سطح سیاره، Mavra Zane Master قصد دارد با استاد یودا تماس بگیرد تا او را از حمله به سیاره کورسانت آگاه کند. سپس با کمک ساکنان بومی سیاره و رهبرشان که یک انسان است قصد به نابودی ژنراتورهای ارتش دروید در سطح سیاره را می‌گیرند تا بتوانند به یکی از سفینه‌های اصلی درویدها نفوذ کنند که این حمله با ناکامی مواجه می‌شود و اعضای جدای به دست ارتش دروید اسیر می‌شوند. کنت دوکو دستور به اعدام جدای‌ها می‌دهد و اندکی تا اعدام جدای‌ها باقی نمانده است که ناگهان استاد یودا با ارتش کلون وارد منطقه می‌شوند و جدای‌ها را نجات می‌دهند. سپس به سمت سیاره کورسانت حرکت می‌کنند تا جلوی حمله ارتش دروید به این سیاره را بگیرند، اکنون جدای‌های جوان ما به همراه یک سفینه کوچک به قلب سفینه اصلی دشمن نفوذ می‌کنند و با نابودی ژنراتور اصلی آن، این سفینه را نابود می‌کنند (این صحنه به شدت یاد آور صحنه آخر فیلم شماره ششم می‌باشد که در آن شورشیان ستاره مرگ را نابود کردند). سپس در نهایت جدای‌های جوان به خاطر شجاعتی که از خودشان نشان دادند به درجه شوالیه جدای نائل می‌شوند. همانطور که مشاهده می‌کنید داستان بازی برای یک عنوان کینکتی و نوجوان پسند واقعا داستان خوب و قابل قبولی است اما متاسفانه به شدت کوتاه است.

 شاید بیش از هرچیزی نمرات پایین این بازی نظر شما را به خودش جلب کند و شما را از خرید بازی منصرف کند، اما اگر از طرفدارن این سری هستید لحظه‌ای در خرید این بازی شک نکنید و حتی اگر هم از طرفداران این سری نیستید اما از حوصله و اعصاب خوبی بهرمند هستید به هیچ وجه این بازی را از دست ندهید.

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید