نقد و بررسی بازی Call of Duty: Modern Warfare 3 | هرکسی نقطه ضعفی دارد

چرا شرکت های بازی سازی در گذشته آنقدر که به کیفیت اهمیت می دادند، امروزه نمی دهند؟ شاید توسعه بسیار سریع صنعت گیم باعث شده کیفیت فدای پول و کمیت شود. سالهاست که در صنعت گیم خشونت جای نشاط و شادی را گرفته است. دلیلش هم همانطور که ذکر کردم، پول پرست شدن شرکت های بازی سازیست امروزه بازی های خشن و شوتر بیشتر نزد گیمر های مورد پسند است تا بازی های شاد یا به اصطلاح خودشان بچگانه. این پول دوستی، به آنجایی رسیده است که در این پنج شش سال اخیر شرکت های زیادی با دیدن موفقیت بازی خود در فروش و امتیاز سعی کرده اند آن بازی را به سری تبدیل کنند تا بتوانند با بهره بردن از نام بازی سود بیشتری به جیب بزنند. با این حال امسال Valve,Bethesda,Rocksteady و خیلی شرکت های دیگر که کم هم نیستند، ثابت کردند که هنوز بازی هایی با کیفیت هستند که فقط به فکر سود نباشند. در آن طرف قضیه می بینیم که EA چطور با منتشر کردن نسخه ای جدیدی از سری NFS یعنی بازی The Run این سری بسیار محبوب را هر چه بیشتر به انزوا می کشاند. یا یوبی سافت با در پیش گرفتن سیاست انتشار سالیانه Assassin’s Creed بازیی تقریباً تکراریه Revelations را منتشر می کنند تا فقط برای یک سال دیگر طرفداران خود را راضی نگه دارد. Activision نیز از این قاعده مستثنی نیست. از Call Of Duty2 به بعد با توجه به استقبال مردم و گیمرها بازی های این سری را به صورت سالیانه منتشر کرد و هر سال از سال پیش بیشتر فروش کرد. تا حدی که امروزه کمتر کسی پیدا شود، که با صنعت بازی آشنا باشد و تا حالا آوازه ی سری Call Of Duty را نشنیده باشد. حتی آنهایی که اصلا هیچ سر رشته ای در گیم ندارند، نیز حداقل یک بار نام این بازی را شنیده اند و با آن آشنا هستند. به هر حال اولین نسخه سری در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. داستان Call Of Duty همانند خیلی از بازی های هم سبک خودش در آن زمان درباره ی جنگ جهانی دوم بود. استودیوی Infinity Ward که متشکل از اعضای جداشده تیم سازنده ی بازی Medal of Honor: Allied Assault یعنی استودیوی ۲۰۱۵ بود، وظیفه ی ساخت این بازی را برعهده داشت. دو سال بعد از انتشارنسخه اول، COD2 عرضه شد این شماره نیز مانند شماره قبلی توسط IW ساخته و عرضه شد. گرچه امتیازات COD2 به COD نرسید، ولی با این حال استقبال بیشتری از آن شد. یک سال بعد استودیوی تازه خریداری شده Activision یعنی Treyarch نسخه بعد COD3 را ساخت. این بازی نتوانست انتظارات اکثر طرفداران و منتقد ها را برآورده کند و امروزه به عنوان بدترین COD شناخته می شود. خیلی ها Treyarch را به همین خاطر سرزنش کردند. بازهم طبق روال که اکتیوژن در پیش گرفته بود، Modern Warfare، شماره چهارم COD یک سال بعد از انتشار نسخه قبل عرضه شد. MW نقطه ی عطف سری COD است. MW آنقدر زیبا ساخته شده بود که تنوانست سبک FPS را یک قدم رو به جلو پیش ببرد و از طرف سایت های مختلف به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شود. شاید سه چیز در موفقیت MW نقش به سزایی داشت، اول از همه خارج شدن داستان بازی از موضوع جنگ جهانی دوم و ساختن بازیی با موضوع جنگ افزارها و جنگ مدرن دومین دلیل گرافیک مسخ کننده اش در آن زمان بود و نهایتاً آخرین دلیل تحول در بخش مولتی پلیر و بوجودآوردن مولتی پلیری جذاب و اعتیاد آور. سال بعد WaW ساخته جدید استودیوی Treyarch منتشر شد. داستان بازی از زوایای تاریک جنگ جهانی پرده برداری کرد. Waw نیز همانند COD3 نتوانست انتظارات را برآورده کند و اصلاً در سطح و اندازه MW نبود. سال بعد MW2 عرضه شد این بازی بازهم همانند MW طوفان جدیدی در سبک FPS ایجاد کرد. با اینکه خیلی ها از تکراری شدن بازی گله داشتن، اما MW2 توانست هم نظر منتقدان و هم نظر طرفردارن را جلب کند. به مقام بیشترین فروش بازی نائل شود و مولتی پلیر MW را تکمیل کند. بازهم سال بعد و طبق معمول عوض شدن سالیانه استودیوی سازنده سری، Treyarch شماره ی بعدی، Black Ops را منتشر کرد. این نسخه نیز مانند شماره های قبلی سری توانست تمامی رکوردها را بشکند و به عنوان پرفروش ترین سرگرمی لقب بگیرد. بازهم ساخته Treyarch نتوانست به خوبی میانگین نمرات MW2 باشد، با این حال اکثر طرفداران بر این عقیده بودند که BO خیلی بهتر از دو بازی قبلی Treyarch یعنی COD3 و WaW ظاهر شده است. اولین زمزمه هایی که از MW3 شنیده مدتی قبل از نمایشگاه E3 بود زمانی که IW در پیج فیسبوک خود MW3 را با پخش چهار تیزر رسماً تایید کرد. تنها موضوعی که از تیزرها قابل درک بود، شروع شدن جنگ جهانیی دیگر با توجه به واقع شدن این تیزر ها در کشور های مختلف. در نهایت در نمایشگاه E3 با نمایش دادن دو مرحله اول کمپین MW3 جزییات بیشتر از بازی مشخص شد. امسال عرضه MW3 با تمام سال های قبل تفاوت داشت. دلیل این تفاوت را می توان به عرضه همزمان دو بازی بزرگ MW3 و BF3 اعلام کرد. همه ساله شرکت EA سعی کرده است تا با ساخت بازی هایی در سبک FPS به رقابت با سری COD پردازد گرچه در طول این مدت نتوانست آنطور که باید و شاید COD را چه از نظر نمره و چه از نظر شکست دهد، ولی با این حال بازی های زیبایی را منتشر کرد. منجمله می توان از BF:BD2 در زمان عرضه MW2 و MOH2010 در زمان انتشار Black Ops یاد کرد. تفاوت BF3 با این دو بازی را در دو فاکتور مهم است. اولاً همزمانی عرضه BF3 با MW3 در جهت رقابت فروش با MW3 دوماً بهتر بودن BF3 نسبت به بازی های قبلی چه از منظر گرافیکی و چه از منظر مولتی پلیر. به هر حال امسال هم MW3 و BF3 عرضه شدند. MW3 نیز توانست مانند Black Ops در زمینه فروش خوش بدرخشد. رکورد فروشه هفته اول فیلم بسیار معروف جیمز کمرون، آواتار را بشکند. فروش خود را به حدی برساند که پنج روز فروش BF3 معادل یک روز فروش MW3 شود و همانطور که از قبل هم پیش بینی می شد BF3 را شکست دهد. اما جالبتر اینکه BF3 حتی از نظر نمره ای در کنسول ها هم نتواست MW3 را پشت سر بگذارد. شخصاً دلیل اصلی ناکامی BF3 در نسخه کنسول را خود EA می دانم. اشتباهی که هرسال EA مرتکب آن می شود، تبلیغات زیاد، بله، تبلیغات فراوان EA باعث شد که سطح توقع منتقدان به حدی بالا رود که BF3 با تمام شایستی نتواند آن نتیجه ی مطلوب را کسب کند. EA خیلی وقت است که از اشتباهات خود درس نگرفته است و هر سال اشتباهاتی فاحش تر از سال قبل را مرتکب می شود.

هر چند بعد از MW داستان این سری موضوعی تکراری را در پیش گرفت ولی با این حال بازی های MW در این چند سال بازیکنان خود را درگیر داستان های پر پیچ و خم خود کرده است. داستان هیچ یک از مدرن وارفرها کامل و مستقل از دیگری نبود. هر شماره ی جدیدی که میآمد داستان نسخه ی قبل خود را تکمیل می کرد. نویسنده گی این شماره به صورت شریکی بر عهده آقایان Paul Haggis و Will Staples بود. هردو در زمینه ی داستان نویسندگی گیم سابقه ی درخشانی ندارند. با این حال آقای Paul Haggis در بخش نویسندگی فیلم ها سابقه ی نسبتاً خوبی از خود به جا گذاشته است، منجمله فیلم هایی که به قلم ایشان نگاشته شده اند می توان به In the Valley of Elah و Casino Royale اشاره کرد. (هشدار خطر اسپویل داستان) داستان MW3 از آخرین صحنه ی MW2 شروع می شود. Soap بسیار زخمی ـست و کاپیتان پرایس طی تماسی از نیکولای درخواست کمک می کند. نیکولای نیز پیشنهاد می کند Soap را به شمال هند پیش یکی از دوستانش ببرند. پس از فرود آمدن پرایس با کمک نیکولای مک تاویش را به داخل ساختمان می برند. در این حین کات اسکین هایی از اتفاق هایی که چند ساعت پیش که برای Soap افتاده است، پخش می شود.(در واقع آخرین صحنه های MW2) با این پیش زمینه اولین مرحله بازی به نام “سه شنبه سیاه” شروع می شود. نیروی های روس تا نیویورک پیش آمده اند و در صدد تسخیر منهتن هستند. ارتش آمریکا نیز سعی دارد با کمک گروه Delta Force که اعضای اصلی آن Truck، Sandman، Frostو Grinch هستند نیرو های روس را به عقب نشینی وا دارد و اولین ماموریت آنها از بین بردن آنتن نویز انداز نیروهای روسیه است، که باعث شده هر گونه ارتباطی با داخل نیوریورک و یا پشتیبانی هوایی غیر ممکن شود. پس از اینکه آنها موفق می شوند تا این آنتن را از بین ببرند، ماموریت جدیدی به این گروه محول می شود. آنها وظیفه دارند که به زیردریایی روسیه که مجهز به موشک های کروز و سلاح های اتمی است، نفوذ کنند و از آن برای از بین بردن ناو های خودشان استفاده کنند. پس از موفقیت Sandman و دوستانش نیروهای روس دست به عقب نشینی می زنند. در همین حال ماکاروف پس مطلع شدن از حضور تیم Task Force 141 در هند نیروهای خود را به آنجا می فرستد تا برای همیشه از دست Soap و Price راحت شود. اولین جایی که یوری، شخصیت جدید بازی معرفی می شود، در این مرحله است. نیکولای به در خواست پرایس یوری را به عنوان شخصی قابل اعتماد به او معرفی می کند. یوری سابقاً عضو نیروهای اسپتناز روسیه بوده که پس از یکسری اتفاقات از این گروه جدا می شود. نیکولای نیز اضافه می کند:« تنها کسی که از ماکاروف بیشتر از تو بدش می آید، یوری ـست.» جمله ای که بعدها علتش را خواهید می فهمید. پرایس و یوری پس از گذشتن از سد نیروهای ماکاروف خودشان و مک تاویش مجروح را به وسیله هلی کوپتری که نیکولای برای آنها آماده کرده است، از مهلکه فراری می دهند. تا Soap در مکانی امن هرچه زودتر معالجه شود. در این اوضاع و احوال آقای Vorshevsky رئیس جمهور روسیه تصمیم گرفته اند که طی سفری به هامبورگ پیمان صلح و آتش بس را بدهند تا جنگ جهانی سوم نیز به پایان برسد. گرچه اطرافیان او با امضای این قرداد مخالفند، اما او تاکیید می کند برای زندگی هرچه بهتره فرزندان سرزمین خود باید به جنگ پایان دهیم. اما متسفانه یا خوشبختانه (از جهت اینکه بازی ادامه پیدا می کند!) هواپیمای رئیس جمهور در بین راه مورد حمله ماکاروف و نیروهایش قرار می گیرد. هدف ماکاروف برای دزدین Vorshevsky دستیابی به کد های سلاح های هسته ای روسیه است. او تصمیم دارد تا با استفاده از بمب های اتمی در عرض چند روز اروپا را تسخیر کند. پس از اینکه رئیس جمهور کد ها را در اختیار ماکاروف نمی گذارد، او دستور می دهد تا نقطه ضعف Vorshevsky یعنی دخترش النا را پیدا کنند و نزد او بیاورند، تا بلکه Vorshevsky کدها را در اختیارش بگذارد. در آنسوی جهان یوری به همراه پرایس و مک تاویش به سیرالئون سفر می کنند تا جلوی انتقال عظیم سلاح های ماکاروف را بگیرند. ماکاروف در نظر دارد تا با انتقال این سلاح ها از سیر الئون به مراکش و از آنجا به اسپانیا و در نهایت به لندن، انگلیس را زیر فشار حملات شیمیایی خود، تسخیر کند. گرچه ماهیت محموله ماکاروف مشخص نیست اما با توجه به اینکه خود او در سیر الئون حضور دارد می توان نتیجه گرفت که این محموله برای او از اهمیت ویژه ای بر خوردار است. منطقه ای که قرار است سلاح ها حمل شوند توسط نیروهای میلیزه آفریقایی احاطه شده است پس برای رسیدن به هدف، پرایس و یارانش باید به صورت مخفیانه از لایه های دشمن گذر کنند. پس از گذشتن از سد دفاعی دشمن و رسیدن به اکلیسایی مشخص می شود که ماکاروف از قبل از حضور ما در آن منطقه با خبر بوده و طبق معمول شخصی های بازی در آخرین ثانیه ها دیر به هلی کوپتر می رسند. ارتش بریتانیا پس از پیدا کردن ردی از این سلاح ها در Canary Wharf لندن نیروهای ویژه خود یعنی S.A.S برای از بین بردن کامیون حامل سلاح ها به این ماموریت اعزام می کند. پس از دستیابی به کامیون حامل،نیرو های S.A.S متوجه تله بودن این کامیون می شوند. در واقع کامیون های اصلی قبل از رسیدن آنها به این منطقه حرکت کرده بوده. روسیه حمله شیمیایی خود را به اروپا را آغاز می کند. این حملات شیمیایی مقدماتی هستند برای حملات زمینی و هوایی ارتش روسیه به اروپا. گروه Delta Force طی ماموریتی باید به هامبورگ روند و شخصی تراز اول، معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا را نجات دهند. پس از موفقیت Sandman و گروهش در نجات دادن معاون رئیس جمهور، پرایس طی تماسی با یکی از فرماندهان ارتش او را از دست داشن ماکاروف در حملات شیمیایی به اروپا با خبر می کند. و از او می خواهد اگر اطلاعات جدیدی از ماکاروف دارد در اختیارش بگذارد. فرمانده نیز اضافه می کند که پس دنبال کردن رد یکی از ناوهای حامل سلاح، به سومالی، شخصی به نام Warrabe سر دسته ی گروهی محلی که به قاچاق اسلحه می پرداز، رسیده ایم. پس از گرفتن اطلاعاتی دقیق از محل اقامت او پرایس و نیکولای نقشه ی حمله به این منطقه را می کشند، گذشتن از نیروهای محلی Warrabe، اولین بخش نقشه است. پس از موفقیت در گذشتن از نیروهای مزدور Warrabe او را در اتاقش مورد بازجویی قرار می دهیم. این صحنه در نوع خودش زیباست شاید هم برای بعضی ها ناراحت کننده کاپیتان پرایس با شیمیایی کردن اتاق سعی دارد در عین حالی که او را وادار به پاسخگویی می کند، انتقام انسان های بی گناهی را که در پی حملات شیمیایی کشته شدند را بگیرد. به هر حال Warrabe اعتراف می کند که هیچ وقت ماکاروف را ندیده و او همیشه با رابطی به نام Volk که اسلحه ساز ماکاروف است با ماکاروف در ارتباط بوده. پس از گرفتن اعتراف از Warrabe پرایس را برای تکمیل انتقامش او را می کشد. در همین حال طوفان شن در حال نزدیک شدن به منطقه است، یوری و دوستانش باید هرچه سریع تر خود را به هلی کوپتر نیکولای برسانند. پس از نزدیک شدن به هلی کوپتر ناگهان اسنایپری یکی از نیروهای خودی را مورد هدف قرار می دهد. و در نتیجه سوار شدن به داخل هلی کوپتر زمانی که دشمن در حال حمله کردن هستند، غیر ممکن است. پس نیکولای با پرایس در محل جدیدی قرار می گذارند تا از مهلکه فرار کنند. نیکولای به آنها چهار دقیقه زمان می دهد تا خود را به محل جدید برسانند ؛ ولی متسفانه به علت دیر رسیدن اعضای گروه Task Force 141 به محل مورد نظر هایند نیکولای سقوط می کند. در آخر پس از جنگ سختی که در می گیرد یوری، نیکولای را که زخمی کنار لاشه هلی کوپتر افتاده است، نجات می دهند و از منطقه فرار می کنند. بازهم پرایس طی تماسی با Sandman، که آشنایی قبلی با هم دارند او را از حضور Volk در پاریس مطلع می کند. و با توجه به نزدیک بودن آنها به پاریس در خواست می کند تا او بجایشان به پاریس برود. Sandman نیز با گروهش راهی پاریس می شود. نیروهای GIGN فرانسه توانسته اند Volk را دست گیر کنند، اما پشت خط دشمن گیر افتاده اند. گروه Delta Force، وظیفه دارد تا خود را به گروه GIGN برساند و ازVolk باز جویی کند. پس از بازجویی او اعتراف می کند که ماکاروف در صدد است تا ملاقاتی با متحدان و مشاوران خود در هتل Lustig پراگ داشته باشد. پرایس با شخصی به نام Kamarov از اعضای اصلی گروه Resistance که برای باز پس گیری پراگ می جنگند، طرح قتل ماکاروف را می کشد. با توجه نقشه، Yuri و Soap باید خود را به کلیسایی که دقیقا روبروی هتل است، برسانند و ماکاروف را با استفاده از اسنایپ به قتل به رسانند ؛ اما عملیات مطابق نقشه پیش نمی رود. ماکاروف که از نقشه آنها باخبر بوده اتاق کلیسا را از قبل بمب گذاری کرده بوده. او طی تماسی با پرایس، به طنز از او خداحافظی می کند و اتاقی که پرایس در آنجاست را منفجر می کند. سپس خطاب به یوری می گوید خدانگهدار دوست قدیمی و آنجا را نیز منفجر می کند. طی این انفجار مک تاویش به شدت زخمی می شود. و تا رسیدن به دکتر دوام نمی آورد و کشته می شود. Soap در آخرین لحظات زندگیش پرایس را از آشنایی قبلی یوری و ماکاروف مطلع می کند. او نیز با ضربه ای یوری به داخل انباری پرتاب می کند، از او راجع به آشنایش با ماکاروف سوال می کند. یوری توضیح می دهد او در گذشته از یاران بسیار نزدیک ماکاروف بوده ولی پس از دیدن مرگ هزاران بی گناه در انفجار هسته ای خلیج فارس تحت تاثیر قرار می گیرد و سعی می کند از کشتار جدیدی در فرودگاه زاخائف جلوگیری کن ؛ ولی ماکاروف دست او را می خواند و با شلیک گلوله او را به خیال خود، می کشد ؛ اما پزشکی در فرودگاه به موقع اورا پیدا می کند و از مرگ حتمی نجات می دهد. پرایس بعد از شنیدن حرف های یوری با توجه به نداشتن چاره ای، سعی می کند دوستی خود را با یوری به هم نزند. در ادامه یوری و پرایس طی عملیات مخفی به قلعه ی حفاظت شده ی ماکاروف نفوذ می کنند و موفق می شوند محل نگهداری النا دختر رئیس جمهور روسیه، در برلین را پیدا کنند. پرایس این اطلاعات را در اختیار سندمن می گذارد. سندمن نیز با گروهش راهی برلین می شوند و طی تماسی با النا سعی می کنند مختصات دقیق ساختمانی که او در آنجا زندانی شده را پیدا کنند. او به کمک نیرو ها و تانک های ارتش آلمان، خود را به ساختمان مورد نظر می رساند. اما پس از رسیدن به محل، ساختمان فرو می پاشد و این گروه دیرتر از مزدوران ماکاروف به النا می رسند. النا و Vorshevsky پس از ربوده شدن به معدنی در روسیه انتقال داده شده اند. پرایس و یوری به گروهDelta Force، ملحق می شوند و طی عملیاتی برنامه ریزی شده به معدن حمله می کنند. آنها اول النا را در حالی که بسیار زخمی است، پیدا می کنند و سپس رئیس جمهور را. در آخرین لحظات عملیات سندمن و دوستانش برای جلوگیری از سقوط کردن هلی کوپتر خود را سد دشمنان می کنند و متاسفانه همه ی آنها جان خود را از دست می دهند. این صحنه را خیلی درانماتیک تر و زیباتر از صحنه مرگ مک تاویش می دانم به شخصه هنگامی که سندمن برای نجات پیدا کردن کسانی که فقط یکبار دیده بود، جان خودش را فدا می کند، بغض در گلویم جمع شد و بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم. سه ماه پس از نجات یافتن رئیس جمهور، روسیه و آمریکا معاهده صلح را امضا می کنند و جنگ جهانی سوم را به پایان می رسد. اما پرایس و یوری هنوز نتوانسته اند، انتقام خود را از ماکاروف بگیردند. پرایس طی تماسی با ماکاروف او را تهدید به مرگ می کند و ماکاروف در جواب می گوید مگر اخبار را نشنیده ای جنگ تمام شده است کاپیتان. پرایس نیز در جواب به او می گوید جنگ من با مرگ تو به پایان می رسد. یوری و پرایس به صورت مجهز و زره دار به محل اقامت ماکاروف در دبی حمله ور می شوند. در نهایت پرایس پس از نجات یافتن با کمک یوری، ماکاروف را در آخرین صحنه ی بازی، دار می زند و در گوشه ای خلوت پس از سه بار سعی، موفق به روشن کردن سیگار خود شود.

هسته ی اصلی گیم پلیی که این سال ها COD از آن استفاده می کند، از زمان MW نقش گرفته است. در این مدت نیز تغییر آنچنانی نکرده است، جز اضافه شدن یکسری اِلمان های جدید به بازی در هر نسخه. جنگ های رو در رو مانند نسخه های قبلی هستند، یعنی وقتی شخیصت اصلی داخل محیط جدیدی می شود دشمنان در آن سمت میدان وارد می شوند و با کارورگیری شروع به تیراندازی می کنند. شما نیز وظیفه دارید آنها را بکشید تا منطقه به اصلطلاح “پاک” شود. گرچه هم تیمی های شما در این نسخه کمک شایانی را به شما در مبارزه با دشمنان می کنند ؛ ولی این وظیفه ی شماست که اکثر دشمنان را از بین ببرید. در حالت Veteran هوش مصنوعی دشمنان بهتر نمی شود، فقط دشمنان به سمت شما بیشتر تیر اندازی می کنند و مرگ با خوردن دو گلوگه پشت سرهم حتمی می شود. با تمام این اوصاف گیم پلی MW3 تنوعه ی خاص خودش را دارد. کنترل موشک Predator برای از بین بردن تعداد دشمنان بیشتر، در دست گرفتن روبات جنگی (UGV)، توپچی وسایلی جنگی چون Reaper و AC-130، پوشیدن زره ضد گلوله و تبدیل شدن به Juggernaut و در نهایت صحنه های آهسته ای که بسیار معروفند بخشی از جذابیت های گیم پلی COD هستن. آهسته شدن لحظاتی از بازی هنگامی رخ می دهد که کشتن دشمن با سرعت طبیعی ممکن نیست ؛ مثلا موقع شکستن در و وارد شدن به اتاق، صحنه آهسته می شود و شما می توانید به راحتی دشمنان را از بین ببرید. بازی های زیادی در سبک FPS سعی کردن از این فاکتور گیم پلی COD تقلید کنند منجمله MOH و HomeFront اما هیچ کدام نتوانستن به درستی از این فاکتور مهم بهره ببرند. بعد از MW، با توجه به تغییر نکردن گیم پلی و هسته ی اصلی آن انتقاد از این سری بیشتر شد. همچنین اعتقاد داشتن که صحنه های سینماتیکی بیش از حد در گیم پلی جای گرفته اند و باعث می شوند که COD به شوتری آرکید گونه تبدیل شود. در این شماره نیز صحنه های سینامیتکی کم نبودند وجود این لحظات کمک می کنند، تا گیم پلی خشک بازی که از مبارزات خسته کننده و تکراری تشکیل شده است، تنوع پیدا کند و به آن سرعت و هیجان ببخشد. در این شماره اتچمنتی به اتچمنت ها اضافه و اولین جا آن را در مرحله Black Tuesday که برروی M4A1 نصب شده می بینیم. با تغییر وضعیت دوربین، نشانه اسلحه خود را بین Red Dot و (ACOG (Advanced Combat Optical Gunsight عوض کنید. در مرحله ی پراگ هم برای اولین بار دیدم که برروی اسنایپ در دست یوری Red Dot نصب شده است. حرف از مرحله پراگ شد، باید بگم با اینکه من بسیار این مرحله را دوست داشتم ؛ ولی اصلاً از مراحلی که در آن باید مخفی کاری کنیم خوشم نمی آید نه اینکه کلا به بازی های مخفی کارانه علاقه مند نباشم، نه، ولی توی این جور مراحل هوش مصنوعی دشمنان به طور کامل زیر سوال می رود، در اکثر محیط هایی که به ظاهر مخفیانه از دشمنان گذر می کنیم، اگر انسان واقعی بگذاریم به طور قطع شخصیت اصلی را خواهد دید. از اینکه هوش مصنوعی دشمنان در سطح انسان نیست گله ای ندارم ؛ ولی واقعاً مخفی کاری های بازی های سری COD مزحکترین و مزخرفترین بخش گیم پلی هستن. کلاً بهتر است بازی های سبک FPS چنین عنصری را در گیم پلی خود قرار ندهند چون نتیجه اش اصلاً آن چیزی که سازندگان در نظر دارند نیست. این کار ها وظیفه Fisher و Agent-47 و امثال آنهاست نه یوری و مک تاویش. به طور کلی هوش مصنوعی اصلاً خوب کار نشده است و همانطور که اشاره کردم با سخت تر کردن درجه بازی هوش مصنوعی دشمنان هیچ تغییری نمی کند. تخریب پذیری MW3 گرچه بسیار بهتر از MW2 ساخته شده ولی اصلاً قابل قیاس با رقیب خود یعنی BF3 نیست. معمولاً سنگر هایی که پشت آنها شخصیت های بازی کاورگیری می کنند، از جنس بتون هستند و غیر قابل تخریب! ماشین ها هم همانند نسخه های قبلی اول آتیش می گیرند و سپس منفجر می شوند و تنها جاهایی تخریب می شوند، که جزیی از گیم پلی و خط داستانی باشند. مثلاً فروپاشی ساختمانی که النا در آن گیر کرده بود. متاسفانه MW3 از بخش Co-op در کمپین پشتیبانی نمی کند و بازیکنان را از لذت این بخش محروم کرده است. اما در عوض مود Spec Ops که در MW2 برای اولین بار وارد گیم پلی MW شد، باز گشته با این تفاوت که بخش جدیدی یعنی Survival به آن اضافه شده است. در این مود جدید که شباهت زیادی به مود زامبی BO و Waw دارد باید در موج های پی در پی و پایان ناپذیر دشمن زنده بمانید و مقاومت کنید. دشمنان از سگ و کامیکازه( انتحاری ) گرفته تا Juggernaut های سرسخت، برای از بین بردن شما وارد نبرد می شوند. هر چه به موج های بالاتر می رویم هوش مصنوعی دشمنان بهتر می شود. همچنین سرسخت تر و بیشتر می شوند، تا جایی که در موج ۲۴ باید با سه Juggernaut و ۲ هلی کوپتر مبارزه کنید کاری که تنهایی بسیار سخت پس در حالت Solo رد کردن چنین موج هایی کار بسیار سختی است و بستگی به مهارت خود بازیکن دارد. با کشتن دشمنان پول جمع آوری می کنید و می توانید با پول هایی که جمع آوری کرده ای سلاح بخرید، آنها را آپگرید کنید یا اینکه از ساپرت های هوایی و بعضی از پرک های بخش مولتی پلیر بهره مند شوید. البته اوایل هر اسلحه را نمی توانید بخرید چون مود Spec Ops همچون مود مولتی درجه بندیی تا درجه ۵۰ دارد و بسته به درجه ای که دارید می توانید از اسلحه ها ، پرک ها و اکویپمنت ها این بخش استفاده کنید. مپ های Survival شامل تمامی مپ های بخش مولتی می شود و این مپ ها نیز بسته به درجه ی شما باز می شوند. بین هر موج ۳۰ ثانیه وقت دارید تا مهمات و تجهیزات مورد نیاز موج بعدی را بخرید. اگر هم کاری ندارید می توانید با فشردن دکمه ای که تعبیه شده، دستور به شروع شدن موج جدید بدهید. توصیه من به شما این است که حتما Survival را دو نفری تجربه کنید تا هم لذت بیشتری ببرید و هم جلو بردن موج ها برایتان آسان تر شود. دیگر اینکه اگر می خواهید از دست Juggernaut سریع تر خلاص شوید چندین راه دارید اولین و آسان ترین آن استفاده از موشک Predator است. راه بعدی فلش کردن Juggernaut و استفاده کردن از Claymore و C4 یا سلاح های سنگین، LMG و اسنایپ است. راه آخر هم کاشتن Sentry Gun در مسیر Juggernaut که به سمتتان حرکت می کند. از اولین موج که بازی را شروع می کنید، بازی پرکی خاص را به نام Self Revive که مخصوص این بخش است، در اختیارتان قرار می دهد. اگر نتوانستید در برابر موجی از دشمنان مقاومت کنید و شدیدا مجروح شدید، با استفاده از Self Revive دوباره می توانید به میدان نبرد بازگردید. این پرک زمانی که بازی را به صورت Solo پیش می برید، بسیار بدربخور است و پیشنهاد می شود اگر آن را استفاده کردید حتماً دوباره خریداری کنید. مراحل Spec Ops همانند MW2 تکمیل کننده داستان هستند یا اینکه مرحله ای از بخش کمپین به شکلی یا زاویه ای دیگر طی کنید. مثلاً در یکی از مراحل شما در نقش نیروهای ماکاروف، هواپیمای رئیش جمهور روسیه را می بربایید.

علت اصلی فروش فوق العاده بازی های سری COD پس از عرضه ی نسخه ی چهارم یعنی MW، مولتی بسیار قوی MW و تمامی بازی های بعد از آن بود. تغییرات مولتی MW نسبت به سه بازی قبلی به حدی زیاد بود که کلاً این بخش متحول شده بود، تنها بعضی از مود ها که هنوز هم در MW3 وجود دارد در سه Cod اول وجود داشت. سال پیش، قبل از عرضه ی MW3 اکتیویژن به خاطر محبوبیتی که مولتی پلیر نزد پلیر های خود دارد، رویداد Call Of Duty XP را در لس آنجلس برگزار کرد تا طرفداران بتوانند مولتی پلیر این بازی را زود تر از عرضه تجربه کنند. اصلی ترین محور کنفرانس Cod XP امسال تغییرات KillStreak تبدیل آن به PointStreak بود ؛ البته کار به اینجا ختم نمی شود، PointStreak ـها به سه بخش Assault، Support و Specialist تقسیم می شود. همچنین برای هر Custom Class خود می توانید یکی از این بسته ها را انتخاب کنید که فقط مختص آن کلستان باشد. پک Assault، مخصوص افردای ست که می خواند تهجامی بازی کنند. پک Support، مناسب حمایت کردن از هم تیمی ها است. این بسته بر خلاف دو بسته ی دیگر پس از مرگ ادامه خواهند یافت. پک Specialist پس از انتخاب کردن سه پرک، آنها را به ازای هر دو نفری که می کشید، به ترتیب دریافت خواهید کرد. پس از کشتن هشت نفر پشت سرهم، تمامی پرک ها را دریافت خواهید کرد. این بسته بهترین گزینه برای گرفتن M.O.A.B کیل استریک مخفی ای که پس کشتن ۲۴ نفر(با پرک هاردلاین) فقط با اسلحه است. M.O.A.B بسیار شبیه به Nuke در MW2 است، با این تفاوت که بازی را به پایان نمی رساند. Weapon Proficiency هم دستخوش تغییرات کلی شده است. در MW2 رنگ اسلحه بسته به تعداد هدشات ها تغییر می کرد و آخرین رنگ، Autumn با ۲۵۰ هدشات باز می شد. اتچمنت ها با رد کردن یکسری چالش(چلنج) باز می شدند ؛ اما در MW3 همه چیز تغییر کرده، هر اسلحه ای درجه بندی مخصوص خود را دارد و با افزایش درجاتش رنگ ها و اتچمنت ها باز خواهند شد. آخرین درجه ۳۱ هست، که رنگ طلایی را در اختیار شما می گذارد. پس طلایی کردن سلاح ها در MW3 آسان تر از تمامی Cod های گذشته، شده است. همچنین برای هر اسلحه ای همانند شخصیت که در اختیار دارید، یکسری پرک قرار داده شده که قابلیت خاصی به سلاحتان می دهد. مثلاً Kick، میزان لگد را کاهش می دهد و یا Impact، که قدرت تیر ها را افزایش می دهد و قبلاً در پرک های اصلی بازی قرار داشت. Death Streak ـها هم گشترش یافته اند و از آن حالت امتحانی خود در MW2 در آمده اند. پرک Last Stand از پرک های اصلی خارج شده و وراد این بخش شده.. پرک ها نیز به مانند هر سال تغییر کرده اند و همانطور که گفته شد، پرک های مشکل ساز Last stand، Commando و One Man Army حذف شده اند . پرک های Imapct و Attachments به پرک های اسلحه منتقل شدن و پرک Leight Weight نیز به کلی از بازی حذف شده. پرک های زیادی نیز اضافه شده اند که پرداختن به تمام آنها از حوصله مطلب خارج است. پرک Ghost به دو پرک Blind Eye و Assassin پخش شده. Blind Eye، برای مصون ماندن از حملات هوایی دشمن و پرک Assassin، فقط برای مصون ماندن از UAV است. منجمله پرک های مهم اضافه شده : Quick Draw که سرعت نشانه گرفتن را ۵۰ درصد سریع تر می کند، Marksman که نام دشمنان بجز آنهایی Assassin Pro دارند را از دور نشان می دهد. تخصصی (Pro) کردن پرک ها نسبت به MW2 و Black Ops بسیار آسان شده، طوری که با گذراندن چند چالش راحت پرکتان تخصصی می شود. Wager Match ـهایی که در Black Ops وجود داشت، تنها به صورت Private Match قابل انجام هستند. مود های جدیدی از جمله Infected، Drop Zone و … اضافه شده اند. که دو مودی که نام بردم را می توانید به صورت Player Match به بازی کردن بپردازید. البته اینها تنها مود های اضافه شده به بازی نیستند. مود Kill Confirmed از جمله مود هایی بود که در Cod XP امسال تاکیید زیادی بر آن بود. نوعی TeamDead Match است که بعد از کشتن هر نفر پلاکی از او بجا می ماند و هر تیمی که بیشترین پلاک را جمع آوری کند، برنده خواهد شد. Teamdefender هم آخرین مود اضافه شده است. هر تیمی که پرچم را بدست گیرد بازی برای آن تیم Double XP می شود. پرچمدار نیز به ازای هر کشته ای که یارانش یک Assist می گیرد. و تیمی که ۷۵۰۰ امتیاز با استفاده از پرچم بدست آورد، برنده خواهد بود. آخرین بخش اضافه شده Prestige Shop است. هر سه عدد پرستیژی که در بازی های قبلی Cod انجام داده اید، یا به ازای هر پرستیژی که در MW3 انجام می دهید، یک پرستیژ توکن می گیرید، که می توانید آن را برای باز کردن اسلحه ها، پرک ها، Titleـها، دو ساعت Double XP و Embelem ـها صرف کنید. سلاح متنوع و فراوان تر از گذشته هستند. شاتگان ها از سلاح های دوم به سلاح ها اولیه منتقل شده اند. همه چیز برای اسنایپر ها نیز با توجه به تعدد اسنایپ ها، فراهم است. علاوه بر تعدد اسنایپ ها پرک های مخصوص اسنایپر ها نظیر Quick Draw، Marksman و Stalker برای راحتر شدن اسنایپینگ در بازی تعبیه شده اند. تمام سلاح ها به عالی ترین نحو ممکن طراحی شده اند و هر کسی را راضی نگه می دارند. Lethalـها وTacticalـها تغییر آنچنانی نکرده اند، مهمترین چیز هایی که اضافه شده اند Trophy System و Bouncing Betty هستند، که به ترتیب جلوی هر گونه لانچر و یا انفجار را می گیرد. مانند Claymore است، به هنگام ردیابی کردن دشمن به بالا پرتاب و منفجر می شود. Juggernautـها به بخش Point Streak اضافه شدن و به دو نوع Assault و Support برای پک های هم نامشان، هستند. و قابلیت Juggernaut شدن را به بازیکن می دهند.از مشکلات اصلی بازی Respawn های افتضاح و مشکل ساز است که حتی از Black Ops هم بدتر هستند و بازی را برای هر دو تیم سخت می کنند. تنها علت این مشکل مپ های کوچک MW3 است، تقریبا ۷۰ درصد مپ های MW3 کوچکتر از مپ های MW2 هستند. مشکل Respawn شدن در مپ Nuke Town بلک آپس در تمامی مپ های کوچک MW3 وجود دارد و همانطور که ذکر کردم تعداد اینجور مپ ها کم نیستند. به طور مثال شخصاً چندین بار به محض ورود مجددم به بازی کشته شده ام ؛ البته عکس قضیه هم هست مثلاً موقعی Respawn می شوید یکی از دشمنان پشتش به شما باشد، در این صورت به راحتی می توانید او را بکشید. این مشکلات در مپ Dome که کوچکترین مپ بازی ست به اوج خود می رسد و جالبتر اینکه بدانید این مپ جزو محبوب ترین مپ ها نزد طرفداران است! شاید به همین دلیل سازندگان هنوز هم پس آپدیت های زیادی که داده اند به فکر درست کردن این مشکل نیافتاده اند.

بازهم ضعف، بازهم کم کاری، بازهم سودجویی. همانطور که مطلع هستید تقریباً ۴ سال است که بازی های این سری با یک موتور گرافیک ساخته می شوند. این موتور که IW engine نام دارد در زمان خودش یعنی MW جزو بهترین موتور ها بود و همین باعث شد تا MW نیز از منظر گرافیکی جزو بهترین بازی های سال ۲۰۰۷ شود. با این اوصاف این موتور با توجه روند صعودی صنعت گیم بعد از ۴ سال حتی با ایجاد تغییراتی و عوض کردن اسم در حد و اندازه های سال ۲۰۱۱ و بازی پرفروشی چون Call Of Duty نیست. تصور نمی کنم عوض کردن موتور بازی برای شرکتی که چنین فروشی دارد، کار سختی باشد ؛ اما متسفانه سیاست های غلط Activision و اهمیت ندادن به بخش گرافیکی، باعث شده است تا امتیازات BO و MW3 نسبت به نسخه های قبلی کاهش محسوسی داشته باشد. از منظر کلی گرافیک نسبت به MW2 پیشرفت خاصی نداشته است. نورپردازی در بخش کمپین در حد قابل قبولی ست اما نورپردازی بخش مولتی همانند MW2، آزار دهنده است و در اکثر مواقع چشم ها را خسته و اذیت می کنند. بازتاب نور روی اسلحه ها در بعضی از مواقع به حد می رسد که احساس می کنید نور خورشید واقعاً دارد به چشمانتان می تابد! رنگ بندی متنوع و شاد خاصی که در BO شاهد بودیم، را در MW3 نداریم. با اینکه نورپدازی بازی ضعیف است سایه ها به نسبت قبل بهتر شده اند و Real-Time بودن نیز کمک شایانی به زیباتر شدن سایه ها می کند. محیط های و شهرها متنوع، قدری این بخش را دلنشین تر و زیبا تر کرده است. شهرها به خوبی طراحی و شبیه سازی شده اند و در جهت هرچه بهتر جلوه دادن جو جنگ، به شکل خرابه در آمده اند. تخریب شدن ساختمان های بزرگ و معروف هم جذابیت خاصی را هم به بخش گیم پلی و هم به بخش گرافیک داده است مثلاً تخریب شدن برج ایفل و ساختمانی که النا در آن زندانی بود جزو زیباترین و به یادمانده گارترین لحظات بازی بودند. مناظر دوردست بسیار زیبا و دلربا هستند و شاید شما را مجذوب خود کنند ؛ البته فاکتور Draw-Distance در نسخه های قبلی به همین شکل بوده پس حتی مناظر زیبا نیز نکته جدیدی نیست. بافت ها و جزییات همانند گذشته در حد افتضاح هستند. از جمله ضعف های بافت ها می توان به انیمیشن های سنگ ها، آهن پاره ها، دود و آب اشاره کرد، باگ های گرافیکی هنوز برطرف نشده اند. خوشبختانه شخصیت ها و اسلحه بسیار دقیق طراحی شده اند و کم ترین ایرادی را می توان از طراحی صورت ها و شخصیت ها گرفت. حرکات و انیمیشن شخصیت ها با توجه به اجرای بازی روی فریم ۶۰ نرم و زیباست. همین نرمی حرکات عاملی ست تا مبارزات تن به تن جذاب تر شود و تجربه ی بی سابقه ای را ارائه دهند.

خاطرات به یاد ماندنی از بخش موسیقی MW2 داشتیم، آنقدر شفیته اش شدیم که حتی آنرا بهترین موسیقی بازی ها خواندیم، سند ترک های آن را دانلود کردیم و بار ها به گوش دادن آنها نشستیم. موسیقی MW3 نیز بر عهده آقای Brian Tyler قرار گرفته که در کارنامه ی خود سوابق درخشانی چون بازی ها و فیلم های Lego Universe ، Need for Speed:The Run ، Rambo و The Fast and the Furious: Tokyo Drift را دارد. موسیقی MW3 نیز به مانند نسخه ی قبلی MW یعنی MW2 عالی کار شده، تک تک ترک های این عنوان آنقدر زیبا هستند، که بعد از مدتی به لیست آهنگ های مورد علاقه شما وارد خواهند شد و دقایق زیادی به گوش دادن آنها بپردازیم. پیشنهاد می کنم که حتی اگر MW3 را بازی نکردید ترک های بازی را دانلود کنید و از با گوش دادن به آنها لذت ببرید. این پیشنهاد را به دوستانی که بازی را انجام داده اند هم می دهم، چون بعضی از این ترک ها را با به جو بازی قطعاً نشنیده اید. صداگذاری شخصیت ها نیز به لطف حضور صداپیشگان و دوبلر های هالییودی همانند گذشته عالی و بی نقص است از جمله می توان به صداپیشگی Kevin McKidd و Billy Murray به ترتیب در نقش Soap MacTavish و Cpt. Price اشاره کرد. صداگذاری بخش مولتی عالی و تا حدی بهتر از Black Ops است و دلیلش هم لهجه ی به موقع گوینده در مناطق مختلف است، مثلاً در مپ Resistance که در فرانسه واقع شده، گوینده که ما را از اتفاقات بازی آگاه می کند، با لهجه ی فرانسوی، انگلیسی صحبت می کند که خود جذابیت خاصی دارد ؛ اما متاسفانه بعد از مدتی به دلیل تکراری شدن دیالوگ ها جذابیت خود را از دست می دهد. عمده مشکل این بخش در صداگذاری ضعیف سلاح ها و انفجار هاست که همیشه از مشکلات اصلی سری Call Of Duty بوده و م سازندگان هیچ گاه به فکر رفع این مشکلات برای نسخه های بعدی یا طی آپدیت هایی نیافتاده اند. انفجار ها اصلاً صدایشان مهیب نیست و آن طور که باید و شاید بلند برای اینکه واقعاً به بازیکن شوک وارد کند. اسلحه ها هم اصلاً بر اساس صدای اصلیشان صداگذاری نشده اند تنها صداگذاری صدا خفه کن قابل قبول است. امسال نیز Call Of Duty عرضه شد و بازهم میلیون ها دلار به جیب سازندگان ریخت ؛ اما آیا این روند ادامه خواهد داشت؟ این بستگی به نظر شما دارد. به هر حال، اگر دنبال یک FPS سرگرم کننده و مولتی پلیر عالی هر چند به ظاهر تکراری هستید، هرگز نباید MW3 را از دست بدهید. بخش Spec Ops همچنان به هر چه بهتر شدن تجربه ی بازی کمک کرده است.

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید