نقد و بررسی بازی The Darkness 2 | انحراف تاریکی

فضای نیمه کمیکی بازی ‏Darkness II‏ ، چیزی خاص و یا شوکه کننده نیست، اما با بهبود آن چه در نسخه قبل ‏دیده شده و استفاده بهتر از نیروهای تاریکی، عنوانی سرگرم کننده و هنری‌تر به بازار عرضه شده که در بین ‏بهترین بازی های سال جایی ندارد، اما سرگرم کننده و زیباست.‏ داستان بازی مثل نسخه قبلی روایت بخشی از زندگی جکی استکادو، رئیس گروه مافیایی فرانچتی، است. پس از ‏کشته شدن عشقش جنی، او نیروهای دارکنس را به مدت دو سال در خود مخفی نگه می دارد تا این که روزی در ‏رستورانش به او حمله می شود. پای راست جکی به شدت آسیب می بیند و گوشتش بطور کامل کنده می شود. در ‏حالیکه دشمنان نزدیک می شوند، جکی اوضاع خوبی ندارد و همین که می بیند در حال مرگ است، از نیروهای ‏تاریکی خود استفاده کرده و دوباره بهبود پیدا می کند.‏ با انجام تحقیقات و خبر گرفتن، مشخص می شود گروهی به نام برادرهود که در اصل نگهدارندگان دارکنس بوده ‏اند، به دنبال پس گرفتن آن از جکی هستند. آنها به رهبری فردی به نام ویکتور و وسیله ای به نام ‏Siphon‏ که ‏نیروهای تاریکی را از جکی بیرون می کشد به او حمله می کنند. در ادامه جکی متوجه می شود که نیروهای ‏تاریکی، جنی را در اختیار دارند و از جکی می خواهد که در ازای گرفتن ‏Siphon، جنی را آزاد کند.‏

داستان بازی انگیزه لازم برای ادامه را مرتبا ایجاد می کند و عمق بسیار خوبی دارد. همچنین پیچیدگی نسبی آن ‏باعث می شود که گیمر نتواند فرق خوب و بد را تشخیص بدهد. جزئیات داستان بسیار زیاد است اما در بعضی ‏مواقع تناقض هایی عجیب در داستان مشاهده می شود که بدون خواندن کمیک های ‏Darkness‏ قابل توجیه نیست. ‏اصل و ریشه داستان به نسخه قبل باز می گردد اما نسخه دوم پایان منحصر بفرد خود را دارد و داستانی به مراتب ‏شخصی تر را بیان می کند که در اکثر شوترهای امروزی دیده نمی شود.‏ بیشتر جنگ ها و کارهایی که جکی می کند فقط بخاطر جنی است و او خودش را مسئول مرگ تنها عشقش می ‏داند. همچنین در این نسخه جکی نه تنها مشغول رسیدگی به کارهای خودش است، بلکه او حالا رئیس یه گروه ‏مافیایی است و باید به کمک آن ها نیز برود. در کل داستان بازی عالیست و اگر کمیک ها را خوانده باشید عالی تر ‏به نظر می رسد اما مشکل دیگر این جاست که داستان قبل از آن که گیمر گرم شود، تمام می شود و پایانی هم که ‏دارد هزاران سوال را در ذهن گیمر به جای می گذارد که شاید برای همه خوشایند نباشد. ‏ خوشبختانه گیم پلی بازی از داستان آن جدا شده و سرعت و جذابیت بالایی دارد. ولی متاسفانه اصالت بازی تقریبا ‏از میان رفته و این نسخه بیشتر شبیه به یک شوتر فانتزی است. در نسخه اول بازی جدیت و ترس بسیار بیشتری ‏نسبت به این نسخه داشت که کاملا از میان رفته و حذف شده است.‏ جکی به لطف نیروهای تاریکی، حالا چهار دست دارد: دو دست انسانی و دو دست شیطانی. دو دست شیطانی او ‏که از قدرت دارکنس بوجود آمده اند، دیگر مانند نسخه قبل قابل تعویض نیستند و به انتخاب گیمر روی زمین نمی ‏خزند. بلکه دست راست فقط برای کشتن و قطع کردن بکار می رود و دست چپ برای گرفتن اشیا. در واقع گیم ‏پلی بازی خیلی ساده تر شده و مانند گذشته لازم نیست مرتبا نیروها را عوض کنید؛ اما این یک مزیت نیست.‏

انتظار می رفت که در نسخه دوم با این که استیل گرافیکی بازی عوض شد، وفاداری به گیم پلی باقی بماند چرا که ‏نسخه قبلی فقط احتیاج به رفع اشکال داشت و ایده اصلی بسیار نوآورانه و زیبا بود. اما در نسخه دوم نه تنها ‏اصالت حفظ نشده، بلکه تنوع نسبی هم از بین رفته و بازی در بسیاری از نقاط تکراری می شود.‏ در این نسخه تنها یک دارکلینگ وجود دارد که می تواند به جکی کمک کند اما در نسخه اول از بین چهار نوع ‏دارکلینگ مختلف، گیمر می توانست یکی را انتخاب کند که ظاهر شود. دارکلینگ هم مانند جکی نمی تواند وقتی ‏که نور می تابد زنده بماند، برای همین باید درست از آن استفاده کرد. وقتی گیمر دشمنان مختلف را می کشد، ‏مقداری امتیاز تحت عنوان ‏Dark Essence‏ به او داده می شود و می تواند با آن ها قابلیت های جدید برای جکی ‏آزاد کند. بیشتر قابلیت ها کارایی خاص یا ویژه ندارند اما کمی گیم پلی را از تکراری بودن نجات می دهند.‏ سیستم خون بازی مانند شوترهای قدیمی است با این فرق که در طول بازی جعبه کمک های اولیه وجود ندارد. ‏برای پر شدن مجدد خون، دست شیطانی سمت چپ قلب دشمنانی که مرده اند را می خورد. دست چپ، غیر از ‏کندن قلب، دشمنان را از پا می گیرد و سر و ته نگه می دارد تا گیمر تصمیم بگیرد که چه بلایی بسرش بیاورد. ‏همچنین می تواند اسلحه های روی زمین افتاده را برای جکی بیاورد. قسمت کوتاهی از گیم پلی هم مربوط به ‏کنترل کردن دارکلینگ است که بسیار شبیه به آن چیزی است که در ‏OverLord‏ وجود داشت و تقریبا یک تقلید ‏به حساب می آید.‏

آخرین نکته در مورد این نسخه وجود چند باس فایت است که واقعا طراحی مبارزه ی افتضاحی دارد و کاملا قابل ‏پیش بینی است. غول های هر مرحله بصورت کاملا خطی با گیمر مبارزه خواهند کرد و اصلا لازم به فکر کردن ‏نیست چرا که فقط باید تیر بزنید.‏ در کل گیم پلی نکات مثبت زیادی دارد، اما نکات منفی آن کم نیست و ارزش بازی را پایین می آورد. گیم پلی ‏دارکنس ۲ زیباست اما فقط برای یکبار؛ ارزش تکرار بازی فوق العاده پایین است. همچنین اگر کسی از طرفداران ‏نسخه قبلی باشد، این بازی چندان به مزاج او خوش نخواهد آمد. بعلاوه این که بازی خیلی زود تمام می شود.‏ گرافیک بازی از آن چیزی که انتظار می رفت بهتر است. سبک گرافیکی ‏Cel Shade‏ است اما نه بطور کامل؛ ‏در واقع سازنده گرافیک طبیعی را با ‏Cel Shade‏ مخلوط کرده تا فضایی نیمه کمیکی به بازی بدهد. یعنی ‏گرافیک بازی نه کاملا فانتزی است و نه کاملا واقعی. مدلینگ و کیفیت تکسچرها در سطح بالایی قرار دارد و می ‏توان نسخه دوم را از نظر گرافیکی کاملا منحصر بفرد دانست. همچنین طراحی مراحل و جزئیات محیطی واقعا ‏بالاست.‏ کل بازی در طول شب انجام می شود چرا که جکی نمی تواند در روز از نیروهای تاریکی خود استفاده کند. اما ‏استفاده از نور و سایه زنی در بازی حضور دارد اما خیلی قوی نیست. مشکلات ریز و درشت زیادی در سایه ‏زنی و نورپردازی بازی دیده می شود. علاوه بر این فقط یک دید اول شخص در بازی حضور دارد و مانند نسخه ‏قبلی صحنه هایی که با دوربین های متفاوت ارائه می شد حضور ندارد و کاملا توی ذوق می زند.‏

غیر از این بیشتر دشمنان در بازی مانند هم هستند و حتی مدل های متنوع برای دشمنان طراحی نشده است. باگ ‏های ریز و درشت کوچکی در طول بازی خواهید دید که معمولا غیر عادی به نظر می رسند. مثلا دشمنان در ‏زمین فرو می روند یا به دیوار میخ می شوند که در کمتر بازی این ها را خواهید دید.‏ صدا گذاری بازی نسبت به بقیه عناصر، کم ایراد تر است. دوبله های انجام شده فوق العاده اند؛ مخصوصا برای ‏جکی. صداهای محیطی چندان به گوش نمی رسند. موسیقی بازی هم خوب است اما بیشتر وقت ها گیمر آن قدر ‏درگیر اکشن بازی می شود که اصلا موسیقی نمی شنود. در کل صداگذاری بازی خوب است.‏ در مجموع ‏ Darkness II ‎‏   آن چیزی که نیست که طرفداران نسخه قبل انتظار داشتند؛ اما این بازی اکشن زیبا ‏و سریعی را ارائه می دهد که بازی کردن آن خالی از لطف نیست.‏

[toc-rate]

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید