نقد و بررسی بازی Orcs Must Die | کلیشه‌ها باید بمیرند

در طول تاریخ بازی های رایانه ای، استودیو های بازیسازی زیادی به دلیل عدم موفقیت و یا برآورده نکردن انتظارات ناشران تعطیل شده اند. از Clover  دوست داشتنی گرفته تا BlackRock  محبوب، همگی خداحافظی ناراحت کننده ای با دنیای بازی ها داشتند. اما شاید تعطیلی هیچکدام از این استودیو ها به اندازه ی بسته شدن استودیوی Ensemble  توسط مایکروسافت طرفداران بازی های رایانه ای را شوکه نکرد. استودیویی که با ساخت دو سری کاملا موفق Age of Mythology وAge of Empire  سبک استراتژی همزمان را چندین قدم به جلو برد و بعد ها با Halo Wars  بهترین پیاده سازی ممکن سبک RTS بر روی کنسول ها را به همگان نشان داد.

بعد از بسته شدن Ensemble کارکنان بخت برگشته این استودیو به دو گروه تقسیم شدند، گروه اول استودیویی با نام Bonfire را تاسیس کردند و مشغول ساخت بازی های کوچک برای iOS  شدند، اما گروه دوم ضمن همراه شدن با موسس Ensemble یعنی Tony Goodman، استودیوی Robot Entertainment (در متن به اختصار RE  عنوان میشود) را پدید آوردند. این استودیوی مستقل از همان ابتدا توسط مایکروسافت حمایت میشد، به طوری که در سال اول تاسیس خود وظیفه ی به روز رسانی و پشتیبانی از بخش چند نفره ی Halo Wars  را بر عهده داشت. سال ۲۰۱۰ اولین ساخته ی این استودیو یعنی Age of Empire Online  معرفی شد. این بازی توسط مایکروسافت برای ویندوز عرضه گردید تا مشخص شود RE رابطه ی مستحکمی با مایکروسافت برقرار کرده است و البته نقد های مثبت این بازی پس از عرضه، مایکروسافت را به این همکاری امیدوار کرد.

اما این مقدمه ی نسبتا طولانی برای این بود که کمی با خالقان عنوان Orcs Must Die که در این مقاله مورد بررسی قرار میگیرد آشنا شویم. دومین ساخته ی استودیوی RE چندی پیش برای Xbox Live Arcade  و PC به بازار عرضه شد و حالا به بهانه ی قرار گرفتنش در DVD این شماره ی مجله ی بازی نما، نگاهی داریم به این عنوان. در پایان این نقد و بررسی میفهمیم که ارک ها باید بمیرند تا چه حد توانسته به هدف های سازنده ی خود یعنی تغییر استاندارد های سبک استراتژی و   Tower Defience نزدیک شود، پس برای یافتن پاسخ این سوال تا پایان این نقد و بررسی همراه باشید.

سال ها پیش گروهی از جنگاوران شجاع و ماجراجو برای دستیابی به یک منبع انرژی بکر و بی پایان به شکافی بر روی زمین رسیدند، اما با پیش روی در این شکاف به جای پیدا کردن منبع انرژی فناناپذیر، مانند اکثر داستان های فانتزی کلیشه ای دنیایی ناشناخته و نابود شده را یافتند. دنیایی که توسط ارک های بی رحم نابود شده و تمامی ساکنین آن نیز توسط این هیولاها از بین رفته اند. پس از مشاهده ی این شکاف میان دو دنیا (دنیای انسان ها و دنیای ویران شده توسط ارک ها) گروهی از انسان ها تحت عنوان The Order  برای جلوگیری از نفوذ ارک ها دژ های مستحکمی میان دو دنیا بنا کردند تا مانع از رسیدن ارک ها به دنیای انسان ها شوند. این دژ ها که Rift Fortresses نام دارند در واقع خط مقدم نبرد انسان ها و ارک ها، و لوکیشن تمامی مراحل بازی به حساب می آیند. جبهه ی مقابل The Order  که از ارک ها تشکیل شده و به دلایل نامعلومی به سمت دنیای انسان ها حمله ور شده است The MOB نامیده میشود.

نکات بالا به عنوان پیش زمینه در کتاب مصوری که مدتی قبل از عرضه ی بازی توسط سازنده منتشر شد ذکر شده است و در کات سین چند ثانیه ای ابتدای بازی تنها با شخصیت اصلی OMD آشنا میشوید. پس از سه هزار سال مقاوت The Order مقابل The Mob، آخرین عضو رسمی The Order که یک پیرمرد است در نبردی جان خود را از دست میدهد و شاگرد او که The War Mage  نامیده میشود بدون آمادگی قبلی به عنوان تنها بازمانده ی The Order وظیفه ی مقاوت در برابر ارک ها و در نتیجه نجات دنیا را بر عهده میگیرد.

داستان در OMD دقیقا همانی است که باید باشد. هیچکس از یک بازی در این سبک انتظار داستانی حماسی با جزئیات زیاد ندارد. در گوشه و کنار داستان بازی شباهت های آن با نسخه ی اول Dragon Age به چشم میخورد که به نوعی داستان و اتمسفر OMD را به ورژن کودکانه ی Dragon Age  تبدیل کرده است. The MOB مارا به یاد Darkspawn میندازد و The Order  نیز Gray Warden را تداعی میکند. در زمینه ی روایت OMD راه سری پورتال را در پیش گرفته و بدون هیچ توضیح اضافی قهرمان داستان را در مراحل مختلف قرار میدهد و در نقاطی خاص از بازی کمی از نکات داستانی را برای مخاطب آشکار میکند. در مجموع OMD در زمینه ی داستان و اتمسفر به هیچ عنوان با بازی های بزرگی که به بازار می آیند قابل مقایسه نیست، اما وقتی دانلودی بودن بازی و البته سبک خاصش را ملاک قرار دهیم، به سادگی میتوان امتیاز قبولی را به این بخش از بازی اهدا کرد. حداقل در OMD با کهنه سربازهای همه فن حریف و فناناپذیر اروپایی-آمریکایی ودشمنانی که فارسی-عربی-روسی حرف میزنند سروکار نداریم که این روز ها نکته ی مثبتی برای داستان یک بازی به حساب می آید.

مهمترین نکته ای که در بررسی گیم پلی OMD باید مورد توجه قرار گیرد این سوال است که OMD در چه زیر ژانری از بازی های رایانه ای قرار دارد؟ در واقع OMD با ترکیب سه ژانر پرطرفدار و مشهور اکشن Hack and Slash، استراتژی و Tower Defiance  (در متن به اختصار  TD یاد میشود) قصد دارد معجونی منحصر به فرد را پدید آورد که راه درستی را نیز برای دستیابی به این هدف پیموده است. البته ویژگی های بازی های Tower Defiance بیشتر از سایر سبک ها در OMD خودنمایی میکنند. در هر مرحله از بازی دروازه ای وجود دارد که ارک ها از آن به قصد رسیدن به قسمت انتهایی دژ، حمله ور میشوند. ماندد سایر بازی های سبک TD، وظیفه ی بازیکن در بازی این است که با قرار دادن انواع و اقسام تله ها مانع از رسیدن ارکها از نقطه ی A به نقطه ی B  شوند. البته این ابزار های تدافعی فقط شامل تله های مرگبار نمیشوند و سرباز های کماندار یا شمشیر زن نیز برای دفاع وجود دارند که میتوان آن ها را فراخواند تا استودیوی Robot ادای دینی نیز به سبک استراتژی کرده باشد. از اینجا به بعد است که ویژگی منحصر به فرد OMD که در بازی های دیگر سبک TD مورد استفاده قرار نگرفته است خودنمایی میکند. تا کی باید بین هر راند حمله ی دشمنان نا امیدانه به صفحه ی مانیتور خیره شد و برای عبور نکردن دشمنان از موانع موجود راز و نیاز کرد؟ بهتر نیست که خود سلاح به دست گرفته و ذهن و بازوهایمان را به صورت همزمان برای نابودی دشمنان به کار بگیریم؟

سازندگان OMD بازی خود را بر اساس پاسخ سوال های بالا بنا کرده اند. علاوه بر وجود تله ها و سربازانی برای جلوگیری از نفوذ ارک ها، چندین سلاح مخصوص نیز برای شخصیت اصلی بازی در نظر گرفته شده است که با استفاده از انها میتواند به صورت رو در رو و همزمان به مقابله با دشمنان بپردازد. در ابتدای بازی تنها یک کمان و شمشیر قابل استفاده است اما به مرور زمان سلاح های دیگری که هر یک راه و روش استفاده ی مخصوص به خود را دارند به بازی اضافه میشوند. یکی از نکات مثبت اصلی گیم پلی بازی همین روند تدریجی اضافه شدن قدرت های شخصیت اصلی است. با انجام هر مرحله یک قدرت جدید در اختیار The War Mage قرار میگیرد که هم به گیم پلی عمق میبخشد و هم مانع از تکراری شدن روند بازی میشود. اصلی ترین سلاحی که در بازی وجود دارد کمان است. این کمان در صورت استفاده ی متوالی دقت نشانه گیری خود را از دست میدهد و مانند شلیک کور در بازی هایی ماند Gears of War عمل میکند، اما اگر بازیکن بتواند زمان بندی مناسبی بین تیر های شلیک شده ی خود انجام دهد، دقت کمان بالا میرود و حتی میتوان دشمنان را هدشات کرد.

با توجه به نبود بخش چند نفره یا co op در بازی که اصلی ترین ایراد بازی به حساب می آید، سازندگان امکاناتی را برای رقابت و کل کل های دوستانه در نظر گرفتنه اند. با به پایاتن رساندن هر مرحله با توجه به میزان کمبو ها و همچنین تعداد ئشمنانی که تونساته اند از موانع موجود رد شوند از یک تا پنج ستاره به بازیکن داده میشود. علاوه بر این ستاره ها یک امتیاز کل برای هر مرحله وجود دارد که این امتیاز در لیدربورد بازی ثبت شده و به راحتی میتوان امتیاز های خود در مراحل مختلف را با امتیاز های دوستان Xbox Live  و یا استیم مقایسه کرد.

بخش داستانی بازی سه مود و درجه ی سختی مختلف دارد که دو تای اولی از ابتدا قابل بازی هستند اما سخت ترین مود پس از به پایان رساندن بازی روی مود های قبلی آزاد میشود. اصلی ترین سلاح بازی تیر و کمان The War Mage  است که در تمامی لحظه باید آن را به همراه داشت. تیراندازی با این کمان شبیه به هیچکدام از کمان هایی که تا به حال با آنها شلیک کرده اید نیست و مکانیزمی منحصر به فرد دارد. در صورتی که در فواصل معینی اقدام به شلیک با این کمان کنید نشانگر آن در حالت عادی قرار میگیرد و به راحتی میتوان دشمنان را هدق قرار داد و یا حتی با شلیک به سرشان آنها را هدشات کرد، اما اگر به سرعت و به صورت متوالی شلیک کنید، دقت نشانه گیری به شدت کاهش میابد و کار را سخت میکند. دکمه ی سمت چپ موس برای هر سلاح اختصاص به شلیک اصلی دارد و دکمه ی سمت راست قدرت ثانویه ی آن سلاح را به معرض نمایش میگذارد.

بعد از به پایان رساندن هر مرحله قابلیت آپگرید تله ها و اسلحه های بازی وجود دارد که ارزش تکرار بازی را به شدت بالا میبرد. به طور کلی بازی ۲۴ مرحله دارد که مراحل اولیه ی آن به شدت آسان و مراحل انتهایی فوق العاده سخت هستند که این موضوع یکی از ایرادات اصلی گیم پلی بازی به حساب می آید. در شروع هر مرحله چند اسلات در اختیار بازیکن قرار میگیرد تا با بررسی مپ و نوع دشمنان تعداد محدودی از تله ها و اسلحه ها را در آن اسلات ها قرار دهد. نحوه ی چیدمان اسلات ها تقش تعیین کننده ای در پیشبرد مراحل بر عهده دارد و عنصر استراتژی را بیش از پیش در بازی تقویت میکند. 

در مجموع مکانیزم گیم پلی Orcs Must Die یکی از سرگرم کننده ترین نمونه های موجود در بازار است و تا مدت ها میتواند کسانی که از مکانیزم پیچیده ی بازی های تجاری خسته شده اند را سرگرم کند. اگر ایراداتی مثل شباهت تعدادی از مراحل به یکدیگر و نبود بخش آنلاین و co op وجود نداشت، امتیاز کامل برای این قسمت از بازی عادلانه به نظر میرسید اما با وجود این ایرادات، گیم پلی همچنان بدیع و اعتیاد آور است.

 در زمینه ی گرافیک استودیوی RE کار چندان ویژه ای انجام نداده است. چیزی که در این نسل در مورد بازی های مستقل و کوچک مورد توجه قرار داشته طراحی هنری این دسته از بازی ها بوده است. آثاری مانند Braid، Limbo و یا Torchlight هرچند از نظر فنی و تکنیکی حرف زیادی برای گفتن نداشتند اما در زمینه ی گرافیک هنری هر یک در نوع خود فوق العاده به حساب می آمدند. Orcs Must Die در زمینه ی گرافیک راه این بازی ها را در پیش گرفته اما به هیچ عنوان از نظر طراحی هنری قابل مقایسه با آنها نیست. تم رنگ تمامی مراحل کاملا شبیه به یکدیگر است که بعد از مدت کوتاهی موجب تکراری شدن محیط و به طور کلی بازی میگردد. آبجکت هایی که در محیط تعبیه شده هم تنوع چندانی ندارند و محدود به چند نوع خاص میشوند. طراحی شخصیت ها کاملا شبیه به عنوان Torchlight کار شده و کسانی که Torchlight را تجربه کرده باشند به سرعت متوجه شباهت شخصیت های فانتزی OMD با عنوان یاد شده میشوند.

با وجود تمامی نکات بالا، گرافیک OMD همچنان برای سبک خاص و منحصر به فرد آن مناسب و قابل قبول است. تعداد بسیار زیاد دشمنان در هر صحنه موجب افت سرعت فریم و در نتیجه آسیب زدن به تجربه ی گیم پلی بازی نمیشود که نکته ی مثبت مهمی است. نور پردازی مهم ترین نکته ی مثبت گرافیک OMD به حساب می آید. هر کدام از تیر های کمان بازی خود یک منبع نور مستقل بوده وبر روی بافت های اطراف خود به زیبایی تاثیر میگذارند. همین نکته ی کوچک باعث شده گرافیک تا حد زیادی زیبا تر از آنچه که هست جلوه کند و محیط های تکراری مراحل زیاد به چشم نیاید. تنظیمات گرافیکی در نسخه ی PC فراتر از حد انتظار هاست و گزینه های زیادی برای تغییر در منوی گرافیکی بازی وجود دارد. از لحاظ گرافیک تفاوت زیادی بین نسخه ی Xbox Live Arcade و PC وجود ندارد و تفاوت های گرافیکی بین دو نسخه تنها به تنظیمات قابل تغییر نسخه ی PC محدود میشود.

موسیقی و صداگزاری بخشی از بازی است که به نظر میرسد RE کمترین زمان را برای آن اختصاص داده و البته در کمال تعجب بیشترین بازدهی ممکن را نیز همین بخش داشته است. موسیقی های بازی محدود به چند قطعه ی خاص میشود، اما همین قطعه های محدود هماهنگی عجیبی با روند بازی و اتمسفر مراحل دارند. قطعه های بازی بیشتر در سبک راک هستند و هیجان قابل قبولی را به بازیکن منتقل میکنند. موسیقی کاملا داینامیک است و ریتم ان براساس موقعیت های پیش امده در مراحل تغییر میکند. از آنجایی که دیلوگ های بازی شاید به ۵۰۰ خط هم نرسند زیاد نمیتوان در مورد صداگذاری صحبت کرد، اما همین دیالوگ های محدود، به ویژه ای دیالوگ هایی که The War Mage در ابتدای هر مرحله و برای معرفی لوکیشن بازی بیان میکند، هم مناسب نوشته شده، و هم مناسب بیان شده اند.

در این روز ها که سیل بازی های کلیشه ای و پر سر و صدا فرصت نفس کشیدن به گیمر ها نمیدهند، تجربه ی عناوین خاصی همچون OMD لذتی دو چندان دارد. عنوانی که فقط و فقط با هدف سرگرم کردن مخاطبانش به بازار عرضه شده است و کاری به جنبه های سیاسی و اجتماعی بازی های رایانه ای ندارد. با وجود ایرادات ریز و درشت، OMD در مجموع به همان چیزی تبدیل شده است که سازندگانش از ابتدا به دنبال آن بودند. یک عنوان سرگرم کننده و اعتیاد آور که مکانیزم کلیشه ای سبک Tower Defense را تا حدودی تغییر داده است. برای بازی کردن OMD دو راه پیش رو دارید. راه نخست خرید نسخه ی اریجینال این عنوان از Steam و Xbox Live Arcade به منظور حمایت از استودیوی نوپای سازنده آن است و راه دیگر، مراجعه به نزدیک ترین دکه ی روزنامه فروشی و تهیه ی DVD شماره ی ۷۱ مجله ی بازی نما میباشد. [toc-rate]

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید