نقد و بررسی بازی Gears of War 3 | پایان دراماتیک چرخ دنده‌ها

آینده ای نزدیک … نزدیک تر از آن که نوع بشر تصورش را می کند. زمانی که دیگر زمین، مأوای آدمیزاد نیست. زمانی که با هر تپش قلب، جان انسانی توسط موجودات بیگانه گرفته می شود. هیچ کس در امان نیست، چه زن چه مرد و چه کودک. لوکاست ها قدرتمندتر از گذشته به نابود کردن انسان ها ادامه می دهند و این بار در قالبی جدیدتر و کریه تر، در قالب موجوداتی به نام لمبنت به انسان ها می تازند. در این ظلمت حاکم، ناگهان خورشیدی طلوع می کند، درخشان و نورانی. اولین لوکاست قطعه قطعه می شود و با ریختن اولین قطره ی خون داغ بر زمین گرم، انسان ها نیک می دانند که چرخ دنده های جنگ دوباره به کار افتاده اند … بالاخره Gears of War 3 عرضه شد و انتظار میلیون ها هوادار به پایان رسید، عنوانی که بسیاری نسخه ی اول آن را اولین بازی Next-Gen واقعی می دانستند و همچنین عنوانی که مالکان کنسول مایکروسافت با آن به خوبی به طرفداران کنسول های سونی و نینتندو فخر می فروشند! با هم به نقد و بررسی این عنوان خواهیم پرداخت تا ببینیم که آیا Cliffy B توانسته است بار دیگر رضایت طرفداران Geow را بدست آورد؟ آیا ممکن است نسخه ی سوم، بهترین و کامل ترین نسخه ی این فرنچایز و یکی از بهترین بازی های این نسل کنسول ها باشد؟ با ما همراه باشید.

داستان ( خطر فاش شدن جزئیات داستانی ) داستان این نسخه هم توسط Karen Traviss نوشته شده و از همین ابتدای مطلب می توانیم با اطمینان بگوییم که با دراماتیک ترین و زیباترین داستان و شخصیت پردازی در طول فرنچایز Gears of War مواجه هستیم. پرداخت به کاراکترها، نوع روایت داستان، شوک های داستانی و دیالوگ های رد و بدل شده میان کاراکترها به قدری زیبا ساخته و پرداخته شده اند که قطعا زبان بزرگترین منتقدان سری Geow را به تحسین خواهند گشود. داستان Geow 3، هجده ماه پس از حوادث شهر جاسینتو و سیلی که این بخش عظیم از سیاره ی سرا را در خود غرق کرد آغاز می شود. انسان ها پس از حادثه ی سیل به جزیره ی Vectes پناهنده شده اند و در کمپ های کوچکی در کنار هم با مشقت فراوان زندگی می کنند. به غیر از لوکاست ها، این بار خطری بزرگتر نوع بشر را تهدید می کند، نژادی از موجودات جهش یافته با نام ” لمبنت ها ” که تحت تأثیر قرارگیری در معرض محلولی به نام امولسیون، در قالب دشمنانی جدید و بی رحم اقدام به سلب امنیت از انسان ها کرده اند. اینان در واقع لوکاست هایی هستند که در رگ هایشان به جای خون، ماده ای زرد رنگ و چسبناکی جریان دارد و تأثیر آن باعث شده که تبدیل به موجوداتی بسیار باهوش تر و تنومندتر از لوکاست ها بشوند. البته در اواسط بازی نیز متوجه می شویم که این امولسیون شوم دامن گیر انسان ها هم شده و در طول بازی لمبنت های انسان را نیز مشاهده خواهیم کرد. مرد شماره ی یک داستانمان، مارکوس فینیکس را برای اولین بار در این نسخه هنگامی مشاهده می کنیم که خاطره ی آزاردهنده ی چگونگی کشته شدن پدرش پرفسور آدام فینیکس را در ذهن مرور می کند. چیرمن پرسکات، رئیس COG مدت ها است که به دلایل نامعلومی گروه را ترک کرده و مردم را بدون سرپرست و رهبر تنها گذاشته است. حملات لمبنت ها روز به روز شدیدتر می شود و بالاخره روزی شدت این حملات به جایی می رسد که تیم COG که در کشتی CNV Sovereign مستقر شده اند، دوباره متحد شده و برای دفاع آماده شوند. مارکوس پس از پیدا کردن Dom، Jace و Anya در کشتی باقی میماند تا از انسان ها دفاع کند و  Baird، Sam و Carmine به رهبری Cole Train به زادگاه کول بازمیگردند تا مقداری غذا و مهمات تهیه کنند. هنگامی که مارکوس به همراه جوخه اش در حال مبارزه با دسته های انبوه لمبنت ها هستند، پرسکات پس از مدت ها بازگشته و خودش را به مارکوس می رساند و دیسکی به وی می دهد که با توجه به اطلاعات درون آن، مارکوس متوجه می شود که پدرش آدام فینیکس هنوز هم زنده است و در اسارت لوکاست ها در جایی نامعلوم به سر می برد. در همین لحظه یک Leviathan ( لمبنتی بسیار غول پیکر شبیه به اژدها ) به کشتی حمله می کند و مارکوس و تیمش به کمک حقه ی موثر Baird، آن را از بین می برند. طی حمله ی لمبنت غول پیکر به کشتی، پرسکات به شدت زخمی می شود. او رمزی را در اختیار مارکوس می گذارد که نشان دهنده ی مکانی نامعلوم به اسم Azura است که آدام در آن نگهداری می شود و پس از آن، جان می سپارد. از اینجاست که سفر بزرگ و خطرناک مارکوس و یارانش برای نجات آدام فینیکس به Azura آغاز می شود.
چیزی که در Geow 3 بیشتر از همه خودنمایی می کند، پرداخت و تمرکز بیشتر این نسخه روی جوامع انسانی به ویژه نقش زنان در جنگ است. در نسخه های گذشته تقریبا زنان حضور چندانی نداشتند اما در Geow 3 زنانی را میبینیم که پا به پای مردان تا بالای جان برای پیروزی انسان ها می جنگند، و پرداخت به این موضوع نکته ای بس ارزشمند در کارنامه ی Gears 3 است. همچنین کلیفی بی و همکارانش تصمیم گرفتند که در این نسخه به منظور پرداخت هر چه بهتر به کاراکترها، صرفا داستان را از زاویه دید مارکوس دنبال نکنند و به بقیه ی کاراکترها نیز فرصتی برای خودنمایی بدهند. برای همین نیز در اوایل بازی مدت کوتاهی کنترل کاراکتر Cole Train، بازیکن سابق راگبی را در دست دارید که با بازگشت به استادیوم تیم محبوبش Cougars، همانند همان روزهایی که سوپراستار تیمش محسوب می شد عده ی زیادی از رقبا که این بار لمبنت هستند را با استفاده از کپسولی که همانند توپ راگبی در دست گرفته است منفجر می کند ( البته پس از این انفجار اعتراف می کند که بر سر تیم Eagles هم همین بلا را می آورد اما حداقل منفجر نمی شدند! ) به غیر از بخش کوتاهی که آشنایی فوق العاده ای با کول داشتیم، به شناخت عمیق تری نسبت به Dom می رسیم و به خاطر کاری که در حق مارکوس انجام می دهد برای وی خواهیم گریست. تغییر صدا و چهره ی دام، کم حرف بودنش و غمی که در چشمانش موج می زند احساسات را به Geow 3 و بازی بازان تزریق می کند و سکانس بازگشتش به زادگاه ماریا و سخن گفتنش در حضور مجسمه حضرت مریم، و صد البته سکانس دیدار نهایی اش با مارکوس و آخرین نگاهش رو به آسمان، لحظاتی سرشار از احساسات خلق می کند که تا مدت ها از یاد گیمرها نخواهد رفت. غم از دست دادن دام مارکوس را از درون نابود می کند و تا پایان بازی، آثار این جراحت عمیق در چشمان او مشخص است. این شوک های داستانی و تغییرات ریتم متناوب، و همچنین پایان دراماتیک و به یادماندنی Geow 3 باعث می شود که آن را بالاتر از دو نسخه ی قبلی قرار دهیم، پایانی تلخ اما در عین حال شیرین برای طرفداران این فرنچایز که مدت ها از خاطر همگان نخواهد رفت. حماسه ی چرخ دنده های جنگ به نحو شایسته ای به اتمام می رسد.
وقتی که کلیفی بی در مصاحبه ای قبل از عرضه ی بازی اظهار داشت که از بعضی از نمرات بازی راضی نیست، شاید بسیاری از ما این حرف وی را ناشی از غرور دانستیم، اما پس از تجربه ی Geow 3 به این نتیجه می رسیم که کلیفی حق دارد که نسبت به برخی از امتیازات داده شده به این بازی شکایت کند! مهمترین چیزی که در بررسی گیم پلی Geow 3 مشاهده خواهید کرد، پیشرفت محض در تمام زمینه ها و رسیدن این سری به نقطه ی اوج خود است. در بین تمامی این پیشرفت ها این ارتقای کنترل کاراکترهاست که چشم ها را به خود خیره خواهد کرد. کنترل کاراکترها نسبت به نسخه های قبلی بسیار روان تر شده و به شما قدرت مانور بیشتری در میدان نبرد می دهد. البته در عین این که مارکوس حرکاتی همچون پرش از سنگر، نشانه گیری و تغییر موضع را سریع تر از گذشته انجام می دهد، هنوز هم سنگینی قدم هایش را حفظ کرده است. دومین نکته ی قابل تأمل در بررسی گیم پلی این نسخه، تأثیر دشمنان جدید بر مکانیزم مبارزات شماست. از ابتدای بازی تا پایان Act 1 با دشمنان سرسخت جدیدتان لمبنت ها پنجه در پنجه خواهید شد، دشمنانی که از اشیایی به نام Lambent Stalks و از زیر زمین بیرون می آیند. در طول بازی با انواع مختلفی از آنان مانند لوکاست ها و انسان های لمبنت شده، لمبنت های عقرب مانند به نام Gunker ها و تعدادی لمبنت غول پیکر که mini boss محسوب می شوند مواجه خواهید شد و متوجه می شوید که آنان دشمنانی به مراتب سرسخت تر و چالش برانگیزتر از لوکاست ها هستند.هوش مصنوعی دشمنان در درجه های سختی بالا به خصوص Insane فوق العاده است اما در درجه های پایین تر بی نقص نیست، گاهی اوقات ممکن است لمبنتی را ببینید که موازی شما سنگر گرفته اما به شما شلیک نمی کند. چیزی که در Geow 3 مشخص است این است که مبارزات آسان تر شده اند و ممکن است چندین Chapter را بدون حتی یک بار مردن طی کنید، اما به نظر می رسد این سهولت بازی بیشتر از آن که به خاطر هوش مصنوعی باشد به علت قدرت مانور بهتر کاراکتر اصلی و همچنین بالا رفتن هوش مصنوعی یاران خودی باشد.
بر خلاف بعضی دشمنان، یارانتان هوشمندانه تر از قبل عمل می کنند و حتی اگر یک گلوله هم شلیک نکنید، می توانید تا حدی روی یارانتان برای پیروزی در میدان نبرد حساب کنید.از جمله قابلیت های مفید و جدید این نسخه توانایی رد و بدل کردن سلاح ها با یاران خودی است، هر چند که در طول بازی آنچنان با کمبود مهمات و اسلحه مواجه نمی شوید که مجبور به این کار شوید، با این حال گاهی اوقات تعویض شاتگانتان با اسنایپر همراهتان بسیار مفید جلوه خواهد کرد. در این نسخه باز هم با لوکاست ها رو در رو خواهید شد، لوکاست هایی که به غیر از استفاده از سلاح ها و ابزارهای قدیمی شان، از بالن های هوایی به نام Barge هم بر علیه تان استفاده میکنند. تنها ایرادی که میتوان به دشمنان این نسخه گرفت، تمرکز روی تعداد زیاد مینی باس ها و کم بودن باس های بزرگ است، به طوری که در طول بازی با ۴ باس بزرگ مواجه خواهید شد. از جمله سلاح های جدیدی که در این نسخه در دست دارید Retro Lancer است که تقریبا همان لنسر معروفتان است با این تفاوت که به جای اره برقی به سرنیزه مجهز است و ضمنا از قدرت تخریب بالاتری بهره می برد. شمشیر (Cleaver) هم یکی از جالب ترین سلاح های این نسخه است که با آن به سلاخی دشمنان خواهید پرداخت. اما یکی از قابلیت های جدید این نسخه، وارد کردن ضربه ی پایانی به حریفی است که روی زمین افتاده و می توانید با اره کردن دشمن روی زمین، کارش را تمام کنید که انصافا قابلیت مفیدی برای بخش مالتی پلیر بازی محسوب می شود. در Gears 3 سوار ربات های نیمه بزرگی به اسم Silverback می شوید که با استفاده از تیربارهای دوگانه اش می توانید کار بسیاری از دشمنان را به راحتی یک سره کنید، در برخی بخش های بازی هم از منجنیق برای پرتاب گلوله های آتشین استفاده خواهید کرد که بر خلاف کنترل خوب کاراکترها، کنترل این وسیله ها ابدا آسان نیست و بسیار کند عمل می کند. بخش های ماشین سواری و همچنین بخشی که سوار بر زیردریایی حرکت می کنید واقعا هیجان انگیز و فوق العاده طراحی شده اند. قسمت مالتی پلیر Geow 3 هم دقیقا همان رویه ی نسخه های قبلی را ادامه داده و باز هم با یکی از بهترین و اعتیادآور ترین مالتی پلیرهای این نسل مواجه هستیم. به غیر از مودهای محبوب و معمول سابق که با تغییرات اندکی از لحاظ Reward ها همراه بوده، مودی با عنوان Beast Mode به بازی اضافه شده است که می توانید لوکاستی را انتخاب کنید و اقدام به کشتن انسان ها کنید، البته اگر وجدانتان قبول کند! انصافا تجربه ی این بخش، حتی در صورتی که با Bot ها بازی کنید جالب و سرگرم کننده از آب درآمده است. مود Team Deathmatch، قدرتمندتر از گذشته به شما اجازه ی ۱۵ مرتبه Respawn در هر راند می دهد و در نهایت تیمی برنده ی این بخش خواهد بود که میزان مرگ و میر اعضایش کمتر از تیم دیگر باشد. مود Wingman نیز از جمله مودهای جالب بازی است که ۴ تیم ۲ نفره اقدام به کشتن همدیگر می کنند. در Capture the Leader هم باید به مدت ۳۰ ثانیه رهبر گروه مقابلتان را به گروگان بگیرید. یکی از دشوارترین و محبوب ترین مودهای بخش مالتی پلیر Gears بخش Horde است که در این شماره سخت تر و چالش برانگیز تر هم شده است. این بار دشمنان در موج های بسیار بیشتری به سمتتان حرکت می کنند و در پایان هر موج، باید با یک باس لمبنت برای محک زدن توانایی های گروهتان مبارزه کنید. با پولی که از این بخش به دست میاورید می توانید اقدام به خرید تیربارها و Silverback بکنید و میزان Kill هایتان را در جدول رده بندی بالاتر ببرید.Geow 3 از سرورهای اختصاصی برای بخش مالتی پلیرش استفاده می کند و باگ ها و لگ های این بخش به حداقل خود رسیده اند و تجربه ی لذت بخشی را برای گیمرها فراهم خواهند کرد. البته تا بدینجا تعدادی از مشکلات Join نشدن به سرورها نیز از سوی گیمرها گزارش شده است. Co-op چهار نفره آنلاین و آفلاین این نسخه هم از تجربه های به یادماندنی در کل این سری است.

گیرز ۳ عنوانی است که Unreal Engine 3.5 به شدت در آن قدرت نمایی می کند و جزئیات گرافیکی در این بازی فوق العاده بالاست، در حدی که کمتر بازی ای در این نسل یافت می شود که بتوان آن را از لحاظ جلوه های بصری با این اثر مقایسه کرد. به مدد بهره گیری از بخش اعظم قدرت GPU کنسول X360 و موتور آنریل، در گیرز ۳ پیشرفت های بسیاری در زمینه های نورپردازی HDR، رنگ آمیزی محیط، Shader ها و Draw Distance مشاهده می کنیم، اگرچه محیط های دوردست در این نسخه کم جزئیات تر شده اند اما در عوض افکت های جدید باران و شن به این نسخه اضافه شده اند و همچنین برای اولین بار در این فرنچایز، این نسخه از ۳D پشتیبانی می کند.همان طور که می دانید داستان های این نسخه در فصل تابستان دنبال می شود، بنابراین باید انتظار رنگ های گرم تری را از این نسخه داشته باشیم. رنگهای غالب در محیط های این نسخه زرد، سبز و قرمز هستند که گاهی رگه های طلایی و نقره ای هم در میان آن مشاهده می شود. ترکیب این رنگ های گرم و همچنین مایعات زرد رنگی و درخشانی که از بدن لمبنت ها به بیرون فوران می کند در القای حس گرمای تابستان به بازیباز بسیار موثر است.
تنوع محیطی در این نسخه فوق العاده بالاست و مبارزاتتان را در محیط های جدیدی همچون جنگل، بیابان، کوهستان های سنگی، استادیوم راگبی، زیر دریا، کمپ های انسان ها و لوکاست ها دنبال خواهید کرد. افکت Muzzle Flash ( آتش سر گلوله ) جدیدتری هم به این نسخه اضافه شده که بسیار طبیعی تر از گذشته جلوه می کند. مشکل افت فریم تقریبا در بازی مشاهده نمی شود و تنها در برخی صحنه های شلوغ به میزان بسیار کمی افت فریم مشاهده خواهید کرد، ضمنا به نظر می رسد مشکل دیر لود شدن Object ها در آنریل ۳٫۵ به طور کامل ریشه کن شده است! طراحی دشمنان به خصوص Boss عنکبوتی فوق العاده است اما در طراحی کاراکترهای اصلی مشکلاتی دیده می شود و آن هم این است که به نظر می رسد تعداد Polygon های لباس مارکوس و یارانش از صورت هایشان بیشتر باشد. Lip Sync نه چندان جالب این نسخه هم از نکات منفی آن محسوب می شود، البته شاید در صورتی که بازی ای به نام L.A Noire عرضه نشده بود می توانستیم آن را به عنوان یک نکته ی مثبت قلمداد کنیم! فیزیک این نسخه هم با پیشرفت هایی همراه بوده است، به طور مثال وقتی تیر به بازو و صورت مارکوس برخورد می کند شاهد ایجاد زخم در آن محل هستیم. Gears of War 3 عنوانی است که از لحاظ جلوه های بصری موجب فخر و مباهات دارندگان کنسول X360 خواهد بود.
استیو یابلونسکی، سازنده ی موزیک Geow 3 در این نسخه سنگ تمام گذاشته است و موزیکی فوق العاده حماسی و متناسب با میادین نبرد طراحی کرده است. موزیک برخی سکانس های بازی از جمله سکانس مبارزه با لمبنت غول پیکر دریایی فوق العاده با جو بازی هماهنگ است و کار یابلونسکی در این قسمت واقعا ستودنی است. به صداگذاری و دیالوگ های رد و بدل شده میان کاراکترها هم همانند نسخه های گذشته به خوبی پرداخته شده است و مطمئنا صدای شکسته ی دام بسیاری از بازی بازان را متحیر خواهد کرد. بهترین و هنرمندانه ترین صداگذاری را در این نسخه Carlos Ferro (صداگذار دامینیک) انجام داده است و با تغییر دادن صدایش، به طرز بسیار باورپذیری غم درونی دام را به مخاطبان منتقل می کند. صدای لمبنت ها و دشمنان، صدای شلیک گلوله ها و صدای انفجارها همانند سری های قبلی عالی کار شده اند.این بخش نیز امتیاز خوبی را دریافت می کند.
بالاخره داستان چرخ دنده های جنگ به اتمام رسید، آن هم به نحوی دراماتیک و به یادماندنی. با این حال هنوز هم برای کلیفی بی عجیب است که چرا برخی از وب سایتها به شماره ی دوم Geow نمره ی بیشتری از شماره ی سوم داده اند، زیرا به عقیده ی خودش Geow 3 در تمام زمینه ها از نسخه ی دوم بالاتر بوده که اگر منصف باشیم این حرف را قبول خواهیم کرد. در هر حال، سومین نسخه ی این انحصاری بزرگ کنسول مایکروسافت تجربه ای فراموش نشدنی و وداعی با شکوه با این فرنچایز در این نسل بود، باید منتظر بمانیم و ببینیم که چرخ دنده های جنگ در نسل بعدی کنسول ها چگونه به حرکت در خواهند آمد.
[rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید