نقد و بررسی بازی Bodycount | بمبی که منفجر نشد

سبک Arcade Shooter، از جمله سبک هایی است که به خاطر اضافه کردن المان های غیر واقعی به سبک FPS تنها توجه تعداد خاصی از گیمرها را به خود جلب می کند. بسیاری شوترهای این چنینی را بر شوترهای نظامی و شبیه سازهای جنگ ترجیح می دهند و هر چند سال یک بار، عناوین خوبی مانند Bulletstorm برایشان تجربه لذت بخشی را رقم می زند. در سال ۲۰۰۶ نیز طرفداران قدیمی تر این سبک، شانس این را داشتند که عنوان Black محصول تحسین شده استودیوی Criterion را تجربه کنند، عنوانی که با تأکید افراطی اش بر انفجارهای پیاپی و تمرکز بر روی Gunplay توانست روح تازه ای بر این سبک بدمد. حال و پس از گذشت پنج سال از عرضه ی موفقیت آمیز بلک، تیم سازنده همان بازی به رهبری استوارت بلک ( کارگردان بلک ) در قالب استودیوی Codemasters Guileford عنوانی ساخته اند که به گفته ی خودشان ” جانشین معنوی ” محصول قبلیشان می باشد. Bodycount از بسیاری جهات به خوبی توانسته است سبک و سیاق عنوان بلک را محفوظ نگه دارد و این امر نشان دهنده ی وفاداری سازندگان به اصالت ها است، حتی کاور بازی نیز از لحاظ ظاهری به کاور بازی بلک شباهت بسیار زیادی دارد! اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا پس از گذشت پنج سال از عرضه بلک و استقبال گیمرهای نسل گذشته از آن، می توان با تکیه بر همان المان های بازی بلک دل گیمرهای نسل جدید را بدست آورد؟ برای یافتن این پاسخ به نقد و بررسی بادی کانت میپردازیم.

داستان یک پاراگرافی بادی کانت، تنها بهانه ای است برای اسلحه به دست گرفتن و وارد شدن به میدان نبرد! چیزی که در این عنوان اهمیت دارد فقط و فقط گیم پلی است و گویا سازندگان بازی، اهمیت یک روایت خوب داستانی حتی در سبک آرکید شوتر را کم اهمیت و پیش پا افتاده می دانستند. داستان بازی در مورد مبارزات بین دو گروه است، گروهی با نام The Network و گروهی دیگر با نام Targets. شما در نقش Jackson Delgadro، سرباز سابق ارتش ایالات متحده به خدمت ” شبکه ” درآمده اید و باید در مکان هایی چون غرب آفریقا و آسیای جنوب شرقی از دستورات سران این سازمان اطاعت کنید. اما به غیر از شبکه ای که شما در خدمت آن هستید، شبکه های دیگری نیز وجود دارند که برای سلطه بر جهان به مبارزه با هم مشغولند. در این وضعیت آشفته تنها جای دشمنان فوق مدرنی خالی است که تجهیزات پیشرفته شان شما را به یاد دنیای Tron می اندازد و هدفی جز نابودی شما و شبکه ندارند. سربازان گروه Targets از دستورات زنی اطاعت می کنند که به گفته ی استوارت بلک در طراحی پوشش غیرعادی وی به طور مستقیم از خواننده ی مشهور پاپ آمریکایی، لیدی گاگا الهام گرفته شده است. تنها NPC ای که در این بازی حرف می زند و تنها باس بازی این زن است در طول بازی وی چندین بار با شما رو در رو می شود و شما هم بدون این که دلیل پدرکشتگیش را با خودتان بدانید، باید با او مبارزه کنید!

تمام داستان بادی کانت همین است و در طول گیم پلی تقریبا هفت-هشت ساعته ی بازی خط داستانی معینی را دنبال نمی کنید. تمامی مأموریت هایتان که شامل حمله به محلی خاص، بمب گذاری، کشتن فرمانده ی یک پایگاه، هک کردن کامپیوترها ( البته نه به صورت Deus Ex، فقط در حد نگه داشتن یک دکمه)، خنثی کردن بمب ها و فرار از یک محل می شود را زنی به نام اشلی از طریق بیسیم به شما اطلاع می دهد. به طور کلی بازی ۱۷ مأموریت تقریبا کوتاه دارد. با توجه به این که در طول این مأموریت ها حتی یار و یاوری ندارید که حداقل از طریق وی به اندکی شناخت از کاراکتری که کنترلش میکنید برسید، دیگر انتظار شناختن دشمنان پرتوقعی محسوب می شود. در بادی کانت چیزی به اسم روایت داستانی و شخصیت پردازی وجود خارجی ندارد و شاید دیالوگی که اشلی در یکی از مراحل از طریق بیسیم ادا می کند گویای کل داستان بازی باشد: بگرد، پیدا کن، نابود کن. پایان بازی نیز با یک باس فایت نه چندان هیجان انگیز و با نمایش دادن صحنه ای از پیش رندر شده مبهم و ناامید کننده به پایان می رسد، طوری که از وقتی که برای بازی گذاشته اید پشیمان می شوید. گرچه هیچ گاه از آرکید شوترها انتظار داستان های پر پیچ و خم و مفصل نداشتیم اما به نظر می رسد سازندگان از این توقع گیمرها سوءاستفاده کرده و داستانی ارائه داده اند که حتی در برابر بازی های کنسول های چهار نسل پیش نیز ناقص به نظر می رسد. بادی کانت از لحاظ روایت داستانی، هیچ حرفی برای گفتن ندارد.

وقتی که به بررسی گیم پلی بادی کانت می پردازیم همه چیز تغییر می کند، گیم پلی ای که خوشبختانه با بهره گیری از سنّت های بازی بلک تقریبا هیجان انگیز و سرگرم کننده از آب درآمده است. با این حال هیچ گونه نوآوری در آن دیده نمی شود و سازندگان تنها حداقل های یک بازی شوتر را در آن پیاده سازی کرده اند و خبری از امکانات اضافی در آن نیست. در بادی کانت شما از امکاناتی همچون کنترل وسایل نقلیه، شلیک با تیربارها، ضربه زدن با قنداق تفنگ، بخش های QTE، آپگریدهای دلخواه و حتی حرکت کردن در حال زوم اسلحه محرومید. تنها چیزی که در بازی قادر به انجام آن هستید تیراندازی، سنگرگیری، استفاده از چاقو و پرتاب مین و نارنجک هاست. نبود امکان حرکت هنگام زوم کردن روی هدف نه تنها بسیار آزاردهنده و مسخره است بلکه محتوای یک بازی FPS را زیر سوال می برد، آن هم در بازی ای که دائماً باید برای فرار از تیررس دشمنان تغییر مکان بدهید و در صورت ثابت ایستادن کشته خواهید شد. در بازی ۱۰ اسلحه در اختیار خواهید داشت که به چهار دسته ی Assault Rifle ها، Shotgun ها، Pistol ها و Rocket Launcher ها دسته بندی می شوند. در بازی توانایی خرید سلاح را نخواهید داشت و آنها را باید از اشیایی به نام Weapon Cash که در گوشه و کنار محیط بازی یافت می شوند تعویض کنید. خوشبختانه از معدود نکات مثبت بادی کانت می توان به Gunplay جذاب آن اشاره کرد. همانند بلک در طی هر مرحله سلاح بزرگ و خوش دستی در اختیار دارید و با صرف میلیون ها گلوله در هر مکان، آتش بازی به راه خواهید انداخت. عمده تمرکز سازندگان در این نسخه روی تخریب پذیری محیط بازی بوده و باید گفت که تأثیرپذیری محیط در بادی کانت واقعا خوب و مناسب طراحی شده و روی روند بازی بسیار تأثیرگذار است. لحظه ای نیست که در بازی انفجار یا پخش شدن خرده شیشه و چوب و تکه تکه شدن اشیا را مشاهده نکنید و همین عامل باعث می شود لحظه ای نتوانید در یک مکان ثابت بایستید و کمپ کنید و بی وقفه باید شلیک کرده و سنگرتان را عوض کنید.

تقریبا پشت هر شی تخریب پذیر یا تخریب ناپذیر در بادی کانت می توانید سنگرگیری کنید، فقط کافی است با LT به آن شیء بچسبید و با آنالوگ چپ از سمت راست، چپ یا بالای سنگر به تیراندازی بپردازید. با کشتن دشمنان چیزی Orb مانند به نام Intel از آنها بر جای میماند که با گرفتن آن ها می توانید از ۴ آیتم ویژه برای مبارزه با دشمنان استفاده کنید. یکی از مفید ترین آن ها باعث می شود برای مدت زمان معینی نسبت به گلوله نفوذناپذیر شوید و با سرعت بیشتری بدوید، دیگری موجب شلیک گلوله های انفجاری از تفنگتان می شود و دو آیتم بعدی یکی توانایی درخواست Air Strike برای از بین بردن اشیای بزرگ و دیگری امکانی است که دشمنان موجود در محیط را به منظور شناخت بهتر نسبت به موقعیتشان با رنگ آبی نشانه گذاری می کند. تنها آیتم اول و دوم برایتان در بازی مفید واقع می شوند و آیتم سوم و چهارم اهمیت و کاربرد چندانی ندارند. از طرف دیگر، خودتان توانایی آپدیت کردن این ویژگی ها را ندارید و خود بازی پس از اتمام هر مرحله و با توجه به Grade ای که کسب کرده اید، آنها را برایتان ارتقا می دهد (البته هر کدام از این ویژگی ها فقط ۲ مرحله آپدیت می شوند پس در صورتی که آپدیت دست خودتان بود نیز فرقی به حالتان نمی کرد!) در بین دشمنانتان در بازی سربازان معمولی آفریقایی و چینی و سربازان Target، فرمانده ها که مینی باس بازی محسوب می شوند، دشمنان نارنجک به دستی که به سمتتان حمله می کنند و به شدت یادآور دشمنان کله بمبی بازی سام ماجراجو هستند و جاسوسانی با عنوان Scavanger (لاشخور) را که بر سر راهتان مین کار می گذارند، خواهید دید. هوش مصنوعی دشمنان در برخی موارد خوب و در برخی موارد افتضاح عمل می کند، گاهی اوقات بعضی از اسنایپرها و مینی باس ها و به خصوص سربازان Target به قدر زیادی هوشمندانه عمل می کنند و به راحتی شما را از پای در می آورند، اما گاهی اوقات با پرتاب نارنجک جلوی پای خودشان به طرز احمقانه و مضحکی همدیگر را از بین می برند. گاهی اوقات میتوانید یک مأموریت را بدون شلیک کردن حتی یک گلوله و با دویدن از کنار دشمنان به پایان ببرید! با این حال بادی کانت در درجه های سختی بالا بازی آسانی نیست. البته شاید سختی بازی به خاطر تعداد زیاد سربازانی است که به سمتتان حمله ور می شوند، نه به خاطر هوش مصنوعی خوبشان.

مراحل بازی نیز به سرعت تکراری می شوند، به طور مثال فقط سه یا چهار مأموریت از هفده مأموریتتان در بادی کانت را در ساختمان تارگت ها با عنوان Nexus سپری خواهید کرد که به طرز واضحی برای طراحی آن از فیلم ترون بهره گرفته شده است. در طول بازی هم چندین دفعه با آن زنی که فرماندهی تارگت ها را در دست دارد مبارزه خواهید کرد و در هر دفعه تغییری در انیمیشن ها یا سبک مبارزه اش مشاهده نخواهید کرد. با این حال بازی را از نظر Level Design میتوان عنوانی قابل قبولی در نظر گرفت، هر چند که اصلاً چالش برانگیز نیست. اما Gunplay جذاب و انفجارهای پیاپی و تخریب منحصر به فرد بادی کانت، شاید بتواند هیجان کاذب و زودگذری را برای گیمرها به ارمغان بیاورد. در بازی نیز بخشی به نام Bodycount Mode وجود دارد که تقریبا همان مود Horde در GeoW با زاویه ی اول شخص است و فرق چندانی با بخش تک نفره ی بازی ندارد. مود Co-op نیز تنها به صورت آنلاین قابل دسترسی است. بخش مالتی پلیر بازی نیز تنها شامل دو مود Deathmatch و Team Deathmatch می باشد که هنوز با وجود گذشت چندین ساعت از عرضه ی بازی، پچی برای حل مشکلاتش منتشر شده است. با این حال به نظر می رسد که بخش مالتی پلیر بادی کانت به مراتب از بخش تک نفره اش جذاب تر باشد.

استوارت بلک و همکارانش تصمیم گرفتند برای شبیه سازی فیزیک بازی از موتور اختصاصی کدمسترز با عنوان EGO Engine استفاده کنند. البته در ابتدا به نظر می رسید که این موتور همان موتوری است که قبلا عملکردش را در بازی هایی مثل DiRT3 یا GRID دیده ایم، اما متأسفانه این طور نیست و در واقع سازندگان از ورژن ۱٫۰ این موتور برای ساختن بادی کانت استفاده کرده اند. با این حال آنها کارشان را با این موتور قدیمی هم به خوبی انجام داده اند. بازی از لحاظ گرافیک و خصوصاً فیزیک در حد خوبی قرار دارد. انفجارها، جرقه های حاصل از شلیک گلوله، نورپردازی و طراحی محیط ( با وجود تکراری بودن ) تأثیرگذار است. با این حال خالی از مشکل نیست و در برخی صحنه های بازی بافت های بی کیفیت و افت سرعت فریم نیز مشاهده می گردد ( به خصوص زمانی که تعداد زیادی دشمن به سمتتان حمله می کنند ). NPC ها محدود به چند مدلند و سازندگان برایشان انیمیشن های زیادی در نظر نگرفته اند. از جمله نکات مثبت بادی کانت زمان لودینگ کوتاه آن است، بدین صورت که اگر در هنگام نبرد کشته شوید کافی است با زدن یک دکمه بازی بلافاصله آخرین چک پوینت ذخیره شده را بارگذاری کند. این امر باعث شده که بازی هیچ گاه از ریتم نیفتد و از اتلاف وقت جلوگیری شود. طراحی محیط های آفریقا و Nexus و محله های بارانی چین نیز از جزئیات نسبتا خوبی بهره می برند و رنگ بندی شاد و جذابی دارند. در مورد فیزیک و تخریب پذیری بازی نیز باید گفت که آن چیزی را که انتظارش را می کشیدیم تا حد مطلوبی برآورده شده است و تخریب دیوارها، سنگرها و انفجارها و تأثیرشان بر محیط بازی تقریباً مناسب است و تأثیر بسیار زیادی روی گیم پلی بازی می گذارد. در مورد صداگذاری کاراکترها نمی توان نظری داد، چرا که در طول بازی به طور کلی صدای دو نفر را می شنوید. اما صداگذاری شلیک سلاح ها و انفجارها برای چنین عنوانی تقریبا مناسب است و حس بودن در میدان جنگ را به خوبی منتقل می کند. در طول بازی موزیک هایی را با ریتم های آفریقایی و موزیک الکترونیکی می شنویم که ضرب آهنگ آن یادآور بازی Mirror’s Edge است. با وجود این که موزیک بازی تأثیرگذار و هیجان آور است اما فقط در مراحل وارد شدن به نکسوس تأثیر آن حس می شود. بادی کانت عنوانی است که با شعار جانشینی معنوی بازی بلک به بازار عرضه شده است، با این حال در این زمان نیمی از جذابیت و تأثیرگذاری پدر معنویش را ندارد. بازی از خیلی جهات ناقص است و به هیچ وجه نمی توان آن را به عنوان یک آرکید شوتر خوب به حساب آورد، با این حال اگر خواهان شلیک بی وقفه و بدون فکر و انفجارهای پیاپی و به طور کلی هیجانی زودگذر و کاذب هستید، می توانید برای گذران وقت به بادی کانت مراجعه کنید.

[toc-rate]

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید