spot_img

Assassin’s Creed : Revelations | نمایش در gamescom

پایان داستان عقاب پیر … جمله ای ناراحت کننده برای طرفداران Assassin’s Creed، اما به همان اندازه جذاب و برانگیزنده ی حس کنجکاوی! بالاخره هنگام آن رسیده است که با اتزیو وداع کنیم، وداعی خوش و دلپسند و یا وداعی توأم با اشک و سوگواری. اتزیوی جوان و بی تجربه ی دیروز حال در قامت مردی سرد و گرم چشیده و پخته، به مصیاف، آشیانه ی عقابان و مهد قاتلان بازگشته است تا در مورد جدش الطیر ابن الاحد، فرزند هیچ کس اطلاعاتی کسب کند. همیشه در میان فرقه ی قاتلان افسانه هایی در مورد کتاب خانه ای عظیم و سترگ نسل به نسل منتقل میشد، کتابخانه ای که الطیر، رئیس و مرشد قاتلان، در آن گنجینه هایی از تجربیاتش را برای نوادگانش به میراث گذاشته است. اتزیو نیز از شنیدن این افسانه ها بی بهره نبوده، پس با عزمی راسخ سفرش را به مصیاف آغاز می کند تا با بدست آوردن 5 کلید این کتابخانه ی عظیم، از میراث با ارزش اجدادیش بهره مند شود. درنمایشگاه gamescom 2011، تریلری 9 دقیقه ای از گیم پلی AC:Revelations منتشر شد که بازگشت اتزیو به مصیاف را در شبی برفی نمایش می داد. با هم به بررسی این تریلر خواهیم پرداخت.

تریلر با میان پرده ای مهیج آغاز می شود. شبی برفی و زمستانی است و اتزیو و تمپلری به نام Leandros ( که در تریلر E3 بازی، قصد دار زدن اتزیو را داشت ) سوار بر درشکه هایشان در جاده ای باریک در دامنه ی پر پیچ و خمِ کوهستانی بلند به سرعت میتازند. کمی جلوتر سربازان لیاندروس ایستاده و آماده ی مهار کردن اتزیو هستند. ناگهان یکی از آنها نارنجکی به سمت گاری اتزیو پرتاب می کند. گاری منفجر شده و قهرمانمان به پایین دره پرتاب می شود، بی شک مرگ او قطعی است! اما اتزیوی کهنسال، به نیرومندی دوران جوانیش است، به نیرومندی همان زمانی که با خاندان بورجیا مبارزه می کرد، به قدرتمندی همان زمانی که از قاتلان پدر و برادرانش انتقام می گرفت! گاری به هزار تکه تبدیل شده، اما اتزیو هزار بار عصبانی تر و خشمگین تر بر میخیزد! پیشرفت فیزیک و انیمیشن های بازی در این صحنه به طور کامل مشهود است. سپس لیاندروس را مشاهده می کنیم که به سربازانش دستور می دهد : ” لحظه ای از او چشم بر ندارید، متوجه شدید؟ هیچ کس حق نزدیک شدن به او را ندارد. ” ناگهان یکی از سربازان به پشت سر لینادروس اشاره می کند. اتزیو لنگان لنگان وارد صحنه می شود. لیاندروس به سربازانش دستور می دهد که سر اتزیو را برایش بیاورند و گرنه همگی آنها را از دره به پایین پرتاب خواهد کرد، خودش نیز بزدلانه صحنه را ترک میکند.


از اینجا کات سین تمام شده و وارد خود بازی میشویم. 3 سرباز به اتزیو حمله میکنند که اولی را با یک ضد حمله ی معمولی از بین می برد، دومی را نیز به همین شکل، اما سومی را با روشی جدید از پا در می آورد. پشت به دشمن می ایستد و طی یک انیمیشن جذاب و صحنه آهسته شمشیرش فرق سر سرباز را می شکافد. سپس لنگان لنگان به طرف چرخ چوبی بزرگی حرکت می کند. متأسفانه بازی از لحاظ گرافیکی نسبت به
AC:BH پیشرفت قابل توجهی نداشته است، شاید Draw Distance بهتر و اضافه شدن افکت برف و مه باعث شود بتوانیم آن را بالاتر از نسخه های پیشین قرار دهیم. پس از کشتن بی سر و صدای چند دشمن توسط خنجر مخفی و استفاده از چرخ برای رسیدن به پشت بام یک خانه، اتزیو از قابلیت Eagle Sense خود برای شناسایی محل استقرار سربازان دشمن استفاده می کند. تفاوت این آیتم با Eagle Vision در این است که با استفاده از این ویژگی میتوان جهت حرکت دشمن و جاهایی که در آن ایستاده اند را شناسایی کرد. سپس به پایین می آید و وارد کوچه ای می شود و پشت یک گاری کمین می کند. اینجاست که یکی از قابلیت های جدید اتزیو در این نسخه ی آشکار می شود. اتزیو در ابتدا سربازی را کشته و کنار جنازه اش چیزی شبیه به مین را کارگذاری میکند. سربازان دیگر به سمت جنازه آمده و ناگهان منفجر می شوند. کمی جلوتر نیز اتزیو از نوعی نارنجک بی خطر، صرفا برای جلب توجه استفاده می کند. وقتی نارنجک منفجر می شود سربازان به طرف محل صدا حرکت می کنند و اتزیو از حواس پرتی شان استفاده کرده و به سرعت آنان را پشت سر می گذارد.

 

 اتزیو کمی جلوتر با استفاده از جعبه ای با نام Bomb Crafting Station که آرم قاتلان روی آن منقش شده تعدادی بمب دستی خریداری می کند و لنگان لنگان وارد کوچه ای می شود. در این لحظه یکی از سربازان متوجه حضور او می شود و او را دنبال می کند، اما اتزیو بمبی که به نظر حاوی خورده یخ یا شیشه است را به زمین می کوبد و دشمن مجروح را پشت سر می گذارد. وی به دروازه ی ورودی قلعه ای می رسد و طی صحنه ی سینمایی دیگری با تهدیدهای لیاندروس مواجه می شود. با شمشیر روی اهرم دروازه میکوبد و درب دروازه را می بندد. سربازان لیاندروس، به سمت اتزیو یورش میبرند اما او در اینجا با پرتاب بمب دستی به سمت صورت سربازان، یک جا شش هفت نفر از آنان را از بین می برد. با این که توانایی استفاده از بمب های دستی قابلیتی جالب و کارآمد از آب در آمده است، اما به شدت از سختی مبارزات می کاهد و آن ها را بسیار آسان میکند. بالاخره اتزیو با فرار از تیر تفنگ های سربازان با سرعتی بسیار بالا مثل دوران جوانیش، خود را به بالای برجی که لیاندروس روی آن ایستاده می رساند. لیاندروس بار دیگر هنگام بالا رفتن اتزیو از برج بزدلی خود را ثابت می کند، او یکی از سربازانش را از بالای برج به پایین و به سمت اتزیو پرتاب می کند، اما سرباز به تخته ای چوبی خورده و خوشبختانه اتزیو جان سالم به در می برد! عقاب پیر به لیاندروس رسیده و با خنجر مخفی اش حساب او را می رسد، و طبق سنت گذشته ی خود، در لحظات احتضار قربانی جمله ی همیشگی اش را که با تغییراتی همراه است، ادا می کند : Requiescat in Pace , Bastardo ! و از لباس وی، یکی از پنج کلید لازم برای باز کردن کتاب خانه ی الطیر را کسب می کند.

 

با استفاده از این کلید مدال مانند دزموند از طریق اتزیو وارد خاطرات الطیر شده و این بار الطیر جوان را قبل از ماجراهای AC1 دنبال می کنیم. طی میان پرده ای مشاهده می کنیم که یکی از تمپلارها، المعلم را در قلعه ی مصیاف به گروگان گرفته و الطیر باید با بالا رفتن از دیوارهای این قلعه به سرعت استادش را نجات دهد. این بخش از گیم پلی نیز نکته ی جدیدی نداشت و با کشتن چند سرباز در مسیر و در نهایت کشتن گروگان گیر به اتمام رسید. گروگان گیر در آخرین لحظات مرگش به الطیر گوشزد میکند که تمپلارها فهمیده اند که انسان ها چقدر ضعیفند و نیاز به کنترل شدن دارند. سپس طی میان پرده ی دیگری، شاهد تمجید و تحسین المعلم از الطیر هستیم و وی اظهار میکند که از این که شاگردش به این سطح مهارت در کشتن رسیده مسرور است. همچنین المعلم در ادامه می گوید: ” تو کم کم در حال گرفتن جای پدرت هستی ” و الطیر در مورد پدرش از وی سوال می پرسد و ادعا می کند که تنها چیزی که در مورد وی میدانسته این است که او یک قاتل بوده است. المعلم نیز به وی پیشنهاد میدهد که برای کشف اسرار شمشیر در دست بگیرد و وارد میدان نبرد شود. در اینجاست که الطیر به مقام Master Assassin می رسد و ماجراهای AC1 آغاز می شود.

 

در این تریلر 9 دقیقه ای استفاده از بمب های مختلف، قابلیت Eagle Sense ، تعدادی ضد حمله ی جدید و طراحی جدید قلعه مصیاف را مشاهده کردیم. نکته ی جالب در مورد این نسخه این است که تمامی ماجراهای اتزیو توسط بازخوانی خاطرات دزموند دنبال می شود و دزموند از طریق خاطرات اتزیو به خاطرات الطیر دسترسی پیدا میکند! به نظر می رسد که طرفداران AC از تریلر به نمایش درآمده این بازی در گیمزکام 2011 راضی بوده اند ( گرچه این تریلر بر خلاف خواسته ی یوبی سافت Leak شد و هم اکنون تقریبا در سطح وب نایاب است! ) تا 25 آبان برای فاش شدن اسرار صبر خواهیم کرد.

حتما بخوانید