نقد و بررسی بازی میرمهنا | ناجی خلیج فارس در بند تقلید

شاید واژه ی ” بازی سازی در ایران “، واژه ی غریب و نامأنوسی برای ما و دیگر مردم دنیا باشد، اما به جرأت میتوان گفت که در طی آینده ای نه چندان دور این واژه را بیشتر خواهیم شنید و درباره ی آن بیشتر خواهیم خواند. طی سال های اخیر و به همت بازی سازان جوان و جویای نام ایرانی، تعداد اندکی بازی رایانه ای تولید و به بازار عرضه شده است. شمشیر نادر، سیاره میترا، گرشاسپ و به تازگی میرمهنا از جمله پروژه های مطرحی هستند که بیشتر از سایر بازی های مستقل و کوچک از نظر مالی حمایت شده و در بازار منتشر شده اند. تا بدین جا، استقبال منتقدین و گیمرهای ایرانی نسبت به این بازی های عرضه شده، به خصوص گرشاسپ تقریبا خوب بوده و میتوان گفت که به طور روزافزون پیشرفت هایی هر چند اندک از نظر کمی و کیفی در بازی های ایرانی تولید شده را شاهد هستیم. آخرین بازی ایرانی عرضه شده که این روزها میتوانید در مراکز معتبر آن را تهیه کنید، حاصل کار تیم اسپریس پویانما با عنوان میرمهناست. داستان بازی در قرن هفدهم میلادی دنبال می شود، زمانی که هلندی ها با همکاری انگلیسی ها کمپانی هند شرقی را به وجود آورده به کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله ایران یورش می برند. با حمله ی آنان به جزیره ی خارک، میرمهنا که از ظلم آنان به تنگ آمده بود همراه با یارانش نهضت جنوب را تشکیل می دهد تا دست استعمارگران را از خاک وطن کوتاه کرده و مردم را از فقر و فلاکت نجات دهد. ماجراهای بازی از جایی آغاز می شود که دختری به نام حنانه از اهالی جزیره ی خارک، توسط استعمارگران ربوده شده و در قلعه ی موسلستاین اسیر می شود. برادرش شبیر ( شخصیت اصلی بازی ) به کمک و یاری میرمهنا راه قلعه ی موسلستاین را پیش می گیرد تا ناموسش را از چنگال استعمارگران و مزدوران بیرون بیاورد و در نهایت آنان را از جزیره بیرون براند …

داستان بازی میرمهنا، داستانی است مبتنی بر وقایع تاریخی که پیام هایی چون وطن دوستی، دفاع از ناموس و مقابله با بیگانگان را در بر می گیرد. می توان گفت که بازی از نظر داستانی تقریبا قابل قبول است ، اما تنها داشتن یک داستان خوب برای یک بازی رایانه ای کافی نیست ، بلکه چگونگی روایت این داستان است که آن را برای مخاطب جذاب می کند. متأسفانه روایت ماجراهای میرمهنا و شروع آن اصلا مطلوب نیست. قبل از شروع هر مرحله و هنگام بارگزاری آن، متنی در حدود یک پاراگراف از اتفاقاتی که در مرحله ی پیش رویتان خواهد افتاد را مشاهده می کنید و سپس بدون این که بدانید کدام شخص را کنترل می کنید و چه کسانی همراهتان هستند وارد بازی می شوید. گاهی اوقات Cut Scene هایی از گفتگوی شخصیت اصلی بازی با افراد دیگر را نظاره گر خواهید بود که به تعداد انگشتان دست نیز نمی رسد و ضمنا چیزی از داستان را برای شما روشن نمی کند و گیمر همواره در سردرگمی به سر می برد. این حس سردرگمی تا انتهای بازی نیز سرایت کرده است به طوری که بنده اصلا متوجه نشدم که بازی به اتمام رسیده است! و مطمئنا گیم پلی فوق العاده کوتاه تقریبا ۲ ساعته بازی در این امر نقش بسزایی را ایفا می کند. جدای از این مسائل ، بهتر بود که تیم اسپریس پویانما در مورد نام این بازی در هنگام عرضه تجدید نظر می کرد، چرا که در طول این گیم پلی کوتاه شما هدایت شبیر را بر عهده دارید و فقط مدت کوتاهی میرمهنا همراه با شماست. بر خلاف بازی گرشاسپ که از روایت داستانی جذابی بهره می برد، میرمهنا از روایت داستانی جالبی برخوردار نیست.

کاملا بدیهی است که تیم سازنده ی بازی سعی داشته است که با الگو گرفتن از بازی های شوتر بزرگ، اثری متفاوت تر و قدرتمند تر از سایر بازی های ایرانی در این سبک ارائه دهد .می توان گفت که آنها تا حد بسیار زیادی از لحاظ ظاهری استانداردهای یک بازی First Person Shooter را رعایت کرده اند، اما وقتی به باطن این کار نگاه می کنیم متأسفانه نتیجه میگیریم که ناجی خلیج فارس، خود اسیر تقلید سرسری و نپرداختن به جزئیات شده است. در بازی میرمهنا شما تقریبا از همان امکاناتی بهره می برید که در شوترهای دیگر هم آنها را در اختیار دارید. دو اسلحه که باروت را باید خودتان در آن بریزید، تعدادی چاقو برای پرتاب به دشمن ، نقشه و قطب نما و توانایی Melee Attack.اما آیا این امکانات واقعا برای شما کاربردی هستند و می توانید در جهت آسانی مبارزه تان با دشمن از آن استفاده کنید؟ در همان ابتدای بازی ( که با یک مرحله ی آموزشی نه چندان جالب آغاز می شود ) متوجه می شوید که نقشه و قطب نما در بازی عملا جنبه ی تزئینی را دارند، چرا که محیط بازی آنچنان بزرگ نیست که بخواهید در آن گم بشوید و مراحل بازی کاملا خطی هستند و مطمئن باشید که تا انتهای بازی ، یک بار هم نیاز به نگاه کردن نقشه و قطب نما نخواهید داشت. Melee Attack و پرتاب چاقو هم با این که در بازی های دیگر توانایی مفیدی محسوب می شوند در میرمهنا نقش آنچنان مفیدی را ایفا نمی کنند،  چرا که برای استفاده از هر دوی آنها باید به دشمن نزدیک باشید که در صورت انجام این کار، احتمال کشته شدنتان بالای نود درصد خواهد بود.اما در طول بازی متوجه میشوید که تیراندازی با سلاح گرم و مبارزه از دور بهترین و عاقلانه ترین راه مبارزه با دشمنان است. با این که دقت تیراندازی دچار مشکلاتی است ( کشته نشدن دشمنان حتی در اثر هدشات! ) و گاهی باید چندین تیر بر سر دشمن برای کشتنش مصرف کنید، اما نمی توان از آن زیادی خرده گرفت و با توجه به سبک بازی که تقریبا Run & Gun محسوب می شود به خوبی به آن پرداخته شده است. تنها مشکل سلاح ها پُر کردن آنهاست که به علت قدیمی بودنشان زمان بر بوده و در طول بازی برای گیمر تا حدودی کسالت آور و در جاهایی اعصاب خردکن خواهد شد. در طول بازی بخش های کوتاهی از قایق سواری و پرتاب توپ را تجربه خواهید کرد که جز بخش های خوب بازی محسوب می شوند.

مراحل بازی تقریبا یکنواخت هستند و تنها در مراحل آخر بازی و حمله به قلعه شاهد کمی تنوع در محیط مبارزه هستید.دشمنانتان هم فقط ۳ یا ۴ مدل سرباز هستند که به تعداد زیاد در بازی کپی شده اند و واکنش هایشان نسبت به شما، حتی در درجه ی سختی Hard آنچنان هوشمندانه نیست، با این حال شاید بشود آن را جزء نقاط قوت بازی به حساب آورد. اما حرکات دشمنان و همچنین حرکات یارانتان خالی از مشکل نیست و باگ های زیادی را در طول بازی مشاهده می کنیم. گیر کردن دشمنان در اشیا و خشک شدنشان در یک نقطه از جمله معمولی ترین این باگ ها محسوب می شوند، اما باگ هایی عجیب تر را نیز در این بازی شاهد خواهید بود.از جمله عجیب ترین این باگ ها را هنگامی مشاهده می کنید که دشمنان در ارتفاعی بالاتر از جایی که شما هستید ایستاده اند و به سمت جلویشان تیراندازی می کنند، اما تیرشان به جای این که به رو به رویشان برود به پایین و به شما اصابت می کند! برخی از حرکات دشمنان هم بسیار اعصاب خردکن است، مثلا هنگام تیراندازی به شما یک تیر شلیک کرده و یک قدم به سمت راست می گذارند و دوباره شلیک کرده و به جای قبلیشان بازمیگردند، و این رویه تا وقتی که آنها را بکشید ادامه خواهد داشت و غیر از این حرکت، هیچ کار دیگری، حتی رفتن به نقطه ای دیگر یا نزدیک تر شدن به شما انجام نمی دهند! در جاهایی از بازی نیز به تقلید از شوترهای دیگر باید مردم را از دست گروگان گیرها نجات دهید، اما این بخش از بازی به طور غیر منطقی بسیار دشوار طراحی شده و تا به خود آمده و روی گروگان گیر نشانه گیری کنید، وی تیری به شما شلیک کرده و کشته می شوید. و تکرار چندین باره آن به شدت برای گیمر سرسام آور می شود. یارانتان هم نقش سبزیجات! را در بازی ایفا می کنند و بی هدف تیری را به ناکجا شلیک می کنند و بودن یا نبودنشان اصلا در بازی تأثیرگذار نیست، چرا که تنها شما هستید که باید دشمنان را از بین ببرید. بدترین نکته در طول بازی این است که با وجود یارانی بی مصرف و دشمنانی که از هر جا به سمتتان سرازیر می شوند، مکررا دچار کمبود مهمات خواهید شد و شاید همین عامل باعث شود که بعد از ۱۰ دقیقه بازی کردن آنچنان برایتان زجرآور شود که بازی را رها کنید. میرمهنا عنوانی نیست که گیمر بتواند از گیم پلی آن لذت ببرد. میرمهنا از نظر گرافیک و جلوه های بصری در مقایسه با سایر بازی های ایرانی مطلوب است .طراحی کشتی ها و قایق ها، دریا و ساحل و به خصوص حرکات آب مناسب است. محیط روستایی بازی با وجود این که ایرانی بودن فضا را به گیمر منتقل نمی کنند اما تقریبا از جزئیات مناسبی بهره می برند. انیمیشن ها در مقایسه با بازی گرشاسپ اصلا مطلوب نبوده و کم تعدادند و شاهد حرکات بسیار خشکی از دشمنان و یارانتان هستید. نورپردازی و سایه پردازی بازی مناسب بوده و از جمله نقاط قوت گرافیکی بازی می توان به ابرهای متحرک و تابش زیبای خورشید به اشیا اشاره کرد. طراحی کاراکترها و اشیا نیز با وجود چند ضلعی های کم و بافت های با کیفیت متوسط تقریبا مناسب است، با این حال اصلا قابل مقایسه با بازی گرشاسپ نیست. افکت دود و آتش و انفجار هم قابل تحمل است و انیمیشن پرتاب شدن دشمنان در اثر تیر خوردن یا انفجار هم تقریبا مناسب است. با وجود این که بازی از لحاظ گرافیکی آنچنان در سطح بالایی قرار ندارد، اما افت فریم تقریبا در سراسر بازی حتی در قوی ترین سیستم ها مشاهده می شود که تا حد زیادی بر روند بازی تأثیرگذار بوده و بازی کردن را بسیار طاقت فرسا می کند.

خوشبختانه سازندگان بازی میرمهنا نسبت به موسیقی بازی توجه بیشتری از سایر بخش ها نشان داده اند. موزیکی که در طول بازی می شنوید، موزیکی زیبا با تم بندری بوده و کاملا فضای ظلم و ستم حاکم بر بازی را تداعی می کند. در لحظات مبارزه هم موزیک تند و کوبنده ی زیبایی را می شنویم و خوشبختانه این موزیک خسته کننده نمی شود ( شاید به خاطر گیم پلی ۲ ساعته بازی! ). اما بر خلاف موزیک قوی، صداگذاری بازی اصلا مطلوب نیست و نکته ی منفی بازی محسوب می شود. صداگذاری مردمان در بازی مثل میرمهنا، پدر شبیر و سربازان و لهجه ی جنوبی شان با وجود بی روح ادا کردن دیالوگ ها تقریبا به طور مناسبی انجام شده است ، با این حال صداگذاری سربازان هلندی یک کپی محض از صدای سربازان المانی در بازی Call of Duty است، و این امر را هر گیمری در ۵ دقیقه نخست بازی متوجه خواهد شد! ضمنا این کپی به طرز بسیار ناشیانه ای انجام گرفته و فقط ۲ یا ۳ فایل صوتی برای سربازان دشمن در نظر گرفته شده که مدام در بازی تکرار می شوند. گاهی اوقات صدای بسیار زیر فریاد زدن دشمنان و تکرار شدن مکررش آنقدر گیمر را عصبی می کند که ممکن است صدای بازی را به طور کل قطع کند! بازی میرمهنا به هیچ وجه بازی ای نیست که بتوانید از آن لذت ببرید و مشکلات متعدد آن باعث شده است که شاهد اثر ضعیفی در مقایسه با سایر بازی های ایرانی عرضه شده در سال های اخیر باشیم. متأسفانه سازندگان بازی از عواملی که باعث خلق یک FPS مناسب می شود تنها به ظاهر آن پرداخته اند و جزئیات آن را نادیده گرفته اند. میرمهنا تقلیدی سرسری و عجولانه و ناکاملی از بازی های سبک FPS است، مطمئنا سازندگان می توانستند با نوآوری به دور از تقلید و گذاشتن وقت بیشتری برای پرداختن به گیم پلی بازی، اثری بهتر و مناسب تر از این بازی کنونی به بازار عرضه کنند. با این حال، زحمات سازندگان بازی و سعی آنان در پیشبرد صنعت بازی سازی در ایران حرکتی بس شایسته است که باعث می شود که گیمرهای ایرانی برای حمایت از این حرکت دست به خرید این بازی بزنند. امید است که در آینده شاهد عملکرد بهتری از اسپریس پویا نما در زمینه ی بازی سازی باشیم. [toc-rate]

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید