نقد و بررسی بازی Red Faction: Armageddon | تخریب یک جهان

زمانی که زمین جایی برای زندگی کردن نداشته باشد، بهترین مکان و یا تنها ترین مکان برای ادامه دادن به حیات، کرات دیگر هستند. حال تفاوتی ندارد مقصد کجا باشد، چون آدمی می تواند از هر جایی برای خود خانه ای بسازد.
در Armageddon، داریوس میسون مانند پدربزرگ خود آلک که چهل سال قبل در Guerrilla با او همسفر شده بودیم ناخواسته در نبردی سخت که به نوعی خود باعث آن بوده است، قرار می گیرد. “ترافورمر ها” دستگاهی عظیم الجثه ای می باشند که با تولید اشعه های خاص، اتمسفر مریخ را تبدیل به اتمسفر زمین می کند و شرایط زندگی انسان ها را در این کره فراهم می کنند.

حال “مارائودر ها” با سرکردگی آدام هیل نقشه های اولیه حمله به این دستگاه ها را پیاده سازی می کنند که ناگهان داریوس، با توجه به اتفاقاتی که در اول داستان به وقوع می پیوندد، این ترافورمر ها را نابود می کند و کار دشمنان RF را آسانتر می کند. شرایط مریخ به هیچ وجه مناسب هیچ یک از گروه های انسانی نیست و آن ها به اجبار به ساخت تونل و پناگاه های زیرزمینی روی می آورند و به داخل آن ها پناه می برند و برای خود در زیر سطح مریخ شهرک های کوچکی بنا می کنند. چند سال می گذرد و دوباره داریوس با خطای ناخواسته ی دیگری، “پراگ ها” موجودات خطرناک فضایی را از بند می رهاند و به طور کامل جان انسان هایی که در پناهگاه های زیرزمینی پنهان شده اند را به خطر می اندازد. در این بین با وجود این ۲ اشتباهی که از داریوس سر زده است هیچ یک اطرافیان او به چشم یک دوست و همراه به او نگاه نمی کنند و تمامی مشکلات به وجود آمده را همه از او می دانند.در جمع همنشین های داریوس تنها یک زن است که مقصر اصلی را داریوس نمیداند، “کارا” سعی می کند تمامی مشکلات را همراه با داریوس حل کند تا بتواند دیدگاهی را که مردم از داریوس دارند، تغییر دهد. متاسفانه چندین سال است که داستان هایی این چنینی را در بسیاری از فیلم ها و بازی ها دیده ایم و آنقدر در مقالات از کلمه ی “کلیشه ای” استفاده کرده ایم که همین کلمه هم خود کلیشه ای شده است. به هر حال سازنده ی بازی، استودیوی Volition Inc سعی کرده است کمی متفاوت تر از عناوین دیگر، داستان Armageddon را بازگو کند و به همین دلیل در طول مراحل بازی شاهد چندین “نوار صوتی” هستیم که با پیدا کردن آن ها می توانیم با دیگر مشکلات و مسائل دنیای Armageddon آشنا شویم.

گیم پلی بازی خود به چند بخش مجزا تقیسیم می شود، تخریب پذیری یکی از بخش های آن است که همیشه در دنیای Red Faction به بهترین نحو به آن پرداخته می شود. در نسخه ی قبل ما شاهد یکی از بهترین انواع تخریب پذیری بودیم و می توانستیم با چکش غول آسای آلک میسون هر چه و یا هر کسی را که می خواستیم تکه تکه کنیم. در Guerrilla می شد با ضرباتی که به ستون ساختمان ها وارد می کردیم به طور کامل و طبیعی ساختمان را نابود کنیم، حال در Armageddon همان تخریب پذیری وجود دارد اما کمی به طبیعی بودن آن و نوع ریزش قطعات ساختمان افزوده شده است که این کارِ Volition گیم پلی بازی را دلپذیر و هیجانی تر از گذشته کرده است. اگر بخواهیم صادقانه از محیط تخریب پذیر Armageddon بگویم، باید اعلام کنم همه چیز و همه کس به نوعی تخریب پذیرند و اگر تا به حال با عناوینی روبه رو شده اید که محیط تخریب پذیر از پیش ساخته شده داشته اند، Armageddon شما را مبهوت خواهد کرد. در کنار تخریب کردن محیط شما باید در طی مراحل به تعمیر بعضی بنا ها و وسایل نیز بپردازید، برای این کار باید از سلاح “نانوفورج” که بر روی مچ داریوس نصب شده است استفاده کنید. این قابلیت تا حد بسیار زیادی مانند سلاحی می ماند که قبلا در عنوان Singularity استفاده کردیم، اما اکنون Nanoforge تنها توانایی تعمیر دارد و عملیات تخریب همچنان مانند نسخه های قبل با سلاح ها و چکش قابل انجام است. البته لازم به ذکر است که این سلاح کاربرد های جنگی نیز دارد و می توانید با آپدیت هایی که انجام می دهید، با آن دشمنان را چندین متر پرت کنید و یا امواج سنگین چند مگاهرتزی تولید کنید. در RF : Armageddon تا آن جا که امکان دارد، سلاح در اختیار شما قرار گرفته است که هر کدام از آن ها برای کشتن یک موجود خاص کاربرد دارند. متاسفانه با وجود Inventory کوچک داریوس، شما مجبورید هر زمانی که احساس کردید برای کشتن یک موجود به سلاح خاصی نیاز دارید، باید به کیوسک های مخصوصی بروید که سلاح ها را با هم تعویض می کند.
بخش “آپگرید”سلاح ها بسیار وسیع و پر گزینه است. برای آپگرید کردن سلاح هایتان باید از XP هایی که در گوشه و کنار محیط ها وجود دارد استفاده کنید و یا همچنین می توانید با تخریب کردن ساختمان ها، این XP ها را جمع آوری کنید و برای آپگرید سلاح ها و همچنین ذره ی خود از آن ها استفاده کنید.در بازی بیش از ۱۰ سلاح می توانید بیابید که از پرکاربرد ترین آن ها می توان به “Magnet Gun،XNG-5000 و Rail Driver” اشاره کرد که این سه جزء قدرتمند ترین سلاح های بازی می باشند که البته ناگفته نماند سلاح های دیگر نیز به اندازه این سه هم در بازی وجود دارند ولی کمی دستیابی به آن ها دشوارتر از این سه نوع است.
متاسفانه هر چند کیفیت بافت ها بالا باشد، استفاده بی رویه از آن ها و همچنین محیط های تکراری و بیش از حد شبیه به هم، بازیکن را از ادامه بازی منع می کند. شاید در ساعت های اولیه بازی، بتوانید محیط های بسته و بی روح و همچنین تکراری را تحمل کنید اما بعد از این، هر چه بیشتر رو به جلو می روید به محیط جدیدی نمی رسید و این موضوع باعث می شود خود به خود دیسک بازی را در آرشیو بگذارید و دیگر هیچ وقت سراغ آن نروید.
در نسخه ی قبلی، گرافیک بسیار خوب بود و نمایش شن های مریخ به درستی شما را یاد تصاویری واقعی که از مریخ در ذهن داشتید می انداخت همچنین با توجه به “محیط باز” یا Open-World بودن Guerrilla می توانستید از آن محیط ها لذت بیشتری بردید و همراه با وسایل نقلیه خود که برای طی کردن مراحل به آن ها نیاز مبرم داشتید، ذره ذره خاک مریخ را بپیمایید. در هر حال Armageddon از لحاظ گرافیکی و کیفیت بافت ها بسیار خوب عمل کرده است اما تبدیل آن محیط باز به دنیایی بسته و همچنین اصرار ورزیدن به ساخت مراحل و محیط های زیرزمینی تکراری، از امتیاز گرافیک بازی می کاهد چون هیچ بازیکنی تحمل تکرار را ندارد. اگر بخواهیم در یک جمله، گرافیک بازی را خلاصه کنیم، باید بگوییم Armageddon از لحاظ گرافیکی چیزی از عالی کم ندارد اما محیط های بسته و تکراری( که نهایتاً بعضی از آن ها دو راه دارند) باعث شده است سازندگان از این بخش امتیاز کامل و مناسبی دریافت نکنند.
در بخش موسیقی و صدا گذاری، Volition در حد عنوانی که پیشینه ای دیرینه داشته است موفق عمل نکرده است و اغلب صدای شخصیت ها با چهره ی آن ها یکسان و موازن نمی باشد. به هیچ وجه صداهای شخصیت ها حس یک قهرمان و حتی ضد قهرمان را به بازیکن منتقل نمی کند. در ضمن، متوجه نشدیم سکوت بیش از حد مراحل برای بردن بازیکن به اتمسفر بازی است یا اینکه آن ها به کل نقشه ای برای موسیقی در مراحل بازی نداشته اند؟
اگر بخواهیم یک جمع بندی کلی داشته باشیم، نباید فراموش کرد Voilation سعی کرده است بیشتر روی بخش فیزیک و تخریب پذیری محیط مانور دهد، که این را مدیون موتور Geo-Mod 2.5 هستند که بیش از هر موتور دیگری توانایی ساخت محیط های تخریب پذیر به بهترین شکل ممکن را دارد. این موتور قبلاً در Gurriella امتحان خود را به خوبی پس داده بود اما حال با تغییرات اندکی که روی آن انجام گرفته است، حتی از قبل نیز قدرتمند تر شده است. نمی توان گفت گرافیک و بخش های دیگر قربانی بخش فیزیک بازی شده اند، اما اگر سازندگان همچون بخش فیزیک به بخش های دیگر نیز می رسیدند، شاید اکنون خبر کنسل شدن این فرنچایز عظیم را نمی شنیدیم.

[toc-rate]

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید