نقد و بررسی بازی Shadows of the Damned Bring it on cabrón

شهری تاریک و نفرین شده ، مملو از موجودات خبیث و شیاطین ، عشقی دزدیده شده و راهی طولانی و دشوار در پیش رو برای یک قهرمان … یک شکارچی شیطان … مبارزی با لباس های چرمین ، زخمی در صورت ، خالکوبی هایی در سرتاسر بدن ، با لهجه ی غلیظ مکزیکی و مشکل داشتن در خواندن جملات انگلیسی!! قهرمانی که برای بازپس گرفتن عشقش از کمند شیاطین ، در صورت لزوم همه ی آن ” جانوران احمق لعنتی! ” را تکه تکه می کند! البته او در این مسیر صعب و دشوار تنها نیست ، رفیقی از جنس همان ” شیاطین لعنتی! ” همراه اوست ، رفیقی که او را در یک شرط بندی برنده شده است! رفیقی که نه تنها مشعل راه اوست ، بلکه سلاح او در برابر دشمنانش نیز محسوب می شود.آیا طی کردن این مسیر دشوار ، بدون وجود دوستی که سابقا در این شهر نفرین شده زندگی می کرده و از پیچ و خم های آن آگاه است ممکن است؟ پاسخ این سوال را در طی بازی Shadows of The Damned و سفر به دنیای عجیب و غریب Suda 51 و Shinji Mikami می یابید.کلید پروژه ی Shadows of The Damnedتوسط بازی ساز خلاق ژاپنی Suda 51 ، در سال ۲۰۰۶ زده شد و اولین اطلاعات بازی در آپریل همان سال در مجله ی Edge منتشر شد.سودا ۵۱ طی مصاحبه ای با این مجله خبر از شروع پروژه ای با اسم رمز Kurayami داد.یک بازی Survival Horror که در محیطی روستایی با ساکنانی غیر طبیعی دنبال می شود.این مصاحبه در اوایل عرضه Killer7 و قبل از شروع تولیدNo More Heroes انجام شده بود.تا سال ۲۰۰۸ و اعلامEA به عنوان ناشر بازی اطلاعات بسیار کمی از این پروژه منتشر شد.در سال ۲۰۰۹ اعلام شد که Shadows of The Damned بازی شوتر سوم شخصی خواهد بود که توسط Grasshopper Manufacture ساخته شده و از Unreal Engine 3 بهره می برد و توسط EA برای PC ، Wii ، X360 ، PS3عرضه خواهد شد ( که در نهایت فقط برای دو کنسول آخر عرضه شد ) اولین تریلر بازی درTGS 2010 به نمایش درآمد و در نهایت عرضه ی بازی برای X360 وPS3 در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۱ تأیید شد.

شخصیت اصلی داستان بازی یک شکارچی شیطان مکزیکی است با نامGarcia Hotspur که به همراه معشوقه اش Paula زندگی خوب و خوشی می گذرانند.گارسیا روزی به طور اتفاقی پائولا را در یک سطل زیاله پیدا می کند و از آن روز به بعد به او وابسته شده و از او نگهداری می کند.روزی گارسیا به خانه باز می گردد و با صحنه ی ناخوشایندی مواجه می شود.پائولا خود را با آویزان شدن از یک پنکه ی سقفی دار زده است و شیاطین از هر طرف به خانه حمله می کنند.گارسیا با کمک Johnson ، که یکی از شیاطینی است که در یک شرطبندی او را برنده شده است و توانایی تبدیل شدن به سلاح های مختلفی را دارد دشمنان را از بین می برد.پس از کشتن شیاطین ناگهان ارباب آنان Fleming ظاهر می شود و پائولا را اسیر می کند و خطاب به گارسیا می گوید که در صورتی میتواند دوباره پائولا را داشته باشد که به خاطر کشتار شیاطینی که در گذشته انجام داده تقاص پس بدهد.گارسیا نمی پذیرد و به دنبال فلمینگ قدم درCity of the Damned می گذارد ، جهنمی واقعی و مملو از شیاطینی که در ظلمت زندگی می کنند و بزرگترین دشمنشان نور است.وی تا رسیدن به قصر فلمینگ و نجات دادن پائولا ، راه دشواری را پیش رو خواهد داشت و البته در این راه افرادی نیز به او کمک خواهند کرد. شاید با خواندن متن بالا چنین جمله ای به ذهنتان برسد : باز هم همان داستان کلیشه ای دزدیده شدن پرنسس و راهی شدن یک قهرمان به قصر مخوف دشمن نهایی بازی ، و در نهایت نجات دادن معشوقه و پایان داستان به خوبی و خوشی! تا حدودی حق با شماست ، اما اگر نویسندگی همین داستان کلیشه ای بر عهده ی سودا ۵۱ خلاق و با عرض معذرت دیوانه ای! باشد که حاصل تفکرات عجیب و غریب او را درNMH و Killer7 دیده بودیم نباید انتظار روایت متفاوتی از این داستان کلیشه ای را داشت؟! از نظر بنده Shadows of the Damned متفاوت ترین و دیوانه وارترین بازی ترسناکی است که تا کنون به بازار عرضه شده است! دلیل این ادعا را در ادامه ی نقد و بررسی خواهید فهمید.با وجود این که اتمسفر بازی و دشمنان در مخوف ترین و ترسناک ترین حالت ممکن طراحی شده اند ، اما فضای کمدی حاکم بر بازی چنان تضادی با این جو ترسناک پیدا کرده که به دیوانه بودن و در عین حال کلیشه شکن بودن سازندگان بازی مشکوک می شوید! اول از همه از خود گارسیا شروع می کنیم.شخصیت پردازی وی به گونه ای بوده که هر گاه کنترل او را در دست میگیرید این احساس همواره با شماست که وی توانایی کشتن هر گونه دشمن را در بازی خواهد داشت.ظاهر خشن و طرز لباس پوشیدن او ، اعتماد به نفسش ، بذله گویی دانته مانندش و فحاشی افراطی اش به شیاطین و تحقیر و تهدید کردنشان چنان شخصیت قدرتمندی از وی در بازی ساخته است که نظیرش را تنها می توان در بازی های ” سودا ۵۱ ـی ” پیدا کرد! او برای نجات دادن پائولا حاضر است به قول خودش با هر تعداد شیطان پندخو (احمق!) مبارزه کند و از هیچ چیزی در این راه نمی هراسد.

گارسیا همانند دانته در DMC ، یکی از جذاب ترین کاراکترهای دنیای بازی های ترسناک است و کنترلش برای گیمر واقعا لذت بخش! در بازی دو شخصیت متفاوت از وی میبینیم ، یک روی خشن و در حال عذاب به خاطر از دست دادن معشوقه اش ، و یک روی مبارز و در عین حال بذله گو هنگام مبارزه با دشمنان! شخصیت خشن او را وقتی مشاهده می کنیم که در طول بازی پائولا را میبیند که توسط شیاطین مختلف در حال شکنجه شدن است و از عصبانیت به مرز از خود بیخود شدن میرسد ، اما شخصیت شوخ او را نیز در بازی مشاهده می کنیم.بعضی از تکه پرانی های او واقعا جالب اند ، مثلا وقتی گارسیا و جانسون در مرحله ای از بازی با Boss ـی کاملا دیوانه برخورد می کنند گارسیا می گوید : شاید دیوانه شدن این لعنتی به خاطر بیش از حد بازی کردن بازی های ویدئویی بوده! از این دست تکه پرانی های گارسیا در بازی کم نیستند ، اما تنها کسی که از لحاظ بذله گویی و وراجی از گارسیا پیشی می گیرد جانسون است! گاهی در ترسناک ترین لحظات بازی ( لحظاتی واقعا مخوف ، نه آن ترسی که درResident Evil 5 دیدیم! ) جانسون حرف هایی میزند که کاملا ترس موجود در آن صحنه را خنثی می کند و گیمر را گاهی تا مرز انفجار از خنده پیش می برد! صحبت در مورد خاطراتش از بخش Red Light شهر نفرین شده ، واکنش هایش هنگام دیدن خوراک مورد علاقه اش توت فرنگی و جر و بحثش با گارسیا از وی شخصیت بسیار محبوبی در بازی ساخته است که نقش مهمی در لذت بخش بودن بازی برای گیمر ایفا می کند.به شخصه از چگونگی تبدیل شدن جانسون به اسلحه Big Boner از خنده تا مرز انفجار پیش رفتم که از گفتن چگونگی تبدیل شدن جانسون در این قسمت معذوریم! بعضی از دشمنان بازی نیز در عین طراحی مخوفی که دارند واکنش های بسیار خنده داری از خود نشان می دهند که پیشنهاد می کنم برای لذت بردن از آنها خودتان بازی را تجربه کنید.البته همان قدر که در بازی حس طنز وجود دارد ، همان قدر نیز حس ترس در بازی وجود دارد.طراحی محیط و دشمنان ، خونریزی دیوانه وار و وجود جنازه های تکه تکه شده در بازی ، SOD را تبدیل به بازی ای کاملا مناسب بزرگسالان کرده است و به علت دیالوگ های نامناسب و صحنه های خشن ، بازی کردنش به افراد زیر سن قانونی به هیچ وجه توصیه نمی شود.تضاد بین ترس و طنز و روایت سودا ۵۱ گونه ای بازی از یک داستان کلیشه ای ، SOD را تبدیل به بازی بسیار جذابی کرده است که تا به پایان رساندنش دست از آن نخواهید کشید و کار Grasshopper Manufacture به خاطر به کار بردن چنین خلاقیتی بسیار ارزشمند است.

همان گونه که پس از انتشار اولین جزئیات بازی مشخص بود ،Shadows of the Damned یک بازی اکشن سوم شخص ترسناک و تأثیر گرفته از گیم پلیResident Evil 4 می باشد.همانندRE4 ، محل استقرار کاراکتر شما در گوشه ی سمت چپ تصویر است و هنگام نشانه گیری ، دوربین روی شانه ی کاراکتر متمرکز می شود.کنترل گارسیا نیز همانند لئون درRE4 بوده با این تفاوت که گارسیا بسیار سریع تر حرکت می کند و ضمنا توانایی حرکت کردن در هنگام نشانه روی را داراست.اما این کنترل سریع خالی از مشکل نیست.نشانه گیری در بازی ضعیف طراحی شده وحتی با وجود پایین آوردن حساسیت آنالوگ نمی توان آن چنان که باید و شاید روی دشمنان و اشیا نشانه گیری کرد و ضمنا در Boss Fight های بازی مشکل ساز است.تنها سلاح شما در این بازی جانسون است که توانایی تبدیل شدن به Pistol ، Shotgun و Machine Gun را دارد که هر کدام از این سلاح ها در طول بازی با گرفتن الماس های آبی رنگ و چسباندن آنها به جانسون قابل ارتقا هستند ( البته در ابتدای بازی میبینیم که جانسون به موتورسیکلت و احتمالا هزاران چیز مختلف دیگر هم می تواند تبدیل شود ، اما از این قدرت تغییرپذیری جانسون در بازی به طور خیلی محدودی استفاده شده است) متأسفانه تنوع سلاح ها اصلا خوب نیست و برای هر سه نوع سلاح ، یکی دو عدد ارتقا بیشتر وجود ندارد ، البته اگر کوتاهی بازی را در نظر بگیریم ( ۸ ساعت گیم پلی ) تنوع سلاح ها تقریبا مناسب به نظر می رسد! هنگامی که در حال دویدن هستید جانسون در نقش مشعل شما حاضر می شود و با استفاده از این مشعل نیز می توانید اقدام بهMelee Attack کنید و دشمنان را به جهنم بفرستید! مانند بازی Alan Wake ، تاریکی و روشنایی نقش مهمی را در گیم پلی بازی ایفا می کنند.در صورتی که گارسیا برای مدت زیادی در تاریکی ای که توسط منابع مختلف تاریکی ایجاد می شوند قرار بگیرد ، جانش را از دست خواهد داد و برای این که از تاریکی نجات پیدا کند باید به نور پناه بیاورد و این نور با شلیک نورانی(Light Shot) به یک شمعدانی به شکل بُز ! تأمین می شود.در طول بازی با کشتن دشمنان و شکستن جعبه ها الماس هایی کسب خواهید کرد که در واقع واحد پول رایج در بازی محسوب می شوند.از الماس های سفید می توانید برای خریدن شراب ( که همان نقشHerb ها درRE را ایفا می کنند ) یا خریدن تیر اسلحه یا خرید الماس های سرخ استفاده کنید ) که از آنها برای ارتقای جانسون استفاده می شود ) که این چیزها را یا می توانید از دستگاه های فروش نوشابه خریداری کنید یا آنها را از Christopher بخرید که در اکثر مراحل بازی حاضر است . او شیطانی است دوست داشتنی با صدایی مضحک بر خلاف ظاهر ترسناکش! وجود Red Gem ها ) الماس های سرخ ) در بازی ، ارزش تکرار آن را برای کامل کردن آپگریدها بالا برده است ، البته در صورتی که بتوانید مشکلات کنترل بازی را تحمل کنید! گاهی در سر مسیرتان درب هایی وجود دارد که سر نوزادی که در حال گریه کردن است محافظ آن درب است ، و شما باید با باج دادن به آن نوزاد درب را باز کنید. نکته ی مثبتی که در طول بازی به آن پی می برید این است که گارسیا هیچ وقت با کمبود مهمات مواجه نخواهد شد و همواره در گوشه و کنار محیط هایی که به آن وارد می شوید تیر و مهمات وجود خواهد داشت و این امر کاملا بیان گر این نکته است که سودا ۵۱ و میکامی قصد داشته اند که گیمر واقعا از بازی لذت ببرد ؛ و میتوان گفت در این امر تا حد زیادی موفق بوده اند ، شاید اگر مشکلات بازی کمتر بود در این امر موفق تر نیز می شدند! بازی دارای سه درجه ی سختیLemon Hunter ،Demon Hunter وLegion Hunter است که متأسفانه میتوان گفت که در درجه ی Legion Hunter که دشوارترین درجه ی سختی بازی است با چالش جدی ای مواجه نمی شوید! درSOD تنوع دشمنانتان بسیار کم است و شامل ۲ یا ۳ نوع شیطان معمولی ( در نقش همان زامبی های معمولی RE ) ، چند نوع شیطان با جثه ی بزرگتر از جمله عزرائیل ها! (Grim Reapers) و چند Boss مختلف می شوند که همگی آنها نقطه ی ضعف مشترکی دارند و آن غده ی قرمز رنگی است که با شلیک به آن می توانید آنها را به راحتی از بین ببرید.حتی در کشتن Boss آخر بازی یعنی فلمینگ هم با چالش جدی ای مواجه نمیشوید و تفاوتی در مبارزه با او و Boss های دیگر بازی نمیبینید! لازم به ذکر است که تعدادی از این دشمنان بسیار شبیه به دشمنان بازی Bayonetta هستند که حدس می زنیم حاصل انتقال تفکرات میکامی از Platinum Games به این بازی بوده اند! Boss Fight های بازی با این که پرتعدادند اما بسیار ساده طراحی شده اند و اصلا گیمر را به سختی نمی اندازند.هوش مصنوعی بازی نیز در سطح عناوین روز قرار ندارد و دشمنان را به سادگی میتوان از بین برد.سادگی مبارزات این بازی اصلا با دشواری Killer7 و No More Heroes قابل قیاس نیست! با وجود این مشکلات ، طنز حاکم بر بازی و خشونت افراطی از جنس سودا ۵۱ نمی گذارند که مشکلات بازی به طور کامل خود را نشان دهند و عیش گیمر را منقص نمی کنند! Headshot کردن شیاطین با یک شاتگان بسیار قدرتمند ، در حالی که گارسیا با فحش هایش از آنها پذیرایی می کند واقعا لذت بخش و ارضا کننده است! از نظر طراحی مراحل نیز Grasshopper Manufacture با وجود کوتاهی بازی بسیار مناسب عمل کرده و مراحل مختلفی از جمله روستاهای مخوف و پر از شیاطین ، قلعه های ترسناک ، زیرزمین های نمور و تاریک و حتی کتابخانه های شیاطین! وجود دارند.چند مرحله نیز به صورت Arcade گونه و دو بعدی وجود دارند که اتفاقا یکی از Boss های بازی را باید در این مرحله از بین ببرید و جنبه ی Fun بازی را به شدت بالا می برند! در عین Fun بودن این مراحل ، در طول بازی گارسیا همواره پائولا را در حال شکنجه شدن به وسیله ی شیاطین مختلف میبیند و عذاب کشیدن او باعث خلق لحظات بسیار جدی و احساسی می شود که با بخش طنز بازی کاملا در تقابل است.شاید بتوان Shadows of the Damned را در چنین جمله ای توصیف کرد : ” یک کمدی ترسناک رمانتیک دیوانه وار !! “

Shadows of the Damned از نظر گرافیکی و جلوه های بصری یکی از عناوین خوب این روزها و مثالی از استفاده ی مناسب از Unreal Engine 3 محسوب می شود.شخصیت های بازی به خوبی طراحی شده اند و محیط های بازی بسیار ترسناک و مخوف بوده و نورپردازی در سطح مناسبی قرار دارد، با این حال سایه پردازی بازی چندان مناسب نیست.جزئیات رعایت شده در بعضی از کاراکترها تحسین شدنی است ، برای مثال با کمی دقت متوجه میشوید که یک چشم پائولا به رنگ سبز و دیگری به رنگ خاکستری است و به او ظاهری زیبا در عین حال مرموز داده است.انیمیشن شخصیت ها زیاد متنوع نیست و حرکات دشمنان در طول بازی تکراری خواهد شد.گاهی اوقات هم گیر کردن دشمنان در اجزای محیط دیده می شود.خون و خون ریزی ، اجزای جدایی ناپذیر از آثار سودا ۵۱ نیز به قدر کافی در بازی وجود دارد و خیالتان بابت میزان خشونت حاکم بر بازی راحت است! تقریبا تمامی المان های محیطی که در RE4 وجود داشت ، در Shadows of the Damned نیز با تفاوت هایی به کار برده شده است.از نظر گرافیکی نمی توان به بازی آن چنان خرده گرفت جز این که Texture ها کمی دیر بارگذاری می شوند (مشکل اکثر بازی هایی که از UE3 استفاده می کنند ) و گاهی Loading های بازی در بین مراحل یا موقع کشته شدن و بارگذاری مجدد بازی طولانی است. از جمله نقاط قوت SOD می توان به موزیک و صداگذاری بازی اشاره کرد.موزیک شوم و ترسناک بازی و ریتم های تند هنگام مبارزات ، آدرنالین خونتان را بالا می برد و کاملا با جو بازی منطبق است.صداگذاری برخی از شخصیت ها ، از جمله جانسون با لهجه ی British اش زیبایی خاصی به بازی بخشیده و جذابیت بازی را دو چندان کرده است! استفاده از دوبلورهای بسیار مجرب و کارآزموده ارزش بازی را از لحاظ هنری بسیار بالا برده است.به جرأت میتوان گفت که SOD به همراه Portal 2 یکی از بهترین صداگذاری های ممکن را در بازی های عرضه شده در سال ۲۰۱۱ داشته اند Shadows of the Damned بازی بسیار خوبی است که میتوانست عالی باشد ، اما به علت کوتاه بودن زمان گیم پلی،سازندگان نتوانسته اند از تمامی پتانسیل های موجود در آن استفاده کنند.مشکلات کنترل ، هوش مصنوعی و Boss Fight های آسان هم از جمله نقاط ضعف عمده ی این بازی محسوب می شوند.اما نکات مثبت بازی و نوع کمدی موجود در بازی باعث می شود که SOD یکی از لذت بخش ترین بازی های این روزها باشد.اگر در گذشته از RE4 لذت برده اید و به دنبال یک شوتر ترسناک “متفاوت” می گردید ، SOD را به هیچ عنوان از دست ندهید ، چرا که مشخص نیست که سودا ۵۱ و شینجی میکامی ، این دو کارگردان خلاق ژاپنی ، در آینده هم به همکاری خود ادامه خواهند داد یا خیر!

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید