نقد و بررسی بازی Red Dead Redemption | رستگاری در غرب وحشی

وقتی صحبت از شوتر سوم شخص سند باکس گونه می شود،نا خودآگاه ذهن ها به سوی استودیو مشهور و خبره،Rockstar،می رود.مطمئناّ تمام خوانندگان با سری GTA آشنایی دارند که هر روزه به طرفداران آن افزوده می شود.اگر از دنبال کنندگان این سری باشید،می دانید که تمام نسخه های آن در زمان حال (نهایتاّ ۱۰ سال قبل) اتفاق می افتد.حال اگر زمان آن به عصر غرب وحشی پیدا کند چه می شود؟همان طور که حدس زده اید،عنوانی همچون RDR تولید می شود!سبکی که بارها توسط سازندگان مورد هدف قرار گرفته است،اما همه ی آنان از رسیدن به مقصد باز مانده اند.بار دیگر Rockstar ثابت کرد که می تواند از سوژه های نه چندان پر طرفدار،عنوانی خلق کند که نه تنها مورد استقبال قرار بگیرد،بلکه به عنوان یکی از برترین عناوین این دهه شناخته شود… .

Friendly old bastard, ain’t ya؟ توجه:متن زیر حاوی اسپویلر می باشد. داستانی با سوژه ی Red Dead Redemption بارها مورد استفاده قرار گرفته شده است؛همان تبهکاری که پس از اتفاقی تصمیم به خدمت به مردم می گیرد.پیش از هر چیز می باسیت با ابعاد شخصیتی مِین کرکتر بازی،جان مارستن آشنا شوید.مطالب زیادی در رابطه با بیوگرافی این شخصیت منتشر نشده است،با این حال بد نیست نگاهی به آن داشته باشیم.

شاید در نگاه اول به نظر فردی خشن به نظر بیاید؛اما پس از مدتی با ابعاد شخصیتی او آشنایی کامل پیدا می کنید و تمام آن افکار گذشته را دور می اندازید.برخلاف چهره ی او،جان فردی خونسرد،صبور،منطقی و پخته شناخته می شود.کمی از گذشته ی آن بگوییم؛در سال ۱۸۷۳،جان مارستن متولد شد.پدر او یک مهاجر بی سواد اسکاتلندی بود و مادر او یک روسپ.ی بود که در هنگام زایمان در گذشت.پدر جان در یک دعوا در بار،بینایی خود را از دست داد و برای همیشه نابینا ماند.فقر و بدبختی همچنان حضور پررنگی در خانواده ی او داشت،طوری که پدر او هشت سال بعد،در حالی که او فقط ۸ سال داشت به دلایل نامعلومی (به احتمال بسیار زیاده روی در خوردن مشروب) فوت کرد.پس از آن،به یتیم خانه ای فرستاده شد که بیشتر عمر خود (تا سن ۱۷ سالگی) را در آن جا گذراند،هم چنین همسر آینده ی خود را (ابیگل) در آن جا ملاقات کرد؛کسی که با او به باند گنگستر Dutch پیوست.جایی که آن ها از او مراقبت کردند،طریقه ی خواندن،نحوه ی تیراندازی و راه و رسم غرب وحشی را به جان آموختند.در ابتدای کار خود،همراه با Dutch Van Der Linde،Bill Williamson و Javier Escuella (اعضای باند) به انجام کارهایی همچون سرقت بانک،حمله به قطار،قتل و سایر جرایم هولناک در سراسر کشور می پرداخت.به گفته ی جان،تنها دلیل آن ها برای دست به انجام چنین کارهایی،دزدی از افراد ثروتمند و کمک به بی نوایان بوده،اما آن طور که به نظر می آمد،این حرف تنها سرپوشی بر روی اعمال آنان بود.از آن جا که اینگونه کردار سرانجام خوبی ندارد،نتیجه ی آن را در سال ۱۹۰۸ و طی یک دستبرد به بانک مشاهده کردیم.جان پس از جنگ و جدال،به شدت زخمی می شود و بر روی زمین می افتد؛دیگر اعضا نیز به او توجهی نکرده و پا به فرار می گذارند.جان که به شدت درمانده شده،سعی در بهبود شخصیت خود می گیرد و راه خود را جدا می کند.سپس جان با خریداری قطعه ای زمین،بخشی از آن را به مزرعه اختصاص می دهد و در گوشه ای دیگر خانه ای زیبا می سازد.ناگفته نماند که در زمان جدا شدن جان از باند Dutch،یک دختر داشت که بر اثر وبا در گذشت.همان طور که در اول متن گفته شد،جان فردی آرام و پایبند به اصول خانواده می باشد؛زندگی را همانند مبارزه ای برای بقا می داند.همچنین به قوانین غرب وحشی (استیل قدیمی) نیز پایبند است،آن هم در جهانی که به سرعت در حال پیشرفت است.

Storyline

همان طور که گفته شد،غرب وحشی به سرعت در حال پیشرفت و دگرگونی است،ورود ماشین به نسل جدید غرب،طراحی و شکل گیری مدرن ساختمان ها،تلگراف،راه آهن ها و مهم ترین آن ها اجرای قوانین سخت تر،از مهم ترین عوامل هستند.از این رو،دولت فدرال تصمیم به ایجاد دفتر تحقیقات برای کمک به این روند،به ریاست Edgar Ross می گیرد.از دیگر اهداف این دفتر می توان به رهایی از باندهای وحشی(از جمله Dutch ها)، و قانون شکن اشاره کرد.E.Ross برای این کار تصمیم به خدمت گرفتن یکی از اعضای سابق این گروه که همان جان می باشد،می گیرد.برای این کار،Ross با ربودن همسر و پسر او،مارستن را به اجبار وارد این کار می کند،غافل از این که نمی داند وارد چه داستان خطرناکی شده است… .بعد از ترک منطقه توسط جان به دلایل نامعلوم،به وسیله ی کشتی به ملاقات E.Ross و Archer forham در منطقه ای به نام Blackwater می رود،سپس توسط قطاری به Armadillo (نام یکی از مکان های بازی) فرستاده می شود.(بازی از این لحظه و پس از پیاده شدن جان شروع می شود) بعد از کمی گشت در شهر،او با فردی به نام جک ملاقات می کند که بر طبق شواهد و مدارک،از محل اختفای بیل و گنگ Dutch خبر دارد؛بنابراین به طرف مخفیگاه جک می تازند.در ملاقات با دوست قدیمی خود،جان سعی می کند تا با بحث و گفتگو و با روش مسالمت آمیز ماجرا را به اتمام برسانند،اما تنها نتیجه ای که حاصل می شود،صدمه دیدن دنده ی جان با یک گلوله است.مدتی می گذرد؛زمانی که جان بر روی زمین افتاده و منتظر مرگ است،زنی به نام Bonnie MacFarlane به همراه چند تن از سوارکاران او را پیدا کرده و با خود می برند.پس از درمان زخم ها،Bonnie به ازای دادن خانه و غذا به جان،از او درخواست کار کردن در مزرعه را می کند.(بانی و پدر او دارای مزرعه بزرگ و زیبایی می باشند)جان نیز با کمال میل قبول می کند و با پوشیدن لباس Elegant (در رابطه با لباس ها در ادامه و در بخش گیم پلی توضیح داده خواهد شد) راهی می شود تا با کار کردن،بدهی ۱۵$ خود را جبران کند؛اما پس از این که بیل به زنده بودن جان پی برد،انبار مزرعه را به آتش کشید.خوش بختانه جان به خوبی عکس العمل نشان می دهد و اسب های انبار را به سرعت به بیرون راهنمایی کرد و آن ها را نجات داد.جان علاوه بر انجام کارهای Bonnie،با Marshal Johnson (کلانتر منطقه Armadillo)،یک بازرگان به نام Nigel West Dickens،فردی معتاد به الکل که به نام Irish خوانده می شود و هم چنین یک آدم روان پریش به نام Seth Briars نیز همکاری می کند.پس از به آتش کشیده شدن مزرعه،جان تصمیم می گیرد به وسیله ی استراتژیک اسب تروا به قلعه ی Mercer حمله کند.تنها چیزی که به دست می آید،فرار بیل به استانی در مکزیک به نام Nuevo Paraiso،و صد البته به کمک یکی از اعضای باند سابق جان است.Irish تا جنوب مرز این منطقه جان را با قایق خود همراهی می کند،جایی که باید با فرماندار فاسد و زورگوی آن،Colonel Allende و صد البته فردی به نام De Santa که دست راست کلنل محسوب می شود نیز ملاقات کند.در واقع جان مجبور به انجام این کار است تا اطلاعاتی راجع به Williamson و Escuella بدست بیاورد.در همان زمان،او با Landon Ricketts کارکشته ملاقات می کند که به جان مهارت های جدید تیراندازی را می آموزد (همان Dead Eye).هم چنین مارستن به دو شخص به اسم Abraham Reyes و Luisa Fortuna نیز یاری می رساند،دو فردی که طرح شورش برای سرنگونی Allende را در ذهن می پروراندند.جان تلاش می کند تا هرگونه اطلاعاتی در رابطه با محل اختفای Bill،آن هم به وسیله ی Reyes و Allende به دست آورد.با وجود این که Allende از وفاداری جان به او آگاه بود به او خیانت کرده و قصد گرفتن جان او را می گیرد؛با این وجود موفق به انجام این کار نشد و جان قبل از آن که اعدام شود توسط Reyes و همراهان شورشی او نجات پیدا کرد.سپس او به گروه شورشیان پیوسته و در تظاهرات با آنان همراه می شود.

  پس از کشتن کاپیتان de Santa،جان و شورشیان نقشه ی حمله به ویلای Allende را برنامه ریزی کردند.در بین حملات و بارش گلوله ها به سوی دو طرف،Luisa توسط مردان Allende کشته می شود.از آن طرف،جان و Reyes موفق به کشتن Allende می شوند.هم چنین جان نیز موفق به کشتن Escuella می شود.بدین ترتیب این ماموریت نیز با موفقیت به پایان می رسید.پس از آن،Reyes و شورشیان نقشه ی حمله به پایتخت را می کشند و جان نیز برای ملاقات دوباره ی Ross به Blackwater بر می گردد.اگر چه وظیفه ی جان با Escuella و دیگران به پایان رسید،اما به او گوشزد می شود که برای دیدن همسر خود می بایست دوست قدیمی و دشمن جدید خود،Dutch را به قتل برساند؛در غیر اینصورت دیگر خانواده اش را نخواهد دید.جان،همراه با Ross،Fordham همراه با چند تن از کارکنان دفتر در West Elizabeth جنگ هایی را بر علیه Dutch و باند بومی او شروع می کنند،اما هر بار با فرار کردن او تمام می شود.جان هم چنین با پروفسوری به نام Harold MacDougal و سرخپوستی خبره به نام Nastas برای ردیابی کار کرد.در نهایت،جان و افراد دفتر تحقیقات به ارتش ایالات متحده می پیوندند و در نزدیکی مخفیگاه Dutch کمین می کنند.در آخر پس از تعقیب و گریز فراوان بین جان و Dutch،بالاخره او در ارتفاعات بلند کوه گیر می افتد.Dutch به جان هشدار می دهد که دولت همیشه یک “هیولا” جدید برای توجیه کارهایشان پیدا خواهند کرد.سپس Dutch به جای کشته شدن بدست جان،خود را به پایین پرت می کند،اما پس از پیدا کردن جسد او،Ross یک تیر به بدن جسد شلیک می کند؛بدین ترتیب اعضا به کشته شدن او توسط جان را بپذیرند.پس از این ماجرا،جان آزاد است تا به ملاقات خانواده اش و همچنین دوست فامیلی خود که به نام “عمو” صدا زده می شود (در Beecher’s Hope) برود.برخلاف تصور جان،ابیگل با رفتاری خشمگینانه مبنی بر گروگان گیری آن ها با جان بحث می کند!روزها می گذرند؛همه چیز رو به راه است.جان به پسر خود نحوه ی تیراندازی،سوارکاری،کندن پوست حیوانات و … را یاد می داد،ابیگل کارهای خانه را انجام می داد و “عمو” به مزرعه رسیدگی می کرد.جان پس از سختی های بسیار روزهای خوش زندگی را می گذراند،غافل از این که بداند چه اتفاقی در حال شکل گیری است.جمله ای که Dutch گفت را به یاد آورید،بله او برخلاف تمام بدی هایی که انجام داد،یک چیز را راست گفت.آن ها همیشه یک “هیولا” را برای انجام کارهایشان استخدام خواهند کرد.The Last Enemy That shall Be Destroyed با یک روز زیبا آغاز می شود،اما در عین سادگی،به نظر می آید که قرار است اتفاقی بیفتد.هنگامی که عمو در حال نگاه کردن زمین اطراف با دوربین خود بود،لشگری را می بینند که به سوی آنان می آیند.آن لشگر در واقع همان هایی هستند که او را در کشتن Dutch یاری کردند؛ارتش ایالات متحده و دفتر تخقیقات،از جمله Edgar Ross.جان که می داند چه اتفاقی قرار است بیفتد،به همسر و فرزند خود می گوید که به سمت اصطبل بروند.در حین درگیری،عمو زخمی می شود و به علت خونریزی جان می سپارد.جان نیز پس از کشتن چند تن از افراد،به سمت اصطبل می رود.او به همسر خود می گوید که با فرزند خود سوار بر اسب به دورترین نقطه ی ممکن بروند.جان که از عاقبت خود با خبر است،پس از در آغوش گرفتن خانواده اش و گفتن “دوستتان دارم”،با آن ها خداحافظی می کند.هم چنین به آن ها می گوید که به زودی بر می گردد؛غافل از این که دیگر برگشتی وجود ندارد.جان از لای در به بیرون نگاه می کند و بیرون می آید.تا جایی که می تواند افراد را هدف می گیرد و می کشد،اما در آخر بدست ده ها سرباز آماده کشته می شود.Ross نیز از این که عضو نهایی باند Dutch کشته شده راضی به نظر می رسد.در آخر همان شد که Dutch می گفت… .از آن طرف جک و ابیگل نشان داده می شوند؛پس از پخش صدای تیر در اطراف،آن ها به سرعت به مزرعه بر می گردند و با جسد جان رو به رو می شوند…؛و تنها گریه ی ابیگل به گوش می رسد… .جان می دانست که مقاومت در برابر آنان بی فایده است،به همین دلیل برای رهایی خانواده خود را به کشتن داد.او می دانست که اگر کشته شود،Ross دیگر خانواده ی او را دنبال نخواهد کرد.آن ها او و عمو را در تپه ای در نزدیکی مزرعه دفن می کنند و بر روی قبر جان،عبارت Blessed are the Peacemakers حک می شود.متاسفانه جک به یاغی تبدیل می شود و به دنبال Ross می گردد تا انتقام پدر خود را بگیرد.اکنون،۱۹۱۴،سه سال بعد از مرگ جان،ابیگل به دلایل نامعلومی فوت می کند؛جک نیز می تواند از تمام وسایل پدر خود از جمله سلاح،اسب و … استفاده کند.در آخر،جک موفق به پیدا کردن Ross می شود.او با Edgar که اکنون بازنشسته شده است،در منطقه ی مکزیک رودخانه ی San Luis دوئل می کند و موفق به کشتن او نیز می شود.در آخر،جان نیز به رستگاری می رسد.

Theme

مانند آخرین نسخه سری سرقت بزرگ اتومبیل (GTA)،این عنوان نیز دارای موضوعات مختلف و عمیقی می باشد.موضوعات مخنلف بسیاری در RDR وجود دارد؛اما به طور کلی به ۴ دسته تقسیم می شوند.در ادامه به تحلیل موضوعات این عنوان خواهیم پرداخت.اولین آن نبرد بین جهان قدیمی و دنیای مدرن است.تکنولوژی جدید به غرب وحشی معرفی شده است؛لباس های پر زرق و برق،هواپیماها و در نهایت تمدن.در حالی که برخی مردم همانند احالی ساکن منطقه Blackwater این تغییر را پذیرفته اند،تعدادی از کرکترهای بازی همانند Dutch،Williamson،Escuela و حتی جان نیز آن را نادیده گرفته و ابراز نارضایتی می کنند.به نظر می رسد که دو جناح اصلی بازی خلافکاران و دولت می باشند.نکته ی جالب آن است که هر دو جناح دارای بدی های خاص خود را می باشند.این را می توان به وضوح در کشتن مردم توسط خلافکاران و گرفتن پول از مردم و دادن وعده های پوچ و خالی توسط دولت مشاهده نمود.در پایان بازی،هنگامی که جان آخرین دشمن خود،Dutch را مورد هدف قرار می دهد،Dutch جمله ی معناداری می گوید: “تو نمی توانی با تغییر مبارزه کنی؛حتی اگر غرب قدیم (همان غرب وحشی) نیز به اتمام برسد،یک غول دیگر پیدا خواهد شد”.انتخاب بین خوب و شر به عنوان دومین زمینه ی داستانی به شمار می رود.ماموران دولتی (بجز Ross و Fordham) معتقدند که آن ها به عنوان مردمان خوب به شمار می روند،حتی اگر به جای کمک به غرب وحشی،آن را خراب و ویران تر از گذشته کنند.در بخشی دیگر،گروه Dutch قشر پر درآمد جامعه را به قتل رسانده و ثروت آنان را به فقیران اهدا می کند.در این بین سوالی به وجود می آید:آیا این قابل قبول است که در زمان حال برای دستیابی به آینده ای بهتر دست به خشونت و بی رحمی بزنند؟ و اگر هر دو طرف بد باشند،جان مارستن است که آن دو را خنثی می کند.او در طول عمر خود را صرف کشتن و سرقت از صدها نفر کرده است.اما با این وجود،تلاش می کند تا زندگی مجددی را بدون خاطرات گذشته،همراه با خانواده اش شروع کند.جان دیگر هیچ اهمیتی نمی دهد که کدام دو گروه خوب هستند و همان صفت او را خنثی و بی طرف می کند.البته در بازی به این سوال پاسخ داده نمی شود؛این به خود بازیکن بستگی دارد تا سوال را درست و یا نادرست تشخیص دهند.سومین موضوع داستانی RDR نشان می دهد که هیچ راه فرار از گذشته ای وجود ندارد.همان طور که در بالا گفته شد،جان در سنین جوانی زندگی با طعم جرم و جنایت را تجربه کرد؛به نوعی تمام زندگی او در کشتن افراد می گذشت.جان اکنون تلاش می کند تا همه ی گذشته ی تاریک را پشت خود قرار دهد و زندگی آرام همراه با مزرعه داری شروع کند؛اما هیچ راه فراری برای کسی که زندگی خود را همانند یک گذرانده وجود ندارد و گذشته همیشه در کنار شما خواهد بود.برای رهایی از گذشته،باید به رستگاری برسد.(اشاره به عنوان بازی) در آخر نیز به رستگاری می رسد،در پایان بازی و هنگامی جان خود را قربانی می کند تا همسر و فرزند او از دست مامورانی که به دنبال کشتن او آمده اند در امان باشند.و در آخر چهارمین موضوع مربوط به شخصیت Dutch Van der Linde می باشد که در آخر بازی دست به خودکشی زد.مردم غرب جدید دارای لباس های زیبا و اتومبیل خود هستند و مهم تر از همه به سوی تکنولوژی مدرن سوق داده می شوند.در حالی که اکثر مردم آن را می پذریند،Dutch است که خواهان از بین بردن جامعه جدید است.در چشمان او،جهان باید خشن باشد و همانند مبارزه ای برای بقا باشد که آن را در غرب وحشی مشاهده کردیم.این نکته در پیروان او نیز دیده می شود،افراد وحشی که از دنیای خشن و بی رحمی آمده اند.به عقیده ی Dutch،تکنولوژی،نظم اجتماعی و دولت چیزی جز فساد به ارمغان نمی آرود.برای همین است که برای از بین بردن Blackwater دست به کشتن افراد می زند. اگر RDR را تمام کرده باشید مطمئناّ یک سوال در ذهن شما به وجود می آید که چه وجه مشتکری بین داستان پردازی آن و GTA وجود دارد.احتمالاّ با توجه به نحوه ی انجام ماموریت ها،سبک و نحوه ی داستان پردازی بازی را یکی بدانید،اما تفاوت این دو به مرور زمان در طول انجام بازی کمرنگ تر می شود.معمولاّ در سری GTA مِین کرکتر بازی فردی خلافکار و از قشر کم در آمد و پایین جامعه است که با تشکیل باند های مختلف به ثروت می رسد.می توان اولین تفاوت این دو را در داستان بازی مشاهده کنید.همان طور که گفته شد کرکتر اول سری بازی های GTA،فردی خلافکار و سطح پایین است،در حالی که شخصیت اصلی RDR،فردی یاغی بوده که پس از مدتی به مبارزه با خلافکاران می پردازد تا به رستگاری برسد.نکته ی دوم پایان بازی است؛RDR در حالی به داستان خود پایان می دهد که جان پس از تلاش ها و زحمت های بسیار برای نجات جان خود و خانواده اش توسط یکی از antagonist های (شخصیت منفی) بازی کشته می شود.حال چگونه می توان این پایان خاطره انگیز را با GTA مقایسه کرد؟ البته نمی توان از شخصیت پردازی این سری گذشت،چرا که وجود آن باعث خلق این بازی شد.می توان نتیجه گرفت که RDR و GTA در بخش داستانی دارای نقاط مشترک و همان طور تفاوت های بسیاری می باشد؛به ویژه این که زمان داستانی آن ها متفاوت است.

Only kill what you need با شنیدن نام راک استار به عنوان سازنده ی بازی،بازیکنان انتظار گیم پلی همانند GTA را دارند.چاره ای جز موافقت نمی بینم،اما در این بین نکاتی وجود دارد که در این سری دیده نشده است؛در واقع همین نکات هستند که به عنوان ویزگی های کلیدی بازی به شمار می روند.پیش از شروع،نیاز است که توضیحی در رابطه با مکان های بازی داده شود.همان طور که می دانید منطقه های بازی دنیای گیم پلی را معرفی می کنند.نقشه ی RDR نیز به سه منطقه تقسیم می شود که هر کدام دارای ویژگی های منحصر به فرد خود از جمله حیوانات،گیاهان،فرهنگ و … می باشند.منطقه ی اول که نقطه ی شروع بازی نیز می باشد New Austin نام دارد.این منطقه دارای بخش های Cholla Springs ، Río Bravo ، Gaptooth Ridge و Hennigan’s Stead می باشد.نکته ای که قابل توجه می باشد این است که برخی مکان های بازی در نقشه قابل روئیت نیستند،به همین دلیل بازیکن برای پیدا کردن این گونه مکان ها باید به گشت و گذار بپردازد.دومین منطقه Nuevo Paraiso (به معنای بهشت جدید) نام دارد که اگر بخواهیم از نام آن صرف نظر کنیم،همان مکزیک است.ماموریتی که در آن این مکان باز می شود We Shall Be Together In Paradise نام دارد.از مهم ترین ویژگی های این منطقه می توان به رخ دادن انقلاب در آن اشاره کرد.West Elizabeth نیز سومین منطقه ی قابل کشف است.این منطقه تنها مکانی است که می توان در آن خرس های گریزلی،گوزن شمالی و بوفالو آمریکایی پیدا کرد (به دلیل منطقه ی سرد و وجود جنگل-Nekoti Rock به عنوان محل زندگی خرس ها شناخته می شود).اگر بخواهیم پرارتفاع ترین منطقه ی بازی را نام ببریم،Cochinay می تواند باشد که به عنوان مخفیگاه Dutch به شمار می رود و در یکی از آخرین مرحله های بازی کشف می شود.تجهیزات و سلاح ها جدا از این که به عنوان یکی از مهم ترین لوازم برای زنده ماندن در غرب وحشی به شمار می روند،مهم ترین ویژگی بازی را نیز تشکیل می دهد.راک استار در این بخش نیز سنگ تمام گذاشته است.طراحی آن ها به قدری فوق العاده کار شده که بازیکن می تواند با بازی کردن RDR با سلاح های غرب وحشی شناخته شود.منوی انتخاب اسلحه ها اگر چه در عناوین پیشین راک استار به کار نرفته،اما نکته ی جدیدی به شمار نمی رود و پیش تر در عناوینی همچون Saints Row 2 دیده شده بود.بگذارید از یکی از مهم ترین قابلیت های بازی شروع کنیم.تا به حال عناوینی عرضه شده اند که در آن ها می توانستید به عنوان یک فرد خوب و یا بد بازی کنید.اکثر این عناوین در سبک RPG عرضه می شدند و به ندرت عناوانی را می دیدید که ژانر آن RPG نباشد و از سیستم خوب/بود استفاده می کردند.یکی از عناوینی که در این نسل عرضه شد و از این سیستم (با پتانسیل بالا) استفاده کرد،inFAMOUS بود.در آن بازی شخصیت اصلی بستگی به رفتار و عملکرد خود در طول بازی نشانی دریافت می کرد که تا حدی تاثیر قابل توجهی بر روی گیم پلی بازی می گذاشت.این قابلیت به شیوه ی پیشرفته ای نسبت به inFAMOUS در بازی گنجانده شده است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.روال کار به این صورت است که خوب/بد بودن بازیکن بر اساس رفتار و عملکرد او در بازی است.به جز این،یک نوار جدا برای “افتخار” وجود دارد که با انجام کارهای خوب پر می شود.شاید بگویید مکانیزم آن تفاوتی با دیگر عناوین ندارد،اما فرق آن در همین جا مشخص می شود.اگر بخواهید به صورت یک شخص خوب در بیایید،می بایست با کمک کردن به مردم و یا انجام مراحل بازی در مقابل مردم به عنوان یک فرد نیکوکار جلوه کنید.برای تشویق بازیکنان به انجام این کار،مزایایی در نظر گرفته شده است.اگر به درجه ی بالایی در بخش محبوبیت/افتخار برسید،به هنگام خرید اجناس از تخفیف ویژه ای برخوردار می شوید و یا شخصیت های مختلفی از شما تقاضای کمک می کنند؛اما تنها این نیست.انجام کارهای بد در بازی همانند کشتن مردم،آزار و اذیت آن ها،راهزنی و … مشکلات و همچنین مزایایی را در بر خواهد داشت.به عنوان مثال،هنگامی که یک فرد را می کشید مقداری پول دریافت می کنید؛اما کلانتر منطقه به دنبال شما خواهد گشت و حتی پوسترهای تحت تعقیب نیز بر روی دیوار آویزان خواهند کرد و برای کشتن/دستگیر کردن شما مبلغی را به فرد مورد نظر به عنوان دستمزد خواهند داد.بدون شک یکی دیگر از ویزگی های مهم بازی اسب سواری است.می توان گفت این بخش به بهترین نحو ممکن کار شده و تا به حال در هیچ عنوانی به زیبایی RDR مشاهده نشده است.امکان دارد در اوایل بازی کنترل آن کمی سخت جلوه کند اما به مرور زمان آن را مورد ستایش خود قرار خواهید داد.

در طول بازی به اسب های متنوع و با قدرت های مختلفی برخورد خواهید کرد،اما به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:پر سرعت/متعادل/کند.برای بدست آوردن آن ها می توانید آن ها را از فروشگاه ها خریداری کنید که باید مبلغی را پرداخت کنید.اگر می خواهید به طور رایگان صاحب اسب بشوید بهترین راه دزدیدن است؛البته پس از آن باید به فکر فرار از کلانتر باشید.سومین راه برای بدست آوردن اسب رام کردن نوع وحشی است.اگر در محیط بازی به گشت و گذار بپردازید،متوجه ی وجود اسب هایی خواهید شد که به طور آزادانه در حال گردش هستند.برای رام کردن اینگونه اسب باید از کمند استفاده کنید.بدین صورت که با نشانه رفتن و پرتاب آن به دور گردن اسب،بر روی آن می نشینید و طی یک مینی گیم کوتاه،اسب را رام می کنید.هر اسبی نسبت به نوع دسته،دارای نواری به نام استقامت می باشند که بازیکن باید در هنگام سوارکاری به آن توجه داشته باشد.اگر به صورت مداوم دکمه ی x (در نسخه ی PlayStation 3) را فشار دهید،اسب شما خسته می شود و در آخر نیز با یک جفتک پذیرای شما خواهد بود! برای پر نگه داشتن بار استقامت آیتم هایی از جمله سیب وجود دارد که تا مدت کوتاهی نوار استقامت را پر نگه می دارد.همان طور که گفته شد،اسب ها به سخ بخش تقسیم می شوند.در RDR قدرت آن ها به صورت ستاره در زیر کاغذ قرار داد خرید و فروش اسب نوشته شده است.نوع اول که معمولاّ ضعیف و مریض هستند دارای یک ستاره می باشند.نوع دوم که به صورت پراکنده ای در اکثر نقاط پیدا می شوند دارای دو ستاره می باشند.نوع سوم که بهترین آنان است،تنها دارای سه اسب به نام های American Standardbred ، KentuckySaddler و Hungarian Half-bred می باشد.کاملاّ مشخص است که نوع سوم بهترین آن ها است؛اما لازم است نکته ای در رابطه با دیگر اسب ها گفته شود.اگر اسبی را با استفاده از رام کردن آن ها بدست آورده اید مراقب آن ها باشید،زیرا در صورت بی توجهی به آن ها هر چند یک بار با شما بدخلقی کرده و نمی گذارند که شما سوارشان بشوید.(برای صدا کردن اسب خود می توانید دکمه ی بالا D-Pad را فشار دهید تا به سمت شما بیاید-هیچ محدودیتی برای این کار وجود ندارد) برای رفع این مشکل می توانید به آن ها سیب بدهید تا اعتمادشان به شما بیشتر شود.انیمیشن آن ها به لطف موتور Euphoria بسیار رئالستیک کار شده و در اکثر مواقع بسیار طبیعی عمل می کنند؛با این حال دارای مشکلاتی نیز می باشند.به عنوان مثال در بعضی مواقع فرو رفتن بدن اسب در اجسام دیده می شود.برای نقل مکان تنها اسب ها نیستند،بلکه کالسکه ها و قطار هم جزو وسایل نقلیه محسوب می شوند.یک راه دیگر نیز وجود دارد:کمپ.برای این کار باید منطقه ی مورد نظر بدون شیب باشد؛پس از آن می توانید مکان مورد نظر را در نقشه مشخص کنید و با زدن یک دکمه به آن جا بروید.می توان گفت تا به حال در هیچ یک از عناوین راک استار تیراندازی به این اندازه لذت بخش نبوده.همان طور که گفته شد اسلحه یکی از مهم ترین آیتم ها برای زنده ماندن در غرب وحشی است،جان نیز از اسلحه های زیادی برخوردار می باشد.بازیکن می تواند علاوه بر اسلحه های آن دوره؛از تفنگ ها،rifle و … های civil war نیز برخوردار باشد که خود دارای چند بخش است.سلاح ها در RDR از شش بخش تشکیل شده اند.

  • Revolver و Pistol ها که به ۸ مدل تقسیم می شوند.
  • Rifles که دارای ۷ مدل می باشند.
  • Shotguns که از ۴ مدل تشکیل شده اند.
  • Scoped Rifles که همانند شات گان ها از ۲ مدل تشکیل شده اند.
  • Fists که همان مشت است.(در هنگامی که از سلاح استفاده نمی کنید بکار می رود)
  • Lasso (طناب برای گرفتن اسب و یا دشمنان)
  • Thrown Weapons که خود به ۴ مدل تقسیم می شوند.

Revolver و Pistol Revolver ها به عنوان یکی از شایع ترین اسلحه های بازی شناخته می شوند.یکی از اولین سلاح بازی نیز می باشد.Pistol ها در تمام نقاط قابل خرید می باشند،اما در West Elizabeth به دلیل پیشرفته بودن از مدل های قدیمی استفاده نمی شود.معمولاّ بهترین آن ها در همین منطقه یافت می شوند.این گونه سلاح دارای قدرت متعادل و ظرفیت خشاب پایین می باشند.تنها Revolver ها به ۴ بخش تقسیم می شوند که در حین بازی Unlock خواهند شد. Rifles این نوع سلاح دارای نوع های مختلفی از جمله Repeater Carbine می باشد که برد آن ها بستگی به مدلشان فرق می کند.Repeater ها (که خود در همین بخش می باشند) دارای سرعت العمل و ظرفیت خشاب بالایی می باشند؛به همین دلیل برای انجام بسیاری از مراحل مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. Shotguns شات گان ها به عنوان یکی از قدرتمندترین سلاح بازی به شمار می روند.به دلیل استفاده از گلوله های مختلف در مقایسه با دیگر اسلحه ها،دارای قدرت بسیار بالایی می باشند؛اما به دلیل ظرفیت خشاب و برد کم اکثراّ در نبرد های نزدیک و یا رو در رو مورد استفاده قرار می گیرد. Scoped Rifles این نوع اسلحه به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد.برد آن ها بسیار زیاد است؛اما زمان خشاب گذاری آن بیشتر از حد معمول است،بنابراین در نبردهای نزدیک مورد استفاده قرار نمی گیرد. Fists همان مشت است.یکی از مشکلات اساسی این بخش این است که تمی توان شخصی را با آن به قتل رساند.حتی اگر بیست ضربه به دشمن بزنید باز هم از روی زمین بلند می شوند و به مبارزه ادامه می دهند؛به همین دلیل مورد استفاده قرار نمی گیرد.(استفاده از آن تاثیری بر روی افتخار/محبوبیت شما ندارد) Lasso اگر چه به عنوان یک اسلحه به شمار نمی رود،اما قابلیت های بسیاری دارد.از Lasso می توانید برای رم کردن اسب های وحشی و یا دستگیر کردن زندانیان استفاده کنید. Thrown Weapons این گونه سلاح به چهار بخش تقسیم می شود که عبارتند از :بطری آتش زا،دینامیت،تبر و چاقوهای قابل پرتاب.دینامیت در بازی بسیار کار آمد می باشد و برای از بین بردن گروهی دشمنان بسیار کار آمد است.

سه درجه سختی در بازی وجود دارد که در واقع بر پایه ی هدف گیری ساخته شده اند.اولین درجه ی بازی Casual است.این بخش اکثراّ توسط بازیکنان مبتدی استفاده می شود.تیراندازی و هدف گیری در این بخش بسیار آسان شده و با نگه داشتن L2 می توانید به راحتی بر روی دشمن قفل کنید.دومین درجه Normal نام دارد.اگر چه نمی توان به طور کامل آن را Normal نامید،اما با این حال مشکلات خود را دارد.تنها تفاوت آن با درجه ی آسان این است که بازی تنها چند ثانیه (دو یا سه) بر روی هدف قفل می کند و پس از آن باید سرعت العمل به خرج داده و دوباره بر روی هدف زوم کنید.در آخر نیز درجه ی Expert قرار دارد.در این بخش هیچ وقت نمی توانید بر روی هدف قفل کنید و هدف گیری به طور کاملاّ دستی انجام می شود که باعث سختی دو چندان بازی می شود.همانند آخرین نسخه سری GTA،در این بازی قابلیت کاور گرفتن وجود دارد که بسیار شبیه به یکدیگر هستند.شما می توانید در کنار هر جسمی R1 را فشار دهید تا جان به سرعت پشت اجسام کاور بگیرد.اگر چه این قابلیت بازی را آسان کرده،اما مشکلات خود را نیز دارد.برای مثال در برخی مواقع رفتن کاور-به-کاور آزار دهنده است.علاوه بر این چند باگ وجود دارد که بازیکن را آزار می دهد؛اما با تمام این ها تیراندازی در بازی را بسیار لذت بخش کرده است. مطمئناّ یکی از قابلیت های جذاب بازی Dead Eye است که همانند آن را در COJ:BIB مشاهده کرده بودیم.اگر دقت کرده باشید،در کنار نقشه ی بازی،نواری قرمز رنگ به صورت هلال شکل وجود دارد.با کشتن دشمنان،این نوار پر شده و قابل استفاده می شود.می توانید با فشار دادن R3 از این قابلیت استفاده کنید.در این حالت محیط اطراف طلایی رنگ شده و به صورت slow motion در می آید.شما باید قبل از خالی شدن نوار بر روی دشمن مورد بدن هدف گیری کنید،در این هنگام بازی به طور خودکار دشمن را مارک می کند.همین کار را می توانید برای دشمنان دیگر انجام دهید؛پس از تمام شدن وقت،سرعت بازی به حالت اول باز می گردد و جان تمام دشمنان را در چند ثانیه از بین می برد.با پیشروی در بازی قابلیت هایی در این بخش باز می شوند.برای مثال می توانید با زدن R1 به صورت دستی دشمنان خود را مارک کنید و حتی می توانید زمان آن را با استفاده از تنباکو و روغن مار بیشتر کنید.به طور کلی مراحل بازی (همانند سری GTA) به دو دسته تقسیم می شوند:مراحل اصلی و فرعی.طراحی مراحل داستانی (اصلی) از تنوع خوبی برخوردار است؛اما به طور کلی به “کشتن فردی مورد نظر” خلاصه می شود.می توان گفت کیفیت آن ها به خوبی GTA IV کار شده است و جای هیچ کم و کسری وجود ندارد.این گونه از بیش از ۵۷ مراحل مختلف و در چهار Chapter خلاصه شده است.اما مراحل فرعی اگر بهتر از اصلی نباشند،کمتر نیز نیستند.بسیاری از این مراحل با علامت ؟ در نقشه مشخص شده اند.با به پایان رساندن هر یک از آن ها،نوار افتخار/شهرت شما مقداری پر می شود،همچنین دستمزدی نیز به عنوان پاداش به شما تعلق می گیرد.گاهی می توان مراحلی را یافت که می توانید به دو صورت خوب/بد تمام کنید.به عنوان مثال در بعضی مراحل شخصی از شما درخواست بازگشت پول خود را از دست دزدان می کند.در این بین می توانید پول را به صاحب اصلی بازگردانید و یا برای خودتان نگه دارید.علاوه بر اینگونه مراحل،بر حسب اتفاق ممکن است فردی (که بر روی نقشه با رنگ آبی مشخص می شود) از شما تقاضای کمک کند.این گونه مراحل می تواند شامل پیدا کردن اسب،جمع آوری گیاهان،شکار حیوانات،دوئل،نجات دادن یک فرد و … باشد.بدیهی است که با انجام این مراحل نیز مبلغی به شما داده خواهد شد (علاوه بر اضافه شدن نوار محبوبیت/شهرت).اگر از انجام این مراحل خسته شده اید،دستگیری خلافکاران می تواند سرگرمی خوبی باشد.در تمام مناطق پوسترهایی با نام Wanted بر روی دیوار نصب شده که می توانید با جمع آوری آن ها به محل اختفای فرد تحت تعقیب رفته،او را دستگیر کرده و به کلانتر بازگردانید.(در این بین باید با همکاران فرد دستگیر شده به جنگ و جدال بپردازید) البته باید توجه داشته باشید که با برگرداندن فرد زنده مبلغی بیشتری به شما اهدا می گردد.دیدبانی در شب و رام کردن اسب ها نیز به عنوان یک شغل محسوب می شود.در شب می توانید به دنبال سگ کلانتر رفته و از دزدی،دعوا و … جلوگیری کنید.رام کردن اسب ها نیز نیاز به توضیح ندارد.مینی گیم هایی که در بازی وجود دارند نیز در نوع خود جالب هستند.بازی هایی همچون Liar’s Dice،Poker،horse Taming و بسیاری دیگر در بازی وجود دارند که دارای جذابیت های خود می باشند.با انجام این گونه مراحل می توانید مبالغی را دریافت کنید،به خصوص در بازی Poker که می توانید با شرط بندی مبالغ هنگفتی را دریافت کنید.از دیگر بخش های بازی می توان به شکار کردن اشاره کرد که به عنوان یکی از سرگرم کننده ترین فعالیت های بازی به شمار می رود.شکار حیوانات می تواند درآمد زا و در عین حال خطرناک باشد.با کشتن آن ها و جمع آوری گوشت،پر و فروختن آنان به فروشگاه ها می توانید مبالغی را دریافت کنید.(جمع آوری گیاهان را نیز به این لیست اضافه کنید) حیوانات بخش عمده ای را در بازی تشکیل می دهند.بعضی از آنان توسط اهالی غرب آمریکا اهلی شده اند،اما بیشتر آنان در دسته های بزرگ در کنار یکدیگر زندگی می کنند.حیوانات وحشی همواره در حال تلاش برای کشتن NPC ها از جمله جان می باشند!حیواناتی نیز قرار بود در بازی وجود داشته باشند که حذف شدند،همانند Alligator و Crocodile.در بازی حدود ۳۷ نوع حیوان وجود دارد.در بازی دو نوع حیوان اهلی و وحشی وجود دارد.حیوانات وحشی پس از مشاهده ی بازیکن به سمت آنان حمله می کند؛در این بین پیشنهاد می شود از یک شات گان برای از بین بردن حیواناتی همچون خرس استفاده کنید.دسته ی دوم اگر چه بی خطر هستند،اما همواره در حال فرار از شما می باشند.Red Dead Redemption نیز همانند GTA IV دارای بخش چند نفره مشابهی می باشد.نکته ی آزار دهنده این است که دارندگان کنسول PS3 (اگر تنظیم شبکه شان NAT3 باشد) قادر به انجام این بخش نمی باشند.به جای لابی در بازی،مدی به نام Free Roam وجود دارد.در این بخش می توانید آزادانه در محیط بازی (همانند نقشه بخش تک نفره) به گشت و گذار بپردازید؛همچنین می توانید ماموریت های مختلفی را همراه با دوستانتان انجام دهید.یکی از آنان،پاک سازی محل اختفای خلافکاران است که می توانید به صورت تک نفره نیز به انجام برسانید.پس از پایان هر یک از این مراحل،مقداری امتیاز به شما داده می شود.(با دریافت امتیاز،لول شما بالا می رود) در بازی مدهای چند نفره بسیاری وجود دارد که به آن ها اشاره خواهیم کرد.در بازی های چند نفره،بازیکن با Mexican Standoff بازی را شروع می کند.قبل از شروع هر بازی،بازیکنان دو تیم در مقابل یکدیگر قرار می گیرند.هنگامی که بازی شروع شد،بازیکن باید دشمن را مورد هدف قرار داده و بکشند.می توان این را یک دوئل دسته جمعی خواند.مدهای دیگری همانند Gang Matches نیز در بازی وجود دارند که در نوع خود عالی هستند.

Red Dead redemption از موتور RAGE برای طراحی اجسام و رندر کردن آن ها استفاده کرده است.همه چیز عالی کار شده است.گرافیک بازی به راحتی می تواند با عناوین نسل حاضر رقابت کند.سیستم گردش آب و هوایی حتی بهتر از GTA IV کار شده،با باریدن باران می توان برخورد قطرات آب را زمین و اجسام را مشاهده نمود؛در روز نیز خشکی بیابان ها و آفتاب سوزان غرب به خوبی قابل مشاهده است.طراحی محیط اگر بهتر از GTA IV نباشد،بدتر از آن هم نیست.(توجه داشته باشید که دو سال از عرضه ی IV می گذرد ولی همچنان این گونه عناوین حتی اگر ساخته ی راک استار باشد را با آن مقایسه می کنند!) محیط های بازی تا حد زیادی همانند زمان خود ساخته شده است.طراحی ساختمان های بازی با توجه به فرهنگ و تمدن ساکنان آن تفاوت بسیاری دارد.برای طراحی انیمیشن ها از موتور Euphoria استفاده شده است که برای شبیه سازی انیمیشن شخصیت‌ها، حیوانات و اشیا بکار می رود.انصافاّ نمی توان هیچ گونه اشکالی از انیمیشن های بازی گرفت؛همه چیز در بهترین حالت قرار دارد،به ویژه طراحی اسب ها.در زمنیه ی نورپردازی و هم چنین HDRR نیز راک استار به خوبی عمل کرده و شاید بهترین باشد!با همه ی تعریف و تمجید ها،یک نکته ی بازرگ وجود دارد و آن هم تفاوت کنسولی این بازی بین دو نسخه است.هنگامی که دو نسخه با یکدیگر مقایسه شد،متوجه شدیم که تنها ۸۰ پیکسل بین این دو بازی تفاوت دارد،اما در واقعیت هنگامی که مساحت محیط از دست رفته را حساب کنیم،به همین دلیل برای نسخه ی PS3 بیست درصد کمتر از ورژن Xbox 360 است.این مساله باعث شده تا تصاویر در این نسخه بلوری دیده شوند،به همین دلیل ممکن است بعضی آبجکت ها رندر نشوند.در بعضی مواقع حتی سایه ی جان نیز دیده نمی شود که خود ضعف بزرگی برای این نسخه است.این مشکل را می توان به دلیل استفاده X360 به عنوان Lead Platform دانست.با این حال نسخه ی X360 نیز بی اشکال نیست و مشکلات و باگ های همیشگی در عناوین سند باکس در RDR نیز وجود دارد. صداگذاری همانند عناوین پیشین راک استار در سطح بالایی قرار دارد.می توان به نحوه ی حرف زدن مردم اشاره کرد که نشان می دهد راک استار توجه بسیاری در این زمینه داشته است.شخصیت های بازی همانند فیلم های وسترن گونه صحبت می کنند؛به ویژه جان مارستن.در زمنیه ی موسیقی نیز راک استار چیزی همانند یک شاهکار را تحویل داده است.موسیقی بازی به خوبی با محیط غرب وحشی سازگار است.در هنگام نبرد موسیقی بازی شدت می گیرد و بازیکن را غرق در بازی می کند.

سخن پایانی Red Dead Redemption را می توان کاملترین عنوان راک استار خواند.مشخص است که سازندگان از تجربیات خود استفاده کرده اند و تمام انرژی و وقت خود را بر روی رفع مشکلات و طراحی بازی گذاشته اند.RDR همان چیزی است که سال ها انتظارش را کشیده ایم،با تمام باگ ها،مشکلات گرافیکی و مسائل دیگر باز هم می توان آن را یک شاهکار خواند.به هیچ وجه آن را از دست ندهید،RDR را تهیه کنید و به دوران گاوچران ها بازگردید… .

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید