نقد و بررسی بازی Battlefield: Bad Company 2 | جنگاوری مدرن به روایت بتلفیلد

Bad Company عنوانی بود در سبک تیراندازی اول شخص که در سال ۲۰۰۸ توسط استودیوی DICE ساخته و همچنین به حمایتEA، نشر گردید. بخش آنلاین این عنوان، توانست همانند نسخه های پیشین Battlefield، رضایت مخاطبین را کسب و به یکی از بهترین گزینه ها برای بازی آنلاین تبدیل گردد BC .در بخش داستانی نیز خوب عمل کرد. شخصیت پردازی نسبتا خوب و دیالوگ های همراه با طنزی تلخ، کاری کردند که بخش داستانی نیز همانند multiplayer جذاب باشد، هرچند کم تر از آن! یک سال از این ماجرا میگذرد EA .در یکی از کنفرانس های مالی اش، اعلام میکند قصد ساخت ادامه BC را دارد و سر انجام در E3 2009 ، ادامه این عنوان رسما رونمایی و نمایش داده میشود. اینکه داستان ادامه دهنده نسخه اول است تا حدودی خوشحالی طرفداران را به همراه دارد. ماه ها میگذرد وEA با نمایش های فوق العاده و همچنین تبلیغات گسترده، عطش هواداران را برای عرضه این عنوان بیشتر میکند. حال از اینکه EA بازی های بزرگی همچون Uncharted 2 و MW2 را نیز از جنبه های مختلف به مبارزه دعوت کرده بگذریم! بازی عرضه میشود و خوشبختانه مورد توجه سایت ها و مجلات قرار میگیرد و کسب نمرات خوب BC 2 را همان چیزی نشان میدهد که سازندگان قولش را داده بودند. البته برخی معتقدند EA بیش از حد بازی را بزرگ کرده و در اصل BC2 آنقدر که تعریفش را شنیده اند، جذاب نیست. البته خود من اصلا به این مسئله اعتقادی ندارم و بر این باورم که مزایای BC2 حتی از حد انتظارات نیز فراتر رفته اند.

بازیکن کنترل Preston Marlowe ، یکی از اعضای گروه خیالی Bad Company را بر عهده دارد. گروهی که از Terrence Sweetwater متخصص فن آوری، George Haggard Jr متخصص تخریب و Samuel Redford رهبر گروه تشکیل شده است. آنان اکنون از طرف ارتش مامور شده اند تا از خطرات پیش بینی شده سلاحی به نام Aurora جلوگیری کنند. بازی در اکتبر سال ۱۹۴۴ آغاز میشود. Thomas Wyatt به همراه گروهی از سربازانش به جزیره ای که تحت کنترل امپراطوری ژاپن است، نفود میکنند Wyatt .موفق میشود یکی از دانشمندان که بر روی Aurora کار میکند را نجات دهد. آنان از جزیره فرار میکنند ولی طبق گفته های دانشمند، Aurora انفجاری به بار می آورد که منجر به نابودی تمام افراد جزیره و همچنین Wyatt و تیمش میشود. باز میگردیم به جنگ مدرن، اکنون اعضای Bad Company در حال جنگیدن پشت مرز های دشمن در روسیه، به دنبال دستگاهی مرتبط با Aurora ( که ظاهرا میتواند آن را کنترل کند ) هستند. طی مبارزه ای با سربازان روسی و شکست آنان، موفق به پیدا کردن دستگاه میشوند ولی کمی بعد متوجه میشوند که آن تقلبی است. در حالی که آنان هنوز اثرات نا امیدی در وجودشان موج میزند ( به دلیل پیدا کردن دستگاه تقلبی )، فرمانده ارتش، جنرال Braidwood به گروه دستور میدهد تا به ادامه ماموریت بپردازند و دستگاه اصلی را پیدا کنند. اعضای گروه برای یافتن ماموری به نام Aquire ( که ظاهرا اطلاعات زیادی راجع به دستگاه دارد ) راهی بولیوی میشوند و وی را پیدا میکنند. Aquire به آنان میگوید که اطلاعات بیشتر راجع به Aurora را میتوانند از طریق ماهواره ای ( که از رشته کوه آند کنترل میشود ) بدست آورند. Sweetwater ماهواره را هک میکند و موفق به بازیابی اطلاعات میشود. Aguireگروه را از وجود سرهنگی به نام Arkady Kirilenko که مامور ساخت مجدد Aurora است، با خبر میکند. طبق فرضیات، آنان حدس میزنند که وی در شیلی به سر میبرد. پس بدین ترتیب، برای یافتن Arkady راهی شیلی میشوند .گروه با کمک ارتش آمریکا موفق میشود Arkady را بدست آورد، ولی او پس از چندی فرار میکند. Sweetwater با بررسی مدارکی که Arkadyاز خود بر جای گذاشته، از وجود یک کشتی مرموز که متعلق به Arkady و گروهش است، اطلاع می یابد. Marlowe موفق میشود به آن کشتی رسیده و در آن به جستجو بپردازد. او طی یک جستجوی نسبتا کوتاه، موفق میشود دستگاه مربوط به Aurora ( که در ابتدای بازی تقلبی آن به دست گروه افتاد ) را پیدا کند. قهرمانان برای دیدار Aquire به کلمبیا سفر میکنند و بعد از جنگی تقریبا بزرگ با افراد غیر نظامی محلی، به Aquire میرسند ( البته در این جنگ، به دلیل سقوط بالگرد، آنان سقوط میکنند و از هم جدا میشوند؛ ولی در انتها دوباره متحد میشوند. Aquire پس از تحویل گرفتن دستگاه، چهره اصلی خود را رو میکند. وی با Arkady همدست شده و در پی انتقام گرفتن از آمریکاست. ( در اینجا لازم است پرانتزی باز کنم؛ دلیل انتقام جویی Aquire، کشته شدن پدرش ( Thomas Wyatt ) در همان عملیات سال ۱۹۴۴ بوده است. ) پس از اندکی مکالمه، Arkady نیز به Aquire خیانت کرده و وی را به قتل میرساند. سپس قصد جان افراد گروه را میکند که با فداکاری راننده بالگرد ( Flynn ) او از هدفش باز میماند. ولی در صحنه ای تکان دهنده Aquire بالگرد را نابود و Flynn را میکشد. اندکی بعدMarlowe، یک فروند هواپیمای Antonov An-124 را پیدا میکند که گروه احتمال میدهد Aurora در آن باشد. Aurora از خود Pulse های الکترو مغناطیسی پخش میکند ( و به همین دلیل برق شهر قطع و وسایل نقلیه نظامی نیز از کار می افتند ). تا اینجای کار افراد گروه از خود شجاعت های بسیار نشان داده اند ولی به علت از دست دادن روحیه، دیگر حاظر به دلاوری نیستند ( البته همه به جز ( Marlowe ولی Preston با تشویق و دادن وعده پیروزی، آنان را راضی میکند تا راه را ادامه دهند. گروه هنگام سعود هواپیما، در آن نفوذ پیدا میکنند. پس از جنگی آتشین با دشمنان، آنان به Kirilenko رسیده و او را در حال استفاده از Aurora می یابند ( زیرا اکنون هواپیما بر فراز مرز های جنوبی ایالات متحده است). Kirilenko میخواهد بوسیله Aurora کشور را از انرژی برق محروم سازد تا ارتش در مقابل حملات تدارک دیده، فلج شود. ولی Marlowe دستگاه را از بین میبرد و سعی در کشتن Kirilenko( آن هم هنگام سقوط آزاد! ) میکند و به زندگی وی برای همیشه پایان میدهد. گروه در Texas فرود آمده و پس از یک) Cut Scene که خبر از نسخه بعدی Bad Company میدهد ( بازی به اتمام میرسد. طبق صحبت های جنرال Braidwood، احتمال میرود در نسخه بعدی، قهرمانان را در آلاسکا و کانادا ببینیم. همانطور که خودتان متوجه شده اید، داستان اصلی BC2 از پیچیدگی خاصی برخور دار نیست ولی شخصیت پردازی و Cut Scene های فوق سینمایی، آن را به یکی از بهترین داستان هایی که در یک بازی وجود داشته، تبدیل میکنند. سازندگان در ایجاد یک فضای سینمایی در هنگام پخش Cut Scene ها بسیار تلاش کرده اند و انصافا هم به هدفشان رسیده اند ( که البته دیالوگ ها در این سینمایی شدن نقش بسزایی را ایفا میکنند ) و باید گفت بازی نصف هیجانش را مدیون Cut Scene هاست. دیالوگ های بازی از کیفیت بالایی برخوردارند. دیگر از آن مزه پرانی های بد موقع Sweetwater خبری نیست و خوشبختانه طنز دیالوگ ها در موقعیت های مناسبی خود را نشان میدهند. متاسفانه هنگام کشته شدن توسط دشمنان، با واکنش افتضاح یاران مواجه خواهید شد. گویی که آن ها شاهد کشته شدن یکی از افراد معمولی ارتش هستند! چنین عکس العمل هایی توسط یاران واقعا باعث نا امیدی بازیکن میشوند.

در ابتدا اولین چیزی که توجه بازیکن را به خود جلب میکند، فضای نسبتا Open-World است. ) preston شخصیت نقش اول BC ) میتواند از هر راهی به دل دشمنان زده و آنان را تارو و مار کند! حال این به بازیکن بستگی دارد که بخواهد همراه تیم به انجام ماموریت بپردازد یا اینکه از مسیر های متفاوتی مرحله را پیش ببرد. این را اضافه کنم که در همه جا امکان تصمیم گیری وجود ندارد, یعنی بازیکن در بعضی مواقع مجبور است کار تیمی را پیش ببرد، مخصوصا در حالت Hard که دشمنان از AI بالاتری برخوردارند.هوش مصنوعی مهمترین مؤلفه سختی Bad Company 2 است. دشمنان همیشه سعی در از بین بردن کاور شما دارند و بیشتر مواقع نیز به هدف خود میرسند. این امر بازیکن را به چالش میکشد ( و در نتیجه بازی را بیشتر به یک جنگ واقعی نزدیک میکند ( چرا که هر لحظه باید به فکر جایی دیگر برای حفاظت از خود باشد. همچنین NPC ها هنگامی که شمارا میبینند، دیگر کاری به هم تیمی هایتان ندارند و فقط Preston هدف تیر اندازیشان است. آن جاست که به زمین و زمان و سازندگان بازی لعنت میفرستید! در BC2، همانند MW هیچ گاه مشکل کمبود مهمات نخواهید داشت. در جای جای مراحل، محموله هایی وجود دارند که در آن ها انواع و اقسام سلاح های بازی به همراه مهماتشان را میتوان یافت. این جعبه ها در درجه سختی بالا، به کمک بازیکن می آیند. زیرا در درجهHard ، هوش مصنوعی دشمنان بالاتر میرود و این امر موجب آن میشود گه بازیکن گلوله های بیشتری برای از میان برداشتن آنان مصرف کند. خودتان حدس بزنید وجود این بسته های مهمات چه قدر میتواند کارساز باشد. زمان Loading ها هم در میان مراحل و هم در هنگام Restart شدن بازی، کم است و هیچ گاه نباید نگران این باشید که از این مورد, احساس خستگی کنید. شکل و شمایل لودینگ میان مراحل دقیقا از روی MW کپی برداری شده و هیچ گونه نو آوری نمیتوان در آن یافت. خود من از دیدن تقلیدی به این وضوح، بسیار تعجب کردم! به هر حال دیدن چنین اشکالاتی در بازی بدین بزرگی، جای تأمل دارد. در نسخهX360 ، گاهی اوقات سرعت کم بارگذاری باعث میشود دستگاه بازی را اجرا نکند یا صفحه همانطور برای مدت ها روی Loading قفل شود. هنگام برداشتن سلاح های جدید نیز این مشکل پیش می آید. خوشبختانه اگر بازی را روی Hard drive بریزید این اشکال به کلی برطرف خواهد شد. از مهمترین تفاوت های BC2 باMW ، تاکتیکی تر بودن آن است. یعنی دیگر بازیکنان نمیتوانند با یک Flash و یک مسلسل از پس تمامی دشمنان در یک محدوده بر بیایند. این مسئله ارزش هم تیمی هارا نیز بالاتر میبرد ) حال آنکه آنان از هوش مصنوعی بالایی نیز بخوردارند ) و مانند برخی بازی ها، همه کاره در بازی تنها شما نیستید. البته اینکه بازیکنان به هیچ عنوان نمیتوانند تاکتیک را کنار بگذارند، یک دروغ محض است. چرا که BC2 یک شبیه ساز جنگ نیست و بسیاری از المان های MW در آن وجود دارند. اکشن بازی بسیار هیجان انگیز و نفس گیر است! البته نه به اندازه MW. طبیعی هم هست که MW در اکشن BC2 را پشت سر بگذارد، چرا که روند بازی در BC2 همانطور که قبلا توضیح دادم, بر پایه تاکتیک بنا شده. فیزیک تخریب پذیر و هوش مصنوعی بالای دشمنان و یاران، اکشن BC2 را پربار و نفس گیر میکنند. نحوه کنترل بازیکن خوب و قابل قبول است ولی کند بودن حرکاتPreston ( مانند Knife کردن و یا خشاب عوض کردن ) گاهی روی اعصاب میرود و باعث باخت میشود. مانند سری های گذشته Battlefield، در BC2 نیز میتوان از وسایل نقلیه جنگی استفاده کرد، چه به طور پیش فرض و یا چه به خواسته بازیکن در میان مراحل. این قسمت از بازی واقعا جالب و هیجان انگیز طراحی شده و کاری میکند بازیکن پس از چند ساعت بازی کردن، خسته نشود. سعی کنید مراحل سواری با تانک را روی درجه سختی بالا انجام دهید تا از لذت کامل آن بهره مند شوید. آنقدر کنترل بالگرد دقیق و با ظرافت طراحی شده که بازیکن را شگفت زده میکند. همچنین نحوه کار با آن پیچیده نیست و بازیکن هیچ گاه هنگام کار با بالگرد ( و همچنین تانک و قایق ) گیج نمیشود.بخش تک نفره BC2 با اینکه بسیار کوتاه است، ولی جاذبه هایی را با خود به همراه دارد که بازیکن اصلا متوجه کوتاه بودن آن نمیشود. در حالت Easy یا normal میتوانید بازی را در ۴-۵ ساعت به پایان برسانید. در غیر اینصورت، درجه سختی Hard میتواند تا ۷ ساعت نیز شمارا مهمان میدان جنگ BC2 کند. به شخصه توصیه میکنم اگر میخواهید به طور کامل جذب بازی شوید، Hard بهترین Difficulty level میباشد. بخش چند نفره که از نظر اکثر بازیکنان, مهمترین مؤلفه سری Battlefield است، BC2 را چند برابر جذاب تر کرده است. بسیاری از المان های Multiplayer نسخه اول در این بازی هم وجود دارند ولی به هیچ عنوان نمیتوان گفت این بخش در BC2 کپی، تقلید و یا هر چیز دیگری از این قبیل است. در مورد جذابیت های این بخش باید بگویم که اگر بلافاصله بعد از تجربه کردنMW در حالت آنلاین، به سراغ این بازی بیایید، شاید کند و تاکتیکی بودن آن عذابتان دهد. پس سعی کنید کلا MW را فراموش کرده و به سبک مولتی پلیر BC2 عادت کنید. بخش چند نفره BC2 بر پایه کار تیمی و تاکتیک بنا شده است. بازیکن اگر هدفی دارد، باید به همراه یاران خود به آن برسد و میتوان گفت تک روی، تقریبا غیر ممکن است. همکاری با یاران، در هر قسمت از بخش چند نفره میتواند متفاوت باشد و تمامی کارها در MP یک گروه Match شده و هماهنگ را میطلبند. برای چند نفره بازی کردن کلا چهار حالت وجود دارد : ) Rush بازیکنان وظیفه دارند در نقش مهاجم و یا مدافع، برای نابود و دفاع کردن از ایستگاه های M-COM تلاش کنند ) Conquest – ( همان Capture the flag به همراه وسایل نقلیه ) Squad Deathmatch – ( چهار تیم در نقشه وجود دارد و اولین گروهی که بتواند ۵۰ نفر را از بین ببرد، برنده خواهد شد ) Squad Rush – ( همان حالت Rush منتها در غالب تیم های ۴ و ۸ نفره ). یکی از مزایای بخش چند نفره BC2 گسترده بودن Map های آن است. این مزیت به همراه تخریب پذیری کامل، مطمئنا ارزش Multiplayer این عنوان را افزایش میدهد. استفاده از هر وسیله نقلیه ای آزاد است؛ وسایلی مانند تانک، بالگرد، جیپ و کامیون. اسلحه های نیز از تنوع خوبی برخوردارند و هیچ گاه باعث خستگی بازیکن نمیشوند. قابلیت Unlock کردن آنان نیز وجود دارد و همین امر باعث میشود احساس تنوع در اسلحه ها در فرد بوجود آید ( با توجه به این که ماه ها مهمان Multiplayer خواهد بود ). Experience point جمع کردن بوسیله از بین بردن دشمنان، رایج ترین راه برای اینکار است. راه های دیگر هم وجود دارند که ( از نظر نویسنده ) زیاد به صرفه نیستند. PunkBuster در این عنوان نیز متقلب ها را در رسیدن به هدفشان ناکام گذاشته است. پس به کلی فکر این گونه کار هارا درBC2 سر بیرون کنید!

از همان ابتدای مراحل نشر بازی، سازندگان گرافیک BC2 را بزرگ توصیف کردند و همچنین اذعان داشتند این عنوان از لحاظ گرافیک به Uncharted 2 رسیده. خوب قبول دارم این صحبت اغراق آمیز به نظر میرسد، ولی این بدان معنی نیست که جلوه های بصری BC2 از عناوین منتشره روز، فراتر نرفته اند. نقشه بازی بسیار گسترده است؛ ولی ای کاش فضاها کوچک تر بودند و برعکس، بر روی تنوع آن ها بیشتر کار میشد ( مانند بازیDarksiders؛ البته این دو عنوان از زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت دارند ). طراحی فضاهای دوردست ( مانند کوهستان ها و مراتع ) هر چه در MW افتضاح از آب در آمده بودند، در BC2 به شکلی واقعا زیبا طراحی شده اند. این واقعا عالی است که DICE سعی کرده کمبود ها و ضعف هایMW را، به محسنات بازی اش تبدیل کند. ولی در یکی از مراحل، هنگامی که با استفاده از بالگرد در حال عبور از روی یک دریاچه بودم، با صحنه بسیار بدی ار آبشار آن روبرو شدم که واقعا ارزش گرافیک بازی را پایین می آورد.رنگ بندی اشیاء در بازی آنقدر طبیعی و زیبا صورت گرفته که متنوع نبودن محیط از ذهن مخاطب بیرون میرود. زیبایی کار استودیوی سازنده در مراحل جنگل به اوج خود میرسد، به شخصه معتقدم محیط جنگل در یک بازی رایانه ای تا به حال چنین دقیق و خوش فرم شبیه سازی نشده؛ سایه زنی ها عالی صورت گرفته اند و نوری که از لای شاخ و برگ درختان عبور میکند در اکثر مواقع باعث شگفتی بازیکن میشود. از دیگر نکات مثبت گرافیک بازی، نورپردازی آن است. Attached Shadow ها به طرز قابل قبولی صورت گرفته اند و به دنبال آن ها، Cast Shadow ها نیز طبیعی جلوه میکنند. در کل، در نورپردازی نکته حائز اهمیتی وجود ندارد و در توصیف آن ها فقط میتوان همین را گفت: خوب!تکنیک Lens Flare به خوبی در بازی خود را نشان میدهد ولی گاهی اوقات مصنوعی به نظر میرسد. تکسچر آب و برف هنگام برخورد گلوله طبیعی است و اشکالی نمیتوان به آن وارد کرد. انیمیشن زمین افتادن دشمنان نیز یک سرو گردن بالاتر از MW قرار دارد. در ضمن آنان پس از مرگ، نسبت به شلیک ها واکنش نشان میدهند و بازیکن میتواند آن هارا بر روی زمین، از این طریق کنترل کند! ولی متاسفانه NPC ها فقط هنگام مردن دارای انیمیشن خوبی هستند؛ زیرا وقتی زنده اند، دویدن و حتی کاور گرفتن آنان تو ذوق میزند. در طول انجام مراحل، کلا ۳-۴ نوع NPC با لباس های متفاوت میبینید که لباس آنان زیاد با هم تفاوتی ندارد و اگر دقیق تر بخواهم بگویم کلا یک نوع دشمن در مراحل وجود دارد! و اما یکی از مهمترین و یا شاید مهمترین مؤلفه بازی، یعنی فیزیک، از شماره قبلی Bad Company پیشرفت های چشمگیری داشته و باید بگویم ( کامل ) تر شده. تکنولوژی Destruction 2 فیزیک کاملا تخریب پذیر را به BC2 هدیه داده و بازیکن میتواند هر چیزی را در بازی با استفاده از انفجار ها خرد و خمیر کند. البته به استثنای صخره ها، سنگ های بیش از حد بزرگ و لاشه اتومبیل ها؛ انصافا کسی هم انتظار تخریب چنین چیز هایی را نداشت ( به جز لاشه اتومبیل ها ). صحنه های تخریب خانه ها و سنگر ها واقعا طبیعی جلوه میکنند و ایرادی بر آنان وارد نیست. این تخریب پذیری، همانطور که در بخش گیم پلی نیز توضیح دادم، باعث تقویت اکشن بازی نیز میشود.با وجود برخی مشکلات جزئی که به آنان اشاره کردم، BC2 به راحتی میتواند در زمره یکی از بهترین عناوین از نظر گرافیک تا به اینجای سال تبدیل گردد. زیرا در پایان سال امیدی به وجود نام BC2 میان کاندید های بهترین گرافیک, وجود ندارد.

این بار هم موسیقی بازی توسطMikael Karlsson، کسی که اهنگسازی نسخه اول Bad company 2را نیز بر عهده داشت، تدارک دیده شده و الحق و الانصاف همانند نسخه پیشین، BC2 از لحاظ موسیقی چیزی کم و کثر ندارد. موسیقی بازی به خوبی حس و حال جنگ را در بازیکن بوجود می آورد. اگر میخواهید از همان اول بازی شاهکار Mikael Karlsson را در یابید، شمارا دعوت میکنم به دیدن دموی اول بازی که بازیکن را واقعا از لحاظ موسیقی تحت تاثیر قرار میدهد.هنگام مبارزه با دشمنان موسیقی تمی جنگی تر به خود میگیرد ولی تکراری بودن آن گاهی ممکن است بازیکن را عصبانی کند ( مخصوصا هنگام باخت ) ولی در مواقع عادی موسیقی آرامی پخش میشود. آنقدر آرام که گاهی بازیکن فکر میکند موسیقی در بازی وجود ندارد!و اما مهم ترین و بهترین المان صداگذاریBC2، یعنی افکت های صوتی، به خوبی حس و حال جنگ را به بازیکن القاء میکنند. صدای انفجار ها، مخصوصا هنگامی که با تخریب خانه ای همراه میشوند، انصافا با فیلم ها تفاوتی ندارند. در حقیقت، چیزی که باعث میشود لذت خراب کردن یک خانه دو برابر شود، همین افکت های صوتی هستند. هنگامی که در بیابان یکی از مراحل درحال گشت زدن بودم، ناگهان تیر آهنی جلویم سبز شد. آن را طبق معمول (!) از سر راه برداشتم و هنگام افتادن آن بود که تصمیم گرفتم به قسمت صداگذاری BC2 نمره کامل دهم. صدای خرد شدن تکه های آن مرا به تعجب واداشت. واقعا طبیعی! سازندگان برای هرچه طبیعی تر شدن فضای جنگ، کارهایی اغراق آمیز کرده اند که البته تا حدودی در رسیدن به هدفشان موفق بوده اند. برای مثال، بعد از اینکه بازیکن با اسلحه خود شلیک میکند، شلیک یک تیربار از دور به گوش میرسد! جالب اینجاست که هر چه قدر شلیک بازیکن به طول بینجامد، صدای تیربار نیز به همان قدر شنیده خواهد شد. صد البته در مبارزات این افکت ها بازی را مهیج تر میکنند ولی در فضاهای خلوت تا حدودی ناهنجار میشوند. در مراحل جنگلی با عبور از میان شاخه ها و گیاهان، صدای تکان خوردن آنان به گوش میرسد و خوشبختانه این صدا هم کاملا طبیعی طراحی شده. نکته جالب دیگر ( که بر ارزش صداگذاری BC2 می افزاید ) این است که صدای شلیک اسلحه ها در هر جای بازی متنوع است. در خانه ها و جاهای کوچک سر پوشیده، صدای شلیک خفه و به قولی بم است؛ ولی در بیابان و کوهستان صدا با اکو شنیده میشود و این مورد بازی را بسیار جذاب تر میکند.واکنش محیط نسبت به شلیک گلوله نیز خوب است و اکثرا صدایی که باید از اشیاء شنیده شود را میتوان شنید. Bad Company 2 عنوانی بزرگ و قابل ستایش است؛ گرچه مشکلات کوچکی را میتوان در آن یافت؛ ولی جذابیت های آن، مانند پرده هایی،از خود نمایی ضعف ها جلوگیری میکنند. بخش Single Player بازی همانطور که قبلا ذکر کردم، کوتاه است. اگر بازی را صرفا برای بخش تک نفره میخواهید تهیه کنید، فعلا عناوین بهتری در بازار هستند که از این نظر سرتر باشند. ولی اگر آن را به خاطر بخش چند نفره میخواهید، باید بگویم انتخابتان کاملا درست است و مطمئن باشید میتواند تا ماه ها شمارا سرگرم کند.

پلتفرم:

سازنده:
ناشر:

تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:

سبک:

حتما بخوانید