نقد و بررسی بازی Prototype

اینجا کجاست ؟! چه اتفاقی افتاده است ؟ چه بلایی بر سر مردم افتاده است ؟ چرا به این طرف و آنطرف فرار می کنند ؟ این هیولاها دیگر چیستند ؟ از کجا آمده اند ؟ این پلیس ها دیگر کیستند ؟ چرا همه جا پر شده از خون و اعضای تکه تکه شده ی بدن انسان ها ؟ آیا این همان شهر زیباست که اکنون به یک ویرانه تبدیل شده ؟ اینجا جهنم روی زمین است ! چه باید کرد ؟ چه کسی ناجی این شهر می شود ؟ آیا آرامش مجدداً به این شهر بر می گردد ؟ او دیگر کیست ؟ یک انسان است… نه او یک هیولاست… اما بیشتر شبیه انسانهاست… ! آیا او ناجی این شهر است ؟!

به [PROTOTYPE] خوش آمدید …

شهر نیویورک و Manhattan تا کنون بارها در فیلم ها و بازیهای مختلف ، مورد حملات انواع و اقسام موجودات زمینی و غیرزمینی قرار گرفته اند . اما اکنون Manhattan چیزی را در خود دیده که تا کنون مشابه آن را ندیده است . اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است که شما باید با شخصیت اصلی داستان – Alex Mercer –  که دارای قدرتهای زیاد و ابر انسانی است، به این اتفاقات پی ببرید و با تمام موانعی که بر سر راه دارید شهر را از این حالت خارج کنید.

Prototype یک بازی open-world و در سبک اکشن است که توسط Radical Entertainment ساخته و برای سه پلتفرم Xbox 360, PlayStation3 و PC عرضه شده است .

داستان

قدرت خواهی و جاه طلبی سران کشور های غربی به خصوص آمریکا، امروزه یکی از موضوع های خیلی از فیلم ها و بازیها شده است . هر فیلم و بازی این داستان را به یک شکلی روایت میکند . [PROTOTYPE] هم خواهان نشان دادن همین موضوع و از نوعی جالب و جدید است .

داستان بازی، زندگی شخصی به نام Alex Mercer را روایت میکند، مردی که دچار فراموشی شده و دنبال گذشته ی خود و آنچه اتفاق افتاده است، میگردد. بازی از جایی شروع می شود که الکس دچار فراموشی شده و وقتی که از خواب بلند می شود، خود را در زیر زمین یک شرکت مهندسی ژنتیک با نام GENTEK که دارای قدرت و نفوذ بالایی است، می یابد. پس از درگیری با چند سرباز مسلح، الکس موفق می شود که از آنجا فرار کند و سعی می کند که حافظه ی خود را مجدداً به دست آورد و دریابد که چه اتفاقاتی افتاده است. در بین راه او متوجه می شود که قدرت ها و توانایی هایی به دست آورده که به او نیرویی عجیب، سرعت و سلاح هایی بخشیده اند و همچنین به او این توانایی را داده اند که از مردم جهت دریافت حافظه، مهارت و چهره ی آنها استفاده کند. بدون هیچ آگاهی از زندگی قبلی خود، مجبور است که از تمام توانایی های خود جهت یافتن حقیقت استفاده کند.

در طول این کش و قوس ها و اتفاقاتی که در شهر در حال رخ دادن است، الکس با دشمنان گوناگونی مواجه می شود. یکی از این دشمنان که یکی از سرسخت ترین های آنان هم هست، گروه Blackwatch است. گروه Blackwatch از افرادی زبده تشکیل شده است که مخصوص درگیری با موجودات جهش یافته مانند الکس هستند .Captain Cross یکی از دشمنان اصلی الکس و یکی از افسران Blackwatch است که دستور پیدا و دستگیر کردن الکس را به گروه داده است. همچنین الکس با آلوده شدگانی روبرو می شود که مردم عادی و غیرنظامی هستند که به یک ویروس عجیب (که الکس نیز با این ویروس در ارتباط است) مبتلا شده اند. اما جدا از انسان ها، الکس با یک سری هیولاهای قدرتمند نیز روبرو می شود که ملقب به Hunter هستند و می توانند خیلی خطرناک باشند .

در همین اوضاع، الکس تلاش میکند که با خواهرش دینا((Dana ارتباط برقرار کند و موفق هم می شود. دینا، الکس را در یافتن هدف هایش (کسانی که در مورد گذشته ی الکس و آنچه اتفاق افتاده است، چیزهایی می دانند)یاری می کند. در همین بین الکس که از همه چیز بی خبر بود، یک زن به نام Elizabet Greene (عامل بوجود آمدن Hunter ها) را که در GENTEK زندانی شده بود، نجات می دهد تا از او سوالهایی در مورد اتفاقات اخیر بپرسد. اما الیزابت الکس را هل داده و از آنجا فرار می کند. الکس بعد از برقراری ارتباط با دانا و همکاری با او، با دوستش یعنی کارن پارکر ((Karen Parker ارتباط برقرار می کند. در ابتدا که کارن برای الکس اطلاعاتی از ویروس و همینطور Hunter ها می فرستد، الکس به او اعتماد می کند اما به زودی مشخص می شود که او برای Blackwatch کار می کند. او تلاش می کرد که ویروسی را به الکس تزریق کند تا توانایی تغییر چهره (الکس می تواند با کشتن افراد تغییر قیافه داده و به شکل آنها در بیاید) وی را متوقف کند .

بالاخره در یک رویارویی با کاپیتان کراس (Captain Cross)، این ویروس به الکس تزریق می شود. الکس با کمک خواهر خود دینا، با دکتر راگلند ((Ragland که یک آسیب شناس است و تجربه ی کار کردن با بیماری های عجیب را دارد، ملاقات می کند. بعد از آزمایشات متعدد، دکتر راگلند موفق می شود که دارویی برای بیماری الکس بسازد .

هنگامی که الکس به شهر برمی گردد، خواهرش در جلوی چشمانش توسط یک Leader Hunter ربوده می شود. وی به مکانی که دینا در آنجا زندانی شـــده بود، می رود و پس از شکســت دادن آن Leader Hunter ، متوجه می شود که دینا هنوز زنده است و سریع او را برای درمان، نزد دکتر راگلند می برد ؛ از آن موقع به بعد دینا دیگر در هیچ جایی دیده نشد .

بعد از شکست خوردن توطئه، و با کمک شخص ناشناسی (که فقط با نام “CONTACT” شناخته می شود) ریشه ی اصلی ویروس (The virus) و اتفاقاتی که بر سر Elizabeth Greene آمد مشخص شد:در سال ۱۹۶۹ دولت آمریکا یک ویرویس با اسم رمز “Blacklight” را در) Hope, Idahoیک منطقه در ایالت متحده ی آمریکا) مورد بررسی و تست کردن قرار داد. این ویروس به عنوان یک ویروس عامل تخریب بیولوژیکی در جنگ طراحلی و ساخته شده بود و نژاد های مخصوصی را که برای ویروس از قبل تعیین کرده بودند، مورد هدف قرار می داد و نابود می کرد. اما) Elizabeth Greene اسم رمز: (“MOTHER” تنها بازمانده ی حادثه ی Hope, Idaho بود. ویروس به بدن او نفوذ کرده و به جای اینکه او را نابود کند، کد های ژنتیکی او را همراه پسرش (با اسم رمز(“PARIAH”  تغییر داد. او توسط نیرو های BlackWatch دستگیر شد و آنها پسرش را از او جدا کردند که این باعث دیوانگی او شد . دولت تصمیم گرفت Hope,  Idaho را با استفاده از سلاح های اتمی در عملیاتی با نام “Operation ALTRUISTIC” مورد هدف قرار دهد و نابود کند Greene .و پسرش نیز اسیر شدند و این به دولت آمریکا اجازه می داد که با همکاری با شرکت GENTEK به تحقیقات خود روی ویروس ادامه دهد. 

بعد از مدتی الکس به گذشته ی خود پی می برد: هنگامی که کارمندان GENTEK با آگاهی از ویروس Blacklight، و ازترس شروع به متفرق و ناپدید شدن کردند، دکتر Alex Mercer، یکی از کارمندان GENTEK، تلاش می کند که به زیر زمین شرکت برود و یک نمونه از ویروس ” Blacklight ” را به عنوان ضمانت کننده ی جانش بدزد و در این کار موفق هم می شود. افراد گروه BlackWatch از موضوع مطلع می شوند و او را تعقیب می کنند و نهایتاً موفق می شوند که در Penn Station الکس را هدف گرفته و به او شلیک میکنند و او را می کشند. هنگامی که او مورد اصابت گلوله قرار می گیرد، لوله ی حاوی ویروس از دستش می افتد و می شکند و در نتیجه ویروس وارد شهر می شود. مقداری از ویروس نیز وارد جسد الکس می شود و همزمان با وارد شدن به بدن او، باعث زنده شدن او می شود و به او قدرت های خاصی می بخشد. در اصل الکس واقعی مرده است واین الکس حاصب همانند سازی DNA الکس واقعی است که توسط ویروس انجام گرفته است .

بعد از اینکه همه چیز مشخص می شود، الکس و contact به ارتش به کمک می کنند تا با کمک یک عامل بیولوژیکی با نام “Bloodtox” ، Elizabeth Greene را شکست دهند. نقشه ی آنها عملی می شود و الکس و Blackwatch موفق می شوند پس از یک مبارزه ی نفس گیر، Elizabeth را شکست دهند و Alex او را consume می کند . Alex و contact نقشه ی جدیدی طراحی می کنند که طی آن الکس دستگیر می شود و به پایگاه سری Blackwatch برده می شود ؛ جایی که McMullen در آنجا پنهان شده است و هدف شان هم رسیدن به McMullen است . نقشه عملی می شود . در طول اسارت، الکس تصمیم می گیرد که خود را مخفیانه به اتاق McMullen برساند تا از او حرف بکشد اما این بار او موفق نمی شود ؛ چرا که McMullen اقدام به خودکشی می کند . در همین بین، الکس متوجه می شود که ژنرال راندال در حال آماده شدن برای نابودی و پاکسازی Manhattan است . همچنین آشکار می شود که contact همان Captain Cross است ، کسی که الکس را راهنمایی می کرده تا سرهنگ Taggartرا consume کند تا به منطقه ای برود که بمب در آنجا کارگذاشته شده است . Captain Cross و الکس با هم رو به رو می شوند . او به الکس حمله می کند و به Supreme Hunter تبدیل می شود که الکس قبلاً او را شکست داده بود و مشخص می شود که کاپیتان کراس توسط Supreme Hunter، consume شده است  . این بار الکس موفق می شود که او را نابود کند ، سپس سریع بمب هسته ای را با یک هلیکوپتر از شهر دور می کند و در اقیانوس اطلس رها می کند و بمب در آنجا منفجر می شود. پس از این حادثه الکس تصمیم می گیرد زندگی جدیدی را آغاز کند و درباره ی به آنچه که تبدیل شده است، فکر کند و در آخر داستان می گوید : من چیزی کمتر از انسانم و همچنین چیزی بیشتر (I am something less than human, but also, something more ) . همچنین در ابتدای بازی گفته شده بود که PARIAH شبیه همان مورد AREA 51 است ؛ پس اگر نسخه ی بعدی در کار باشد ، از او بیشتر حرف زده می شود و شاید داستان حول او بچرخد . همچنین ابهاماتی هم در مورد خواهر الکس (Dana) وجود دارد که پاسخش در بازی مشخص نشده است.

در کل داستان [PROTOTYPE] خوب است اما کمی پیچیده شده است و دارای ابهاماتی است که با وجود این ابهامات، امکان ساخت نسخه ی بعدی بسیار زیاد است .

 

گیم پلی

یکی از بهترین قسمت های بازی و یکی از نقاط مثبت بازی، گیم پلی عالی آن است. ازاین بازی باید انتظاری بیشتر از یک گیم پلی خوب داشت ؛ این بازی یک گیم پلی عالی دارد. محیط بسیار گسترده که در کمتر بازی ای شاهد نظیر آن هستیم، امکانات زیاد، قدرت ها و توانایی های زیاد شخصیت اصلی بازی ، فیزیک خوب و … همگی یک گیم پلی عالی را در این بازی فراهم آوردند .

اولین چیزی که در گیم پلی بازی به چشم میخورد، توانایی ها و قدرت های الکس است که با آنها می تواند کارهای زیادی انجام دهد . شما برای از بین بردن دشمنان راه ها و ابزار های مختلفی در اختیار دارید مانند استفاده از مشت و لگد، سلاح گرم، سلاح سرد ، پرتاب کردن اشیا و … . یکی از قابلیت های فوق العاده و واقعاً نوآورانه که سازندگان دربازی قرار دادند، قابلیت consume کردن افراد است . با استفاده از این قابلیت، علاوه بر اینکه می توانید به شکل افرادی که آنها را consume می کنید در بیایید بلکه میتوانید از حافظه ی او جهت یافتن حقیقت و از مهارت های او جهت انجام دادن کارهایی اسفاده کنید . بطور مثال میتوانید به بعد از از consume کردن یکی از افراد گروه Blackwatch، به شکل او در بیایید و به زیردستانتان دستور دهید . ویا یکی از خلبانان را consume کنید و مهارت او در پرواز کردن را بیاموزید . اما این فقط یکی از توانایی های الکس است . شما میتوانید کسانی را که در داخل یک تانک یا هلیکوپتر هستند، به بیرون بیندازید و خود سوار آنها شوید . الکس می تواند از این ساختمان به آن ساختمان بپرد و یا از یک دیوار عمودی بالا برود . اعضای بدن الکس هم می توانند به یک اسلحه ی کشنده تبدیل شوند و توانایی های بسیار دیگر که تنها با بازی کردن میتوانید آنها را تجربه کنید .

اگر چه الکس توانایی ها و قدرت های زیادی دارد اما همیشه در آسایش نخواهد بود و گاهی اوقات دشمنانی بر سر راهش ظاهر می شوند که مبارزه با آنها چالش آور است و گاهی اوقات مجبور می شوید فرار را بر قرار ترجیح دهید که این چالش ها از یکنواخت شدن بازی تا حدود زیادی جلوگیری می کند ؛ البته اگر بازی را با دجه سختی بالا بازی کنید . در درجات سختی پایین بازی خیلی راحت می شود و خیلی کم چالش است و در این حالت هوش مصنوعی هم ضعیف است . یکی دیگر از ویزگی های مثبت بازی، کنترل نه چندان سخت الکس است. او با تمام توانایی ها و فنونی که دارد کنترل چندان سختی ندارد که به لذت بخش کردن بازی کمک می کند.

خط داستانی بازی شامل ۳۱ مرحله است که حدود کمتر از ۱۰ ساعت طول میکشد اما با انجام کارهای مختلف و ماموریت های جانبی، این مقدار میتواند به دو برابر هم برسد. در طول این مراحل، باید ماموریت های مختلفی از جستجوهای ساده گرفته تا مخفی کاری و تخریب و مبارزات سخت و … انجام دهید که یکی از جذاب ترین این ماموریت ها ، زمان هایی هستند که شما باید در یک زمان محدود، افراد مشخصی را که در جاهای مختلف شهر قرار دارند، consume کنید. این افراد کسانی هستند که در مورد اتفاقات اخیر اطلاعاتی دارند و بعد از consume کردن آنها می توانید به این اطلاعات دست بیابید . طراحی مراحل در سطح استاندارد و قابل قبولی قرار دارند و از تکراری شدن بازی جلوگیری می کنند. همچنین در طول بازی توانایی upgrade کردن قدرت ها و … را نیز دارید.

دوربین معمولاً در جاهای خوبی قرار میگیرد و همیشه همراه الکس است و مانع کار بازیباز نمیشود اما در بعضی از مواقع مانند هنگامی که الکس به یک محیط کوچک و محدود می رود، دوربین کمی آزاردهنده می شود. یک سیستم هم با نام lock-on target وجود دارد که در تمام وقت ، تمام دشمنان را در معرض دید قرار می دهد که در جنگ های فشرده و دشوار خیلی کارآمد است.

یکی دیگر از نکات مثبت در گیم پلی بازی محیط آن است. بازی در شهر نیویورک و در Manhattan اتفاق می افتد. به جرات میتوان گفت این شهر با وجود گرافیک متوسط، عالی شبیه سازی شده است و وسعت ان بسیار گسترده است که دست بازیباز را باز میگذارد تا هرجا که دلش خواست برود . سازندگان برای شبیه سازی این شهر تلاش زیادی کردند و عکس های زیادی هم از آن گرفتند و میتوان گفت که موفق هم بوده اند.

 

فیزیک بازی هم خوب و لذت بخش است و در بیشتر مواقع هیجان خاصی به بازی می بخشد. میتوانید خیلی از چیزها مانند تانک ها و هلیکوپتر ها و اتومبیل ها و … را نابود کنید. میتوانید بدن انسانها و Hunter ها را تکه تکه کنید. همچنین هنگامی که الکس به هوا می رد و خود را به زمین میکوبد، یک لرزش بزرگ رخ می دهد و جای پاهای او در زمین فرو می رود . اما فیزیک بازی معایبی هم دارد که جای بحث دارند. بطور مثال هنگامی که یک تانک را به سمت یک پنجره پرتاب کنید هیچ اتفاقی نمی افتد و شیشه نمیشکند!

در کل فیزیک بازی هم تا حدودی خوب است و سازندگان تمرکز زیادی روی این بخش داشته اند اما ظاهراً بیشتر روی تخریب وسایل نقلیه مانند اتومبیل ها و تانک ها و … تمرکز داشته اند .

گیم پلی بازی در کل بسیار عالی است و میتوان گفت که بهترین بخش بازی گیم پلی آن است . گیم پلی روان با قدرتهای زیاد برای به انجام رساندن ماموریت ها بازی را بسیار لذت بخش کرده است و یکی از دلایلی که این بازی را در زمره ی بازیهای مطرح قرار داده است، گیم پلی عالی ان است. 

 

گرافیک

 

یکی از دلایلی که موجب انتقادات زیادی از بازی شده و کمی از کیفیت بازی کاسته است، گرافیک آن است. ظاهراً سازندگان بازی یک دهم وقتی را که صرف جاهای دیگر بازی کرده اند، به گرافیک آن اختصاص نداده اند.با توجه به تاخیری که در عرضه ی بازی افتاد، انتظار میرفت که گرافیک بازی نهایی بهتر از قبل باشد و سازندگان بیشتر روی این قسمت کار کنند ؛ اما آن انتظارات برآورده نشد. البته گرافیک نهایی بازی نسبت به دموهایی که قبل از تاخیرخورد بازی، به نمایش درآمده بودند، پیشرفت خوبی داشت اما باز هم نتوانست خیلی از انتظارات را برآورده کند. ظاهراً در این مدتی که بازی تاخیر داشت، سازندگان بیشتر وقت خود را صرف قسمتهای دیگر کرده بودند ؛ چرا که این مدت ، مدت کمی نبود و می توانستند گرافیک را خیلی بهتر از چیزی که هست ، بهبود بخشند . افکت های آتش و انفجار در حد متوسطی هستند و صحنه های انفجار، بعد از مدتی کمی تکراری می شوند. طراحی مردم و بخصوص چهره ی آنها اصلاً خوب صورت نگرفته و بافت های ضعیفی در آنها به کار رفته است. اما شخصیت اول داستان، الکس، بهتر از بقیه بوده و روی او بیشتر کار شده است. همچنین گوناگونی مردم کم است و چهره ی انسانهایی که در بازی می بینید، بعد از مدتی تکراری می شود  واین کمی بازی را یکنواخت و خسته کننده می کند . موتور بازی هم در بعضی از موارد کمی ضعیف عمل کرده است . بطور مثال ، در کل بازی ۲۵۰ orb در Manhattan گنجانده شده است که شما باید آنها را    جمع آوری کنید . اما متاسفانه در بعضی از مواقع تا بالای سر آنها نروید، نمی توانید محل آنها را ببینید. این اتفاق به این دلیل رخ می دهد که موتور بازی توانایی ترسیم آنها را در فاصله ی دور ندارد. حتی ممکن است در فاصله ی ۲۰ متری از آن قرار داشته باشید اما آنها را نبینید . به همین دلیل پیدا کردن orb ها کار خسته کننده و در بعضی مواقع عذاب آوری می شود. اگرچه با توجه به گستردگی زیاد بازی و فیزیک خوب آن، نباید انتظار گرافیک فوق العاده ای نظیر Assassin’s Creed را از آن داشت اما گرافیک آن می توانست بهتر از این ها باشد .

 

 

اما از حق که نگذریم، گرافیک [PROTOTYPE] نکات مثبتی هم دارد. تکه تکه کردن دشمنان و صحنه های خونریزی به خوبی نشان داده می شوند . نورپردازی هم تا حدودی خوب از آب درآمده است و قابل قبول است . انیمیشن ها هم به خوبی طراحی شده اند و زیبا هستند . بازی با گستردگی زیاد و صحنه های انفجا زیاد و خیابان های شلوغ و … هیچ افت فریمی ندارد . cutscense های بازی هم واقعاً خوب و زیبا هستند اما در بعضی از مواقع، شاهد cutscense های بیجا و بیهوده ای هستیم .

در کل قسمت گرافیک بازی شاید یکی از ضعیف ترین قسمتهای بازی باشد و از آن انتظار بیشتری می رفت . گرافیک و موتور بازی هر دو جای کار بیشتری داشتند و میتوانستند بهتر از این باشند . اما همانطور که قبلاً هم گفته شد برای این بازی با این گستردگی محیط و ازدهام جمعیت، گرافیک تا حدودی متوسط رو به خوب است اما شاید اگر این بازی چند ماه دیگر عرضه می شد، شاهد گرافیک بهتری بودیم . 

صداگذاری و موسیقی

صداگذاری این بازی هم یکی دیگر از نقاط قوت بازی است که واقعاً خوب کار شده است . در این بازی از سیستم جدیدی در صداگذاری استفاده شده است که واقعاً عالی و بی نظیر است .این سیستم عملکرد فوق العاده ای دارد و بلندی صداها را متناسب با فاصله ی آن صدا با شما، پخش می کند.این سیستم زمانی عملکرد عالی خود را ثابت می کند که اگر تعداد افراد یک منطقه، خیلی زیاد هم باشد، باز هم صداها را نسبت به دوری و نزدیکی، کوتاه تر و بلندتر پخش می کند . صداهای مردم و انفجارها هم خوب کار شده اند و در کمتر موقعی تکراری می شوند اما پیش نیامده که دیالوگ های مردم بیربط و بی معنی باشد . عکس العمل آنان و فریادهایشان در رویارویی با هیولاها و الکس، خوب و طبیعی و تحسین برانگیز است. از آنجایی که بازی از فیزیک خوبی بهره می برد و الکس می تواند هر چیزی را پرتاب کند، انتظار می رفت که صدای اشیا پرت شده خوب باشد که انصافاً هم همینطور است.صداهای هولناکی که بر اثر پرتاب ماشین ها و تانک ها و … به وجود می آید، واقعاً طبیعی بنظر می رسند و حس ترس در یک محیط ترسناک را به انسان القا می کند.صدای تفنگ ها هم خوب و متناسب با صدای آنها درست شده است. دوبلور الکس هم هنرپیشه ی معروف هالیودی یعنی Barry Robert Pepper است که از مهم ترین کارهای او میتوان به حضور در فیلم های Saving Private Ryan و The Green Mile (برنده ی جایزه ی اسکار) اشاره کرد.

بخش موسیقی هم واقعاً زیبا و عالی و هیجان انگیز است و حال و هوای جو موجود را به انسان منتقل می کند و کاملاً داستان یک شهر آشوب زده را روایت می کند .

این بخش هم یکی از بخش های خوب بازی است که معلوم است سازندگان در این قسمت هم تمرکز خاصی داشته اند و حسابی روی آن کار کرده اند.

 

شخصیت ها :

( به دلیل در دسترس نبودن عکس برای همه ی شخصیت ها، برای هیچ کدام عکسی گذاشته نشده است. )

Alex Mercer

الکس شخصیت اول بازی است که دارای توانایی های زیادی است که می تواند هر کس و هر چیزی را نابود کند. او دارای سرعت بالا، چالاکی، نیروی زیاد و توانایی های بسیار دیگر است که مهم ترین آنها قابلیت consume کردن است. او با این توانایی می تواند نیرو، ذهن و توانایی های شخصی را که consume می کند، به دست آورد.

او در گذشته یک دکتر بوده و برای شرکت GENTEK کار می کرده است. هنگامی که او یک نمونه ی کوچک از ویروس Blacklight را به عنوان تضمین کننده ی عمرش دزدیده بود، حمل می کرد، توسط افراد Blackwatch کشته می شود. در این زمان به زمین می افتد و لوله ی حاوی ویروس از دستش می افتد و می شکند و ویروس وارد شهر می شود. قسمتی از ویروس نیز آرام آرام وارد بدن الکس می شود . افراد Blackwatch که فکر می کنند او مرده است، او را به مرده خانه ی GENTEK می برند. ویروس موجب زنده شدن الکس می شود ؛ البته الکس واقعی مرده و این الکس حاصل همانند سازی DNA الکس اصلی است. او از آنجا فرار می کند و به دنبال گذشته ی خود و مقصران آن می گردد و برای گرفتن انتقام از هیچ چیزی واهمه ندارد و هر کس را که مزاحم کارش شود، از بین می برد. 

Elizabeth Greene

او یکی از دو بازمانده ی حادثه ی Hope, Idaho است که بعد از آن حادثه و زنده ماندن، توسط گروه Blackwatch (و بعدها توسط GENTEK) اسیر شد. در زمان آن حادثه، الیزابت باردار بود و بعد از مدتی پسرش (اسم رمز : PARIAH) را به دنیا آورد. هنگامی که پسرش به دنیا آمد، او را از الیزابت جدا کردند که این موجب دیوانه شدن الیزابت شد. با توجه به ساختار بدن او و تاثر نکردن ویروس Blacklight بر روی او، الیزابت با ارزش ترین چیز برای GENTEK و یک وسیله ی فوق العاده گرانبها برای تست های آنان است. هنگامی که او در GENTEK زندانی بود، الکس او را آزاد می کند تا از او سوال هایی بپرسد اما او از آنجا فرار می کند و پس از آن سعی می کند که آلودگی را در سطح شهر پخش کند. او بالاخره توسط الکس و Blackwatch کشته می شود.

 

 

 

Dana Mercer

 

دینا خواهر کوچکتر الکس است. او هنگامی که جوانتر بود، به خاطر رویاهای جوانی و رسیدن به آرزوهایش از خانه فرار کرد و اکنون برای رسیدن به برادرش، به دنبال او میگــردد. او بعد از اینکه الکس را پیدا می کند، با تحقیقاتی که انجام داد کمک های شایانی به او می کند ؛ حتی در بعضی از مراحل برای یافتن اطلاعات، به عنوان یک جاسوس عمل می کند. بعدها او توسط یک Leader Hunter ربـوده می شود و بعد از اینکه توسط الکس نجات پیدا می کند، برای مداوا نزد دکتر راگلند برده می شود. آخرین باری که در بازی دیده شد همینجا بود و بعد از آن دیگر در بازی دیده نشد .

 

 

 

Karen Parker

 

کارن یکی از پژوهشگران GENTEK است و کسی است که در گذشته الکس عاشق او بوده است. او در اوایل بازی الکس را یاری می کند اما بعداً مشخص می شود که او به عنوان یک مامور دوجانبه برای Blackwatch کار می کند . او بلافاصله بعد از اینکه می فهمد الکس از موضوع باخبر شده است، ناپدید می شود. اگر شما در بازی، تمام مراحلی را که در آنها باید دانشمندان Blackwatch راconsume  کنید، بطور کامل انجام دهید، موقعیت او آشکار می شود. بعد از اینکه موقعیت او مشخص شد و به آنجا رفتید، یک cutscene به نمایش در می آید که در آن الکس خود را به شکل یک سرباز Blackwatch در می آورد و به اینصورت کارن را فریب می دهد و او را به داخل یک آسانسور می برد و سپس به چهره ی واقعی خود برمی گردد و در همین هنگام cutscene به پایان می رسد. شما بعدها می توانید محل تقریبی او را پیدا و او را consume کنید.

 

 

 

PARIAH

 

او پسر الیزابت و دومین و آخرین بازمانده از حادثه ی Hope, Idaho است. در حالیکه تمام کودکانی که در شهر بودند، مردند، اما او تنها کودکی بود که نه تنها نمرد بلکه هیچ تغییری از خود نشان نداد. او در طول اسارتش، چندین بار مورد آزمایشات مختلف قرار گرفته است. ویروس Blacklight بر خلاف مادرش هیچ تاثیری بر او نگذاشته است و جالب تر اینکه هیچ اثری از ویروس در بدن او دیده نشده است . ظاهراً او همان مورد AREA 51 است اما این قطعی نیست. ابهامات زیادی در مورد او وجود دارد و شاید با او در شماره ی بعدی بازی (اگر در کار باشد) بیشتر آشنا شویم.

 

 

 

Dr. Bradley Ragland

 

دکتر راگلند یکی از دوستان الکس و یک آسیب شناس ماهر است و تلاش می کند تا با آلودگی ای که شهر را فرا گرفته است، مبارزه کند. اولین دیدار او با الکس مربوط به زمانی می شود که الکس با یک ویروس آلوده شده بود و خواهرش او را نزد دکتر راگلند آورد . او نیز به الکس کمک کرد و دارویی برای این ویروس ساخت. او بعدها اطلاعاتی در مورد روش نابود کردن Leader Hunter تهیه می کند و بعد از اینکه الکس، دانا را که مجروح شده بود، نزد او آورد، از دانا نگهداری می کند. در این بین که الکس مشغول consume کردن افراد خاص بود، متوجه می شود که دکتر راگلند در گذشته برای  GENTEKکار می کرده است اما بعد از اینکه از او خواسته می شود که بر روی ویروس Blacklight کار کند و در این کار با آنها همکاری کند، این شرکت را ترک می کند.

 

 

Captain Robert Cross

 

کاپیتان کراس که با نام Specialist شناخته می شود، یک افسر زبده در Blackwatch است. وظیفه ی او و افرادش پیدا و دستگیر کردن الکس است. در یکی از مراحل بازی او تلاش می کند که یک نوع انگل را به الکس تزریق کند تا به وسیله ی آن او را متوقف و قدرت هایش را از او بگیرد. جای الکس توسط کارن به او گفته می شود و او موفق می شود که الکس را به دام بیندازد و پس از کش و قوس های فراوان ، موفق می شود که انگل را به الکس تزریق کند اما نمی تواند او را دستگیر کند.

بعد ها مشخص می شود که شخص ناشناسی که به الکس کمک می کرده همان کراس بوده است . کراس برای بار دوم به الکس حمله می کند اما این بار آشکار می شود که او همان Supreme Hunter ایت که خود کراس را consume کرده است . الکس موفق می شود برای بار دوم و اخر او را شکست دهد و برای همیشه از شرش راحت شود.

 

 

Dr. Raymond McMullen

 

او رئیس بخش پژوهش شرکت GENTEK است و با تمام اتفاقاتی که در Hope, Idaho رخ داده است، آشنایی دارد. Blackwatch او را به عنوان مسئول تحقیقات در مورد ویروس Blacklight انتخاب کرده است و همچنین او رابط Blackwatch باGENTEK  است . McMullen به شدت در مهندسی ژنتیک وارد و باهوش است . الکس تصمیم میگیرد که او را پیدا و consume کند اما قبل از اینکه اینکار را بکند و اطلاعاتش را بدست آورد، McMullen اقدام به خودکشی میکند .

 

 

General Peter Randall

 

ژنرال پیتر راندال فرمانده ی گروه Blackwatch است. او یک شخص بی رحم و مستبد است و ظاهراً از اوضاع بد Manhattan و تلفات زیاد ناشی از آلودگی ها چندان هم ناراحت نیست. در بازی آشکار می شود که او مسئول حمل ویروس به Hope, Idaho و نابودی آن بوده است و قصد دارد که همین بلا را بر سر Manhattan نیز بیاورد. او بخاطر عملکردش در حادثه ی Hope, Idaho ترفیع درجه گرفته و به این درجه رسیده است. او کسی بود که فرزند الیزابت گرین را از او جدا کرد و موجب دیوانگیش شد. بعد ها راندال نیز توسط الکس consume  می شود.

 

 

Hunter ها

 

 

Leader Hunters

 

Leader Hunter ها سر دسته ی گروه Hunter ها هستند . جلب کرد توجه آنان تقریباً مساوی با مرگ است؛ چرا که موجب می شود تا آنها حمله های سریعی بکنند که در اینصورت فرار از دست این حملات کار بسیار مشکلی است و با ضربات سنگین آسیب دیدگی جدی ای وارد می کنند. Leader ها دارای دو دهان در سرشان هستند و قوی تر از Hunter های معمولی هستند . بهترین و موثرترین راه از پای در آوردن این موجودات، حملات “ Devastators and aerial “است.

 

Supreme Hunter

 

شما در طول بازی دو بار با آن روبرو می شوید . این جانور یکی از سرسخت ترین دشمنان شما در طول بازی است. Supreme Hunter توسط گرین به وجود آمده است . اولین باری که الکس او را شکست داد، او تبدیل به یک مایع شد و هنگامی که الکس بر روی این مایع رفت، Supreme Hunter توانایی های الکس را به دست آورد. او از Leader Hunter ها بزرگتر است و دارای شباهت بیشتری به انسانها نسبت به بقیه است. او دو پا و صورتی شبیه انسان اما به رنگ قرمز دارد.

 

Brawler Hunter

 

اولین بار در سال ۲۰۰۷ دیده شدند و بعد ها Brawler ها از بازی حذف شدند و Leader Hunter ها جای آنان را گرفتند .

 

اسلحه ها

 

( در اینجا بطور مختصر به بعضی از اسلحه هایی که میتوانید در بازی از آنها استفاده کنید، اشاره شده است. )

 

 

 

M4 Carbine

 

این تفنگ بیشتر توسط سربازان Blackwatch مورد استفاده قرار میگیرد . این اسلحه از ابتدای بازی وجود دارد و بدون نیاز به تمرین، می تواند به راحتی مورد استفاده قرار بگیرد . مهارت در استفاده از این تفنگ، با consume کردن “base weapon master” و استفاده از حافظه ی آن، قابل upgrade است.

 

 

The Grenade Launcher

 

یکی از مورد استفاده ترین تفنگ های الکس است که کمیاب و در هر جوخه تنها یک عدد از آنها موجود است . The Grenade Launcher به خاطر قدرت بالایش، یکی از تفنگ های پراستفاده و مفید است . مهارت در استفاده از این تفنگ هم با consume کردن دشمنان و استفاده از حافظه ی آنها، قابل upgade است.

 

 

Rocket Launcher

 

Rocket Launcher از The Grenade Launcher هم قدرتمند تر است اما ظرفیت کمتری نسبت به آن دارد. یک The Grenade Launcher معمولی، توانایی نگهداری ۲۵ نارنجک را دارد اما یک Rocket Launcher تنها می تواند ۷ راکت را در خود جای دهد. با این تفنگ و با تمرین، می توانید تنها با یک یا دو شلیک یک Hunter را از پای در آورید.

 

پلتفرم:
سازنده:
ناشر:
تاریخ عرضه:
نسخه‌ی بررسی شده:
سبک:

حتما بخوانید